مستندات قرآنی دیدگاه‌های مقام معظم رهبری درباره نسبت علم و تکنولوژی با تمدن اسلامی PDF چاپ نامه الکترونیک

مستندات قرآنی دیدگاه‌های مقام معظم رهبری درباره نسبت علم و تکنولوژی با تمدن اسلامی*

مرتضی مطهری‌فرد** و مرتضی توکلی***

چکیده

تمدن‌سازی اسلامی از جمله مباحثی است که به دلیل فرآیندهای جهانی شدن و حس برتری‌جویی فرهنگ‌ها و ملل بر دیگران، به اصلی‌ترین مسئله در مطالعات اجتماعی سیاسی در جهان اسلام مبدل شده است. تمدن اسلامی بر اساس هویت اسلامی شکل می‌گیرد و این هویت در قالب تمدن اسلامی به جهانیان و بشریت معرفی و عرضه می‌گردد. در جهان امروز بر اساس مؤلفه‌های تعریف شده، تمدن جوامعی که در علوم و به خصوص در پیشرفت‌های تکنولوژی پیشگام باشند، متمدن‌تر تلقی می‌گردد. جایگاه علم و تکنولوژی در اسلام به همراه جهان‌بینی توحیدی و با محوریت سعادت دنیوی و اخروی بشر به تمدن اسلامی چهره‌ای منحصر به فرد بخشیده است که در اهداف، بسترها، پیشرفت‌های علمی و... قابل تأمل است. این نوشتار، مبتنی بر فرمایشات مقام معظم رهبری به مناسبات تمدن اسلامی و علم با تأکید بر تکنولوژی در قرآن پرداخته است.

واژگان کلیدی: قرآن، تمدن اسلامی، علم، تکنولوژی، آیت الله خامنه‌ای، هویت

مقدمه

ضرورت تمدن‌سازی اسلامی امروز در جهان اسلام بیش از پیش احساس می‌شود. آن هنگام چهره متعالی، انسان‌ساز و حیات‌بخش اسلام ظاهر می‌گردد و بر اساس آن دین الهی ترویج می‌شود که آموزه‌های ناب اسلامی در قالب نظام‌واره‌هایی به صورت مدون در عرصه زندگی بشر مشاهده گردد. لازمه این امر، مبادرت بر تمدن‌سازی اسلامی بر اساس مؤلفه‌های توحیدی است. اساساً قابلیت بالای دین اسلام تا آنجاست که در صورت توفیق در این زمینه، گفتمانی را در میان افراد جهان پدید می‌آورد که طعم واقعی زندگی متمدنانه را بر مذاق آنان می‌چشاند. در دنیایی که مادیگری و محسوسات جای ایمان به غیب، معنویت و طمأنینه را گرفته، تمدن‌سازی اسلامی در ارائه الگویی جدید به جوامع انسانی می‌تواند مثمر ثمر واقع شود. علم و به خصوص تکنولوژی که در جهان بعد از دوره رنسانس و افول کلیسا به محوری‌ترین شاخصه مدنیت جوامع تبدیل گشت و تمدن‌ها بر اساس آن ارزش گذاری شد، آثار و پیامدهایی را در پی داشت که دیگر ساحات انسان را تحت الشعاع قرار داد. این نوشتار در صدد پاسخ به این پرسش‌هاست. جایگاه علم و تکنولوژی در تمدن سازی مبتنی بر آیات قرآن چیست؟ آیا در اسلام علوم و تکنولوژی موضوعیت دارد؟ تکنولوژی در چه بستری می‌تواند در خدمت سعادت بشر باشد و آثار مخرب تکنولوژی در جامعه مادیگرایان را نیز در پی نداشته باشد؟ دیدگاه آیت الله خامنه‌ای در این زمینه چیست؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها تلاش می‌شود با تمسک به آیات قرآن و توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری، مناسبات تمدن اسلامی و علم با تأکید بر تکنولوژی تبیین گردد.

تعریف تمدن

واژه «تمدن» بر انواع پیشرفت‌ها در مظاهر متنوع زندگی بشر اطلاق می‌شود (مجیر شیبانی، تاریخ تمدن از آغاز آفرینش تا تمدن مادی، 1337: 1/ 5). تمدن از نظر لغوی به معنای شهر‌نشینی، اخلاق مردم شهر نشین را پذیرفتن، از حالت خشونت و جهل به حالت معرفت و شهر نشینی انتقال یافتن و به طور خلاصه روش‌ها و اسباب شهر نشینی را اختیار کردن است. (جر، فرهنگ لاروس،  1379: 1/ 653). در فرهنگ‌های عربی واژه تمدن به معنای حضارۀ (تمدن، شهر آیینی) نقطه مقابل بداوت (بادیه‌نشینی) به کار رفته است. (زمخشری، اساس البلاغه، 1339ق: 130). در فرهنگ‌های جدید، تحضر به تمدن و حاضره به شهر بزرگ اطلاق می‌شود (عاملی، ذکری الشیعه، 1383: 15). واژه انگلیسی «Civilization» از ریشه «Civiliz» به معنای مدنیت و رهایی از وحشی‌گری است (حییم، فرهنگ معاصر انگلیسی ـ فارسی، 1369: 1/ 235). در ادبیات فارسی تمدن به معنای همکاری افراد جامعه در امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و انس گرفتن با آداب و اخلاق شهریان به کار می‌رود (معین، فرهنگ معین،‌ 1375: 1/ 1139). ابن خلدون حالت اجتماعی شدن انسان را تمدن ‌نامیده است(ابن خلدون، مقدمه ابن خلدون، ۱۳۶۲: ۷۳). بعضی دیگر گفته اند: تمدن مجموعه‌ای از عوامل معنوی و مادی است که با ایجاد فرصت برای جامعه و ادغام عرصه‌های زندگی، زمینه همکاری لازم را در راستای رشد و توسعه اجتماعی فراهم می‌سازد (اخوان کاظمی، «راهبردهای اعتلای تمدن و فرهنگ اسلامی و تضمین امنیت فرهنگی، 1378: 75). در نظر ویل دورانت تمدن عبارت از تجلی نظم اجتماعی و امکان‌پذیر‌ی خلاقیت فرهنگی است (دورانت، تاریخ تمدن، 1365: 1/ 3). به اعتقاد هنری توماس، تمدن پدیده‌ای است به هم تنیده که همه رویدادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی هنر و ادبیات را شامل می‌شود (لوکاس، تاریخ تمدن، ۱۳۶۶: 1/ ۷ـ۱۶). واژه ‌تمدن بیانگر مراحلی معین تحول اجتماعی (نبوی و ملایری، جوامع تمدن‌ساز، پویایی و چرایی تمدن‌ها، ۱۳۷۳: ۱۶ـ9) و ثمره نبوغ اقلیت مبتکر و نوآور است (البعلبکی، موسوعه المورد، بی‌تا: ۳/ ۲۸). اما در فرهنگ قرآنی تمدن به معنای داشتن فرهنگ دینی است که در آن هدایت بارز است، آنچنان که در آیه ذیل جایی که هنوز به هدایت نایل نشده ده (قریه) خوانده می‌شود: Pوَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ...O (یس/ 13)؛ «براي آنها ياران [دِه] را مثال بزن كه فرستادگان خدا به سوي آنها آمدند و بي هنگام آن پيامبران بزرگ وارد اين قريه شدند». و آنگاه مردی حبیب نام را که هدایت شده می­یابد ولو ساکن همان مکان است، اهل مدینه (و نه دِه) خطاب می­کند: Pوَجَاءَ مِنْ أَقْصَي الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَي…O (یس/ 20)؛ «مردي با ايمان از نقطه‌اي دوردست شهر با شتاب فرارسيد».

آنچه از کلام رهبر معظم انقلاب به عنوان تعریف تمدن در فضای اسلامی که قابل تبیین است، در عبارت زیر می‌توان خلاصه نمود: ترکیب و آمیختگی دنیا و آخرت با هم در جامعه که در آن همه انسان‌ها بتوانند در آن با توانِ خدادادی خود در پیشبرد اهداف زندگی در تمام شئون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی، حقوقی و... به یکدیگر کمک و با هم همکاری کنند (بیانات در دیدار مردم شاهرود 20/8/1385).

ویژگی‌های تمدن اسلامی

ویژگی‌های تمدن اسلامی در نگاه رهبر معظم انقلاب، پرجاذبه برای آحاد بشریت، قابل تطبیق و کارآمد برای دوران‌های مختلف، مخالف سیطره و غارت و چپاول دیگران، مولد پیشرفت و دارای باطن متعالی و نه پوسیده (بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى 8/10/1394)، مبتنی بر آرمان‌ها و در عین حال واقع نگر (بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان 20/4/1394) معرفی شده است. شاخصه‌ اصلی و عمومی تمدن اسلامی، بهره‌مندی انسان‌ها از همه ظرفیت‌های مادی و معنوی‌ای است که خداوند برای تأمین سعادت و تعالی آنان، در عالم طبیعت و در وجود خود آنان تعبیه کرده است (بیانات رهبری در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی 9/2/1392). چشم‌انداز مد نظر و مبتنی بر مؤلفه‌های تمدن اسلامی این است که چنین تمدنی می‌تواند با شاخصه‌‌های ایمان، علم، اخلاق و مجاهدت مداوم، اندیشه‌ پیشرفته و اخلاق والا را به امت اسلامی و به همه‌ بشریت هدیه دهد و نقطه‌ رهائی از جهان‌‌بینی مادی و ظالمانه و اخلاقِ به لجن کشیده‌‌ای که ارکان تمدن امروزیِ غربند، باشد (همان). آیه Pكُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ...O (آل‌عمران/ 110) به این نکته درخور توجه می‌دهد که ملاک بهترین امت شدن، تلاش برای تکثیر خوبی­ها و تحدید بدی­ها و ایمان به خداوند است. این نکته همان شاخصه اصلی تمدن اسلامی است.

نسبت علم و تمدن

تمدن دارای مؤلفه‌های متعددی است که هر کس با رویکردی متفاوت مؤلفه‌های متفاوتی را برای آن برمی‌شمارد، لکن آنچه در این میان مشترک میان تعاریف و مؤلفه‌هاست، نوعی پیشرفت و نظام‌مند شدن زندگی اجتماعی است؛ بنابراین، از ارکان نظام‌مند شدن زندگی بشر ابتنای رفع نیازهای جامعه بر علم است. هر چند علم نیز دارای تعدد شاخه و تأثیر است، لکن در این نوشتار به علوم تجربی، صنعتی و تکنولوژی پرداخته می‌شود. جوامعی که به علوم تجربی، پایه و صنعتی بها ‌داده‌اند، حداقل در صدد این بوده‌اند که به بخشی از توانایی بشر بها دهند و آن را شکوفا نمایند. علوم و تکنولوژی شاید مستقیماً دال بر متمدن بودن یک اجتماع نباشد، لکن از این حیث که جامعه علم محور دارای نوعی هویت انسانی است که او را از موجودات دیگر متمایز می‌نماید، حائز اهمیت است: Pقُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُون...O (زمر/ 9)؛ «بگو آیا آنها که می‌دانند و آنها که نمی­دانند برابرند؟». متمدن بودن جامعه اسلامی از جهات زیادی قابل تأمل است، ولی در این نوشتار، مناسبات علوم و تکنولوژی و تمدن اسلامی تبیین می‌گردد. رویکرد دین اسلام به مطلق علوم آنچنان وزین است که اگر رشد تکنولوژی، علوم تجربی و پایه را از مؤلفه‌های تمدن بدانیم، جامعه اسلامی در این زمینه هم دارای هویت شایان توجه و قابل دفاع خواهد بود؛ چرا که اساساً «تمدن اسلامی به بركت حركت علمی كه از روز اول در اسلام شروع شد، به وجود آمد» (بیانات رهبری در دیدار جمعی از نخبگان علمی 5/7/1383). در قرآن کریم آیات بسیاری دال بر توجه ویژه اسلام به علوم تجربی، طبیعی و صنایع و.. آمده است که مؤید مدعای فوق است (ر.ک: آیات سوره رعد/٢ به بعد؛ حج/۵؛ مؤمنون/۱٢ـ٢۱؛ نحل/۳ـ۱۷ و...).

مناسبت‌های هویت اسلامی و تکنولوژی

تکنولوژی در جوامع اسلامی که وجوه متمدنانه آن، الگوی دیگر نقاط جهان بوده، از چند جنبه به هویت اسلامی گره خورده است. حتی ادعا می‌شود آنچه از تکنولوژی که به یکی از مؤلفه‌های تمدن تبدیل شده، صرفاً در فضای دینی معنا و مفهوم دارد. این مدعا در قالب محورهای ذیل مورد توجه قرار می‌گیرد.

1. جهان‌بینی اسلامی به علوم و تکنولوژی

جهان‌بینی اسلامی به مقوله علوم طبیعی در جای جای نصوص دینی مشهود است. برای نمونه، امام صادقg در کتاب «توحید مفضل» به اسرار نهفته جهان هستى اشاره دارد و مشخص مى‏کند که به تمام اسرار آفرینش کاملاً احاطه دارد. آن حضرت همانند فیلسوفى متالّه، متکلمى زبردست، پزشکى ماهر، تحلیلگرى قوى، تشریح کننده‏ای موشکاف، کارشناسى برجسته در امور کشاورزى و درختکارى، حیوان‏شناسى عمق‏نگر و آگاه‏ترین فرد در زمینه معدن، آب، فیزیک، شیمى، ریاضیات، هوا و فضا و نجوم از ریزه‏کارى‏ها و رازهاى شگفت‏انگیز عالم طبیعت پرده برمى‏دارد و در سطح فهم مخاطب سخن مى‏گوید (جعفی، توحید مفصل، 1404: 29). در پدیده‏هاى مختلف آسمان و زمین، وجود آفریدگار را گوشزد مى‏کند. «توحید مفضل» تفسیر این آیه قرآن است که فرمود: Pسَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِى الْآفَاقِ وَ فِى اَنْفُسِهِمْ حَتَّى یتَبَینَ لَهُمْ اَنَّه الْحَقُّ اَوَلَمْ یکْفِ بِرَبِّکَ اَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَى‏ءٍ شَهِیدٌO (فصلت/ 53)؛ «به زودى نشانه‏هاى روشن خود را در اطراف هستى و در وجودشان به آنان نشان خواهیم داد تا براى آنان آشکار گردد که او حق است. آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟». این رویکرد بیانگر این است که علم و تکنولوژِی برای هدایت و عمق بخشیدن به بینش توحیدی انسان‌ها در اسلام تقدیس شده است. دقیقاً برخلاف رویکرد غربی که همواره برای فرار از عبودیت خداوند به علم روی آورده‌اند. برای نمونه این تفکر را می‌توان در نظریه علم‌محوری فرانسیس بیکن (Francis Bacon) جست‌وجو کرد. بیکن با انتقاد از گذشتگانی که علم را به قصد فهم و تفسیر عالم فرا می‌گرفتند، هدف از علم را افزایش قدرت آدمی و نه افزایش معرفت او تفسیر کرد. به عقیده وی علم باید در خدمت تغییر عالم باشد و نه تعبیر و تفسیر عالم (نصیری، آوینی و مدرنیته، 1389: 69). با این جهان‌بینی به علم و حیات بشری طبعاً پایه‌ریزی تمدن نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. باور و اعتقاد به جهان غیب، همه ابعاد زندگی را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد؛ چرا که ارتباطی عمیق بین ظاهر و باطن و جهان ماده و عالم غیب وجود دارد، اما نگاه مبتنی بر ماده گرایی و انکار غیب تلاش انسان را در تأمین هر چه بیشتر نیازهای مادی و غریزی اش قرار می‌دهد (همان). بر این اساس، آیت الله خامنه‌ای تأکید می‌کند که چرخه علمی در کشور باید راه را برای جست‌وجو و یافتن منطقه‌های تازه‌ علمی در این آفرینش وسیع الهی باز كند (بیانات در دیدار نخبگان جوان، 14/7/1389).

2ـ پیشینه درخشان رشد تکنولوژی در بستر تمدن اسلامی

در اندیشه آیت الله خامنه‌ای وقتی در جامعه‌‌ای علم محترم شمرده می‌شود که استعداد و سرچشمه‌ درونی عناصر انسانی کشور جوشان شود و علم بومی گردد. همچنین ایشان معتقدند اولین سنگ بنای این چشم‌انداز بازیابی هویتِ قدرت بر تولید علم در فناوری است که همواره از جانب بیگانگان تضعیف شده است (بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، 10/8/1383). از راهکارهای بازیابی هویت مذکور مطالعه پیشینه درخشان مسلمانان در علوم طبیعی و فناوری در ادوار مختلف است؛ زیرا شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متکی به پشتوانه‌های تاریخی و تمدنی و محصول تراکم معرفت‌ها و تجربه‌هاست (بیانات رهبری در اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی، 26/6/1390) و امّت اسلامی پیشرو علم و مدنیّت و اخلاق و گسترش نشانه‌های انسانیّت در دوران‌های طولانی در تاریخ بود (بیانات رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد امیرالمؤمنینg، 17/5/1385)؛ لذا ثمره مرور تاریخی هویت علمی در اسلام این است که انتظارات را افزایش می‌دهد و قله‌ها و چشم اندازها رفیع‌تر ترسیم می‌گردد. آیت الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «جامعه‏ای که پزشک و ستاره‏شناس و عالم اجتماعیِ هزار سال‏ قبلش قرن‌ها بعد در دنیا متلألی و درخشیده است، این پیشرفت‏ها برای او کم است» (بیانات در دیدار جمعی از مهندسان، 5/12/1383).

مسلمان در تاریخ اسلام آنچه همواره تحلیل‌گران تاریخی را به اعجاب وامی دارد، جایگاه علم در همه شاخه‌ها نزد مسلمانان بوده است؛ برای مثال، در زمان امام صادقg شور و شوق علمى بى‏سابقه‏اى در جامعه به وجود آمده بود. امامg در عصر خود بزرگ‏ترین دانشگاه اسلامى را در مدینه گشود و مسجد پیامبرa را محل تدریس خویش قرار داد، به‏گونه‏ای که همه فنون در آن تدریس مى‏شد. مجموع شاگردان امام صادقg در این زمان بالغ بر چهار هزار تن بوده است (عاملى، ذکری شیعه، 1419: 78). در میان شاگردان حضرت افراد بارزی در علوم طبیعی، ریاضیات و صنعت به چشم می‌خورد؛ برای نمونه، درباره جابر بن‏ حیان گفته شده که وى در فنون غریبه تبحر داشته و داراى چندین تألیف بوده که از امام صادقg اخذ نموده است، جرجی زیدان مى‏گوید: تعجب است در مورد این شخص که اروپایى‏ها توجه بیشترى نسبت به او از مسلمان‏ها دارند و درباره او و کتاب‏هایش تحقیقات فراوان نموده‏اند. وى در ادامه مى‏گوید: «جابر بن حیان حجت است از شرق در برابر غرب تا ابد» (خویى، مجمع الرجال الحدیث، 4/ 10). همچنین است در مورد ابوخالد حبیب بن المعلى سجستانى که در نجوم بسیار چیره‏دست و ماهر بود (کشى، رجال الکشی، 1348: 612؛ ابن طاووس، فرج المهموم، بی‌تا: 131). او از جمله منجّمانى بوده است که در مقابل نظریه زمین مرکزى، تلاش‏هاى علمى زیادى به انجام رسانید و نظریه گردش زمین به دور خورشید را مطرح نمود (نعمه، فلاسفه شیعه، 1367: 332). از این دست دانشمندان مسلمان چنان بسیارند که پرداختن به سرگذشت آنها تحقیقات متعدد و وسیعی را می‌طلبد.

اینکه همواره جوامع اسلامی سعی در به وجود آوردن شرایطی بودند که نه صرفاً بتوانند به همزیستی اجتماعی نایل آیند، بلکه همواره قله‌هایی متعالی را در ذهن می‌پروراندند و در راستای تحقق آن می‌کوشیدند که به تمام ساحت‌های وجودی انسان توجه داشته باشد و پاسخ دهد، به عنوان یکی از نمادهای تمدن اسلامی تأمل‌برانگیز است. اینکه علم و دانش در تمدن اسلامی به طرز معناداری گسترش یافت و در ابعاد مختلف نیز مورد کاوش قرار گرفت، ناشی از رویکرد متمدنانه اسلام به علم و انسان و حیات اوست و بیانگر این است که تمدن اسلامی دارای هویتی جامع است و شرایط پیشرفت همه جانبه در زندگی جامعه را دربرداشته است؛ به همین دلیل است که آیت الله خامنه‌ای هدفدار كردن تحقیق علمی با توجه به نیازهای كشور و نیازهای صنعت و بقیه‌ بخش‌های حیاتی كشور را لازم و ضروری می‌دانند (بیانات‌ در دیدار کارگزاران نظام، 18/7/1385) و این ملاکی است برای نحوه به خدمت گرفتن علم و تکنولوژی تا محور اصلی زندگی انسان نشود؛ چرا که «داعیه ما ایجاد تمدنی است متكی به معنویت، متكی به خدا، متكی به وحی الهی، متكی به تعلیم الهی، متكی به هدایت الهی. امروز اگر یك چنین تمدنی را ملت‌های اسلامی بتوانند پایه‌گذاری كنند، بشر سعادتمند خواهد شد» (بیانات رهبری در دیدار قاریان، 31/4/1391). در قرآن کریم نیز تزکیه انسان همواره مقدم بر علم آموزی وی می­باشد.

در نظریه غربی ـ که مخصوصا از دوران هگل به بعد پررنگ‌تر شد ـ انسان با نفی ربوبیت خداوند، در عالم موجودی تنهاست و برای اینکه از پس حوادث عالم برآید، باید بر قدرت خود بیفزاید؛ لذا انسان شخصیت خودساخته‌ای می‌یابد که منشأ تولید علم و تمدن می‌گردد. «امروز مکتب‌های فلسفی و مکتب‌های معرفتی دنیا در کار بشریّت درمانده‌اند. ... و راه پیدا نمی‌کنند. دلیل درماندگیشان این است که در غرب علم هست، پول هست، قدرت نظامی هست، سعادت نیست، سکینه و طمأنینه نیست؛ آرامش معنوی نیست. پس آن نسخه، نسخه‌ ناکامی است؛ نسخه‌ شکست‌خورده‌ای است. اما قرآن و آیین اسلام، به انسان هم علم می‌دهد، هم رفاه می‌دهد، هم عزّت می‌دهد، هم سکینه می‌دهد: Pهُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْO (فتح/ 4)؛ Pفَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى‏ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَىO (فتح/ 26). علاوه بر لذّت دنیوی، رفاه مادّی و قدرت علمی، سکینه و طمأنینه می‌دهد و آرامش می‌بخشد؛ و این در تاریخ تجربه شده است. امروز هم قابل تجربه شدن است. امروز علاج امت اسلامی این است» (بیانات رهبری در مراسم اختتامیه مسابقات حفظ و قرائت قرآن کریم‌، 9/8/1379).

اما در نظریه اسلامی انسان دو گونه بر تولید علم و حکمت و تمدن سازی توفیق می‌یابد:

الف) امداد تکوینی

انسان طالب علم در جهان­بینی اسلامی، خود را در بستری می‌یابد که خداوند فراهم نموده است و برای رسیدن به خداوند و شناختن خداوند تلاش می‌کند، و در این فرآیند، طبیعت نیز خود تلاش می‌کند به انسان نمایانده شود؛ چون انسان و طبیعت مطابق فطرت با هم تعامل دارند و همه به سوى خداى سبحان و آن هدفى كه خداوند براى آنها مقدر نموده، در حركتند. انحراف و اختلال حركت يك جزء از اجزاى آن مخصوصا اگر از اجزاى برجسته باشد، در ساير اجزاء بطور نمايان اثر سوء باقى مى‏گذارد: Pوَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَO (اعراف/ 96) (طباطبایی، ذیل آیه 96 اعراف). آیت الله خامنه‌ای ذیل این آیه تصریح دارند: « اگر ایمان و تقوا به میدان بیاید، باب رحمت و برکت را هم باز می‌کند» (بیانات در دیدار مردم قم 19/10/ 1383 و بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، 17/11/1372).

ب) آزادی و طمأنینه فکری و قلبی

انسان با رویکرد اسلامی و توحیدی فارغ از انگیزه‌ها و عوارض دون، با اندیشه‌ای آزاد به علم پژوهی می‌پردازد و این آزادی ذهنی به قدرت اندیشیدن عمیق و متمرکز در موضوعات علمی منجر می‌گردد و این‌گونه ذهن به زوایایی خواهد رسید که هر شخصی توان این‌گونه عمق نگری را نخواهد داشت. «وقتی انسان به این مسئله معتقد شد، این توحیدی که این معنا را به ما نشان می‌دهد، یک نیروی عظیم و تمام نشدنی را در اختیار بشر می‌گذارد» (بیانات رهبری در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، 10/9/1389). شاید بتوان ادعا نمود که این بارقه­ای از همان علم لدنی است که قرآن در مورد برخی بندگان خاص خدا تصریح می­کند: Pوَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًاO (کهف/ 65).

3ـ اهداف مقدس تکنولوژی در اسلام

اینکه علم چه اهدافی را دنبال می‌نماید، باید در اندیشه دینی جست، لکن در دسته بندی علوم جایگاه فناوری و صنعت به گونه‌ای که آیت الله خامنه‌ای معتقدند پیشرفت همه‌جانبه و توسعه‌ کشور، قطع نیاز از بیگانگان و رسیدن به رفاه عمومی که مساوی با عزتمند شدن اسلام در جهان است، مدنظر است؛ زیرا «وقتی مردمی دانشمند نبودند، اهل صنعت نبودند و فناوری و علم نداشتند، از بسیاری از ثروت‌های موجود طبیعی خودشان هم غافل می‌مانند... وقتی علم نباشد، صنعت نیست. وقتی صنعت نباشد، بسیاری از ثروت‌های جامعه کشف نمی‌شود. وقتی صنعت نباشد، همه موجودی برای به‌دست آوردن صنعت روز خرج می‌شود؛ دنباله‌روی از بیگانه و گرفتنِ ناگزیرِ فرهنگ بیگانه و تبعیت ناگزیر از سیاست‌های بیگانه هم به دنبالش پدید می‌آید» (بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، 10/8/1383)؛ لذا در این اندیشه، تکنولوژی در پی خدمت به انسان‌هاست، به طوری که خللی در زندگی دنیوی نداشته باشند و بستری برای عدالت است که باید سودش به همه مردم برسد (بیانات در حرم مطهر رضوی در آغاز سال، 1/1/1390) و عدم سیطره برخی بر برخی در جهان که به امپریالیسم جهانی موسوم است، رخ می‌نماید. در این نگاه، همه زندگی صرف تولید و صنعت نمی‌‌گردد، بلکه بستری است تا از دغدغه‌ها و نیازهای مادی آسوده گردد تا با فراغ بال به رشد انسانی خویش و سلوک معنوی برسد. «تمدّن اسلامی یعنی آن فضایی كه انسان در آن فضا از لحاظ معنوی و از لحاظ مادّی میتواند رشد كند و به غایات مطلوبی كه خدای متعال او را برای آن غایات خلق كرده است، برسد؛ زندگی خوبی داشته باشد؛ زندگی عزّتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتكار، دارای سازندگیِ جهان طبیعت؛ تمدّن اسلامی یعنی این. هدف نظام جمهوری اسلامی و آرمان نظام جمهوری اسلامی این است» (بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، 14/6/1392). این از ویژگی‌های تمدن اسلامی است که علم و تکنولوژی را این‌گونه به خدمت می‌گیرد. در این فضاست که مولد علم مجاهد و تولید علم نیز جهاد تلقی می‌گردد (بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی، 1/1/1385).

قرآن کریم نیز اهداف تکنولوژی به مصادیق مختلف مطالب بالا را تایید می­نماید. در داستان سفر ذوالقرنین به مشرق و نجات یک قوم از آزار یأجوج و مأجوج به وسیله بنای یک سد، به صراحت تکنولوژی را ابزاری برای نفی سلطه دشمنان معرفی می­کند: Pآتُونی زُبَرَ الْحَدیدِ حَتَّى إِذا ساوى بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً قالَ آتُونی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً ... فَمَا اسْطاعُوا أَنْ یَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً...O (کهف، 96و97)؛ «قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید (و آنها را روی هم بچینید) تا وقتی که کاملاً میان دو کوه را پوشانید، گفت: ( در اطراف آن آتش بیفروزید ، و) در آن بدمید (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد ، و گفت: (اکنون) مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی آن بریزم (سرانجام چنان سدّ نیرومندی ساخت) که آنها [طایفه یأجوج و مأجوج] قادر نبودند از آن بالا روند و نمی‌توانستند نقبی در آن ایجاد کنند».

در آیه‌ای دیگر در مورد حضرت داودg می‌فرماید: Pوَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأْسِکُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاکِرُونَ...O (انبیاء، 80)؛ «به خاطر شما (انسان‌ها) به داوود صنعت زره‌سازی و لباس جنگی آموختیم تا شما را از سختی و آسیب جنگ‌ها حفظ کند پس آیا شما شکرگزار خواهید بود؟». همچنین می‌فرماید: Pوَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِO (حدید/ 25) یعنی پیغمبران علاوه بر اینکه با زبان دعوت سخن می‌گویند، با بازوان و سرپنجگان قدرتی که مجهّز به سلاح هستند و با زورگویان و قدرت‌طلبان فاسد، معارضه و مبارزه می‌کنند (بیانات رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید نیمه‌شعبان، 30/7/1381).

در آیات بسیاری نیز توجه به طبیعت و زوایای آن را برای رفع نیازهای حیات مادی انسان تشریح می­کند (بقره/ ۲۲ و 29 و ۱۶۴؛ اعراف/ ۵۷ـ۵۸؛ انعام/ ۹۹؛ رعد/ ۴ ، نباء/ 11 و...) که لازمه بهره­برداری از آن دستیابی به تکنولوژی است.

4. تفاوت‌های بنیادین تکنولوژی در بستر اسلام و غیراسلام

تکنولوژی در بسترهای مختلف، اشکال و ماهیت‌های متفاوتی به خود گرفته است. ریشه این تفاوت‌های ماهوی را باید در نحوه نگرشِ مکاتب به آن جست‌وجو نمود. «در اسلام ضدیت دین با علم و ضدیت دین با عقل، اصلاً معنا ندارد... تمدن اسلامی به بركت حركت علمی كه از روز اول در اسلام شروع شد، به وجود آمد. از لحاظ علمی بر همه‌ی آن تمدن‌ها فائق می‌آید. این یك حركت معجزآساست. این نبود مگر اینكه اسلام به علم، فراگیری آن و تعلیم دادن علم و زندگی عالمانه تحریص داشت... . محیط اسلامی چنین محیطی است... . البته در غرب و اروپا وضع فرق می‌كرد. در اروپای مسیحی، آغاز تحرك معرفت علمی با پایان معرفت دینی هم‌زمان و همراه بود؛ یعنی شروع این مرحله به معنای ختم آن مرحله تلقی شد. شاید حق هم همین بود؛ چون معرفت دینی در محیط مسیحی، معرفتی خرافی، تعصب‌آلود و كاملًا ضد علم بود. بدیهی و طبیعی است كه در چنین شرایط اجتماعی، اگر علم بتواند قد علم كند، دین و معرفت دینی را به خاك سیاه می‌نشاند و آن دوره بكلی تمام می‌شود. این چیزِ روشنی است» (بیانات در دیدار جمعی از نخبگان علمی، 5/7/1383). در این فضا بود که تحول علمی در غرب مشروط به حذف کامل دین از همه ساحت‌های زندگی شد، حتی اخلاق و معنویت.

علم جدید که در غرب پایه ریزی شده است، ماده‌زده و مبتنی بر اصالت حس است و همه‌ امور همچون پدیده‌هایی صرفاً فیزیکی و مادی مورد بررسی قرار می‌گیرند (آوینی، توسعه و مبانی تمدن غرب، 1386: 123). علم جدید نه تنها انکشاف از حقیقت نمی‌کند، بلکه خود حجاب حقیقت است (همان، 178). علوم امروزی دانشِ تصرف در عالم و غلبه بر طبیعت هستند و در این زمینه میان علوم تجربی و علوم انسانی تفاوتی نیست. غایت این دوران طولانی آموزش چیست؟ آیا انسان بعد از طی مراحل و اخذ مدرک مهندسی یا دکتری صاحب اخلاق حسنه می‌شود و به بهشت می‌رود؟ خیر. این نظام آموزشی بر محور تعلیم و تربیت مطلق یا تعلیم و تربیت اخلاقی انسانی طراحی نشده است، بلکه هدف اصلی آن آموزش مهارت‌های فنی لازم و تأمین کادرهای تخصصی برای دست‌یافتن به توسعه‌یافتگی است (همان، 160). «آیا به راستی انسان با این علوم از خرافات و جهل نجات پیدا کرده و یا نه، در جهل و خرافاتی بسیار عمیق‌تر فرو رفته است؟» (همان، 179). مقصود از علومی‌که مذکور افتاد ـ ریاضیات، هندسه، هیأت و نجوم، طب و سیاست ـ هرگز آن چیزی نیست که امروزه در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. سیری که بشر غربی در قرون جدید در جهت جدایی علم و دین از یکدیگر پیموده به تغییری اساسی در مبانی و مفاهیم علم ـ به مفهوم رایج آن ـ منجر شده است تا آنجا که دیگر نمی‌توان گفت مقصود امروزی ما از هندسه، هیأت، طب، سیاست و دیگر علوم همان چیزی است که مورد نظر قدما بوده است.... فی‌المثل در مورد طب، نباید پنداشت که علم پزشکی امروز صورت تکامل یافته‌ طب قدیم است. علم پزشکی اصولاً بر مبانی دیگری استوار است. در قدیم انسان را از یک‌سو جزئی از طبیعت و از سوی دیگر جامع همه طبایع می‌دانسته‌اند و بدین ترتیب، سعی می‌کرده‌اند که نظم داخلی بدن انسان را دقیقاً در انطباق با طبیعت خارج شناسایی کنند... . آنچه در زمینه‌ علم طب و پزشکی امروز گفتیم درباره‌ همه‌ علوم دیگر، حتی ریاضیات و هندسه نیز صادق است. همه‌ این علوم در گذشته بر مبانی دیگری استوار بوده‌اند و فی‌مابین آنها و مجموعه‌ اعتقادات مذهبی و فلسفی انسان، پیوندی کامل برقرار بوده است. این پیوند اکنون بریده شده و این انقطاع نه به ‌علت تخصصی شدن علوم، بلکه به‌ علت جدایی علم و دین از یکدیگر حاصل شده است. تخصصی شدن علوم، خود معلول همین جدایی است و البته پر روشن است که اگر این تخصصی شدن بیش از حد اتفاق نمی‌افتاد، هرگز بشریت به تکنولوژی امروز دست نمی‌یافت» (همان، 169). آیت الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «از طریق این علم، ]دین گریزان[ ثروت بی‌اندازه هم كشف كردند و به‌دست آوردند؛ از ثروت‌های زیرزمینی و منابع خدادادی هم حداكثر استفاده را كردند. به فضا هم رفتند به اعماق اجسام هم پی‌بردند. در پیشرفت علمی كار زیادی كردند و از این علم هم برای به‌دست آوردن ثروت و قدرت و سیاست و همه چیز، حداكثرِ استفاده‌های مشروع و نامشروع را كردند. با همین علم استعمار كردند. كشتارهای گوناگون جهانی كردند. میلیون‌ها انسان را اروپایی‌ها در قرن اخیر و در جنگ‌های مختلف و حوادث گوناگون كشتند؛ بنابراین، اینها در علم مشكلی نداشتند، اما علم بدون هدایت و فضیلت و معنویت و انسانیت، و علم ناظرِ فقط به دنیا و غمض عین از آخرت، نتیجه‌اش همین است. وحشیگری اخلاقی جوامع مترقی و متمدنی كه از معنویت بویی نبرده‌اند، روز به روز بیشتر خواهد شد و همین وحشیگری، لغزشگاه بزرگ تمدن غربیِ امروز است و آنها را سرنگون خواهد كرد» (بیانات در دیدار طلاب مدرسه علمیه‌‌ آیت‌اللَّه مجتهدی، 22/3/1383). بر این اساس، می‌توان مدعی شد علم و به خصوص تکنولوژی صرفاً در بستر اسلامی است که به تمدن سازی کمک می‌کند و در غیر این صورت خود بالقوه به مؤلفه‌ای ضد تمدن تبدیل می‌شود.

نتیجه‌

با مستندات قرآنی و تکیه بر فرمایشات آیت­الله خامنه­ای تمدن متعالی، باید علاوه بر تأمین نیازهای مادی بشر، حاوی آرامشی متناسب شان خلقی و فطری انسان باشد و برای سامان دادن و معنا بخشیدن به زندگی بشر، بستر رشد و هدایت در همه ساحت‌های وجودی انسان قرار گیرد. مفاهیمی که در تمدن سازی همواره روی آنها تکیه می‌شود، باید در بستری تعریف شود که آن بستر در مکتبی ترسیم شده باشد که به انسان با دیدگاهی جامع بنگرد. علم و تکنولوژی(چه در تمدن اسلامی و یا غیر آن) به عنوان یکی از ابزارها که انسان را در حیات فردی و اجتماعی خود به تسهیل در رفع امورات برساند، امری مطلوب و مورد تأیید است و از این حیث که پیشرفت در این زمینه مستلزم وجود گفتمان محوریت علم در جامعه است و علم ذاتاً فضیلت محسوب می‌گردد، قابل دفاع می‌باشد. اما برتری تمدن اسلامی آنجاست که اهداف علم و تکنولوژی را با نهادن حدود و ثغوری مقدس می‌نماید و آن را به عاملی در خدمت هدایت بشر تبدیل می‌کند و اجازه نمی‌دهد که به ابزار خطرناک سلطه بر دیگران و ظلم و تعدی و زیاده خواهی و نفی عدالت تبدیل شود و اخلاق و شرافت را از جوامع انسانی حذف کند. در جامعه اسلامی نه تنها علم و تکنولوژی تضعیف نمی‌گردد، و بلکه با داشتن هویت و پیشینه منحصر به ‌فرد و تکیه بر امدادهای الهی، اخلاص و حسن نیت در تولید علوم تکنولوژیک دارای جایگاهی والا بوده و تا حد مطلوب تقویت می­گردد و محور تولید ثروت و منفعت عمومی و نیل به عدالت توأم با توسعه می‌باشد.

 

 

 

 

 

منابع

  1. ابن خلدون، عبد الرحمن، مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران: مرکز انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۶۲ ش.
  2. ابن طاووس، رضى الدین ابى القاسم، فرج المهموم، قم، دارالذخائر. بیتا
  3. اخوان کاظمی، بهرام، «راهبردهای اعتلای تمدن و فرهنگ اسلامی و تضمین امنیت فرهنگی»، فصلنامه مطالعات راهبردی، بهار 13۷۸، شماره ۳.
  4. آوی‍ن‍ی‌، سیدم‍رت‍ض‍ی‌، ت‍وس‍ع‍ه‌ و م‍ب‍ان‍ی‌ ت‍م‍دن‌ غ‍رب‌، ت‍ه‍ران‌: نشر ساقی‏‫، ۱۳۸۶ش.
  5. بعلبکی، منیر، موسوعه المورد، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۰م
  6. جر، جلیل، فرهنگ لاروس، ترجمه سید حمید طبیبیان، تهران: انتشارات امیر کبیر، چاپ دهم، ۱۳۷۹ش.
  7. جعفى، مفضل بن عمر، توحید مفضل، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 1404ق.
  8. حییم، سلیمان، فرهنگ معاصر انگلیسی ـ فارسی، تهران: فرهنگ معاصر، چاپ ۱۵، ۱۳۶۹ ش.
  9. خویی، ابوالقاسم، معجم الرجال الحدیث، جامع فقه اهل البیت [لوح فشرده].
  10. دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمه احمد آرام و همکاران، تهران: انقلاب اسلامی، ۱۳۶۵ش.

11. زمخشری، ابوالقاسم، محمد، اساس البلاغه، بیروت، دار صادر، ۱۳۹۹ق/۱۹۷۹م

12. طباطبایی، محمدحسین، تفسیرالمیزان، نرم افزار اسلامی جامع التفاسیر نور

13. عاملى، محمد بن مکى، ذکرى الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1419ق.

14. کشى، محمد بن عمر، رجال الکشى، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348ش.

15. لوکاس، هنری، تاریخ تمدن، ترجمه عبد الحسین آذرنگ، تهران: کیهان، ۱۳۶۶ش.

16. مجیر شیبانی، نظام الدین، تاریخ تمدن از آغاز آفرینش تا تمدن مادی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۷ش.

17. معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، چاپ دهم، ۱۳۷۵ ش.

18. مکی، محمدکاظم، تمدن اسلامی در عصر عباسیان، ترجمه محمد سپهری، تهران، سمت،۱۳۸۳ش.

19. نبوی، مرتضی و ملایری، محمد حسین، جوامع تمدن ساز، پویایی و میرایی تمدن‌ها، مجلس و پِژوهش، سال دوم، ش۷، فروردین۱۳۷۳ ش.

20. نصیری، مهدی، آوینی و مدرنیته، تهران: کتاب صبح، 1389ش.

  1. نعمه، عبداللّه، فلاسفه شیعه، ترجمه سید جعفر غضبان، تهران، علمى و فرهنگى، 1367ش.

22. پایگاه اینترنتی حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه‌ای www.khamenei.ir

 

 

 


* . تاریخ دریافت: 2/3/1396 و تاریخ تأیید: 5/5/1396.

**. دانش‌آموخته دکتری فقه و حقوق جزا دانشگاه آیت الله حائری میبد: این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

***. دانش‌آموخته دکتری شیعه‌شناسی (نویسنده مسئول): این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید