تفسیر تاریخی قرآن کریم* PDF چاپ نامه الکترونیک

 

محمدعلی رضایی اصفهانی** و ابوالحسن مؤمن نژاد***

چکیده

قرآن کتاب هدایت و سعادت انسان می باشد و برای رسیدن به این هدف مهم از علوم مختلف به عنوان ابزار استفاده کرده است؛ از جمله این علوم، علم تاریخ می‌باشد که در قرآن به شکل‌های گوناگونی از جمله سرگذشت انبیاء و اقوام گذشته‌، آداب و رسوم جاهلی، حوادث زندگی پیامبر اسلامa و جامعه اسلامی  به کار رفته است. در این نوشتار، تلاش شده است تا به برداشت‌های مختلف از رابطه قرآن و تاریخ اشاره و مفهوم مورد نظر در بحث تفسیر تاریخی قرآن (مکتب تاریخی قرآن) تبیین شود. در ادامه به دو مبحث مهم مبانی (عام و خاص) و روش‌شناسی تفسیر تاریخی قرآن از جمله روش ترتیبی و موضوعی به شکل سنتی (درون متنی)، شهید صدر (برون متنی)، میان‌رشته‌ای و تطبیقی اشاره شده است. گونه‌شناسی آیات تاریخی قرآن، بررسی شرایط اعتبار منابع تاریخی برای استفاده در تفسیر قرآن و سنت‌های الهی حرکت تاریخ از مهم‌ترین مسائلی است که در این نوشتار به آنها پرداخته شده است.

 

واژگان کلیدی: قرآن، تفسیر تاریخی، مبانی، روش‌شناسی


مقدمه

قرآن كتاب هدایت است و از علوم و دانش‌های مختلف برای رسیدن به هدف‏هاى تربيتى خود استفاده مى‏كند؛ از این‌رو، طبيعى است كه «تاريخ» نيز به عنوان ابزارى مناسب در جهت رسيدن به هدف‏های مذکور مورد توجه قرا گیرد.

در قرآن نمونه‏هاى تاريخى فراوانى به چشم مى‏خورد، اما در همه آنها هدف خاصّى دنبال مى‏شود و در ضمن آنها مبادى حركت تاريخ به عنوان سُنَن مطرح مى‏گردد. بعضى از وقايع تاريخى به اجمال بيان شده و برخی ديگر به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. اين مى‏رساند كه منظور قرآن تاريخ نگارى نيست، بلكه به آن قسمت از رويدادها توجّه دارد كه به هدایت گری و هدف‏هاى تربيتى قرآن كمك كند؛ چنان که در آیات ذیل به این واقعیت اشاره شده است:

Pوَ كُلاًّ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبآءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِه فُؤادَكَ وَ جآءَكَ فى هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنينَO (هود/ 120)؛ «اخبار پيامبران را بر تو حكايت مى‏كنيم تا قلبت را با آن استوار سازيم و در آن حقّ و موعظه و تذكّر براى مؤمنان به سوى تو آمده است».

Pفَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَO (اعراف/ 176)؛ «داستان‏ها را حكايت كن شايد آنان انديشه كنند».

قرآن از تاريخ به عنوان ابزارى براى رسيدن به هدف‏هاى تربيتى خود استفاده مى‏كند و مى‏خواهد سنّت‏هاى الهى حاكم بر تاريخ را در قالب اين نمونه‏هاى تاريخى ارائه دهد؛ سنّت‏هايى كه محرّك سير تاريخ بشرى است.

لازم به ذکر است که اگر چه قرآن به محتواى قصّه آن هم به سبب هدف‏هاى معنوى توجّه دارد، در عين حال قصّه را در قالب زيباترين شكل ممكن و با تكنيك خاصّ داستان‏نويسى بيان مى‏كند و به سبب همين ارتباط ارگانيك عميق ميان شكل و محتواست كه مى‏توانيم بگوييم، داستان‏هاى قرآن يك معجزه مزدوج است (جعفری‌نیا، بینش تاریخی قرآن، 1366: 53).

مفهوم‌شناسی تاریخ

تاریخ در لغت به معنای نوشتن کتاب و وقت پدید آمدن چیزی است و در اصطلاح عبارت است از تعیین کردن زمان ابتدای امر عظیم و قدیم (ر.ک: دهخدا، لغت نامه دهخدا، ذیل واژه تاریخ) و زمان چیزی را معین کردن، سرگذشت‌ها و حوادث پیشینیان (ر.ک: معین، فرهنگ فارسی معین، 1375: ذیل واژه تاریخ).

شهید مطهری درباره معنای اصطلاحی تاریخ می‌گوید‌: تاریخ را سه گونه می‌توان تعریف کرد. در حقیقت سه علم مربوط به تاریخ می‌توانیم داشته باشیم که با یکدیگر رابطه نزدیک دارند:

1. علم به وقایع، حوادث و اوضاع و احوال انسان‌ها در گذشته، در مقابل اوضاع و احوالی که در زمان حال وجود دارد. ما این نوع تاریخ را «تاریخ نقلی» اصطلاح می‌کنیم.

2. علم به قواعد و سنن حاکم بر زندگی‌های گذشته که از مطالعه، بررسی و تحلیل حوادث و وقایع گذشته به دست می‌آید. آنچه محتوا و مسائل تاریخ نقلی را تشکیل می‌دهد، به منزله «مبادی» و مقدمات این علم به شمار می‌رود. ما تاریخ به این معنا را «تاریخ علمی» اصطلاح می‌کنیم.

3. فلسفه تاریخ؛ یعنی علم به تحولات و تطورات جامعه‌ها از مرحله‌ای به مرحله دیگر و قوانین حاکم بر این تحولات و تطورات‌؛ به عبارت دیگر علم به «شدن» جامعه‌ها نه «بودن» آنها (مطهری، جامعه و تاریخ، 1389: ص 9ـ67).

در قرآن كريم يك سلسله قوانين كلّى به صورت قضاياى شرطى بيان شده كه تبيين كننده حوادث تاريخ است؛ برای نمونه، مضمون آیه 10 تا 13 فجر چنین بیان می‌دارد که اگر در جامعه‏اى فساد رواج پيدا كند و اكثر مردم با فاسدها باشد، تازيانه عذاب خدا برآن جامعه فرود خواهد آمد و آن جامعه متلاشى خواهد شد. نمونه دیگر مضمون آیه 112 نحل است که می‌گوید: «رفاه زدگى در يك جامعه باعث دورى از خدا و ارزش‌هاى معنوى و كفران نعمت الهى مى‏شود و آن هم به سقوط و بدبختى آن جامعه منتهى مى‏گردد».

از اين‏گونه قضايا در قرآن فراوان است. قرآن كريم از اين قضايا به عنوان «سنن» ياد كرده و آنها را به تمام جوامع بشرى تعميم داده و از مردم خواسته است كه به اين «سنن جاريه الهى» توجّه كنند و در ساخت جامعه خود از آن بهره گيرند و بیان داشته که در این سنت‌ها تبدیل و تحویل راه ندارد (اسراء/ 77؛ احزاب/ 62؛ فاطر/ 43 و فتح/ 23).

پیشینه

در زمینه رابطه  قرآن و تاریخ و تفسیر تاریخی قرآن تاکنون تحقیقات گوناگونی انجام شده است. از ابتدای نزول قرآن مباحثی تحت عناوین مکی و مدنی، اسباب و شأن نزول، ترتیب نزول و ناسخ و منسوخ مطرح بوده است که بیانگر نقش مسائل تاریخی و حوادث زمان نزول در فهم قرآن می باشند و تقریبا تمامی تفاسیر در تفسیر آیات تاریخی قرآن که مربوط به شرائط و حوادث زمان نزول قرآن هستند، به این دسته از روایات و گزارش‌های تاریخی توجه نموده و از آنها استفاده کرده‌اند. کتاب‌هایی که با عنوان اسباب النزول نگارش یافته‌اند در واقع به تحلیل رابطه آیات قرآنی با حوادث زمان نزول پرداخته‌اند مانند اسباب النزول واقدی، سیوطی، غازی عنایه، حسن حیدر، سید محمد باقر حجتی. این کتاب‌ها اگر چه به تفسیر آیات با استفاده از روایات و گزارش‌های اسباب نزول کمک می‌کند ولی دارای ایرادات و نواقصی هستند از جمله : اولاً برخی از این گزارشات دقیق و صحیح نیستند و نیاز به کار دقیق روایی و تاریخی دارند ثانیاً مفاهیم قرآنی را نمی‌توان منحصر به همان موارد نزول کرد بلکه باید با الغای خصوصیت پیام عمومی و جاودانی آن را استخراج کرد و در هر عصری آن پیام را بر موارد مشابه انطباق داد  ثالثاً برخی از آیات دارای سبب نزول خاصی نیستند که با این روش نمی توان آنها را تفسیر و تحلیل کرد.

از اواسط قرن 19 میلادی خاورشناسان به ترجمه قرآن بر اساس ترتیب نزول و تألیف آثاری درباره تاریخ قرآن دست زدند از جمله: مویر (muir) خاورشناس انگلیسی در کتاب زندگی پیامبرa و کتاب قرآن، ترکیب و تعلیمش، ویل (weil) خاورشناس آلمانی در کتابی به نام مقدمه تاریخی ـ انتقادی قرآن، نولدکه (noldeke) خاورشناس آلمانی در کتاب تاریخ قرآن، هرشفلد (hirschfeld) در اثری به نام تحقیقی تازه درباره ترکیب و تفسیر قرآن و بلاشر (blachere) خاورشناس فرانسوی در کتاب در آستانه قرآن. مهمترین ایراد این محققان غربی آن است که با مبانی خود به تحقیق و تفسیر قرآن دست زده‌اند و برخی نیز وحیانی بودن قرآن را قبول نداشتند (مانند مویر که 18 سوره قرآن را پیام الهی ندانسته است) ضمن آنکه آنان بیشتر به روایات اسباب نزول و مکی و مدنی و سیره تکیه کرده‌اند (نکونام، درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، 1380: 10ـ22).

در سال‌های اخیر که حوزه تفسیر قرآن توسعه پیدا کرده و ارتباط قرآن با سایر علوم مورد توجه محققان قرار گرفته است، تحقیقاتی درباره قرآن و تاریخ و تحلیل مباحث تاریخی قرآن صورت گرفته است مانند: الآثار و التاریخ اثر خالد فائق العبیدی که به تحلیل تاریخ زندگی پیامبرانی مثل نوحj، لوطj، موسیj و سرگذشت بنی‌اسرائیل بر اساس آیات قرآنی پرداخته است. تلاش وی بر این بوده است که بیان سرگذشت انبیاء گذشته را در قرآن نشانه اعجاز غیبی قرآن بداند. آقای عبدالرحیم گواهی در کتابی با عنوان درآمدی بر تاریخ ادیان در قرآن به بررسی تاریخ ادیان و مباحث مربوط به دین و رابطه با ادیان دیگر (اهل کتاب) با تکیه بر قرآن پرداخته است. اثر دیگر در این زمینه کتاب بررسی تاریخی قصص قرآن تألیف دکتر محمد بیّومی مهران استاد تاریخ دانشگاه اسکندریه می‌باشد که توسط آقای سید محمد راستگو به فارسی ترجمه شده است‌. در این کتاب به بررسی داستان پیامبران از حضرت ابراهیمj به بعد پرداخته و آنها را ارزیابی تاریخی کرده است‌.

از جدیدترین آثار در این زمینه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: سنت‌های تاریخی در قرآن اثر دانشمند شهید سید محمد باقر صدر: در این کتاب نویسنده ضمن اشاره به روش‌های تفسیری قرآن، روش تفسیر موضوعی را ترجیح می‌دهد و سپس به نمونه‌هایی از سنت‌های تاریخ در قرآن اشاره می‌کند و نقش انسان را در حرکت تاریخ مورد تأکید قرار می‌دهد‌. شهید مطهری در کتاب جامعه و تاریخ با اشاره به تعریف تاریخ و انواع آن و نقد نگاه مادی به تاریخ‌، با تکیه بر آیات قرآنی به تبیین دیدگاه اسلام می‌پردازد و انسان را سازنده تاریخ و شخصیت جامعه می‌داند‌. آقای یعقوب جعفری در دو کتاب خود به موضوع قرآن و تاریخ پرداخته است‌: بینش تاریخی قرآن؛ در این کتاب نویسنده به نحوه استفاده قرآن از قصص و مسائل تاریخی در جهت هدایت و تربیت اشاره کرده و  به نقد دیدگاه‌ها درباره فلسفه تاریخ با تکیه بر آیات قرآنی می‌پردازد. ایشان در کتاب دیگر خود به نام تاریخ اسلام از منظر قرآن کریم با استفاده از آیات قرآن به تحلیل اوضاع تاریخی جاهلیت، زندگی پیامبرa از ولادت تا بعثت و هجرت و جنگ‌ها و حوادث مهم دیگر می‌پردازد. دکتر جعفر نکونام در کتاب درآمدی بر تاریخ‌گذاری قرآن به ضرورت پرداختن به تاریخ گذاری واحدهای نزول قرآن و تفسیر قرآن بر اساس ترتیب نزول اشاره می‌کند و معتقد است که تمام آیات قرآنی بر اساس حاجات و شرایط عصر پیامبرa نازل شده است و بدون آگاهی از شرایط تاریخی نزول قرآن فهم درست تعالیم قرآنی ممکن نیست. ایشان در ادامه به مبانی، منابع و دشواری‌های این کار اشاره می‌کند‌، همچنین ایشان در مقاله‌ای با عنوان تفسیر تاریخی قرآن با اشاره به فواید‌، مبانی و راهکارهای تفسیر تاریخی یا ترتیب نزول قرآن را تحلیل و از آنها دفاع نموده است و روش‌های تفسیر تاریخی قرآن را به 4 دسته تقسیم کرده است که عبارتند از‌: تفسیر سوره‌ای، آیه‌ای‌، موضوعی و واژه‌ای (نقد و بررسی دیدگاه ایشان در ادامه می‌آید). همچنین محققانی که کتاب‌هایی با عنوان روش‌ها و گرایش‌های تفسیری نگاشته‌اند به منابع تاریخی به عنوان یکی از منابع تفسیر قرآن اشاره کرده‌اند البته به شرط قدمت و صحّت و هماهنگی با قرآن.

اگر‌چه زحمات محققانی که در زمینه ارتباط قرآن و تاریخ و تفسیر تاریخی قرآن به آنها اشاره شد قابل تقدیر است ولی با توجه به پیشرفت علوم و ارتباط تنگاتنگ آنها با زندگی بشر و ضرورت تحقیقات میان‌رشته‌ای خصوصاً رابطه علوم با قرآن‌، خلأ تحقیقات عمیق و دقیق درباره ارتباط تاریخ با قرآن و تفسیر تاریخی قرآن احساس می‌شود‌. در این نوشتار برآنیم که این نوع از رابطه و تفسیر را بیشتر مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم.

روش‌شناسی تفسیر  قرآن

همان‌گونه که تفسیر عمومی قرآن با روش‌های متعدد صورت می‌گیرد‌، تفسیر تاریخی را نیز می‌توان با استفاده از شیوه‌های گوناگون انجام داد. در حوزه تفسیر عمومی روش‌هایی مانند قرآن به قرآن‌، روایی‌، عقلی‌، علمی‌، اشاری و اجتهادی جامع وجود دارد‌. در حوزه گرایش‌ها نیز گرایش اجتماعی‌، تربیتی‌، سیاسی‌، اخلاقی و ... هست (روش‌های تفسیر قرآن، 12 به بعد؛ رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن، 49 به بعد). در تفسیر تاریخی از همه روش‌های مجاز، غیر از روش تفسیر به رأی می‌توان بهره برد. مهم‌ترین شیوه‌های تفسیری عبارت است از:

1. ترتیبی: شيوه تفسير ترتيبى آن است كه مفسّر، آيات هر سوره را به ترتيب چينش (مصحف يا نزولی) تفسير كند. (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن، 1386: 2/ 381) این شیوه که کهن‌ترین روش تفسیر قرآن می‌باشد، بدین شکل انجام می‌گیرد که مفسر از ابتدای قرآن به ترتیب سوره‌ها به تفسیر و تحلیل آیات قرآن می‌پردازد تا به آخر قرآن برسد.

2. موضوعی‌: تفسير موضوعى آن است كه مفسّر، آيات مربوط به يك موضوع را گردآورى كرده، با استفاده از روش تفسير قرآن به قرآن، آنها را قرينه تفسير همديگر قرار می‌دهد و نظر نهايى قرآن را در مورد آن موضوع روشن می‌سازد (همان). در این روش، مفسر قرآن را بر اساس موضوعات تفسیر می‌کند و به تفسیر همه سوره‌ها و یا همه آیات نمی‌پردازد، بلکه فقط  آیات مربوط به موضوع مشخص شده را مورد بررسی قرار می‌دهد. شهید صدر در تعریف تفسیر موضوعی می‌نویسد‌: «در روش تفسير موضوعى، آيات قرآن تقطيع نمى‏شود و بررسى آيات به طور مسلسل يعنى آيه به آيه و مرتب انجام نمى‏گيرد؛ بلكه مفسر موضوعى مى‏كوشد تحقيقات خود را روى يك موضوع از موضوعات زندگى، اعتقادى، اجتماعى و جهانى كه قرآن متعرض آن شده متمركز سازد و درباره آن موضوع از قرآن استفاده كند. براى مثال عقيده به توحيد يا سنت‏هاى تاريخ يا كيفيت تكوين آسمان و زمين و اين‌گونه مسایل را در قرآن مورد مطالعه قرار مى‏دهد» (همان، 2/ 86). این شیوه خود به چند روش قابل اجرا خواهد بود:

الف) شیوه مشهور و سنتی (درون متنی): این روش که از قدیم در میان مفسران مشهور بوده است، به این شکل انجام می شود که مفسر موضوعی را که در قرآن به کار رفته باشد، انتخاب کرده، سپس آیات مربوط به آن را (موافق و مخالف) استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد‌.

ب) شیوه شهید صدر (برون متنی): در این شیوه ، موضوعات جدید در عرصه علوم مختلف بر قرآن عرضه می شود و نظر قرآن درباره آن موضوع استخراج می‌گردد.

ج) میان‌رشته‌ای‌: منظور از رشته در اینجا‌، رشته‌های مرتبط با موضوعات و مسایل تفسیر و علوم قرآنی است؛ یعنی یک مسئله از منظر دو دانش مورد بررسی قرار می‌گیرد‌. چون بررسی بسیاری از موضوعات قرآنی چند تباری است‌، لازم است به صورت میان رشته ای مورد تحقیق و مطالعه قرار گیرند (همان، 3/ 61 ). مراحل انجام این روش عبارت است از: انتخاب موضوع مشترک میان قرآن و یکی از علوم انسانی یا طبیعی‌، بررسی موضوع به شیوه تفسیر موضوعی درون قرآنی‌، بررسی موضوع در علم مورد نظر، بررسی موارد موافق و اختلافی، تحلیل و نقد، نظریه‌پردازی (‌تولید علم جدید‌). این روش قابل استفاده در زمینه تفسیر تاریخی قرآن می‌باشد.

د)  تطبیقی: شیوه تطبیقی یعنی شناخت یک پدیدار یا دیدگاه در پرتو مقایسه (فهم و تبیین مواضع خلاف و وفاق) (همان، 3/ 53) این روش نیز در زمینه تفسیر تاریخی قرآن قابل استفاده می‌باشد.

رویکردهای تفسیر تاریخی

درباره تفسیر تاریخی قرآن سه رویکرد مهم وجود دارد.

1.  توضیح و تفسیر آیات تاریخی قرآن

ساده‌ترین روش آن است که مفسر در تفسیر قرآن آیاتی را که به موضوعی تاریخی اشاره دارد انتخاب می‌کند (مانند آیات مربوط به پیامبران گذشته یا آیات مربوط به رسوم و سنت‌های عرب جاهلی‌) تکیه بر منابع تاریخی معتبر توضیح می‌دهد، همچنان که برخی از محققان و مفسران، به ترتیب قرآن، آیاتی را که به موضوعات تاریخی اشاره کرده تفسیر نموده‌اند (تفسیر ترتیبی) یا اینکه آیات تاریخی مربوط به یک موضوع را استخراج، تحلیل و تفسیر کردند (تفسیر موضوعی)،  مانند کتاب تاریخ اسلام از منظر قرآن کریم نوشته آقای یعقوب جعفری که آیات مربوط به تاریخ اسلام از دوره جاهلیت تا بعثت، هجرت و رحلت پیامبرa را مورد بررسی قرار داده است. نیز مثل محمد عزة دروزه در کتاب سیرة الرسول، صور مقتبسه من القرآن الکریم بر پایه آیاتی از قرآن که راجع به زندگی پیامبرa می‌باشد، به تحلیل زندگی آن حضرت از ابتدا تا انتها پرداخته است (نکونام، درآمدی بر تاریخ‌گذاری قرآن، 1380: 36). همچنین کتاب‌هایی که به تحلیل قصه‌های قرآن یا سرگذشت انبیا و اقوام گذشته از منظر قرآن پرداخته‌اند، ذیل این مجموعه قرار می‌گیرند.

این نگاه دارای اشکالاتی است از جمله اینکه اولاً  فقط برخی از آیات را که به صراحت به مباحث تاریخی اشاره دارد، مورد بررسی قرار می‌دهد و از تحلیل سایر آیات باز می‌ماند، ثانیاً در این روش دیدگاه نهایی و رویکرد تاریخی قرآن به دست نمی‌آید.

2.  نگاه تاریخی به آیات قرآن (تفسیر بر اساس ترتیب نزول)

این رویکرد خود به دو بخش افراطی و معتدل تقسیم می‌گردد‌.

یک ـ نگاه افراطی آن است که ما تمام آیات قرآن را فقط از منظر شأن نزول و محدود به حوادث تاریخی زمان نزول تحلیل و تفسیر نماییم که در این صورت قرآن محدود به محیط و شرایط نزول می‌گردد و متأثر از فرهنگ و آداب زمان نزول خواهد بود. اینکه بخشی از آیات قرآن دارای سبب و شأن نزول خاص هستند و بر اساس سؤالات، حوادث و نیازهای مردم عصر نزول قرآن نازل شده است، مورد قبول همه مفسران و محققان می‌باشد، اما افراط در این مسئله به این معنا که تمام قرآن را فقط بر اساس حوادث تارخی زمان نزول تفسیر کنیم، محدودنگری و ظلم به قرآن می‌باشد.

کسانی که به تفسیر قرآن بر حسب ترتیب نزول اقدام کرده‌اند، عبارت‌اند از:

1. سید عبدالقادر ملاحویش آل غازی در تفسیر بیان المعانی علی حسب ترتیب النزول؛

2. محمد عزة دروزه در تفسیر التفسیر الحدیث علی حسب ترتیب النزول. وی در خصوص مزیّت چنین تفسیری از قرآن می‌نویسد: ما بر آن شدیم که ترتیب تفسیر را بر وفق ترتیب نزول سوره قرار دهیم ... ؛ زیرا معتقدیم چنین روشی برترین روش فهم قرآن و خدمت بدان است (دروزه، تفسیر الحدیث، 1383: 1/ 8)؛

3. مهندس مهدی بازرگان در کتاب سیر تحوّل قرآن و کتاب تحلیلی ـ تاریخی پا به پای قرآن (معرفت، تفسیر و مفسران، 1379: 2/519 ـ525)؛

4. جعفر نکونام در کتاب درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن. وی در این باره می‌نویسد: اغراق نیست اگر گفته شود که تمام قرآن به تناسب حاجات فکری و عملی مخاطبان عصر نزول اعم از مشرکان بت پرست و اهل کتاب یهود و نصاری در مکه و مدینه نازل  شده است و به تعبیر دیگر ، تمام آیات قرآن اسباب نزول دارد (نکونام، درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، 1380: مقدمه).

از جمله اشکالاتی که برای این تفسیر گفته‌اند این است که این شیوه، خطر تفسیر به رأی را به دنبال دارد (مصباح یزدی، قرآن‌شناسی، 1376: 2/ 157)؛ زیرا هر چند شواهد یقینی تاریخی در فهم کامل برخی از موضوعات مطرح در آیات تاریخی قرآن مؤثر است، این شواهد در صورتی یقینی است که به طور متواتر نقل شده باشد یا دست‌کم به اندازه خبری موثّق اعتبار داشته باشد؛ بنابراین، نمی‌توان به هر نقلی اعتماد کرد و بر اساس آن به تفسیر پرداخت. آیت الله معرفت در نقد این نوع تفسیر می‌نویسد: پى بردن به ترتيب نزول سور، كارى آسان و در دسترس است و چنان كه در بحث از نزول قرآن بيان كرده‏ايم، تاريخ به خوبى آن را ضبط و ثبت‏ كرده است. ولى رعايت ترتيب نزول سور، هيچ‌گونه ارتباطى در فهم معانى آيات قرآن ندارد؛ زيرا همين اندازه كه معلوم باشد هر سوره، مكى است يا مدنى؛ در اوايل بعثت نازل شده يا اواخر آن؛ در سال‌هاى نخست هجرت نازل شده يا اواخر آن یا اینکه در كجا و درباره چه نازل شده است، در فهم معانى آيات آن سوره مؤثر است؛ چه سوره را در صدر كتاب تفسيرى خود قرار دهيم چه در ذيل آن؛ در صدر و ذيل قرار گرفتن سوره ـ در نوشتار ـ ربطى به فهم معنا و درك مقاصد آن ندارد. عمده شناخت موقعيّت نزولى سوره است؛ هر كجاى مصحف بوده باشد (معرفت، تفسیر و مفسران، 1379: 2/ 520).

دو ـ نگاه معتدل همان است که اغلب مفسران در تفسیر آیات به اسباب نزول معتبر ، روایات ترتیب نزول آیات و روایات مکی و مدنی نیز توجه می‌کنند و با استفاده از روایات و گزارش‌های معتبر شأن نزول به تفسیر قرآن پرداخته‌اند. در این روش با وجود اینکه قرآن خود یک سند معتبر تاریخی برای حوادث و وقایع به شمار می‌رود، ولی برای فهم بهتر و دقیق‌تر آن مراجعه به منابع معتبر تاریخی نیز ضروری است.

3.  مکتب تاریخی قرآن

این رویکرد که نگاه جدیدی به تفسیر تاریخی قرآن می باشد و در واقع، نوعی تحقیق بین رشته‌ای به شمار می‌رود، به استنباط نظام آیات تاریخی قرآن می‌پردازد. اگرچه قرآن کتاب تاریخ نیست، ولی برای رسیدن به اهداف تربیتی و انسان‌سازی خود به بیان نکات گوناگون و مهمی از تاریخ گذشتگان پرداخته است و هدف اساسی از بیان آنها را عبرت گیری انسان‌ها دانسته است Pلَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْباب ...O (یوسف/ 111) و نیز مکرر ما را به سیر و تفکر در آثار و احوال گذشتگان دعوت می‌کند (آل‌عمران/ 137؛ انعام/ 11؛ روم/ 42 و حج/ 46). در واقع، تفسیر تاریخی به شیوه‌ای از تفسیر گفته می‌شود که بیانگر نقل و گزارشی کامل از جنبه تاریخی قرآن با تکیه بر اسباب نزول و زمینه‌های تاریخی است ( قرآن و مستشرقین، 2/ 100). در این روش، مباحثی از قبیل مبانی، قلمرو، روش و اهداف قرآن از بیان مسائل تاریخی مورد بررسی می‌گیرد. در این نوشتار، منظور ما از تفسیر تاریخی قرآن همین معناست و تلاش می‌کنیم به بررسی مبانی مهم و روش تفسیر تاریخی قرآن و تحلیل مکتب تاریخی قرآن بپردازیم.

مبانی تفسیرتاریخی قرآن

فهم و تفسیر صحیح قرآن بر اصول و پایه هایی استوار است که به عنوان پیش‌فرض‌های بنیادین در تفسیر مطرح می‌شوند. غفلت از این مبانی، باعث می‌شود که مفسر به مفاهیم واقعی کلام الهی دست نیابد و دچار تفسیر به رأی گردد. محققان و مفسران به شکل‌های گوناگونی به بیان مبانی تفسیر قرآن پرداخته‌اند که مهم‌ترین آنها عبارت است از:

الف) مبانی عام

1. وحیانی بودن قرآن: Pوَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَO (شعراء/ 192ـ194)؛

2. تحریف ناپذیری قرآن: Pإِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونO (حجر/ 9)؛

3. حکیمانه بودن قرآن: Pذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآياتِ وَ الذِّكْرِ الْحَكِيمO (آل‌عمران/ 58)؛ Pتِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمO (یونس/ 1)؛

4. حجیت ظواهر قرآن؛

5. هماهنگی آموزه‌های قرآن با فطرت انسان: Pفَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونO (روم/ 30)؛

6. وجود ساختار چند معنایی برای آیات قرآن؛

7. امکان و جواز فهم و تفسیر قرآن؛

8. انسجام و پیوستگی آیات قرآن؛

9. وجود نص و قرائت واحد برای قرآن؛

10. جامعیت قرآن (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن، 1386: 1/ 125ـ173؛ مؤدب، مبانی تفسیر قرآن، 1390: 49).

ب) مبانی خاص

یک ـ آگاهی و تسلط بر علوم قرآنی

1. مبحث نسخ: آيا آيات منسوخ در قرآن وجود دارد؟ اگر وجود دارد، چه تعداد و كدام آيات است؟

2. مبحث قرائات: آيا غير از متن متواترى كه از پيامبرa نسل به نسل به دست‏ ما رسيده است، قرائات دیگر نيز متواتر يا حجت است يا اخبارى آحادى است كه اعتبار ندارد؟

3. مبحث اسباب النزول: آيات اسباب النزول در فهم و تفسير قرآن مؤثر است؟

آيا اسباب النزول موجب تقييد آيه به مورد نزول مى‏شود؟ در موارد تعارض اسباب نزول چه بايد كرد؟ (رضایی اصفهانی، منطق تفسير قرآن، 1386: ‏1/ 156)

دو ـ تخصص در علم تفسیر

مفسر علاوه بر فراگیری و تسلط در علوم قرآنی، باید در خصوص تفسیر و شیوه‌های تدوین آن تبحر کافی داشته باشد تا بتواند اهداف قرآن را از لابه‌لای آیات به دست آورد. آشنایی با منابع معتبر، روش‌های مهم تفسیر‌، آفات و آسیب‌های تفسیر برای یک مفسر ضروری است.

سه ـ تخصص در علم تاریخ

کسی که می خواهد به تفسیر تاریخی قرآن بپردازد، افزون بر موارد بالا باید هم به تاریخ قبل از نزول قرآن (دوره جاهلی)، تاریخ نزول قرآن (تاریخ قرآن)، تاریخ زندگی پیامبرa و نیز آداب و سنن جامعه‌ای که مخاطبین اولیه قرآن بودند‌، آگاهی کامل داشته باشد و هم به مبانی و اصول تاریخ از منظر قرآن آگاهی داشته باشد. شناخت منابع اصلی و قدیمی و معتبر درباره مباحث تاریخی قرآن لازمه این کار است.

گونه‌های مطالب تاریخی قرآن‌

قبلاً بیان شد که قرآن برای اهداف تربیتی خود به تاریخ انبیا و اقوام گذشته اشاره کرده است؛ لذا در آیات متعددی به مباحث تاریخی پرداخته است. آیات ناظر به تاریخ را می‌توان در چند دسته قرار داد.

الف) آیه هایی که ناظر به نسخ یا امضای احکام شرایع پیش از اسلام است.

ب) آیه‌هایی که درباره سرنوشت پیامبران‌، امت‌ها، اقوام و شخصیت‌های تاریخی گذشته است؛ مانند آیات مربوط به حضرت ابراهیمj، یوسفj، موسیj و عیسیj و عقائد نادرست اهل کتاب درباره خدا مانند تثلیث و نیز تحریف کتب آسمانی، شخصیت‌های مثبت مثل لقمان، ذوالقرنین، اصحاب کهف‌ و چهره‌های منفی مانند فرعون و ... .

ج) آیه‌هایی که سنت‌های غلط جامعه جاهلی را نفی کرده یا سنت‌های صحیح یا تحریف شده را احیا یا تصحیح نموده است؛ مانند سنت نسی‌ء (‌کم و زیاد کردن ماه‌های حرام‌) (توبه/ 37)، شرک و بت‌پرستی‌، زنده به گور کردن دختران (نحل/ 58 و 59)، تأیید حرمت ماه‌های حرام و ... .

د) آیه‌های که درباره ظهور اسلام و دگرگونی‌های ناشی از آن در طی سال‌های نزول قرآن است (‌ر.ک: جعفری‌نیا، تاریخ اسلام از منطر قرآن کریم، 1366؛ رضایی اصفهانی، روش‌شناسی تفسیر قرآن، 1386: 301ـ303).

قرآن كريم در بيان قصّه‏هاى تاريخى روش خاصّى دارد كه با روش كتاب‏هاى قصّه و تاريخ متفاوت است.

گاهى قصّه‏اى به طور مشروح و مفصّل ذكر مى‏شود مانند داستان حضرت موسىj كه از قبل از ولادت او شروع مى‏شود و به طور مشروح ادامه مى‏يابد. اين قصّه و بعضى ديگر از قصّه‏ها حتی چندين بار در قرآن تكرار مى‏شود، مانند قصّه يوسف و ابراهيم و سليمان و... گاهى هم قصّه به طور خلاصه و در جملات كوتاه بيان مى‏شود، مانند قصّه زكريّا، ايّوب، يونس و ادريس. بعضى از قصّه‏ها هم از نظر تفصيل در حدّ متوسّطى قرار گرفته است، مانند قصّه آدم، نوح و مريم.

در قرآن شروع قصّه‏ها نيز با يكديگر فرق دارد. گاهى قصّه از زمان ولادت قهرمان داستان و حتى از پيش از ولادت وى آغاز مى‏گردد، مانند قصّه موسى و عيسى و مريم. گاهى از دوران جوانى قهرمان داستان شروع مى‏شود، مانند قصّه ابراهيم كه از وقتی آغاز مى‏گردد كه ابراهيم جوانى بود كه تازه به مسائل فكرى روى آورده بود و نيز قصّه داود از زمانى شروع مى‏شود كه با جالوت مبارزه كرد و بر او غلبه نمود. گاهى قصّه را از درون ميانسالى و حتى پيرى قهرمان داستان آغاز مى‏كند، مانند قصّه نوح، شعيب، صالح و لوط ... كه قصّه اينها پس از رسالت مطرح شده است.

نيز مى‏بينيم كه بعضى از قصّه‏ها در قرآن تكرار شده است، مانند قصّه حضرت موسى كه در حدود سى مرتبه در قرآن آمده است. البته اين تكرارها شامل تمام قصّه نمى‏شود، بلكه تكه‌هايى از قصّه كه با مطالب مورد بحث متناسب است تكرار مى‏شود. ضمناً هر قسمتى كه تكرار مى‏شود همراه با مطلب تازه‏اى است كه قسمت تكرار شده، مقدّمه‏اى براى بيان آن مطلب است؛ بنابراين، تكرار به آن صورتِ ملال آور ابدا در قرآن نيست (جعفری‌نیا، بینش تاریخی قرآن، 1384: 142).

برای تفسیر آیات تاریخی قرآن‌، نیازمند منابع تاریخی مختلفی هستیم که می‌توان اقسام منابع تاریخی را در بخش‌های  زیر خلاصه کرد.

الف) منابع اديان پيشين، همچون تورات و انجيل و ملحقات آنها (عهدين) كه در مورد سرگذشت پيامبران و اقوام پيشين مطالبى را بيان كرده است. اين مطالب مى‏تواند گاهى مؤيد مطالب قرآن قرار گيرد؛ چنان که در قرآن آمده است: Pوَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن‏ م‏ بَعْدِ الذّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصلِحُونَ‏O (انبیاء/ 125)؛ «و به يقين در زَبُور بعد از آگاه كننده (تورات) نوشتيم: بندگان شايسته‏ام، زمين را به ارث خواهند برد».

نيز مطالب عهدين گاهى در شناسايى اسرائيليات كه وارد حوزه احاديث اسلامى شده، ما را يارى می‌رساند؛ مثل آفرينش حواء از دنده چپ آدم كه در روايات آمده است. علامه طباطبایى با استناد به مطالب مشابهى كه در تورات‏ وجود دارد، اين حديث را رد مى‏كند.

منابع اديان پيشين گاهى با مطالب قرآن مقايسه و مورد نقد قرار می‌گيرد. از آنجا كه كتاب‏هاى آسمانى پيشين از دستبرد تحريف‏گران مصون نمانده است، لازم است در استفاده از اين منابع دقت زيادى شود؛ ازاين‏رو، در تفسير قرآن قاعده «ممنوعيت كاربرد اسرائيليات در تفسير» مطرح شده است.

ب) منابع تاريخى قبل از اسلام

این قسم از منابع براى شناخت سرگذشت افراد و اقوامى كه قرآن از آنها ياد کرده است، مورد استفاده قرار مى‏گيرد. قرآن همه داستان‏هاى تاريخى را در قصه‏ها نياورده است، بلكه نكات هدايتى قصه‏ها را نقل كرده است؛ مثلاً  از «ذى القرنين» نام مى‏برد، ولى تمام ماجراى او را حكايت نمى‏كند. لازم است در این گونه موارد به منابع تاريخى مراجعه كنيم.

ج) منابع تاريخى عرب جاهلى معاصر اسلام

این قسم از منابع براى شناخت آداب، رسوم و فرهنگ عرب جاهلى كه در فهم و تفسير برخى آيات مؤثر است، مورد استفاده قرار می‌گیرد. منابعى مانند المفصل فى تاريخ العرب از دكتر جواد على و اشعار عرب جاهلى و نقل‏هايى كه در شأن نزول‏ها و تفاسير از فرهنگ و عاداب عرب جاهلى شده است، مى‏تواند در اين مورد مفيد باشد.

مثال: P... وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى‏ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَ بِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏O (بقره/ 189).

قرآن كريم در اين آيه دستور مى‏دهد از پشت خانه‏ها داخل نشويد و نيكى آن است كه از در خانه وارد شويد. چرا قرآن اين مطلب بديهى را تذكر مى‏دهد؟ هنگامى كه به منابع تاريخى مراجعه مى‏كنيم، متوجه مى‏شويم كه عرب جاهلى عادت داشت پس از آنكه براى حج احرام مى‏بست، از در خانه وارد نشود، بلكه از سوراخ پشت خانه داخل شود.

د) تاريخ صدر اسلام

برخى وقايع تاريخى مثل جنگ‏ها، حوادث و .. در صدر اسلام اتفاق افتاده كه در فهم و تفسير آيات مؤثر است. برخى از اين حوادث در شأن نزول‏ها و تفاسير و روايات تاريخى صدر اسلام بيان شده است.

هـ ) شأن نزول‏ها

اسباب نزول يا شأن نزول عبارت است از واقعه‏اى كه به خاطر آن يا همزمان با آن، آيه يا آياتى نازل شده است. كتاب‏هاى اسباب نزول سيوطى و واقدى و برخى تفاسير مثل مجمع البيان و التبیان فی تفسیر القرآن شيخ طوسى و كتاب نمونه بينات در شأن نزول آيات دكتر محقق از منابعى به‏شمار مى‏آيد كه شأن نزول آيات را بيان كرده‏اند و بسيارى از شأن نزول‏ها در كتاب‏هاى تاريخى صدر اسلام نقل شده است‏ (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن، 1386: 1/ 80 ـ83).

آنچه مهم است، نحوه استفاده از این منابع و میزان اعتبار آنهاست تا بتوان در تفسیر قرآن از آنها بهره برد‌. مهم‌ترین شرایط اعتبار منابع تاریخی برای تفسیر آیات قرآنی عبارت است از:

1. قدمت منابع تاریخی؛ 2. سازگاری با قرآن؛ 3. سازگاری با شخصیت و سیره پیامبرa ؛
4. سازگاری با داده‌های عقل قطعی؛ 5. در نظر گرفتن گرایش‌های سیاسی و مذهبی مورخان و راویان؛ 6. درستی جنبه ادبی متن (رضایی اصفهانی، همان، 1/ 85؛ بابایی، روش‌شناسی تفسیر قرآن، 1379: 304ـ306).

مبانی قرآنی حرکت تاریخ

از نظر قرآن کریم یک سلسله قضایای شرطی به عنوان «سنن الهی» بر تاریخ حکومت دارد که عدم آگاهی از آنها مانع فهم دقیق نگاه تاریخی قرآن می‌گردد. مهم‌ترین این قوانین بدین قرار است.

1. هدفمند بودن حرکت تاریخ

از نظر قرآن نه تنها انسان، بلكه جهان و هرچه در آن هست به سوى هدفى معيّن و مشخّص گام مى‏سپارد و هيچ چيز بيهوده و بى‏هدف آفريده نشده است. قرآن كريم مسئله هدفدارى جهان و انسان را با تأكيد و اصرار فراوان مطرح مى‏سازد و از كسانى كه اين حقيقت را قبول ندارند و جهان خلقت را بى‏هدف و عبث و باطل مى‏پندارند، به شدّت انتقاد مى‏كند: Pوَ ما خَلَقْنَا السَّمآءَ وَ الاْءَرْضَ وَ ما بَيْنَهُ ما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنَ النّارِO (ص/ 27)؛ «ما زمين و آسمان و آنچه در آنهاست را باطل نيافريديم. اين گمان كسانى است كه كافرند. پس واى بر كافران از آتش!»

جامعه بشرى نيز كه جزیى از جهان هستى و مجموعه‏اى از افراد انسانى است، طبعاً بايد هدفى داشته باشد. قرآن كريم اين هدف را به روشنى ترسيم مى‏كند و آن اينكه هدف نهايى در حركت تاريخ بشرى، پيروزى نيروهاى حق بر نيروهاى باطل و حاكميت حق و عدل و مكتب پيامبران و حكومت صالحان است.

2. آزادی انسان در ساختن جامعه

از نظر قرآن جامعه براى خود شخصيّتى مستقل دارد و همچون فرد حركت مى‏كند و مريد مى‏شود و جذب و دفع مى‏كند و حتى مانند فرد متولد مى‏شود، مى‏زيد و مى‏ميرد. طبق اين مبنا جامعه نيز مانند فرد در تعيين جهت و انتخاب هدف آزاد است و مى‏تواند آگاهانه در ساختن تاريخ و تعيين سرنوشت و تغيير بنيادهاى خود گام بردارد. اين حقيقتى است كه در آيات متعدّدى از قرآن كريم منعكس شده است: Pوَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ امِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتيها رِزْقُها رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذاقَهَا اللّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَO (نحل/ 112)؛ «و خداوند مَثَل مى‏زند آبادى اى را كه داراى امنيّت و آرامش بود و روزى آن به وفور از هر جايى مى‏آمد، پس به نعمتهاى خداوند كفران نمود، پس خدا به آن لباس گرسنگى و ترس را پوشانيد و اين به سبب كارهايى بود كه انجام داده بودند».

طبق مفاد اين آيه، پيدايش گرسنگى، ترس و ناامنى در جامعه‏اى كه تا ديروز در رفاه و امنيّت كامل به سر مى‏برد، به سبب بى‏اعتنايى و كفرانى است كه نسبت به نعمت‌هاى خدا كرده‏اند و اين تغيير حالت، نتيجه كارهايى است كه خود انجام داده‏اند، بنابراين، انحطاطى كه براى يك جامعه پيش مى‏آيد با كارهايى كه مردم آن را آزادانه انجام مى‏دهند، رابطه علّى دارد و هيچ جامعه‏اى كوبيده نمى‏شود مگر به سبب رفتار و كردارى كه از مردم آن سر مى‏زند. اين حقيقت در آيه ديگرى به اين صورت بيان شده است:

Pوَ لا يَزالُ الَّذينَ كَفَرُوا تُصيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَريبًا مِنْ دارِهِمْ حَتّى يَأْتِىَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لا يُخْلِفُ الْميعادَO (رعد/ 31)؛ «محقّقا براى كسانى كه كافر شده‏اند به سبب اعمالى كه انجام داده‏اند، بلاى كوبنده‏اى مى‏رسد و يا نزديك خانه‌هايشان فرود مى‏آيد تا وعده خدا فرا رسد كه خداوند از وعده خود تخلّف نمى‏كند».

3. پيامبران معماران بزرگ تاريخ

بسيارى از جامعه شناسان و تحليلگرانِ تاريخ بشرى در بررسى سير تحوّلات جوامع و تقسيم بندي‌هايى كه در اين زمينه به عمل آورده‏اند، معمولاً از يك حقيقت بزرگ كه بر تمام حوادث تاريخى سايه انداخته و در شكل‏گيرى بسيارى از جوامع بشرى نقش تعيين‌كننده‏اى داشته است، غفلت كرده‏اند و آن، نقش بسيار مهم و سرنوشت‌ساز پيامبران در تاريخ است؛ بدين‌سان دچار خطايى شده‏اند كه كمترين ضرر آن از دست دادن كليد فهم بسيارى از رويدادهاى تاريخ بشرى است (جعفری‌نیا، تاریخ اسلام از منظر قرآن، 1384: 19ـ21؛ صدر، سنت‌های تاریخ در قرآن، 1388: 160ـ171).

قرآن كريم با تأكيد فراوان، اين حقيقت را خاطر نشان مى‏سازد كه انبيا همه يك هدف را تعقيب مى‏كردند و با اينكه بعضى از آنان بر بعضى ديگر برترى و فضيلت داشتند، در هدف ابدا فرقى ميان آنها نبود:

Pوَالَّذينَ امَنُوا بِاللّهِ وَرُسُلِه وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولئآِكَ سَوْفَ يُؤْتيهِمْ أُجُورَهُمْO (نساء/ 152)؛ «و كسانى كه به خدا و پيامبران او ايمان آورده‏اند و در ميان هيچ‏كدام از آنان تفاوت نمى‏گذارند، به زودى خداوند پاداش‌هاى آنان را خواهد داد».

4. سنت‌هاى الهى عامل محرك تاريخ

قرآن كريم هرگونه تغيير و تحوّلى را كه در جوامع بشرى به وجود مى‏آيد، به سنّت‌هاى الهى نسبت مى‏دهد و متذكّر مى‏شود كه هيچ‏گونه تحوّلى در خارج از اين سنّت‌ها اتّفاق نمى‏افتد. همچنين خاطر نشان مى‏سازد كه سنّت‌هاى الهى تغييرناپذير است و اين سنّت‌ها بر كلّ تاريخ بشرى در گذشته، حال و آينده حاكميّت دارد.

Pسُنَّةَ اللّهِ فِى الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تَبْديلاًO (احزاب/ 62)؛ «اين سنّت خدا است در مورد گذشتگان و در سنّت خدا هيچ‏گونه تغييرى نخواهى يافت».

Pفَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّ سُنَّتَ الاْءَوَّلينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّهِ تَحْويلاًO (فاطر/ 43)؛ «‌آيا آنان جز سنّتى را كه حاكم بر پيشينيان بود، انتظار دارند؟ پس در سنّت خدا هيچ‏گونه تغييرى نخواهى يافت و در سنّت خدا هيچ‏گونه دگرگونى نخواهى يافت».

به طورى كه از آيات مشابه ديگر به دست مى‏آيد، پيدايش و زوال تمدّن‌ها و به طور كلّى هرگونه تغيير و تبديل در جوامع بشرى نمى‏تواند خارج از چارچوب سنّت‌ها، نواميس و قوانين جارى الهى اتفاق بيفتد.

سنّت‌هاى مورد نظر قرآن عبارت است از قوانينى كه از تركيب غرائز، عواطف، فكر و انديشه و عملكرد انسان و نحوه ارتباط او با جهانى كه در آن زندگى مى‏كند، به دست مى‏آيد كه طبعاً همه عوامل اجتماعى، اقتصادى و جغرافيایى موجود در روابط انسان‌ها را دربر مى‏گيرد؛ به عبارت ديگر، سنّت‌هاى الهى يك سلسله قضاياى شرطى هستند كه در صورت وجود شرط يا سبب، وجود جزا يا مسبّب نيز حاصل خواهد شد. اين قضاياى شرطى از طبيعت زندگى انسان و ارتباط او با جهان پيرامونش استخراج مى‏شود؛ برای مثال، وجود ظلم و تجاوز در هيئت حاكمه يك جامعه، سقوط آن را به دنبال خواهد داشت يا گسترش راحت‏طلبى و رفاه در زندگى و خو گرفتن مردم به عيش و نوش، قدرت دفاعى آنها را در مقابل دشمن تضعيف خواهد كرد و در صورت تهاجم دشمن، تاب مقاومت نخواهند داشت يا اختلاف طبقاتى فاحش در يك جامعه كه باعث قوى‏تر شدن ثروتمندان و گرسنه‏تر شدن محرومان باشد، يك انقلاب داخلى را در پى خواهد داشت.

اينها نمونه هايى است از سنّت‌ها و نواميس الهى كه تغييرناپذیر است و بدون ترديد، در صورت وقوع شرط يا «مقدم»، جزا يا «تالى» نيز واقع خواهد شد (جعفری‌نیا، تاریخ اسلام از منظر قرآن، 1384: 23).

يا مثلاً زير پا گذاشتن ارزش‌هاى معنوى و تكذيب انبيا و تعاليم آنان در ميان يك قوم، هلاكت نهايى آن قوم را به دنبال خواهد داشت. اين سنّتى است كه قرآن كريم روى آن تأكيد فراوان دارد: Pأَفَلَمْ يَسيرُوا فِى الاْءَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَ لِلْكافِرينَ أَمْثالُهاO (محمّد/ 10)؛ «آيا در روى زمين سير نكردند تا سرانجام كسانى را كه پيش از آنان بودند ببينند كه خداوند آنان را كوبيد؟ و براى كافران مانند آن اتفّاق خواهد افتاد».

به طور كلّى، مى‏توان سنّت‌هاى الهى را به يك اصل كلّى و يك قاعده عمومى برگشت داد و آن اينكه هرگاه جامعه امكانات و توانايي‌هاى خود را در مسيرى كه از جانب خدا و به وسيله پيامبران تعيين شده است، قرار دهد و خود را با عالم هستى كه خواه و ناخواه در برابر خدا خضوع دارد، منطبق سازد و بين خود و اراده الهى رابطه ايجابى برقرار كند و بالاخره مسئوليت خود را در برابر حق بشناسد، چنين جامعه‏اى صعود مى‏كند و قابليّت بقا مى‏يابد. در مقابل، اگر جامعه‏اى با اراده الهى رابطه سلبى داشته باشد و امكانات خود را نه در راه رسيدن به تكامل انسانى، بلكه در راه هوس‌هاى زودگذر قرار بدهد، چنين جامعه‏اى دير يا زود تاوان اين انحراف از مسير حقّ را خواهد داد و دچار سرنوشت شومى خواهد شد.


نتیجه

1. قرآن در مسیر هدایت و تربیت انسان‌ها از مسائل تاریخی گوناگونی به عنوان یک ابزار خوب استفاده کرده است.

2. اگر چه از زمان نزول قرآن به اسباب و شأن نزول آیات و مکی و مدنی بودن آیات توجه شده است، این مقدار برای تفسیر تاریخی دقیق قرآن کافی نیست.

3. مباحث تاریخی قرآن به طور کلی پیرامون سه موضوع مهم می‌باشند‌: یک ـ پیامبران گذشته و امم پیشین‌، دو ـ جامعه جاهلی قبل از اسلام، سه ـ پیامبر اسلامa و جامعه اسلامی.

4. در زمینه تفسیر تاریخی دو رویکرد مهم وجود دارد: یک ـ توضیح و تفسیر آیات تاریخی قرآن به شکل سنتی در اغلب تفاسیر که این روش خوب ولی کافی نیست. دو ـ نگاه تاریخی محض به آیات قرآن و تکیه بر ترتیب نزول برای تفسیر که دارای آفاتی است از جمله اینکه مفاهیم قرآنی را محدود به زمان و مکان نزول می‌کند.

5. بهترین و جدید‌ترین روش تفسیر تاریخی  قرآن، استنباط و نظام و مکتب تاریخی قرآن می‌باشد‌. این روش دارای مقدمات و مبانی مهمی از جمله شناخت سنّت‌های تاریخی در قرآن، نگاه هدایتی و تربیتی داشتن به آیات تاریخی قرآن، استفاده از منابع معتبر تاریخی و توجه به تحریفات و خطاهای احتمالی این منابع است.

نتیجه نوشتار در زمینه تفسیر تاریخی قرآن‌، نظریه‌پردازی در این زمینه است که با توجه به مبانی مذکور در متن، روش‌های تفسیری و استفاده از منابع تفسیری و تاریخی معتبر، قابل دسترسی خواهد بود. استخراج مبانی مهم حرکت تاریخ از منظر قرآن، سنت‌های الهی در زندگی بشر و ساختن آینده تاریخ بشریت بر اساس این سنت‌ها از نتایج مهم تفسیر تاریخی قرآن می‌باشد.

 

 

منابع

  1. قرآن کریم، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.
  2. آذرنوش‌، آذرتاش‌، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی‌، تهران: نشر نی، 1379ش.

3. بابایی، علی اکبر‌، روش‌شناسی تفسیر قرآن، قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1379ش.

4. بیّومی مهران، محمد‌، بررسی تاریخی قصص قرآن‌، ترجمه سید محمد راستگو‌، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1383ش.

  1. جعفری نیا، یعقوب، تاریخ اسلام از منظر قرآن، قم: نشر معارف،  1384ش.

6. جعفری‌نیا‌، یعقوب‌، بینش تاریخی قرآن‌، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، زمستان 1366ش.

7. دروزه‌، محمد عزه، التفسیر الحدیث، القاهره: دار‌احیا الکتب العربیه، 1383ق.

  1. دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه، تهران: دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1377ش.

9. راغب اصفهانی، المفردات لالفاظ القرآن الکریم، تحقیق عدنان داوودی، قم: طلیعه نور، 1428ق.

10.رضایی اصفهانی، محمد علی، تفسیر قرآن مهر، قم: پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، 1387ش.

11.رضایی اصفهانی، محمد علی، منطق تفسیر قرآن، قم: جامعه المصطفی العالمیه، 1386ش.

12.صدر، سید محمد باقر، سنت‌های تاریخ در قرآن، ترجمه سید جمال موسوی اصفهانی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1388ش.

13.فائق العبیدی، خالد، الآثار و التاریخ، بیروت: دار‌الکتب العلمیه، 1426ق.

14.فؤاد عبدالباقی، محمد، المعجم المفهرس لالفاظ القران الکریم، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، 1420ق.

15.گواهی، عبدالرحیم، درآمدی بر تاریخ ادیان در قرآن، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، 1379.

16.مصباح یزدی، محمدتقی، قرآن‌شناسی، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1376ش.

17.مصطفوی، حسن‌‌، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش.

18.مطهری، مرتضی‌، جامعه و تاریخ، تهران: صدرا، 1389ش.

19.معرفت، محمد هادی، تفسیر و مفسران، ترجمه خیاط و نصیری، قم: موسسه فرهنگی التمهید، 1379ش.

20.معین، محمد، فرهنگ معین‌، تهران: امیر‌کبیر،  1375ش.

21.مؤدب، سید رضا، روش‌های تفسیر قرآن، قم: انتشارات دانشگاه قم، 1390ش.

22.مؤدب، سید رضا، مبانی تفسیر قرآن، قم: انتشارات دانشگاه قم، چاپ دوم، 1390ش.

23.نکونام، جعفر، «تفسیر تاریخی قرآن»، مجله پژوهش‌های دینی، شماره 19، پائیز و زمستان 1388ش.

24.نکونام، جعفر، درآمدی بر تاریخ‌گذاری قرآن، قم: نشر هستی‌نما‌، 1380‌ش.

 


* . تاریخ دریافت: 15/12/93 و تاریخ تأیید: 1/4/94

**. استادیار جامعه المصطفی العالمیه: این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

***. هیئت علمی دانشگاه یاسوج (نویسنده مسئول): این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید