بررسی دیدگاه آیت­ الله معرفت در مورد تفسیر علمی PDF چاپ نامه الکترونیک

بررسی دیدگاه آیت­ الله معرفت در مورد تفسیر علمی*

زینب بهجت‌پور** و محسن قمرزاده***

چکیده

نوشتار حاضر در پی تبیین دیدگاه آیت الله معرفت در تفسیر علمی به مباحث نظری تفسیر علمی از منظر ایشان از جمله مبانی اختصاصی این مفسر در تفسیر علمی «رابطه رسالت قرآن و تفسیر علمی» و «اعجاز علمی، یکی از ابعاد اعجاز قرآن» پرداخته شده است. ضوابط اختصاصی تفسیر علمی در چهار محور نیز از مباحث این نوشتار است. در حوزه منهج شناسی تفسیر علمی از دیدگاه آیت الله معرفت، چند عنوان اساسی از جمله «توجه به آیات مشابه و همگرا»، «عنایت به دیدگاه دیگر مفسران»، «توجه به روایات موجود در بحث» و «نظر دانشمندان علوم تجربی» مورد توجه ایشان است که از طریق آنها تفسیری کامل از آیه مورد بحث به دست می‌آید. در پایان، آسیب­شناسی تفسیر علمی نیز تبیین و تحلیل شده است.

 

واژگان کلیدی: قرآن، تفسير علمي، محمد هادی معرفت، مبانی، ضوابط، شیوه، اعجاز علمی.

 

 

 

 

 

طرح مسئله

تفسیر کلام الهی با توجه به توان علمى و تخصص مفسران و نيز با توجه به معارف متنوع موجود در قرآن، سبب رویش شيوه­های مختلف تفسيری شده است. تفسير علمى به عنوان يك روش تفسيری مستقل، همپای دیگر روش­ها مد نظر برخى از دانشمندان و مفسران فريقين بوده و با رشد علمی جوامع در دهه‌های اخير بيشتر مد نظر قرار گرفته است. تعداد مختلف آیات علمی حاصل دیدگاه‌های متفاوت درباره مبانی تفسیر علمی و تعریف آیات علمی است. یوسف مروه تعداد آیات علمی قرآن را 675 آیه می‌شمارد (مروه، العلوم الطبیعیه فی القرآن، 1387: 76ـ77)، در حالی که محمد جمیل الحبال و مقداد مرعی الجواری تعداد آنها را با احتساب موارد تکرار 1322 آیه می‌دانند (الحبال والجواری، العلوم فی القرآن، ۱۴۱۸: 35ـ36 ) که حدود 20% کل آیات قرآن را شامل می‌شود. روشن است که فهم و تفسير این آیات بدون انجام تمهیداتی جهت ارتباط منطقى با علوم تجربى و مشخص شدن مباحث نظری و ضوابط آن، امری مشكل و گاه موجب انحراف است.

الگوی تدوین تفسیر سبب حرکت ذهن مفسر در چارچوب مشخص و فراهم آوری ظرفیت‌های لازم برای نگاه جامع به اطراف مسئله می­شود. مفسران از گذشته مبانی، ضوابط، شیوه­ها و الگوهای متعدد و متنوعی را جهت تبیین مقاصد کلام الهی به کار برده­اند که برخی از آنها در تمام روش­های تفسیری کاربرد دارد و برخی ویژه روش خاصی است. این پژوهش درصدد بیان دیدگاه مفسر قرآن آیت الله معرفت در تفسیر علمی است. بر این اساس مبانی، ضوابط، شیوه و آسیب‌شناسی تفسیر علمی با تحلیل آثار و الگوی تفسیری ایشان در آیات علمی استحصال شده است تا به دید جامعی از اندیشه علامه معرفت در تفسیر علمی دست یابیم.

پیشینه

تفسير علمی در قرن چهاردهم به عنوان يك روش مستقل مورد توجه قرار گرفت. در آثار پيشينيان هم توجه به اين تفسير وجود دارد و نمى­توان آن را ويژه عصر حاضر دانست. عده‌ای معتقدند اين نوع نگرش به آيات در عصر صحابه هم بوده است. البته با تذكر اين نكته كه داعيه مفسران صحابى و تابعى و پيشينيان در اتخاذ اين ديدگاه اعتقاد به جامعيت قرآن بوده است؛ به همین دلیل، برای اثبات ادعای خود به آياتی از جمله انبیاء/ 47 و غافر/ 15 و رواياتى مانند حدیث امام باقرg (حویزی، نورالثقلین، 1415: 2/ 74) استناد مى‌كرده‌اند.

در سابقه تفسیر علمی مى­توان به جانبداری ابوحامد غزالى (505ق) از این روش و همچنین به کارگیری آن در تفسیر برخی آیات (بابایی، مکاتب تفسیری، 1391: 3/ 323)، تطبیق برخی آیات با هیأت بطلمیوسی در رسائل ابن سینا (ابن­سينا، رسائل، 1375: 124) و توجه به داده­های علوم تجربی در تفسیر فخر رازی اشاره کرد (بابایی، مکاتب تفسیری، 1391: 3/ 3).

نخستین نگاشته خاص درباره قرآن و علم «الاسرار النورانية القرآنية فيما يتعلق بالاجرام السماوية والارضية و الحيوانات و النباتات و الجواهر المعدنيه» نگاشته محمد بن احمد اسکندرانی در سال ۱۲۷۹ق است که مجموعه آیاتی از قرآن را برگزیده و مطالب علمی را در همان موضوع آورده است. هدف وی از نگاشتن این مجموعه سه جزئی، اثبات صحت ادعای قرآن در اشتمال بر همه چیز از جمله علوم است (اسکندرانی، کشف الاسرارالنورانية القرآنیه، 1279: 1/ 107ـ109).

کتاب­های مستقل تدوین شده در این باره، نوعی تفسیر موضوعی تلقی می‌شوند که یک موضوع معین علمی را در سراسر قرآن بررسی کرده‌اند. این نگاشته‌ها که از جنین‌شناسی تا کیهان‌شناسی را‌ به ‌طور اختصاصی یا جمعی بررسی کرده‌اند، بسیار فراوان‌اند که از مشهورترین آنها می‌توان موارد زیر را برشمرد:

«الفلک والقرآن» از محمد توفیق صدقی، «القرآن والطب الحدیث» از عبدالعزیز اسماعیل، «سنن الله الکونية والعوالم الاخری» از محمد الفندی، «القرآن والعلم الحدیث» و دیگر نگاشته‌های مشابه از عبدالرزاق نوفل و «العلوم الطبيعة فی القرآن» از یوسف مروه با مقدمه‌ای از شهید صدر. در ایران نیز نگاشته­های مستقلی در این موضوع تدوین شده است: «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» از پاک­نژاد، «دانش عصر فضا» از نوری همدانی، «گذشته و آینده جهان» از بی­آزار شیرازی، «پیام قرآن» از مکارم شیرازی، «زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن» از صادقی تهرانی و «قرآن و تربیت» از رضایی اصفهانی.

دسته دوم تفاسیر قرآن هستند که ضمن تفسیر ترتیبی، به تناسب برخی آیات علمی به این موضوعات اشاره کرده‌اند؛ طنطاوی در «تفسیر الجواهر»، محمد عبدالمنعم الجمال در «التفسیر الفرید»، ابن­عاشور و ابن بادیس هم که تا حد زیادی از «المنار» متأثر بوده‌اند، کم یا زیاد به این مباحث پرداخته‌اند. علامه طباطبایی در «المیزان»، محمدتقی شریعتی در «تفسیر نوین»، عبدالرحمن کواکبی در «طبایع الاستبداد و مصارع الاستعباد» از مفسرانی هستند که توجه­شان به تفسیر علمی در آثارشان به وضوح دیده می‌شود.

شایان ذکر است استاد رضایی اصفهانی با ارائه کتب متعدد تخصصی و مقالات فراوان در حوزه تفسیر علمی قرآن، از چهره­های شاخص در این زمینه به شمار می­آید که مباحث نظری تفسیر علمی را به رشته تحریر درآورده است.

افزون بر این نوع نگاشته­ها باید به کتاب‌هایی مانند «مدخل الی موقف القرآن الکریم من العلم» از عمادالدین خلیلی و «قرآن و علوم طبیعت» از گلشنی اشاره کرد که اگرچه موضوعشان «قرآن و علم» است، اما با رویکردی کلامی به این موضوع پرداخته، ارتباط علم و دین یا علم و قرآن یا رویکرد قرآن را به طبیعت به لحاظ نظری بحث کرده‌اند و چون‌ به ‌طور مشخص در تفسیر آیات از یافته­های علمی بهره نگرفته‌اند، در شمار تفاسیر علمی طبقه‌بندی نمی­شوند.

با در نظر گرفتن این نمونه‌ها باید اذعان کرد که بهره‌گیری از دانش‌های تجربی روز در تفسیر قرآن امری بی‌سابقه نیست، اما در دوره معاصر به روشی متمایز و مستقل بدل شده است.

تفسیر علمی

1ـ مفهوم‌شناسی

تفسیر علمى قرآن داراى گونه‏ها و اقسامی مختلف است كه بر اساس آنها تعریف‏هاى متفاوتى از آن ارائه شده و گاهى با عنوان استخراج علوم از قرآن و گاهى با عنوان تحمیل مطالب علمى بر قرآن از آن یاد شده است. آنچه از تفسیر علمی در این نوشتار مورد نظر است، استخدام علوم در فهم بهتر آیات قرآن است؛ یعنى علوم تجربى قطعى، به عنوان ابزارى براى تفسیر و توضیح اشارات علمى آیات قرآن در آید و در این راستا تمام معیارها و ضوابط تفسیر صحیح رعایت شود و هیچ تحمیل یا استخراجى صورت نپذیرد (رضایی اصفهانی، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، 1375: 274 و 378؛ همو، 1392: 5/ 56).

در تفسیر علمی مفسر می­كوشد بين‌ آيات‌ قرآن‌ و يافته‌های علم‌ تجربی ارتباطی بيابد و به‌ شرح‌ آن‌ بپردازد. برای اين‌ روش‌ از سوی موافقان و مخالفان، تعاريف‌ مختلفی صورت گرفته و در اغلب‌ آنها به‌ سخنان‌ ابوحامد غزالی (505ق) و نقد ابوالقاسم‌ شاطبی (590ق) استناد شده است‌.

آیت الله معرفت با جلب توجه به هدف تفسیر علمی قرآن که آن را نمایش تطبیق اشارات‌گذاری قرآن بر اسرار طبیعت و اثبات یکی از وجوه اعجاز قرآن می­شمارد (معرفت، التفسیر والمفسرون، 1377: 2/ 467ـ468)، این روش را نوعی تفسیر عصری می­داند که با تأثر از کشفیات جدید علمی پدید آمده و تفسیر را در حوزه­های علوم مورد بررسی قرار می‌دهد (همان، 2/ 466).

2ـ دیدگاه‌ها درباره تفسیر علمی با اتکا به نظر آیت الله معرفت

از مباحث عمده درباره تفسیر علمی صحت و ضرورت آن است. عده‌ای از منظر معرفت شناسی و زبان شناسی، گروهی با در نظر گرفتن قواعد تفسیر و برخی با توجه به پیامدهای این روش، در تأیید و نفی آن سخن گفته‌اند، اما همه کسانی که در این باره اظهار نظر کرده‌اند، معتقدند خداوند دو کتاب دارد: کتابی از کلمات (قرآن) و کتابی شکل گرفته از عناصر (طبیعت) که بنا بر قرآن، هر دو آیه و نشانه‌ای از خداوند هستند (وحید اختر، اندیشه دینی، 1370: 55-56 و 68؛ شریف، اتهامات التجدید، 1402: 1/ 360ـ361؛ رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم، 1373: 2/ 64؛ طنطاوی، الجواهر فی التفسیر القرآن الکریم، 1412: 2/ 51)؛ بنابراین، نزاع بر سر تفسیر علمی، نزاع درباره وجود تعارض بین علم و دین نیست که عده‌ای آن را بپذیرند و عده‌ای تکذیب کنند، بلکه این نزاع مشخصاً درباره استواری و صحت بهره‌گیری از علم تجربی در تفسیر قرآن است.

غزالی اولین کسی که سخنانش مؤید تفسیر علمی تلقی شده و این بحث را در جایگاه معرفت‌شناسی قرآن مطرح کرده است. از نظر او همه علوم زیر مجموعه افعال و صفات خداوند هستند و قرآن کتابی است که شرح ذات، افعال و صفات خدواند در آن آمده است (غزالی، احیاء العلوم، ‌1356: 1/ 296ـ297). غزالی در تأیید سخن خود نه به آیات قرآن، بلکه به چند روایت استناد کرده که گویاترین آنها روایتی موقوف از ابن مسعود است: «‌مَن اراد علم الاولین و آلاخرین فَلْیتَدبَّر القرآن‌؛ هر کس علم اولین و آخرین را بجوید، باید در قرآن بیندیشد» (سیوطی، الاتقان، 1421: 2/ 24). زرکشی ضمن بحث از قرآن و دانش­های آن، سخنان و مستندات غزالی را آورده است (زرکشی، البراهان، 1410: ۲/ ۲۹۰ـ۲۹۱). سیوطی نیز (سیوطی، الاتقان، 1421: ۴/ ۲۸ـ۲۹) در تأیید نظر پیشینیان خود، این دو آیه را شاهد آورده است: Pمَّا فَرَّ‌طْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍO، (انعام/ 38) و Pوَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍO؛ و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است، بر تو نازل كرديم» ( نحل/89) و روایاتی هم در تأیید این قول اضافه کرده است، لکن وی این دانش­ها را به معارف و اصول تشریع اختصاص داده است (سیوطی، الاتقان، 1421: 4/ 33ـ35).

مجموعه استنادات عالمان متقدم به آیات و روایات، همه آن چیزی است که موافقان تفسیر علمی به عنوان ادله نقلی در تأیید دیدگاه خود می‌آورند و قرآن را جامع همه دانش­ها می‌دانند (نوفل، القرآن و العلم الحدیث‌: 1378: 1/ 23؛ حنفی، التفسیر العلمی لآیات الکونية فی القرآن، 1960: 1/ 5ـ6). این نگرش به قرآن از جهات گوناگون نقد شده، از جمله در دلالت مستندات قرآنی آن خدشه و جامعیت و روشنگری قرآن به حوزه هدایت محدود شده است (شلتوت، تفسیر القرآن الکریم، 1408: 11). درباره اعتبار سند روایات آن نیز تردید وجود دارد (غزالی، احیاء العلوم الدین، 1421: 1/ 384). افزون بر این، قائلان به این سخن نتوانسته‌اند ادعای خود را مبنی بر اینکه قرآن جامع همه علوم است، ثابت کنند و نمونه‌های مطرح شده، علاوه بر آنکه تمامی دانش­ها را در بر نمی‌گیرد (همان، 1/ 383). بعضاً بسیار غیر مرتبط و نااُستوارند (معرفت، التمهید فی العلوم القرآن، 1385: 6/ 20ـ22؛ سیوطی، الاتقان، 1421: 2/ 30ـ33؛ نفیسی، عقل‌گرایی در تفاسیر قرن چهاردهم،  1379: ۱/ ‌۱۵۱ـ ۱۵۵)، مانند آنکه ابن ابی الفضل مرسی در تفسیرش برای اثبات ادعای تجمیع تمام علوم در قرآن شواهدی آورده است (ر.ک: معرفت، التمهید فی العلوم القرآن، 1385: 6/ 20ـ22).

آیت الله معرفت می­نویسد: در سستی این نظر همین کافی است که چطور تمام علوم و فنون از قرآن استخراج می­شود، در حالی که هیچ یک از پیشینیان یا آیندگان به این مطالب پی نبرده‌اند؟! (معرفت، علوم قرآن، 1381: 416). ایشان همچنین آیات مستند این دیدگاه را به دو دسته تقسیم کرده است:

الف) آیاتی که منظور از «کتاب» در آنها همان قرآن است، لکن باید توجه داشت که مقصود از آن روشن­گری درباره همه امور مربوط به شئون دینی و احکام شریعت مقدس می‌باشد. بنابراین، در آیه 89 سوره نحل مراد از تبیان بودن قرآن، روشن­گری هر امر مربوط به شریعت است و در آیه 38 سوره انعام نیز اگر مراد از کتاب لوح محفوظ باشد که در دسته دوم می­گنجند و اگر مراد از آن قرآن باشد، تفسیری همانند آیه سوره نحل دارد.

ب) آیاتی که منظور از کتاب در آنها لوح محفوظ است؛ مانند آیه 59 سوره انعام که در حقیقت کنایه از علم ازلی خداوند متعال است. ایشان روایت عبدالله بن مسعود را نیز بر دانش شرایع و مکارم اخلاق تفسیر می‌کنند و نه تمام علوم؛ زیرا جوینده چنین دانشی می­تواند آنها را از قرآن برداشت نماید. البته استاد معرفت کلام غزالی را در قسمتی که همه علوم را زیر مجموعه افعال و صفات الهی می­داند و در قرآن شرح این افعال و صفات آمده است، خردمندانه ارزیابی می­کند (معرفت، التمهید فی العلوم القرآن، 1385: 6/ 29ـ30).

درباره جامعیت قرآن از منظر کلامی نیز با این پیش فرض استدلال کرده‌اند که قرآن دین اکثری است؛ و در نتیجه، لازم است هر چه به نفع یا ضرر انسان است، بیان کند (رومی، منهج المدرسه العقلیه الحدیثه فی التفسیر، 1407: ۲/ ۵۷۵). برخی مدعی شده‌اند که اگر در برخورد با قرآن روشی درست را برگزینیم و با آیات ناظر به آفرینش همانند آیات فقهی بر خورد کنیم، در این صورت همان‌گونه که احکام فقهی جدید را از آن استخراج کنیم، می‌توانیم به کشفیات جدید علمی هم برسیم (طنطاوی، الجواهر فی التفسیر القرآن الکریم، 1412: ۳/ ۱۹و ۵/ ۵۶؛ حنفی احمد، التفسیر العلمی للآیات الکونیه فی القرآن بی‌تا: ۳۶؛ جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت، 1377: ۱۸۲).

به نظر می‌رسد که از نظر این عده بین علم فقه که به قراردادهای اعتباری حاکم بر جامعه و فرد می‌پردازد و علم تجربی که می‌کوشد روابط حقیقی بین پدیده‌ها را کشف کند، تفاوتی وجود ندارد. این نکته را نیز از نظر دور داشته‌اند که حتی اگر در آیاتی از قرآن حقایق هستی بیان شود، فهم آن آیات پیش از پیمودن مقدمات تجربی لازم برای آن علم، میسر نخواهد بود (مکارم، تفسیر نمونه، 1415: ۶۱ـ۶۲).

بر خلاف این عده که با نظر به جایگاه معرفت‌شناختی قرآن بر جامعیت آن استدلال کرده‌اند، عده‌ای نیز از همین منظر در مخالفت با تفسیر علمی سخن گفته‌اند. از جمله سیدقطب از یک سو مطالب قرآنی را حقایق قطعی می‌خواند و از دیگر سو همه لایه‌های معرفت علمی را اعم از آنچه حقیقت یا فرضیه نامیده می‌شود، محدود به تجربه ابزارها و شرایط بشری می‌داند و آنها را غیر قطعی و برقراری ارتباط بین این دو سنخ معرفت را اشتباه می‌پندارد (سید قطب، فی الظلال القرآن، 1412: ۱/ ۱۸۲).

شاطبی مهم‌ترین فرد از قدماست که نظریاتش مخالف تفسیر علمی تلقی شده است. به اعتقاد وی، فهم مخاطبان اولیه قرآن در عصر نزول که از همه به قرآن آگاه‌تر بوده‌اند، ملاک و مبنا در فهم قرآن است فقدان نشانه‌هایی از تفسیر علمی در سخنان ایشان، نشان می‌دهد که نمی‌توان مدعی وجود این علوم در قرآن شد (شاطبی، الموافقات فی اصول الشریعه، 1415: ۲/ ۳۸۹ و ۳/ ۳۴۰). در دوره معاصر دیدگاه شاطبی در بیان امین خولی احیا شد و در قالب اصولی برای درک متن قاعده‌مند گردید (خولی، مناهج تجدید فی النحو والبلاغه، 1916: ۲۹۳ـ۲۹۴) و پیروان سبک بیانی با پردازشی نو، مهم­ترین ادله نقد تفسیر علمی را مطرح کردند. از نظر امین خولی، در نظر گرفتن ظرف تاریخی نزول قرآن و بلاغت آن، رعایت دو نکته را در تفسیر قرآن واجب می‌کند که تفسیر علمی آن دو را پاس نمی‌دارد: اول به کاربردن واژگان قرآنی در همان معنای عصر نزول و دوم محدود شدن به فهم مخاطبان اولیه (همان). به نظر می‌رسد، عموم دینداران و مفسران معتقدند باید واژگان قرآنی را در معنایی به کار برد که در عصر نزول به کار می‌رفته است، اما اینکه یافته‌های جدید نمی‌توانند به عنوان قرینه معینه یا منصرفه در فهم معنای واژگان تأثیر گذارند، لزوماً به معنای طرح تفسیر علمی نیست. همچنان که بلاغت قرآن نیز همین قدر دلالت دارد که باید مخاطبان عصر نزول هم در دایره مخاطبان سخن قرار گیرند؛ یعنی سخن به گونه‌ای نباشد که آنها اصلاً از آن تصوری نداشته باشند (قرضاوی، کیف نتعامل مع القرآن، 1420: 383؛ شریف، اتجاهات التجدید فی تفسیر القرآن الکریم، 1402: 671). امام صادقg در پاسخ فردی که از علت ملال­آور نبودن قرآن با وجود تکرار زیاد آن سؤال کرده بود، حجت و بیان بودن قرآن برای دوران آینده همانند اول نزولش را دلیل حفظ طراوت و شادابی آن شمردند و آنکه با هر بار رجوع به قرآن توسط اشخاص مختلف دانش­های بیشتری را دریافت می­کنند (ابن عطیه، تفسیر المحرر الوجیز، 1422: 1/ 36). استاد معرفت بر این باور است که محدود کردن فهم قرآن صرفاً به آنچه مردمان عصر نزول می‌فهمیده‌اند، سوای نشاندن گرد کهنگی به چهره قرآن، به نقض تفسیر علمی می‌انجامد و علاوه بر آن، هر گونه تلاش را برای فهم عمیق‌تر و بهتر قرآن را (فراتر از فهم مردم عصر نزول) نقد می‌کند و در نتیجه، تمامی تفسیرهای این پانزده قرن را بدعت می‌داند. تفاسیر قرآن همواره مناسب با شرائط روز و به موازات تحولات علوم و تکامل بشری در طی قرون، متحول شده و فهم انسان­ها نیز تکامل یافته است؛ و با نگاه به نکات دریافتی پیشینیان مطالب جدید ارائه کرده و یا فهم آنان را تصحیح می‌کند (معرفت، التفسیر المفسرون فی ثوبه القشیب، 1377: 2/ 452).

محمد عِزّه دَرْوَزه به جای ملاک قرار دادن فهم مخاطبان عصر نزول، به فهم پیامبر اکرمa به عنوان شارح و مبین قرآن و عالم‌ترین فرد به آن استناد کرده و احادیث نبوی را میزان و نشانه فهم آن حضرت از قرآن دانسته و فراتر بودن تفسیر علمی از احادیث نبوی را مبنای نقد خود قرار داده است (عزه دروزه، التفسیر الحدیث، 1421: 2/ 7). در اینکه نبی اکرمa عالم‌ترین فرد نسبت به قرآن بوده‌اند شکی نیست، اما در اینکه آن حضرت برای بیان فهم خود از قرآن و عمق تجربه وحیانی، مخاطب مستعدی یافته باشند ــ با در نظر گرفتن اینکه بر سخن گفتن با مردم به قدر عقولشان تأکید داشته‌اند ــ تردید وجود دارد.

مخالفان و موافقان به پیامدهای مثبت و منفی تفسیر علمی نیز توجه داشته‌اند. موافقان این روش، با نظر به اعجاز علمی که ثمره مثبت این نوع تفسیر می‌باشد، بر ضرورت پرداختن به تفسیر علمی در این دوره تأکید کرده‌اند. به نظر آنان اتمام حجت قرآن بر مردمان امروز ــ که عموماً به زبان عربی تسلط ندارند و نمی‌توانند اعجاز بلاغی قرآن را درک کنند ــ و نیز تبیین و تحقق جاودانگی خطاب قرآن برای مردمان همه اعصار، تنها از طریق اعجاز علمی میسر می‌شود (حنفی، التفسیر العلمی، 1960: 17؛ نوفل، القرآن و العلم الحدیث: 1959: 6ـ7 و 22ـ25؛ جمیلی، الاعجاز الطبی فی القرآن، 1978: 313؛ شریعتی، تفسیر نوین، بی­تا: 60).

اعجاز علمی قرآن چنان برای عموم اندیشوران مسلمان جذابیت دارد که عده‌ای با تفکیک بین تفسیر علمی و اعجاز علمی، مدعی شده‌اند که نزاع عالمان مسلمان، تنها بر سر تفسیر علمی است و همه آنان به اعجاز علمی باور دارند (رومی، منهج الامدرسه العلقلیه الحدیثه فی التفسیر، 1407: 2/ 600ـ601). چنین است که برخی مخالفان این روش، به رغم نادرست دانستن تفسیر علمی، در مواردی بر اعجاز علمی قرآن تأکید کرده‌اند (سید قطب، فی الظلال القرآن، 1412: 5/ 3095 و 6/ 3878). بعضی دیگر از مخالفان معتقدند برای بیان جاودانگی پیام قرآن، نه تفسیر علمی و نه اعجاز علمی، بلکه صرف اثبات ناسازگار نبودن قرآن با علم کفایت می‌کند (خولی، مناهج تجدید فی النحو والبلاغ، 1961: 295؛ شلتوت، تفسیر القرآن الکریم، 1408: 22؛ ذهبی، التفسیر المفسرون، 1407: ۲/ ۵۳۹ـ۵۴۰). البته روشن نیست که چگونه می‌توان بدون تفسیر علمی و عرضه قرآن بر علم، اعجاز آن و ناسازگار نبودن آن با علم را ثابت کرد و چگونه می‌توان با انکار مقدمات به نتیجه لازم بود.

گروهی دیگر با در نظر گرفتن پیامدهای منفی تفسیر علمی، در نکوهش آن سخن گفته‌اند. ایشان به دگرگونی‌های شدید در عرصه معرفت علمی نظر دارند و اینکه چگونه در یک زمان امری مسلّم تصور شده و در دوره‌ای دیگر بطلان آن آشکار گردیده است. از نظر ایشان با تفسیر علمی، سرنوشت قرآن به سرنوشت علم پیوند می‌خورد و موجب می‌شود قرآن نیز همراه با پیشرفت علم به فراز و فرود آید (شلتوت، تفسیر القرآن الکریم، 1408: 21). نمونه روشن این امر، تفسیر طنطاوی است که به رغم استقبال گسترده از آن، به سرعت کهنه گردید.

آیت الله معرفت در این باره می­گوید عصری بودن تفسیر ـ به معنای آنکه با پیشرفت دانش و گسترش معارف بشری بهتر و بیشتر می­توان به حقایق قرآنی پی برد ـ تلقی جدیدی نیست، بلکه واقعیتی انکار‌ناپذیر است که از زمان‌های پیشین مورد توجه بوده و منتج به نگارش تفاسیری متناسب با تحولات علمی و فکری شده است. قرآن همواره نیازمند تفسیر و تبیین است؛ چنان که در آغاز نزول پیامبرa وظیفه تبیین و شرح آن را به عهده داشتند و پس از خود نیز طبق حدیث ثقلین، این امر را به عترت خویش واگذار نموده است.

از دیگر سو سطح تبیین و تفسیر قرآن، وابستگی مستقیمی با توان علمی و گستره دانش افراد دارد و به ناچار همراه با تحول زمان، متحول می­شود. همچنان که روایت امام صادقg درباره حفظ طراوت قرآن به دلیل عدم اختصاص قرآن به دوران و زمانی خاص (مجلسی، بحارالانوار، 1362: 89/ 15) ناظر به همین مطلب است. موضوعاتی مانند ظهر و بطن قرآن، تنزیل و تأویل، سریان قرآن در تمام زمان­ها و مکان­ها مانند جریان خورشید و ماه به این حقیقت اشاره دارند که قرآن مانند خورشید و ماه همواره از افق طبیعت سر برآورده و با تابش خود تاریکی­ها را زدوده و آفاق تازه­ای را می­گشاید و با تابیدن به اندیشه­ها و پدیده­های فکری و علمی، زوایای تاریک آنان را به درخشندگی مبدل می­سازد. تطور تفسیر همانند دیگر رشته­های علوم انسانی در اسلام کاملاً طبیعی می­نماید و اندیشه و دانش مفسران نقش مؤثری در رشد و شکوفایی تفسیر دارد. انسان­ها در طول زمان خلاقیت و بینش­های مختلفی دارند. ممکن است در طی قرون فراز و نشیب­هایی در مسیر باشد و منجر به راه یافتن اشتباهاتی در تفسیر شود، اما روش تصحیح و کمال­جویی همواره برگی زرین در تحول و پیشرفت تفسیر است و نور علم زوایای حقایق قرآنی را روشن­تر می­سازد (معرفت، صاینه القرآن من التحریف، 1379: 2/ 455ـ457).

3ـ تفسیر علمی در آثار علامه معرفت

آیت­الله معرفت در جلد ششم از «التمهید فی علوم القرآن» به موضوع اعجاز علمی و اعجاز تشریعی قرآن پرداخته است. وی در بخش اول پیش از بیان نمونه­های اعجاز علمی قرآن و تفسیر آنها مباحث نظری و دیدگاه خود را ذیل عناوینی مانند اشارات گذرا و خیره کننده علمی در قرآن، قرآن و فراگیری همه علوم، تحدی در کرانه علم پیرامون تفسیر علمی تبیین می­نماید. استاد پس از طرح این مباحث، نمونه­هایی از آیات علمی قرآن مانند اصل حیات آب، جاذبه عمومی، نقش کوه­ها در استواری زمین، زوجیت، عسل ... را با استفاده از علوم طبیعی تفسیر می­کند. استاد معرفت همچنین در کتاب «التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب» ضمن بحث از گرایش­های تفسیری، به توضیح تفسیر علمی نیز پرداخته و تفاسیر علمی را مورد بررسی و نقد قرار می­دهد. همچنین در کتاب «الشبهات و ردود» مباحثی مرتبط با محوریت پاسخ به برخی از شبهات طرح نموده است.

4ـ مبانی تفسیر علمی

مبانی جمع «مبنا» است که در لغت به معانی چندی از جمله بنیاد، اساس، شالوده و پایه آمده است (انوری، فرهنگ بزرگ سخن، 1381: ۷/ ۶۵۹۱ و ۶۶۰۳). مبانی هر علم باورهای بنیادینی‌ است که در قالب مجموعه‌ای از قضایا، بخشی از مبادی تصدیقی آن علم را تشکیل می‌دهد و اصول موضوعه آن علم با آن شناخته می‌شود و مسائل آن علم بر آنها استوار می‌باشد (سبزواری، شرح منظومه، 1417: ۱/ ۸۷ـ۸۸). دکتر شاکر مبانی تفسیر را آن دسته از پيش فرض‏ها، اصول موضوعه و باورهاى اعتقادى يا علمى می­داند كه مفسّر با مبنا قرار دادن آنها به تفسير قرآن مى‏پردازد (شاکر، مبانی تفسیر، 1382: 40).

برخی از موارد مطرح به عنوان مبانی تفسیر، جنبه عمومی دارند؛ از قبیل:

«وحیانی بودن ساختار قرآن»؛ آیت الله معرفت در مقدمه تفسیر بیان می‌دارد که قرآن دارای ساختاری الهی است (معرفت، تفسیر اثری جامع، 1387: 1/ 58).

«تحریف‌ناپذیری قرآن»؛ ایشان هر گونه تحریف لفظی را از ساحت قرآن دور می­دانند و به شدت منکر وجود تحریف است و این موضوع را بی­اساس و خرافی می­داند (معرفت، صیانت القرآن من التحریف، 1379: 22)، «قابل فهم بودن زبان قرآن» وی زبان قرآن را زبان قوم عرب زمان پیامبرa می­داند و آن را برای عموم مردم قابل فهم به حساب می­آورد (معرفت، علوم قرآنی، 1381: 49).

«حجیت ظواهر قرآن»؛ استاد معرفت به دلیل ورود دستور به تدبر در آيات و تشويق بر تعمق و روایات پیامبرa که مردم را به قرآن ترغیب می­کند (کلینی، اصول کافی، 1379: 2/ 599، ح2) و نيز شيوه اهل‌بیتb در تعلیم و استنباط احكام از ظواهر قرآن، ظواهر قرآن را حجت می‌داند (تفسیر و مفسران، 1379: 1/ 84).

برخی از مبانی اختصاصی تفسیر علمی از منظر علامه معرفت به شرح ذیل است:

یک ـ پرده‌گشایی تفسیر علمی از حقایق و رازهای آفرینش

آیت الله معرفت همگامی تفسیر را با زمان و تنوع دگرگونی­های آن، موجب ایجاد تحول و تنوع در تفاسیر می­داند، به نوعی که می­توان شیوه­های تفسیری عصر جدید را به چهار دسته تقسیم نمود: شیوه علمی، ادبی- اجتماعی، سیاسی انحرافی، عقلی افراطی.

شیوه علمی با تأثر از کشفیات جدید علمی به دنبال بیداری نسل جدید و بینش نوگرایانه ضمن پایبندی به مبانی اسلامی پدید آمد که هدف آن جلوه اشتمال قرآن بر اشاراتی گذرا درباره بسیاری از اسرار طبیعت است. از دیدگاه ایشان علت اقبال صاحب‌نظران به این شیوه به هدف اثبات هماهنگی علم و دین و در نهایت اثبات اعجاز علمی قرآن است؛ زیرا قرآن از سوی کسی نازل شده است که خود جهان را آفریده و به صورت طبیعی به عمق اسرار آن آگاه است (معرفت، التفسیر و المفسرون، 1377: 2/ 467ـ468).

در نتیجه ایشان با حفظ حدود و ثغور تفسیر علمی، آن را کاشف برخی از آیات قرآن می‌داند.

دوـ رابطه رسالت قرآن و تفسیر علمی

رسالت اصلی قرآن خروج انسان­ها از تاریکی­های گمراهی به روشنی هدایت است (ابراهیم/ 1)؛ بنابراین، نه شریعت عهده­دار آموزش و پژوهش در مسائل مربوط به طبیعت است و نه قرآن کتاب علمی صرف است، بلکه مطالب علمی موجود در قرآن، سخنانی تراوش‌گونه و در نهایت اجمال و پوشیدگی است که در میان کلمات حکیمانه خداوند آمده و نشان از منشأ استوار قرآن دارد (معرفت، التمهید، 1385: 6/ 13ـ14 و 19). پس وقتی این نکات علمی مقصود اصلی نیست و هدف اساسی قرآن بر بیان این دست مباحث بسته نشده، توقع وجود تمام علوم در قرآن انتظار بی­جایی است (همان، 6/ 20). البته برانگیختن به سوی دانش­ با استنباط علوم از قرآن تفاوت دارد (همان، 6/ 26)؛ به همین دلیل، هيچ‏گاه در اين‏گونه اشارات درنگ نشده و مطلب به ‏طور كامل بيان نگرديده است (معرفت، علوم قرآنی، 1381: 363). اصولاً شعاع دائره مفهوم هر كلام با ملاحظه جایگاه گوينده مشخص مى‏گردد؛ مثلاً محمد بن زكريا كه كتاب «من لا يحضره الطبيب» را نگاشت و يادآور شد كه تمامى آنچه مورد نياز است، در اين كتاب فراهم ساخته، از جایگاه يك پزشك سخن گفته است؛ لذا مقصود وى تمامى نيازها در چارچوب نيازهاى پزشكى است. خداوند نیز آن‏گاه كه بر كرسى تشريع نشسته، نسبت به كتب و شرايع نازل شده بر پيامبران، آیاتی مانند آیه 89 سوره نحل و مانند آن را ايفاد نموده است كه صرفاً به جامعيّت جنبه‏هاى تشريعى نظر دارد (همان، 414).

سه ـ اعجاز علمی، یکی از ابعاد اعجاز قرآن

علامه معرفت یکی از ابعاد اعجاز قرآن را اعجاز علمی آن می­شمارد، بدین معنا که گاه در میان تعابیر قرآن اشاراتی علمی دیده می­شود كه حاكى از احاطه صاحب سخن به اسرار نهفته طبيعت است. اين نكات در بستر زمان براى دانشمندان، دليل اعجاز قرآن است (همان، 363).

با توجه به اینکه مباحث علمی قرآن از منظر بسیاری از صاحب نظران حوزه تفسیر و علوم قرآن جزو ابعاد اعجاز آن به شمار می­آید، به دنبال آن از این موضوع نیز بحث می­شود که آیا تحدی قرآن شامل بعد علمی قرآن نیز می­شود یا خیر؟ استاد معرفت در این زمینه ضمن یادکرد کلمات مخالفان شمول حوزه تحدی تا بعد علمی قرآن، مانند دکتر ابوعمرو، دکتر صبحی صالح و ... به بیان ادله ایشان پرداخته و سخنشان را به کوتاه نگری درباره شمول زمانی و مکانی آیات تحدی نقد می­کند. از نگاه استاد معرفت آیات تحدی و مبارزه طلبی قرآن نسبت به عرب صدر اسلام درباره اعجاز بیانی است، اما تحدی قرآن منحصر به زمان و مردم خاصی نیست، بلکه برای تمام بشریت در طول زمان است. پس انحصار اعجاز قرآن به فصاحت و بلاغت خردمندانه نیست. چون همه مردم عرب نیستند و همه عرب­ها نیز فصیح نیستند. پس تحدی باید به چیزی باشد که بتواند همه را به تحدی فراخواند؛ یعنی به مجموع کتاب، نه به یک سوره یا آیه یا آیات خاص (معرفت، التمهید، 1385: 6/ 30ـ34).

چهار ـ قرآن کتاب هدایت است نه کتاب علوم طبیعی

استاد معرفت معتقد است قرآن کتاب هدایت بشر است و در باب تفسیر علمی، این پندار را که کتاب قرآن کتاب علوم طبیعی باشد، غلط می‌داند (آیت الله معرفت احیاگر علوم در دوران معاصر، کتاب ماه دین، 1388: 7).

پنج ـ ضوابط تفسیر علمی

ضوابط تفسیر به دو گروه ضوابط عام که باید در تمام روش­های تفسیری مراعات شود (مانند رعایت شرایط مفسر، رعایت معیارهای تفسیر معتبر و ...) و ضوابط خاص که به تناسب روش­های تفسیری باید رعایت شوند، تقسیم می­شود (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر (5)، 1392: 5/ 239ـ240). با توجه به رویکرد نوشتار حاضر، ضوابط خاص تفسیر علمی به طور ویژه از دیدگاه علامه معرفت در ادامه تبیین می‌شود:

1. تفسیر علمی آیات توسط علوم تجربی قطعی

در تفسیر علمی باید میان علوم تجربی قطعی و نظریه­های ظنی علوم تجربی تفاوت قائل شد. بهره برداری از نظریات ظنی علوم در تفسیر قرآن صحیح نیست؛ چرا که گاه پس از صدها سال ماندگاری دستخوش تحول می­شوند، همچنان که نظریه هیأت بطلمیوسی پس از سلطه چهارده قرنی از سوی افرادی مانند کپلر و کپرنیک دگرگون شد.

استاد معرفت در این زمینه با تأکید فراوان می­نویسد: به كارگيرى ابزار علمى براى فهم معانى قرآنى، كارى بس دشوار و ظريف است؛ زيرا علم حالت ثبات ندارد و با پيشرفت زمان، گسترش و دگرگونى می‌یابد و چه‏بسا يك نظريّه علمى ـ چه رسد به فرضيّه ـ كه روزگارى حالت قطعيّت به خود گرفته باشد، روز ديگر هم‏چون سرابى نقش بر آب، محو گردد. لذا اگر مفاهيم قرآنى را با ابزار ناپايدار علمى تفسير كنيم، به معانى قرآن كه حالت ثبات و واقعيّتى استوار دارند، تزلزل بخشيده­ایم. اگر دانشمندى با ابزار علمى قطعی كه در اختيار دارد، توانست از برخى ابهامات قرآنى ـ كه در همين اشاره‏ها نمودار است ـ پرده بردارد، كارى پسنديده است، مشروط بر آنكه با كلمه «شايد» نظر خود را آغاز كند و بگويد: شايد يا به احتمال قوىّ مقصود آيه چنين باشد تا اگر در آن نظريّه علمى تحوّلى ايجاد گردد، به قرآن صدمه‏اى وارد نشود و صرفاً گفته شود كه تفسير او اشتباه بوده است. هرگز نبايد ميان ديدگاه‏هاى استوار دين و فرآورده‏هاى ناپايدار علم، پيوند ناگسستنى ايجاد نمود» (معرفت، علوم قرآنی، 1381: 417؛ معرفت، التمهید، 1385: 6/ 18).

ایشان ماندگاری ابهام آیه را نسبت به تلاش برای تطبیق آن با نظریه­ای غیر قطعی و تکامل نیافته ارحج می‌شمارد و آن را نوعی تحمیل بر آیه و دروغ بستن بر آن معرفی می­کند (معرفت، التمهید، 1385: 6/ 19).

2. اصل بودن قرآن در تفسیر علمی

آیت الله معرفت نظریات علمی قرآن را اصل دانسته، معتقد است برای کشف برخی رازهای طبیعت باید به سراغ قرآن رفت و در این مسیر، علم قطعی بسیار یاری­رسان خواهد بود (معرفت، علوم قرآنی، 1381ش، 344؛ التمهید، 1385: 6/ 6).

3. دلالت روشن ظاهر آیه بر مطالب علوم تجربی مورد نظر

در تفسیر علمی باید تناسب ظاهر آیه با مسئله علمی مورد نظر رعایت شود؛ به گونه­ای که همخوانی تفسیر آیه با مطالب مورد نظر قابل فهم باشد تا به توجیه و تفسیرهای مخالف ظاهر نیاز پیدا نشود (معرفت،‌ علوم قرآنی، 1381: 344؛ التمهید، 1385: 12/ 25).

4. کاربرد علوم تجربی به عنوان ابزاری در جهت تفسیر

آیت الله معرفت می­نویسد: از آنجا که آیات قرآن حقایقی ثابت، ولی نظریه­های علمی ناپایدار و در معرض تعدیل و تبدیل هستند، نهایت تلاش مفسر پرده­برداری از حقایق و رازهای آفرینش است که در انبوهی از آیه­های قرآن حکیم نهفته است (معرفت، التمهید، 1385: 6/ 18).

5ـ در تفسیر علمی چند شیوه متصور است:

الف) استخراج همه علوم از قرآن

این شیوه به معنای تفسیر قرآن با این پیش‌فرض است که همه چيز در قرآن وجود دارد و در اين راستا، آياتي را که ظاهر آن­ با يک قانون علمي سازگار تشخیص داده می‌شود، بيان می‌شود و هرگاه ظواهر قرآن کفايت نکرد، تأويل می‌شود (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر (5)، 1392: 212). از دیدگاه آیت­الله معرفت همان گونه که خود به صراحت این نظریه را رد کردند، این شیوه تفسیر قطعاً مطلوب نیست.

ب) تطبيق و تحميل نظريات علمي بر قرآن

قدمت اين شيوه، به قرن اخير بازمی­گردد. بسياري از افراد با مسلّم پنداشتن نظريات تجربي، سعي کردند آياتي موافق آنها در قرآن بيابند و هرگاه آيه­اي موافق با آن نمي­يافتند، دست به تأويل يا تفسير به رأي زده، آيات را برخلاف معاني ظاهري حمل مي­کردند (همان، 1392: 5/ 213).
آیت الله معرفت این شیوه تفسیر علمی را نيز رد کرده، مي­نويسد: ما درصدد تطبيق آيات قرآن بر نظريات علمي تغييرپذير نيستيم.... اگر آيه بر ابهام خود باقي باشد، بهتر است از اينکه بر نظريه علمي غير قطعي تطبيق شود که چه بسا تحميل بر آيه بشود (معرفت، التمهید، 1385: 1/ 12).

ج) استخدام علوم براي فهم و تبيين بهتر قرآن

در اين شيوه، مفسّر تلاش مي­کند با استفاده از مطالب قطعي علوم که از طريق دليل عقلي پشتيباني مي­شود و با ظاهر آيات قرآن موافق است، به تفسير علمي بپردازد و معاني مجهول قرآن را کشف نماید (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر (5)، 1392: 214). آیت الله معرفت با تأیید این شیوه مي­نويسد: در قرآن اشاراتي سريع به اسرار وجود شده است که فهم حقيقت آنها جز در پرتو شناخت برخي علوم و تسلط بر اسرار طبيعت که علم کشف مي­کند، ممکن نيست و اين بهترين وسيله مفيد براي فهم کتاب الهي و کشف اسرار و اشارات آن است (معرفت، التمهید، 1385: 6/ 25).

شایان ذکر است که دکتر رضایی اصفهانی در کتاب خود دو شیوه «جهت‌دهی به مبانی و اهداف علوم» و «نظریه­­پردازی­های علمی قرآنی» را نیز به عنوان شیوه­های برتر تفسیر علمی مطرح و تبیین نموده است (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر (5)، 1392: 216ـ218).

6 ـ شیوه‌شناسی تفسیر علمی مفسر

منظور از شیوه‌شناسی تفسیر آن است که مفسر در طرح مطالب تفسیری از چه الگویی استفاده کرده و چه مراحلی را طی نموده تا به آنچه هدف وی از نگارش تفسیر است، دست یابد. الگوها به معنای محورهایی است که مفسر برای طرح مطالب تفسیری خود از آنها استفاده می­کند و از آن به منهج تفسیری مفسر نیز یاد شده است (بهجت‌پور، تفسیر تنزیلی، 1392: 82).

یک ـ شیوه تفسیر علمی استاد معرفت

استاد معرفت در جلد ششم «التمهید» که آن را به اعجاز علمی و تشریعی قرآن اختصاص داده، پس از تبیین مبانی نظری خود درباره هدف قرآن، وجه وجود مطالب علمی در قرآن را نحوه تعامل قرآن و علم و نمونه­هایی از آیات علمی قرآن را اعجاز علمی با بهره‌گیری از علم تجربی تفسیر نموده است.

موارد اعجاز علمی مطرح شده در این کتاب عبارت است از: آب، سرمنشأ زندگی؛ چگونگی پیدایش زیست؛ منشأ شکل‌گیری جنین؛ رجع و صدع آسمان و زمین؛ گسترش فضا در گذر زمان؛ تراکم هوا در طبقات آسمان؛ پوشش هوایی محافظ زمین؛ پیوستگی فضا؛ رتق و فتق آسمان­ها و زمین؛ تشویق رسا به جنبش علمی ـ فرهنگی؛ ابر؛ کوه­های چون میخ؛ کوتاهی و بلندای سایه؛ ساختار سرانگشتان؛ قانون فراگیر زوجیت؛ عسل؛ تعبیرهای دقیق؛ شاهکارهای بیانی و خبرهای غیبی.

ایشان در بخش اعجاز تشریعی نیز پس از تبیین ویژگی­های اعجاز تشریعی قرآن در بیان معارف و احکام، نمونه­های از آن را یاد می­کند؛ از جمله: صفات شکوه و جلال خدای متعال در قرآن؛ حقوق اسلامی از دیدگاه قرآن؛ قوانین قرآن در چارچوب خانواده و اجتماع؛ و ... .

با استقرای مواردی که استاد معرفت در بخش اعجاز علمی بررسی نموده، باید گفت در تفسیر ایشان از آیات مشتمل بر اعجاز علمی مانند تفسیر اثری از الگوی چندان واحدی پیروی نمی­شود، بلکه چندین عنوان در مباحث وجود دارد که ایشان به فراخور آیات عناوین را با تقدم و تأخر یاد کرده یا گاه ضرورتی به ذکر آن ندیده است که در ادامه مطرح می‌شود.

دوـ تحلیل نمونه­های تفسیری استاد معرفت

در قسمت بررسی آیات اعجاز علمی اولین بحث با عنوان «آب، سرمنشأ زندگی» با طرح آیه Pوَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ حَىO (انبیاء/ 30) آغاز شده است. برای تبیین آیه، ایشان در ابتدا روایاتی را جهت توضیح آیه یاد کرده­اند. در ادمه با ذکر آیات مرتبط با بحث، دیدگاه‌های مفسران ذیل هر آیه را نیز آورده و اعتبار سنجی نموده است. استاد معرفت در مرحله سوم با بیان اینکه درصدد دستیابی به مفهوم آیه در پرتو دانش است، تئوری داروین درباره حیات و تکامل آن را در گذر هستی به تفصیل نقل کرده و در ادامه با استفاده از نظر دیگر دانشمندان علوم تجربی، تفسیر خود را از آیه ارائه نموده است. ایشان پس از تکمیل تفسیر خود از آیه مطالبی را به هدف مباحث تکمیلی با این عناوین آورده و به صورت کامل به توضیح آن پرداخته است: چگونگی پیدایش زیست؛ چیستی حیات؛ چگونگی آغاز حیات؛ خاستگاه انسان؛ الله یکتا آفریدگار. بدین ترتیب، تفسیر خود را از آیه 30 سوره انبیاء به انتها می­رساند (معرفت، التمهید، 1385: 6/ 87).

موضوع دوم بخش اعجاز علمی جلد ششم «التمهید» منشأ شکل­گیری جنین است که بر محور آیات Pفَلْيَنظُرِ الْانسَانُ مِمَّ خُلِق خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِق‏يَخرُجُ مِن بَينْ‏ِ الصُّلْبِ وَ الترَّائبO طارق/ 5ـ7) می­چرخد.

با توجه به احساس نیاز به تبیین معنایی واژگان به کار رفته در آیات، آیت الله معرفت ابتدا کلمات «دافق»، «الصلب»، «الترائب» را از منظر لغوی و اشتقاقات و معانی آنها توضیح داده است. سپس همچون موضوع پیشین با ذکر آیات مرتبط، سخن مفسران را در جهت تنویر موضوع یاد کرده است. استاد معرفت در مرحله سوم با بررسی موضوع از نظر علم تجربی با یادکرد سخنان پزشکان امروز و حکمای گذشته، مراحل تشکیل جنین را به صورت علمی و تفصیلی توضیح می­دهد. ایشان در مرحله چهارم روایات مربوط به موضوع را آورده و پس از آن نظر خود را در زمینه موضوع مورد بحث بیان کرده و پس از تکمیل تفسیر خود از آیه، مطالبی را به هدف مباحث تکمیلی ذیل عناوین «قرآن کریم و مراحل جنین» و «قرآن کریم و بیماری­های وراثتی» آورده است (معرفت، التمهید، 1385: 6/ 94).

موضوع سوم تفسیر علمی آیت الله معرفت در تفسیر «التمهید» با عنوان «رجع و صدع آسمان و زمین و اثر آنها بر شکل­گیری حیات» به بررسی آیات Pوَ السَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ وَ الْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعO (طارق/ 11ـ12)‏ پرداخته است.

به نظر می­رسد استاد معرفت با توجه به موضوع آیات مرتبط با موضوع رجع و صدع، ضرورتی به بررسی­های تفصیلی مانند آیات قبل ندیده است و مراحل یاد شده در تفاسیر علمی ـ موضوعی پیشین را به صورت بسیار فشرده با اختصار بسیار طی کرده، چنان که به توضیح واژگانی آیه همراه با نقل نظر مفسران پیشین به صورت یکجا بسنده نموده است. ایشان نظر تفسیری خود را با استفاده از دانش تجربی روز در قالب چند معنای قابل برداشت از آیه ارائه کرده و تفسیر خویش را با نقل سخنی از رشید رشدی( به نقل از بصائر جغرافیه) پایان می­دهد (همان، 1385: 6/ 201).

با توجه به مطالب یاد شده و تحلیل دیگر تفاسیر استاد معرفت در جلد ششم کتاب «التمهید»، می­توان گفت از منظر ایشان در بررسی آیات علمی چند محور نقش اساسی دارند که به فراخور بحث، هر یک از محورها دارای تفصیل و اختصار متفاوتی هستند. این محورها عبارت است از: توضیح واژگانی آیه؛ یادکرد آیات مشابه و همگرا؛ نظر دیگر مفسران؛ روایات مرتبط با موضوع و نظر دانشمندان علوم تجربی. ایشان در هر موضوع با طی این مراحل به تفسیری کامل از آیه دست می­یابد که البته گاه نیز حسب موضوع، ممکن است دو مرحله در یک مرحله بگنجاند و یا حتی از آوردن محور خاصی صرف نظر نماید.

7ـ آسیب‌شناسی تفسیر علمی

آسیب­های تفسیر علمی در نگاه آیت­الله معرفت را می­توان در موارد ذیل برشمرد:

یک ـ حائز شرایط نبودن مفسر

تفسیر قرآن دانشی تخصصی و نیازمند مفسر متخصص است. مفسری که می‌خواهد در مباحث میان­رشته‌ای قرآن و علوم گام نهد، لازم است که شرایط ویژه‌ای داشته باشد. در تفسیر علمی علاوه بر شرایط عمومی، شرایط دیگری از جمله آگاهی مفسر از علم مورد بحث در تفسیر، آشنایی با فلسفه آن علم و نظریه‌های قدیم و جدید در آن، اطلاع از شیوه‌های مباحث میان رشته‌ای و ضوابط و مراحل آن، شناخت گونه‌های تفسیر علمی (استخراج، تحمیل، استخدام، نظریه پردازی) رعایت احتیاط در نسبت مطالب علمی به قرآن لازم است (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر (5)؛ 1392: 265ـ268).

مسلماً مهم‌ترین آسیب در تفسیر علمی این است که مفسری با فقدان شرایط فوق و رعایت نکردن آنها اقدام به تفسیر آیات نماید. آیت­الله معرفت ذیل بحث تفسیر به­رأی برداشت­های ناصواب را با عنایت به نداشتن شرایط مناسب از جمله مهم­ترین آسیب­های تفسیر علمی بر می‌شمرد (معرفت، مجله اندیشه حوزه، 25/ 141).

دو ـ علم­زدگی

در میان مفسرانی که در قرون اخیر اقدام به تفسیر قرآن کریم نموده‌اند، افرادی دیده ‌می‌شود که بعضاً با دید کاملاً مادی و علم زده، امور نامحسوس و متافیزیک(Metaphysics) در  قرآن را حمل بر مسائل مادی نموده‌اند. تطبیق جن بر میکروب و تطبیق معجزات پیامبران به مسائل مادی از این دست است. مرحوم طالقانی در پرتویی از قرآن در این­باره می‌نویسد: یکی از مفسران ... آیاتی را که در این باره ‌است، با هم مقایسه نموده و وضع جغرافیایی قدیم شمال دریای احمر را در نظر گرفته، می‌گوید: موسیg بنی­اسرائیل را از مغرب و از شمال دریای احمر که در آن زمان کم­عمق بود، در هنگام جزر عبور داد. فرعون غافل با سپاه و ارابه‌های جنگیش همین که به آن‌جا رسید و خواست شتان بگذرد، ناگهان دریا به حالت مد در آمد و غرقشان ساخت (طالقانی، پرتویی از قرآن، 1362: 1/ 155). استاد معرفت تفسیر علمی را نوعی تفسیر عصری می­داند که با تأثر از کشفیات جدید علمی پدید آمده، تفسیر را در حوزه­های علوم مورد بررسی قرار می­دهد  که البته باید با رعایت علم اثبات شده و دوری از علم‌زدگی باشد (معرفت، التفسیر والمفسرون فی ثوبه القشیب، 1377: 2/ 466).

سه ـ انتخاب مبانی، ضوابط و شیوه غلط

انتخاب مبانی، ضوابط و شیوه غیر صحیح می‌تواند باعث ایجاد فهم‌های اشتباه از قرآن شود. این امر مختص به تفسیر علمی نیست و در دیگر شاخه‌های تفسیر نیز به همین مفسده منجر می‌شود. در مباحث پیشین، برخی از آنها گذشت، از جمله اینکه قرآن به جای کتاب هدایت، کتاب علوم طبیعی دانسته شود (آیت الله معرفت احیاگر علوم در دوران معاصر، کتاب ماه دین، 1388: 7) یا اینکه علم تجربی اصل و قرآن فرع تلقی گردد؛ چراکه ایشان نظریات علمی قرآن را اصل دانسته، می‌فرماید: علم قطعی بسیار یاری­رسان خواهد بود (معرفت، علوم قرآنی، 1381: 344؛ معرفت، التمهید، 1385: 6/ 6).

نتیجه

1. آیت­الله معرفت تفسیر علمی را نوعی تفسیر عصری می­داند که با کمک آن و با توجه به پیشرفت دانش و گسترش معارف بشری می­توان بهتر و بیشتر به حقایق قرآنی پی برد.

2. ایشان مبانی تفسیر علمی، آن را موجب پرده‌گشایی از حقایق و رازهای آفرینش می‌داند که در خدمت رسالت قرآن که همان هدایت انسان­هاست، قرار گرفته است. قرآن کتاب علمی نیست؛ بنابراین، انتظار وجود تمام مطالب علمی در آن، توقع بی­جایی است. اعجاز علمی قرآن یکی از ابعاد اعجاز قرآن شمرده می­شود که به دلیل شمول افرادی، احوالی و ازمانی متعلق تحدی نیز قرار گرفته است.

3. ضوابط خاص تفسیر علمی از منظر آیت الله معرفت شامل تفسیر آیات علمی توسط علوم قطعی و اصل بودن قرآن در تفسیر و دلالت روشن آیه بر مطلب می­شود. همچنین ایشان به شدت از تحمیل نظریات علمی بر آیات قرآن برحذر می­دارد، بلکه نتایج علوم باید در جهت کشف مراد کلام الهی در خدمت قرآن به کار گرفته شود.

4. محورهایی که استاد معرفت در جهت کشف و تبیین تفسیر آیات علمی قرآن به کار گرفته است عبارت است از: توضیح واژگانی آیه؛ یادکرد آیات مشابه و همگرا؛ دیدگاه دیگر مفسران؛ روایات مرتبط با موضوع؛ نظر دانشمندان علوم تجربی.

ایشان در بررسی هر آیه، تناسب مطلب مطرح شده در آن و محورهای یادشده را به تفصیل یا اختصار بررسی نموده و در برخی موارد نیز به دلیل وضوح مطلب ضرورتی به طرح برخی از محورها ندیده است.

 


منابع

  1. ابن سینا، تعلیقات، المحقق عبدالرحمن بدوی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹ق.
  2. ابن سینا، حسین بن علی، رسائل، قم: بیدار، 1375ش.
  3. ابن عطیه اندلسی، تفسیر المحرر الوجیز، بیروت: دارکتب العلمیه،1422ق.
  4. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بيروت: ‏دار صادر، چاپ سوم، ‏1414ق‏.
  5. ابن‏عطيه، عبدالحق بن غالب‏، المحرر الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز، بيروت: ‏دار‌الكتب العلمية، 1422ق.
  6. اسکندرانی، محمدبن احمد، کشف الاسرار النورانية القرآنيه، قاهرة: الرکابی، 1279ق.
  7. اندلسی، ابو حیان محمد بن یوسف، البحر المحیط فی التفسیر، تحقیق صدقی محمد جمیل، بیروت: دار الفکر، ۱۴۲۰ق.
  8. انوری، حسن و دیگران، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۱ش.
  9. آلوسی، محمود، روح المعانی، بیروت: دارالکتب العلمية، 1415ق.

10. بابایی، علی اکبر، مکاتب تفسیری، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1391ش.

11. بحرانی، سید هاشم، تفسیر البرهان، تهران: بنیاد بعثت، 1416ق.

12. بغوی ، حسین بن سعید ، تفسیر البغوی مسمی معالم التنزیل، مهدی عبدالرزاق، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، 1420ق.

13. بهجت­پور، عبدالکریم، تفسیر تنزیلی مبانی، اصول قواعد، فوائد، قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1392ش.

14. جرجانی، حسن بن حسن ، جلاء و الاذهان و جلاء الاحزان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1377ش.

15. جمیلی، الاعجاز الطبّی فی القرآن‌، بیروت: بی­نام،‌ ۱۹۸۷.

16. جوادی آملی، عبداللّه‌، شریعت‌ در آینه معرفت‌، قم‌: نشر اسراء، ۱۳۷۷ ش‌.

17. الحبال، محمدجمیل و الجواری، مقداد مرعی؛ العلوم فی القرآن، بیروت: دارالنفائس، چاپ سوم، ۱۴۱۸ق.

18. حنفی، احمد، التفسیرالعلمی للآیات‌ الکونیه فی القرآن‌، قاهره: بی­نا، ۱۹۶۰م.

19. خولی، امین، مناهج تجدید فی النحو والبلاغه و التفسیر و الأدب، قاهره: بی­نا، ۱۹۶۱م.

20. خویی، ابو القاسم، البیان، قم: مؤسسه احیاء آثار الامام خویی،1430ق.

21. دروزه، محمد عزه، ‏التفسير الحديث: ترتيب السور حسب النزول،‏ بيروت:‏ دار الغرب الإسلامي،‏1421ق‏.

22. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، محمد معین و سید جعفر شهیدی، تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377ش.

23. ذهبی، محمدحسین‌، التفسیر والمفسّرون‌، بیروت‌: بی­نا، ۱۴۰۷ق.

24. رازی، ابوالفتوح، تفسیر روض الجنان و روح الجنان، مشهد: بنیاد پژوهش­های اسلامی آستان قدس، 1408ق.

25. راغب اصفهانی‌، محمد بن حسین، المفردات فی غریب القرآن، دمشق ـ بيروت: دارالعلم، 1412ق.‏

26. رشیدرضا، محمد، تفسیر القرآن ‌الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، بیروت: دارالمعرفه، ۱۳۷۳ش.

27. رضایی اصفهانی، محمد علی، در آمدى بر تفسیر علمى قرآن، قم: اسوه، 1375ش.

28. رضایی اصفهانی، محمد علی، منطق تفسیر (5)، قم: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی،1392ش.

29. رومی، فهد بن عبدالرحمان، منهج المدرسة العقلية الحديثة فی التفسیر، بیروت: بی­نا، ۱۴۰۷ق.

30. زرکشی، محمد بن عبدالله، البرهان، بیروت، دارالمعرفه، 1410ق.

31. سبزواری، شرح منظومة، حسن زاده آملی، تهران: ناب، ۱۴۱۷ ق.

32. سیوطی، عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر، الاتقان‌ فی علوم‌القرآن‌، محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره: ‌۱۹۶۷م.

33. سيد بن قطب، بن ابراهيم، فى ظلال القرآن‏، بيروت ـ قاهره: ‏دارالشروق، 1412 ق.

34. سيوطى، جلال الدين، الإتقان في علوم القرآن‏، بيروت: دار الكتاب العربى،‏ چاپ  دوم،‏1421ق.

35. شاطبی، ابراهیم‌ بن‌ موسی، الموافقات‌ فی اصول‌ الشریعه، بیروت‌: بی­نا، ۱۴۱۵ق.

36. شریعتی مزینانی، محمدتقی، تفسیر نوین‌: جزو سی­ام‌ قرآن‌، تهران‌: دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی، 1366ش.

37. شریف، محمدابراهیم‌‌، اتجاهات ‌التجدید فی تفسیرالقرآن‌الکریم‌ فی مصر، قاهره‌: بی­نا، ۱۴۰۲ق.

38. شلتوت، محمود‌، تفسیرالقرآن‌الکریم‌، بیروت‌: بی­نا، ۱۴۰۸ق.

39. شوکانی، محمد بن علی، فتح الغدیر ، دمشق ـ بيروت: ‏دار ابن كثير ـ دار الكلم الطيب،‏1414 ق.‏

40. صاوی، احمد، حاشیه الصاوی علی تفسیر الجلالین بی جا: دارالفکر، بی تا.

41. طالقانی، سید محمود، پرتویی از قرآن، شرکت سهامی انتشار، تهران، 1362ش.

42. طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، قم: دفتر انتشارات جامعه مدرسین، 1417ق.

43. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن،

44. طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، سيد احمد حسين، تهران: كتابفروشى مرتضوى، ‏1375 ش‏.

45. طنطاوی بن‌ جوهری، الجواهر فی التفسیر القرآن‌الکریم‌، بیروت‌: دار المعرفة، ۱۴۱۲ق.

46. عروسى حويزى عبد على بن جمعه تفسير نور الثقلين ‏‏سيد هاشم رسولى محلاتى‏ قم ‏انتشارات اسماعيليان چاپ چهارم، ‏‏1415ق.‏

47. غزالی، احیاء علوم دین، حافظ عراقی، عبدالرحیم حسین، بی­جا:دارالکتب العربی،1356ش.

48. فراهیدی، خلیل، العین، قم: انتشارات هجرت‏، چاپ دوم، ‏1410ق.

49. فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر صافی، تهران: انتشارات الصدر، 1415ق.

50. قرضاوی، یوسف‌، کیف‌ نتعامل‌ مع‌ القرآن‌ العظیم‌، قاهره‌: بی­نا، ۱۴۲۰ق.

51. کارم، غنیم، الاشارات العلمية فی القرآن الکريم، قاهرة: دارالفکر العربی، ۱۴۱۵ ق.

52. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران: کتابفروشی علمیه اسلامية، 1379ش.

53. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، سید جواد علوی، تهران: دارالکتب اسلامية، 1362 ق.

54. محمدهادی معرفت، «نقدی بر تفسیرهای روشنفكرانه از قرآن و حدیث»، مجله اندیشه حوزه، شماره25، ص141.

55. معرفت، محمدهادی، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، مشهد: الجامع الرضویه للعلوم الاسلامية، 1377ش.

56. معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، قم: مؤسسه فرهنگی التمهید، 1385ش.

57. معرفت، محمدهادی، تفسیر الاثری الجامع، قم: مؤسسه فرهنگی التمهید،1387ش.

58. معرفت، محمدهادی، تفسیر و مفسران، قم، تمهید، 1379.

59. معرفت، محمدهادی، صیانه القرآن من التحریف، ، تهران، وزارت امور خارجه، 1379.

60. معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، قم: مؤسسه فرهنگی التمهید، چاپ چهارم،1381ش.

61. مکارم شیرازی، ناصر، تفسر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1374ش.

62. ملاصدرا، مفاتیح الغیب، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363ش.

63. نفیسی، شادی، عقلگرایی در تفاسیر قرن‌ چهاردهم‌، قم‌: انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۳۷۹ ش‌

64. نوفل، عبدالرزاق ‌، القرآن‌ و العلم‌الحدیث‌، مصر: بی­نا، ۱۳۷۸ش.

65. وحید اختر، سرسید احمدخان‌ و اندیشه دینی، ترجمه رسول‌ جعفریان، تاریخ‌ و فرهنگ‌ معاصر، سال‌ ۱، ش‌ ۱، مهر ۱۳۷۰ش.

 

 


* . تاریخ دریافت: 10/2/1396 و تاریخ تأیید: 15/6/1396.

**. دانش‌آموخته سطح 4 تفسیر تطبیقی موسسه آموزش عالی معصومیه: این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

***. دانش‌آموخته دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه علوم تحقیقات تهران این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید