مدل کيهاني جهان مادي در قرآن* PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط manager   
چهارشنبه 12 اسفند 1394 ساعت 19:35

دکتر سید عیسی مسترحمی**

چکیده

قرآن کريم برای بيان قدرت خداوند به آفرينش جهان مادي و برخي ويژگي‌هاي آن اشاره مي‌کند. اين کتاب آسماني در آيه30 سوره انبياء به مرحله‌اي از آفرينش اشاره دارد که آسمان‌ها و زمين بسته بودند و خداوند آنها را باز کرده و طبق آیه 47 سوره ذاريات،  آسمان و زمین هنوز در حال گسترش است و بنابر آیه 67 سوره زمر در پایان جهان، آسمان‌ها درهم پیچیده شده و به حالت اولیه آفرینش برمی‌گردند. کيهان‌شناسان با بهره‌گيري از ابزارها و شيوه‌هاي تجربي، مدل‌هاي گوناگوني را براي جهان مادي ارائه داده‌اند. بنابر برخي مدل‌ها [همچون جهان ايستاتيک] جهانِ مادي، شکلي ثابت دارد و نماي کلي آن تغيير نمي‌کند. در مقابل، مدل مهبانگ که از آن با عنوان مدل استاندارد نيز ياد مي‌شود، ادعا مي‌کند که جهان مادي از باز شدن انفجار گونه ماده‌ ـ فضا‌ ـ زمان از نقطه‌اي اوليه به وجود آمده است و انبساط آن هنوز ادامه دارد. برخی از یافته‌ها و شواهد کیهان شناسی و فیزیکی ادامه یافتن این گسترش را برای همیشه نشان می‌دهند، در حالی که دسته‌ای دیگر از شواهد، پایان یافتن و آغاز روند معکوس را بیان می‌کنند. یافته‌هاي دانش کيهان‌شناسي مي‌تواند تفسيري بر اين موضوع قرآني باشد و پذيرش شگفتي و حتي اعجاز علمي اين آيات را موجه سازد.

 

واژگان کليدي: قرآن، مدل کيهاني، مهبانگ، گسترش جهان، انقباض جهان.

 

مقدمه

دانشمندان مدل‌هاي رياضي گوناگوني را از جهان ارائه داده‌اند كه برخي از آنها حاكي از گسترش جهان است. گسترش و توسعه جهان از جمله مسائل علمي است كه با پيشرفت‌هاي نجومي در زمينه نورشناسي مطرح شده و مورد كنكاش قرار گرفته است. به عقیده برخی دانشمندان، روند این گسترش برای همیشه ادامه خواهد یافت و مانعی برای توقف آن وجود ندارد. در مقابل، گروهی به توقف گسترش جهان در آینده و آغاز بازگشت آن به صورت اولیه معتقدند. به اعتقاد برخی مفسران، قرآن کريم  در آیات 30 سوره انبياء، 47 سوره ذاريات و 67 سوره زمر به آنچه در روند آفرينش اتفاق افتاده و در ادامه رخ خواهد داد، اشاره کرده است.

روش‌شناسی بحث

تبيين آيات قرآن از جمله وظايفي است که بنابر نص قرآن بر عهده پيامبر اسلامa و به تبع، امامان معصومb قرار داده شده است. عالمان مسلمان‌ و حتي برخي دانشمندان غير‌مسلمان‌ با تخصص‌هاي‌ گوناگون‌ در حدّ توان‌ و معلومات‌ خويش‌ كوشيده‌اند تا مراد خداوند متعال از آيات قرآن را بفهمند و با تبيين آن براي مردم، گوشه‌اي‌ از عظمت‌ بي‌انتهاي‌ قرآن كريم را به‌ مردم‌ بنمايانند. هزاران كتاب‌، تفسير و مقاله‌ گوياي‌ چنين‌ كوششي‌ است‌.

آنان در اين راه از روش‌ها و گرايش‌هاي مختلفي بهره برده‌اند كه روش علمي‌ در تفسير از جمله آنهاست. اين شيوه تفسيري که مي‌توان نمونه‌هاي دقيقي از آن را در روايات تفسيري معصومانb دید، از دانش تجربي به طور گسترده‌اي در تفسير آيات قرآن بهره مي‌برد. تفسیر علمی به‌ شكلي‌ كم‌‌فروغ‌ از ديرباز در بين‌ مسلمانان‌ رواج‌ داشت‌، اما به دلايلي، در قرن‌ چهاردهم‌ رشد چشمگيري‌ یافت و  بر بخش‌هاي‌ گسترده‌اي‌ از تفاسير سايه‌ افكند.

اين‌ شيوه‌ تفسيري‌ همواره‌ جذابيت‌ خاصي‌ براي‌ مردم‌، به‌ ويژه‌ اقشار تحصيل‌كرده‌ و جوانان‌، داشته‌ و حضور بيشتر قرآن‌ را در ميان‌ مسلمانان و جوامع علمي به دنبال داشته است، در عين حال، رويكردهاي يكساني به اين روش تفسيري وجود نداشته است.

اين‌ روش تفسيري همچون ديگر روش‌ها به سه صورت زياده‌روي‌ (افراط‌)، كندروي‌ (تفريط‌) و ميانه‌روي‌ (اعتدال‌) تجلي يافته و هركدام موافقت‌ها و مخالفت‌هايي را در پی داشته است. جريان‌ اوّل‌ با مطلق‌انگاري‌ يافته‌هاي‌ علمي‌ و تكيه‌ بر فرضيه‌ها و نظريه‌هايي‌ كه‌ در معرض‌ اصلاح‌ و گاه‌ بطلان‌ بوده‌ دچار لغزش‌ شد؛ در بسياري از موارد با به فراموشي سپردن رسالت‌ قرآن، در ورطه تفسير به رأي افتاده است. جريان‌ دوم‌ نيز يكسره‌ نقش‌ علوم‌ طبيعي‌ و دستاوردهاي‌ بشري‌ را در تفسير قرآن‌ ناديده‌ گرفته و قرآن را از هر گونه مباحث علوم تجربي تهي پنداشته‌اند. در اين ميان، جريان‌ سوم‌ با متانت‌ و دورانديشي‌ بيشتري‌ وارد اين‌ ميدان‌ شده و با عنایت به رسالت‌ قرآن‌ و با استخدام و به كارگيري علوم تجربي، به‌ بررسي‌ و تفسير آيات‌ در بردارنده‌ اشارات‌ علمي‌ قرآن پرداخته است.

با اينكه گرايش علمي در تفسير قرآن، ويژگي قرن چهارده است، ريشه‌هاي ظريف و نمودهاي كم رنگ‌تري ازآن را در تفاسير قرون گذشته نيز مي‌توان يافت.

تفسير علمي به شيوه‌هاي گوناگوني توسط دانشمندان و مفسران صورت گرفته است. برخی با اعتقاد به وجود تمام علوم در قرآن کریم به استخراج همه علوم از این کتاب مقدس می‌پرداختند (غزالي، جواهر القرآن، 1365: 27) یا بر تحميل و تطبيق فرضيه‌ها و نظريه‌ها بر قرآن را تأکید می‌کردند. آنان در این مسیر، دست به تأويل مي‌زدند و ظواهر آيات را به نظريه‌ها و علومي كه در نظر داشتند، بر مي‌گرداندند. گروهی نیز به درستی، علوم را براي فهم بهتر قرآن به استخدام می‌گرفتند و معتقد بودند قرآن کریم می‌تواند به علوم، جهت‌دهی و برای آن نظريه‌پردازي کند.

پیشینه بحث

پيشينه كاوش‌هاي انسان براي يافتن نقطه آغازين آفرينش و سير تحولات آن، آن‌سان طولاني است که به سختي مي‌توان آغازي را براي آن تعيين کرد. به اعتقاد ارسطو که نظريه غالب در عصر نزول قرآن كريم نيز بوده است، تمام اجسام آسماني در منطقه فوق القمري[1] از عنصر فساد ناپذيري به نام اتر (aether) ساخته شده‌اند. اتر داراي ميل طبيعي براي چرخيدن به دور مركز جهان در مسير دايره‌هايي كامل بود. اين انديشه بنيادين در اخترشناسي بطلميوسي تعديل و بسط يافت (چالمرز، چيستي علم، 1381: 86). اين انديشور يوناني آسمان و اجرام آسمانی را ازلي و ابدی (eternal) و غیر قابل تغییر مي‌دانست (ارسطو، در آسمان، 1379: 71). اين در حالي است که قرآن کريم  در آیات 30 سوره انبياء، 47 سوره ذاريات،  و  67 سوره زمر به صراحت با بسياري از اين آموزه‌هاي باطل مخالفت کرده و پرده را از واقعيت و حقيقت هستي و آفرينش کنار مي‌زند و رخدادهايي را که در روند آفرينش اتفاق افتاده است، به زيبايي بيان مي‌کند تا آنجا که برخي از مفسران و دانشمندان، آن را اعجاز نجومي قرآن کريم قلمداد کرده‌اند. از جمله دانشمندان و نویسندگانی که به بررسی علمی این آیات پرداخته‌اند، می‌توان آیت الله معرفت در کتاب التمهيد في علوم القرآن، دکتر رضایی اصفهانی در کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن و زغلول نجار در کتاب السماء في القرآن الکريم را نام برد.

خداوند در قرآن چنین می‌فرماید:

Pوَ السَّمَاءَ بَنَينَاهَا بِأَيدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَO (ذاريات/ 47)؛ «وآسمان را با قدرت بنايش كرديم وقطعاً ما گسترش دهنده‌ايم».

مفهوم‌شناسي واژگان آیه

«أيد» درلغت به معناي قدرت (جوهري، صحاح اللغه، 1404: 2/ 443)، توانايي و حفظ (ابن فارس، معجم مقاييس اللغه، 1420: 1/ 88) است. برخي از مفسران، نعمت را نيز جزء معاني اين مادّه ذكر كرده‌اند (طباطبايي، الميزان، 1417: 18/ 382؛ طبرسي، مجمع البيان، 1372: 9/ 267) كه صحيح به نظر نمي‌رسد چراكه آنچه هم معني توانايي و هم نعمت، به كار مي‌رود «أيدي» است كه جمع كلمه «يد» مي‌باشد (مكارم شيرازي، پيام قرآن، 1376: 8/ 157).

واژه «موسعون» از مادّه «وسع» به معناي توانايي و طاقت (جوهري، صحاح اللغه، 1404: ‌3/ 1298)، گسترده شدن و جادار نمودن (راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1426: 871؛ مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، 1402: 13/ 103) آمده است. ايساع و توسيع مصادر ثلاثي مزيد اين مادّه و ضد تضييق هستند (جوهري، صحاح اللغه، 1404: ‌3/ 1298؛ ابن فارس، معجم مقاييس اللغه، 1420: ‌6/ 109). مجمع البيان درباره مصدر باب إفعال از اين مادّه مي‌نويسد: «إيساع، فزوني و گسترش دادن چيزي در جهات مختلف است» (طبرسي، مجمع البيان، 1372: 9/ 267).

اسرار علمي گسترش جهان

دانشمندان مدل‌هاي رياضي گوناگوني را از جهان ارائه داده‌اند. برخي همچون نيوتن آن را ايستا و ساكن مي‌دانستند و قائل بودند به زودي تحت تأثير نيروي گرانش، شروع به انقباض خواهد كرد (استفن هاوكينگ، تاريخچه زمان، 1375: 58).

تا قرن اخير عقيده به جهاني ايستا آن چنان قوي بود كه حتي انیشتین هنگامي كه نظريه نسبيت‌ عام را در سال 1915 فرمول‌بندي‌ كرد، و اطمینانی که به ايستا بودن جهان بزرگ داشت، براي امكان آن، با وارد كردن مقدار ثابتي در معادلات خود به ‌نام ثابت كيهاني، نظريه خود را اصلاح‌‌‌‌‌ كرد. وی مدلي را معرفي كرد كه به نام «جهان ايستاتيك» (Static universe) مشهور شد. در اين مدل، جهان، كروي و در عين حال ايستاست و در زمان حال، كوچك و بزرگ نمي‌شود. البته او بعدها وارد كردن ثابت كيهاني را بزرگ‌ترين اشتباه خود خوانده بود (ريگدن، دانشنامه فيزيك، 1381: 3/ 1290).

گرچه انيشتين وارد کردن ثابت کيهاني را بزرگ‌ترين اشتباه خود خواند، شايد اين عامل يکي از بزرگ‌ترين دستاوردهاي مطالعات او باشد. اندازه‌گيري‌هايي که در سال 1998 گزارش شد، نشان مي‌دهد که جهان با سرعت بيشتر و بيشتري رو به گسترش است. به علاوه، سرعت گسترش همان‌طور که در نسبيت عام با ثابت کيهاني محاسبه شده بود، افزايش يافته است.

مدل ديگري كه از جهان ارائه شده است، جهان را در حال گسترش مي‌داند. ملوين سليفر (متولد 1875م) نخستین فردی بود كه با كمك يافته‌هاي علمي، اين نظريه را ارائه داد. او با بررسي خطوط طيفي ستارگان به اين نتيجه رسيد كه ستارگان در حال دور شدن از ما هستند (پي ير روسو، تاريخ علم، 1337: 739). ژرژلومتر (ويليلم، اختراعات واكتشافات قرن بيستم، 1374: 133) و هابل از ديگر دانشمنداني هستند كه با سليفر هم عقيده گشتند. هابل تحقيقات سلفير را ادامه داد و در اين‌باره قانوني ارائه داد كه به نام «قانون هابل» مشهور است (هوگان، انفجار بزرگ، 1383: 58؛ هاچ، ساختار ستارگان و كهكشان‌ها، 1377: 251).

اين دانشمندان جهان را به بالني تشبيه مي‌كنند كه در حال باد شدن است و بر روي آن نقطه‌هايي وجود دارد. هر چه بالن بزرگ‌تر مي‌شود، فاصله نقطه‌ها از هم بيشتر مي‌گردد. در ضمن نقاطي كه از هم فاصله بيشتري دارند با سرعت بيشتري نيز از يكديگر دور مي‌شوند (هاچ، ساختار ستارگان، 1377: 258؛ دگاني، نجوم به زبان ساده، 1382: 152). كيهان‌شناسان معتقدند پس از انفجار بزرگ اجزاي تشكيل‌دهنده عالم از هر سو پراكنده شد و اين حركت در جهات مختلف ادامه دارد (رضوي، آغاز و انجام جهان بر اساس تئوري جديد، 1348: 75؛ هوگان، انفجار بزرگ، 1377: 47). آنان با تجزيه نور ستارگان، اين نظريه علمي را تا حد زيادي تقويت كرده‌اند (جعفري، فرهنگ بزرگ گيتاشناسي، 1379: 138).

ابزارهاي ويژه‌اي مي‌تواند نور دريافتي از هر ستاره را تجزيه كند و آن را به صورت رنگين كمان يا طيف درآورد كه شامل رنگ‌هاي قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش است. در امتداد اين رنگين‌كمان خط‌هاي تيره‌اي ديده مي‌شود. اگر جسمي نوراني در حال دور شدن از ما باشد، خط‌هاي تيره به طرف رنگ قرمز كه در لبه طيف قرار گرفته، حركت می‌کند و تغيير مكان مي‌دهد. جسم هر قدر سريع‌تر حركت كند، تغيير مكان خط‌ها به طرف قرمز بيشتر است. چون جهان در حال انبساط است، كليه اجرامي كه در دور دست قرار دارند در حال دور شدن از ما هستند و اين انتقالِ به قرمز را نشان مي‌دهند. هر قدر اين انتقالِ به قرمز بيشتر باشد، جسم در فاصله‌اي دورتر از ما قرار گرفته است و با سرعت بيشتري از ما دور مي‌شود (جعفري، فرهنگ بزرگ گيتاشناسي، 1379: 138) و چنانچه قرمز‌گرايي را اندازه‌گيري نمایيم، مي‌توانيم بفهميم كه جسم با چه سرعتي در حال دور شدن از ماست (هاوكينگ، تاريخچه زمان، 1375: 58).

هابل در سال 1929م. اعلام كرد كه دور شدن كهكشان‌ها با نظم خاصي صورت مي‌گيرد؛ يعني هرچه فاصله كهكشان‌ها از ما دورتر مي‌شود، سرعت آنها نيز بيشتر مي‌گردد (روسو، تسخير ستارگان، 1337: 409).

به طور كلي، سه نظريه مشهور درباره روند تكاملي كيهان وجود دارد.

1. بنابر نظريه نخست، مجموعه كيهاني با كندي مقيدي در حال انبساط است؛ به‌ گونه‌اي كه نيروي جاذبه میان كهكشان‌هاي مختلف، سبب‌ مي‌شود كه اين انبساط رفته‌رفته كند شده، سرانجام متوقف‌ شود و سپس كهكشان‌ها به ‌سوي يكديگر حركت‌ خود را آغاز كرده و جهان هستي «بسته» شود. در اين مدل كه در آن، كيهان نخست منبسط و دوباره منقبض‌ مي‌شود، فضا همچون زمين در روي خودش خم‌ شده‌ است؛ بنابراين، از نظر وسعت و اندازه «متناهي» است.

2. در نظريه دوم مجموعه ‌كيهاني آن چنان سريع انبساط مي‌يابد كه جاذبه گرانشي هرگز نمي‌تواند آن را متوقف سازد و فقط سرعت آن را كمي كاهش‌ مي‌دهد. در اين مدل كه در آن گسترش كيهان تا ابد ادامه ‌مي‌يابد، فضا نامتناهي است و شبيه زين اسب خميده مي‌شود.

3. در نظريه سوم سرعت انبساط مجموعه ‌كيهاني فقط به اندازه‌اي است كه براي جلوگيري از درهم‌فرونشيني مجدد آن كافي‌ است. در اين حالت، انبساط از صفر آغاز گشته، تا ابد افزايش مي‌يابد و فضا تخت و مسطح و باز هم نامتناهي است. دانشمندان به دنبال پاسخ اين سؤال هستند كه كدام يك از اين مدل‌ها مي‌تواند بيان كننده ساختار كيهان باشد.

براي پاسخ به اين پرسش بايد نرخ كنوني انبساط كيهان و ميانگين چگالي فعلي آن را بدانيم. نرخ كنوني انبساط كيهان را مي‌توانيم با اندازه‌گيري سرعت كهكشان‌هايي كه از ما دور مي‌شوند، تعيين ‌كنيم، ولي اين اندازه‌گيري چندان هم ساده نيست و از آن مشكل‌تر، تعيين ميانگين چگالي است.

اگر جرم‌هاي تمام ستارگان كهكشان‌ها را با هم جمع‌ كنيم، از يك صدم مقداري كه براي متوقف‌ كردن انبساط كيهان لازم است، كمتر خواهد شد. با اين‌ حال، تمام كهكشان‌ها بايد محتواي مقدار عظيمي «مادّه تاريك» (Dark Matter) باشد كه مستقيماً قادر به ديدن آنها نيستيم، ولي به ‌سبب تأثيري كه جاذبه گرانشي اين مادّه در مدارهاي ستارگان كهكشان‌ها دارد، چنين چيزي بايد وجود داشته ‌باشد. وقتي همه اين ماده‌هاي تيره را با هم جمع‌ بزنيم، تازه فقط يك دهم مقدار لازم براي متوقف ‌شدن انبساط كيهان را به‌ دست‌ خواهيم‌ آورد. با اين وجود، ما نمي‌توانيم امكان وجود شكل ديگري از مادّه را كه تقريباً به طور يكنواخت در سراسر عالم پخش‌ شده و ما تاكنون نتوانسته‌ايم آن را شناسايي ‌كنيم، كنار بگذاريم؛ يعني ماده‌اي كه هنوز مي‌تواند ميانگين چگالي مجموعه ‌كيهاني را تا حدّ مقدار بحراني لازم براي جلوگيري از انبساط بالا ببرد (موريسون، درآمدي بر نجوم و کيهان‌شناسي‌، 1389: 407).

ديدگاه‌هاي تفسيري

برخي از صحابه قائل‌ بودند كه خداوند در آيه 47 سوره ذاريات به قدرت خويش بر آفرينش پديده‌اي بزرگ‌تر از آسمان‌ها اشاره مي‌كند (طبرسي، مجمع البيان، 1372: 9/267). فخررازي معتقد است خداوند در اين آيه به عظمت و بزرگي آفرينش آسمان‌ها اشاره مي‌كند؛ آن قدر بزرگ كه زمين و فضاي اطراف آن در برابرش چون حلقه‌اي در كوير است (فخرالدين رازي، مفاتيح الغيب، 1420: 28/ 227).

علامه طباطبايي در تفسير اين آيه سه احتمال را مطرح مي‌كنند: در احتمال نخست، واژه «ايد» به معناي قدرت بوده و مراد از «انّا لموسعون» اين است كه ما داراي قدرتي وسيع و برابرناپذیر هستيم. بنابر احتمال دوم «ايد» به معناي نعمت است كه در اين صورت، جمله «انّا لموسعون» بدين معناست كه نعمت ما بي‌مقدار و بي‌شمار است و نعمت‌هاي فراواني داريم. احتمال سوم اينكه «موسعون» از اين اصطلاح گرفته شده باشد كه مي‌گويند: «فلان اوسع في النفقه» يعني فلاني در نفقه و خرجي توسعه داد و در نتيجه، مقصود آيه از توسعه دادن، توسعه آسمان است كه ذكر شده و علم جديد نيز مؤيد آن است (طباطبايي، الميزان، 1417: 18/ 381).

به عقيده برخي مفسران و نويسندگان (مکارم شيرازي، تفسير نمونه، 1371: 22/ 375؛ معرفت، التمهيد في علوم القرآن، 1417: 6/ 114؛ صادقي، ستارگان از ديدگاه قرآن، 1380: 229؛ سليمان السعدي، اسرار الکون في القرآن، 1417: 140) مراد از اين آيه شريفه درست همان چيزي است كه امروزه كيهان‌شناسان به آن رسيده‌اند كه تمام كرات آسماني و كهكشان‌ها در آغاز در مركز واحدي با وزن فوق العاده سنگين جمع بوده و سپس انفجار عظيم و بي‌نهايت وحشتناكي در آن رخ داده است و به دنبال آن، اجزاي جهان متلاشي شده و به صورت كرات درآمده و به سرعت در حال عقب نشيني و توسعه است.

دكتر موريس بوكاي پس از طرح اين آيه و نظريه انبساط جهان به اين نتيجه مي‌رسد كه آيه بدون كمترين ابهام بيانگر گسترش جهان است. او «موسعون» را از فعل «أوسع» و به معناي عريض كردن، گستردن و وسيع نمودن مي‌داند و با اشاره به اشتباه برخي مترجمان قرآن مي‌نويسد: «برخي مترجمان كه قابليت فراگيري معناي اين كلمه اخير را ندارند، معنايي عرضه مي‌دارند كه به نظر من غلط مي‌آيد؛ مانند معنايي كه از بلاشر با عبارت «ما سرشار از سخاوت هستيم» بيان مي‌كند. مؤلفان ديگر، معنا را حدس مي‌زنند، ولي جرئت اظهار آن را ندراند» (بوکاي، مقايسه اي ميان تورات، انجيل، قرآن و علم، 1365: 226).

ادعاهاي اعجاز

نويسندگان کتاب‌هاي الاعجاز العلمي في القرآن (سامي، الاعجاز العلمي في القرآن الكريم، بی‌تا: 35)، الاعجاز العلمي في الاسلام، (عبدالصمد، الاعجازالعلمي في الاسلام، 1417: 55)، موسوعه الاعجاز العلمي في القرآن (مارديني، موسوعه الاعجاز العلمي في القرآن الكريم، 1425: 49) و السماء في القرآن الکريم، (زغلول النجار، السماء في القرآن الكريم، 1425: 75) از افرادي هستند که با پذيرفتن تفسير مذکور از آيه شريفه، آن را اعجازي علمي قرآن کريم مي‌دانند.

نمونه (مکارم شيرازي، تفسير نمونه، 1371: 22/ 375) و التمهيد (معرفت، التمهيد في علوم القرآن، 1417: 6/ 114) و برخي ديگر از معاصران (صادقي، ستارگان از ديدگاه قرآن، 1380: 229؛ السعدي، اسرار الکون في القرآن، 1417: 140) نيز اگرچه به اعجاز نجومي بودن اين آيه تصريح نکرده‌اند، با بيان اين نکته که گسترش آسمان که آيه به‌ آن اشاره دارد، تازه کشف شده و مورد تأييد کيهان‌شناسان است، اعجاز علمي بودن آن را پذيرفته‌اند.

بررسي

تفاسيري كه ابن عباس و فخررازي ارائه داده‌اند كامل نيست و با صريح آيه ناسازگار است؛ چون واژه «موسعون» مشتق است و از آنجا كه مشتق ظهور در فعليت مادّه اشتقاق خود دارد (خراساني، كفايه الاصول، 1430: 78)، واژه «موسعون» ظهور در فعليت و ادامه توسعه دارد نه فقط شأنيت و مقدور بودنش براي خداوند.

با قبول گسترش جهان، اگر به گذشته برگرديم، بايد به زماني برسيم كه تمام جهان در يك نقطه جمع بوده است و شايد اين همان رتقي باشد كه خداوند متعال در آيه30 سوره انبياء ذكر مي‌كند كه به دنبال آن فتق و توسعه جهان صورت گرفته است و هنوز ادامه دارد.

در آيه هشتم از سوره نحل خداوند به دنبال سخن از خلقت آسمان، زمين و موجودات مي‌فرمايد: «چيزهايي را خلق مي‌كند كه شما نمي‌دانيد». Pوَ يخلُقُ ما لاتَعلَمُونَO ممكن است در آیه اشاره‌اي به گسترش و خلقت آسمان‌هايي جديد در آينده باشد.

دو عبارت نيز در كتاب مقدس وجود دارد كه شايد بتوان آنها را اشاره به توسعه آسمان‌ها دانست. يكي فرموده خداوند متعال كه اشعياي نبي آن را بازگو كرده است؛ آنجا كه مي‌فرمايد: «همانا من آسمان‌ها و زمين تازه‌اي را خلق مي‌كنم، پس گذشتكان آن را به ياد نياورند و به ذهن نيايد»  (كتاب مقدس، اخبار اشعيا، فصل 65) و ديگري كلام حضرت عيسيj است كه ملكوت خداوند را به دانه خردلي تشبيه مي‌كند كه كاشته مي‌شود و رشد كرده و بزرگ مي‌شود (انجيل مرقس، فصل4).

مطابقت ظاهر آيه قرآن با يافته‌هاي اخير كيهان‌شناسي كه گسترش آسمان‌ها را اظهار مي‌دارد، برخي را برآن داشته كه اين نظريه علمي را به قرآن استناد دهند و از آنجا كه اين مطلب علمي در زمان نزول و حتي تا قرون اخير بر همگان پوشيده بود، بيان آن توسط قرآن را اعجازي علمي بدانند (سامي، الاعجاز العلمي في القرآن الكريم، بی‌تا: 35؛ مارديني، موسوعه الاعجاز العلمي في القرآن الكريم، 1425: 49؛ نجار زغلول، السماء في القرآن الكريم، 1425: 75).

از ديگر تعابير قرآني که مي‌توان آن را اشاره به شکل کيهان دانست، واژگان « رتق و فتق» است:

Pأَوَ لَمْ يرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَاO (انبياء/ 30)؛ «آيا کساني که کفر ورزيدند اطلاع نيافتند که آسمان‌ها و زمين پيوسته بودند، آن دو را گشوديم».

«رتق» متضاد مادّه «فتق» و به معناي ضميمه كردن و چسباندن دو چيز است (راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1426: 341) و در مقابل، فتق (جوهري، الصحاح ـ تاج اللغه و صحاح العربيه، 1404: 4/ 1480) به معناي جداسازي دو چيز متصل به هم است (راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1426: 341).

اين آيه كه مي‌تواند مكملّي براي آيه قبل قرار گيرد، مي‌گويد: به هم پيوستگي آسمان‌ها و زمين اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظر دانشمندان، مجموعه اين جهان به صورت توده واحد عظيمي از غبار سوزان بود كه بر اثر انفجارات دروني و حركت، به تدريج تجزيه شد و كواكب و ستاره‌ها از جمله منظومه شمسي و زمين به وجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است (صادقي، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، 1380: 16/ 285؛ مکارم شيرازي، تفسير نمونه، 1371: 13/ 394؛ نجفي، مطالب شگفت‌انگيز قرآن، 1378: 17؛ نوفل، القرآن و العلم الحديث، 1407: 162).

دكتر موريس بوكاي از ديگر دانشمنداني است كه به بررسي مراحل خلقت جهان از نگاه قرآن پرداخته است. او آيات 11 سوره فصلت و 30 سوره انبياء را مطرح كرده و آيه را مؤيد و مبين دو نكته مي‌داند: 1. تأييد وجود توده گازي با بخشچه‌هاي ريز، 2. بيان روند جدايي [فتق] مادّه ابتدايي يگانه‌اي كه عناصر در آن به هم ملصق [رتق] بودند (بوکاي، مقايسه‌اي ميان تورات، انجيل، قرآن و علم، 1365: 190).

در ‌هم ‌پيچيده شدن آسمان

آن گونه که گذشت، درباره ادامه روند آفرينش نيز ديدگاه هاي متفاوتي ارائه شده است. برخي فرضيه ها بر ادامه گسترش جهان مادي براي هميشه و برخي نيز بر توقف و بازگشت آن شواهدي اقامه مي‌کنند.

قرآن کريم در توصيف حوادثي که در آستانه قيامت رخ خواهد، از درهم پيچيده شدن آسمان‌ها در آينده و بازگشت آنها به حالت و صورت اوليه سخن مي‌گويد:

Pيوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَي السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَينَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَO (انبياء/ 104)؛ «[همان] روزي که آسمان را همچون پيچيدن طومارنامه‌ها در مي‌نورديم، همان‌گونه که نخستين آفرينش را آغاز کرديم، آن را باز مي‌گردانيم [اين] وعده‌اي است بر عهده ما؛ که قطعاً ما [آن را] انجام مي‌دهيم».

مفهوم‌شناسي آیه

«طي» از ماده «طوي» و به معناي جمع کردن چيزي است به نحوي که بخش‌هايي از آن چيز در داخل بخش‌هاي ديگر قرار بگيرد (ابن فارس، معجم مقائيس اللغه، 1430: 3/ 429)، اين ماده نقيض «نشر» است (ابن منظور، لسان العرب، 1414: ‌15/ 18؛ زبيدي، تاج العروس، ‌19/ 644) و در مواردي به کار مي‌رود که قبلاً گسترده و منتشر بوده است (مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، 1420: ‌7/ 149).

اسرار علمي پايان جهان

بنابر برخي فرضيات، گسترش جهان در آينده متوقف و انقباض جهان (Big crunch) آغاز خواهد شد تا اينکه جهان به حالت اوليه قبل از گسترش برگردد. انيشتين در نظريه نسبيت خود پيش گويي کرد که انحناي فضا ـ زمان با چگالي جرم ـ انرژي عالم متناسب است. به بيان ساده‌تر، اگر جرم ـ انرژي کافي در عالم وجود داشته باشد، گراني مربوط به اين جرم ـ انرژي سرانجام مي‌تواند انبساط عالم را متوقف کند و اگر جرم ـ انرژي کافي وجود نداشته باشد، عالم براي هميشه منبسط خواهد شد. چگالي لازم براي هر مدل با کمک فرمول‌هايي قابل محاسبه است.

اکتشفات جديدي که از ماده تاريک موجود در کهکشان‌ها و نيز جرم سياه‌چاله‌ها به عمل آمده است، سررشته‌هايي از جرم ـ انرژي کافي براي بسته بودن عالم به دست مي‌دهد. اين بدين معناست که عالم خود گراني کافي دارد تا سرانجام به انبساط خود خاتمه دهد (ديکسون، نجوم ديناميکي، 1382: 556).

ديدگاه‌هاي تفسيري

تبيين وجه شبه در دو تشبيه به کار رفته در آيه شريفه از مباحث تفسيري مورد توجه مفسران بوده است. تفسير نمونه در هم پيچيدن جهان را به معناي در هم کوبيده شدن و جمع و جور شدن آن مي‌داند و تفسير آن را به فنا و نابودي صحيح نمي‌داند. این تفسیر برخلاف برخي تفاسير دیگر، با اشاره به آيات ناظر به حوادث پاياني جهان، آيه را بيانگر به هم خوردن و تغيير شکل جهان مي‌داند نه نابود شدن آن (مکارم شيرازي، تفسيرنمونه، 1371: 13/ 513).

برخي از نويسندگان معاصر اين دو آيه را در ارتباط با آيه Pفَارْتَقِبْ يوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍO (دخان/ 10) و آيه Pوَ السَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِO (طارق/ 11) مي‌دانند که از ايجاد دودي آشکار و فراگير در آستانه قيامت و نيز بازگشت آسمان سخن مي‌گويند. ايشان مراد از «طي السماء» را بازگشت آسمان به حالت اوليه يعني دخان و گاز مي‌دانند و روايتي از تفسير علي بن ابراهيم را شاهد مي‌آورند که مي‌گويد: «معناي طي آسمان‌ها فناء صورت کنوني آنهاست که به حالت گازي برگشت داده مي‌شوند» (بحراني، البرهان في تفسير القرآن، 1419: 3/ 75).

دکتر عبدالوهاب الحکيم ذيل اين آيات به غلبه نيروي جاذبه بر نيروي گريز کهکشان‌ها در آينده اشاره مي‌کند و مي‌نويسد: «اين کهکشان‌ها که برخي با سرعت 2500 کيلومتر در ثانيه از ما دور مي‌شوند، روزي متوقف گشته و دوباره به طرف همديگر جذب مي‌شوند و سياه‌چاله‌هايي را تشکيل مي‌دهند که هر چه در جهان است به طرف خود مي‌کشد».

ايشان چند آيه از جمله آيه 16 سوره لقمان را مطرح مي‌کند که خداوند متعال از زبان لقمان مي‌فرمايد: «خداوند هر آنچه در دل سنگي يا آسمان و زمين باشد خواهد آورد» و مراد از آوردن را همين جمع شدن دوباره کهکشان‌ها و اجرام فضايي مي‌داند» (الحکيم، اعجاز الحقايق العلميه في القرآن الکريم، 1423: 47؛ متولي(احمد)،‌ الموسوعه الذهبيه في اعجاز القرآن الكريم و السنه النبويه، 1426: 45).

يکي از نويسندگان از فراز پاياني آيه شريفه که از بازگشت آسمان به حالت اوليه سخن مي‌گويد، اين نکته را برداشت کرده است که تمام مراحل خلقت جهان دوباره تکرار خواهد شد؛ بدين صورت که جهان به صورت جرمي با چگالي بسيار بالا در خواهد آمد و پس از انفجار به گاز تبديل مي‌شود و آسمان و زمين ديگري از آن ساخته مي‌شود. وي آيه 48 سوره ابراهيم را بيانگر همين مسئله مي‌داند که مي‌فرمايد: «در آن روز که زمين به زمين ديگر و آسمان‌ها [به آسمان‌هاي ديگر] مبدل مي‌شوند» (زغلول النجار، السماء في القرآن، 1425: 44؛ عبدالحليم، الموسوعه العلميه في الاعجاز القرآني، 2000م: 16).

ادعاهاي اعجاز

دکتر زغلول پس از ذکر آيه Pمَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِO (کهف/ 51). به اين نکته اشاره مي‌کند که انسان بدون نور هدايت الهي و گفته‌هاي خدا و پيامبر نمي‌تواند به نظريه درستي درباره آفرينش جهان و پايان آن دست يابد.

ايشان سه نظريه مشهور «توسعه يافتن بي نهايت جهان» (The Inflationary universe)، «جهان انفجارهاي متعدد» (The Oscillating universe) و «جهان بسته» (The Closed universe) را درباره آفرينش جهان مطرح کرده و به تشريح آن مي‌پردازد. اين نويسنده آيه 104 سوره انبياء را اعجاز علمي و اشاره به بازگشت آسمان و جهان به حالت اوليه (رتق) مي‌داند که از اصول مهم نظريه جهان بسته است که به نظريه «Big crunch» مشهور است (زغلول النجار، السماء في القرآن، 1425: 181).

يکي ديگر از نويسندگان معاصر نيز از يافته‌هاي جديد علمي براي تفسير اين آيه کمک مي‌گيرد و ره‌آوردهاي علم جديد در اين باره را گواه بر اعجاز علمي قرآن مي‌داند. وی پس از اشاره به اين نکته علمي که بين اجزاي تشکيل دهنده اجزاي هر اتم، فضاي خالي زيادي وجود دارد و اگر آن اجزاء در هم فشرده شوند، حجم اجسام بسيار کوچک مي‌شود، مي‌نويسد: «اگر ما بتوانيم هر چيز موجود در کائنات را به نحوي در هم بپيچانيم که فضاي داخلي و اندروني آنها نابود گردد، در آن صورت حجم کلي کائنات لايتناهي کنوني بيشتر از حجم سي برابر قطر کره خورشيد نخواهد بود!» (مخلص، جلوه‌هايي جديد از اعجاز قرآن کريم، 1376: 31).

دکتر زغلول (زغلول النجار، السماء في القرآن، 1425: 181) و عدنان شريف (شريف، من علم الفلک القرآني، 1990: 36) نيز اشاره قرآن به اين نکته علمي را معجزه‌اي از معجزات علمي قرآن مي‌دانند.

بررسي

در اين آيات تشبيه لطيفي نسبت به درنورديدن طومار عالم هستي در پايان دنيا شده است. در حال حاضر اين طومار گشوده شده و تمام نقوش و خطوط آن خوانده مي‌شود و هر يک در جايي قرار دارد، اما هنگامي که فرمان رستاخيز فرارسد، اين طومار عظيم با تمام خطوط و نقوشش در هم پيچيده خواهد شد و به صورت خلقت اوليه در خواهد آمد.

اين مضمون در آيات ديگري نيز آمده است؛ همچون: Pوَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّمَاوَاتُ مَطْوِياتٌ بِيمِينِهِO (زمر/ 67)؛ «و در روز رستاخيز تمام زمين در قبضه [قدرت] اوست و آسمان‌ها با دست راست[=قدرت]ش در هم پيچيده شده است».

از آنجا که اين آيات درباره آغاز قيامت هستند، براي تطبيق آنها با مسائل کيهان‌شناسي ابتدا باید اثبات شود که جذب کهکشان‌ها به يکديگر و جمع شدن جهان در يک نقطه در پايان عمر اين دنيا صورت مي‌گيرد. از طرفي، غير قطعي بودن فرضيه انقباض بزرگ (big crunch) نيز مانع از حمل قطعي آيه بر اين فرضيه مي‌شود.

عبارت Pكَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُO نيز از قدرت خداوند بر برگرداندن آسمان به حالت اوليه اش خبر مي‌دهد که با توجه به آيه 10 سوره دخان ـ که مي‌فرمايد در روز قيامت دودي فراگير آسمان را فرا خواهد گرفت ـ مي‌توان آيه 104 سوره انبياء را اشاره به بازگشت آسمان به حالت گازي شکل اوليه دانست که آيه شريفه 11 سوره فصلت آن را بيان مي‌کند و مي‌فرمايد: «آسمان در ابتداي خلقت حالتي دودی (و گازي) شکل داشت».

نکته قابل ذکر پيرامون آيه 16 سوره لقمان نيز اين است که اين آيه به جمع شدن اعمال انسان براي حسابرسي اشاره دارد؛ بنابراين ارتباطي با مباحث کيهان‌شناسي ندارد و نمي‌تواند مستندي براي ديدگاهي در اين باب قرار گيرد.


نتیجه

گسترش و توسعه آسمان‌ها از جمله مسائل علمي است که با پيشرفت‌هاي نجومي در زمينه فيزيک از جمله نورشناسي مطرح گشته و مورد مطالعه قرار گرفته است. امروزه شواهد و قرائن بر اين نظريه آن قدر فراوان است که آن‌ را تا حدّ يک مسئله قابل پذيرفتنی و قطعي براي دنياي علم تبديل کرده است، به نحوي که بسيار بعيد است شخص آشناي با فيزيک و کيهان‌شناسي در صحت آن تشکيک کند.

از طرفي، اين مطلب علمي در زمان نزول و حتي تا قرون اخير بر همگان پوشيده بود؛ بنابراين، بيان صريح آن توسط قرآن کريم مي‌تواند اعجازي نجومي از اين کتاب آسماني به شمار آيد.

از طرفی با توجه به عدم قطعيت فرضيه انقباض جهان، نمي‌توان این فرضیه را به آيه نسبت داد و اعجاز نجومي را نتيجه گرفت، بلکه فقط ممکن است اين آيه را از رازگويي‌هاي قرآن به شمار آورد. در صورتي که در آينده، فرضيه انقباض به نظريه قابل قبولي ارتقا يابد، مي‌توان آن‌را به عنوان اعجازي علمي از قرآن قلمداد کرد. نکته دیگری که درباره این آیات باید مورد توجه خاص قرار گیرد این که ممکن است انقباض جهان، مکانيسمي غير از آنچه اين دانشمندان ارائه داده‌اند، باشد و اين فرايند به گونه‌اي خاص و خارج از قوانين فيزيکي رایج در اين عالم صورت پذيرد.


پی‌نوشت‌ها

[1] بنابر نظريه افلاك بطلميوسي، اوّلين فلك از افلاك نه‌گانه فلك قمر است كه ماه به آن متصل و به تبع آن حركت مي‌كند افلاك ديگر بالاتر از اين فلك قرار دارند و در اصطلاح مافوق القمر گفته مي‌شوند.

[2] (Cosmological constant) انیشتين نشان داده بود كه خلأ فضا، داراي مقدار ثابتي انرژي است و نيرويي توليد مي‌كند كه گرانش را خنثي مي‌كند. وی اين انرژي ثابت را ثابت كيهاني ناميد.

 

منابع

1. قرآن کريم، (1384ش)، ترجمه گروهي زير نظر محمد علي رضايي اصفهاني، دارالذکر، چاپ دوم.

2. ابن فارس، احمد، (1420ق)، معجم مقاييس اللغه، بيروت: دارالکتب اسلاميه، چاپ سوم.

  1. ابن منظور، محمد بن مكرم، (1414ق) لسان العرب، بيروت: دارصادر، چاپ سوم.
  2. ارسطو، در آسمان، ترجمه اسماعيل سعادت، تهران: هرمس، 1379ش.

5. آسيموف، (1375ش.) ايزاك، کوازارها، تپ اخترها و سياه‌چال‌ها، ترجمه محمد رضا غفاري، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهارم.

  1. آلن اف، چالمرز، چيستي علم، ترجمه سعيد زيبا کلام، تهران: سمت، 1381ش.

7. بحراني، سيد هاشم بن سليمان، (1419ق.) البرهان في تفسير القرآن، بيروت: موسسة اعلمي.

8. بوکاي، موريس، (1365ش.) مقايسه اي ميان تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه ذبيح‌الله دبير، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ سوم.

  1. جعفري، عباس، (1379ش.) فرهنگ بزرگ گيتا‌شناسي، چاپ چهارم.

10. جوهري، اسماعيل ابن حماد، (1404ق.) الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربيه، بيروت: دارالعلم، چاپ سوم.

11. الحکيم، عبدالوهاب، (1423ق.) اعجاز الحقايق العلميه في القرآن الکريم، دارالمحجه البيضاء.

  1. خراساني (آخوند)، محمد کاظم، کفایة الاصول، قم: موسسه نشر اسلامي، 1430ق.

13. دگاني، ماير، (1382ش.) نجوم به زبان ساده، ترجمه محمد رضا خواجه پور، گيتا‌شناسي، چاپ دهم.

14. ديکسون، رابرت تي.، (1382ش.) نجوم ديناميكي، ترجمه احمد خواجه نصير طوسي، نشر دانشگاهي تهران.

15. راغب اصفهاني، حسين بن محمد، (1426ق.) مفردات ألفاظ القرآن، ذوي القربي، چاپ پنجم.

16. رضايي اصفهاني، محمد علي، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، پژوهشهاي تفسير و علوم قرآن، 1385ش.

  1. رضوي، محمد امين، (1348ش.) آغاز و انجام جهان بر اساس تئوري جديد، بي‌نا.
  2. روسو، پي ير، (1335ش.) تاريخ علوم، ترجمه حسن صفاري، امير کبير، چاپ دوم.

19. روسو، پي ير، (1337ش.) تسخيرستارگان، ترجمه رضا اقصي، انتشارات علي اکبر علمي.

20. ريگدن، جان (سر ويراستار)، (1381ش.) دانشنامه فيزيک، دانشگاه تحصيلات تکميلي علوم پايه تهران.

21. زغلول نجار، محمد راغب، (1425ق.) السماء في القرآن الکريم، بيروت: دارالمعرفه.

22. سامي، محمد علي، (بي تا) الاعجاز العلمي في القرآن الکريم، دمشق، دارالمحبه.

  1. السعدي، داوود سليمان، (1417ق.) اسرار الکون في القرآن، دارالعرف العربي.
  2. الشريف، عدنان، (1990م.) من علم الفلک القرآني، بيروت: دارالعلم للملايين.

25. صادقي تهراني، محمد، (1380ش.) ستارگان از ديدگاه قرآن، اميد فردا، چاپ دوم.

26. طباطبايي، سيد محمد حسين، (1417ق.) الميزان في تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين، چاپ پنجم.

27. طبرسي، فضل بن حسن، (1372ش.) مجمع البيان في تفسير القرآن، ‏چاپ سوم، تهران، ناصر خسرو.

28. عبدالحليم، سمير، (2000م.) الموسوعه العلميه في الاعجاز القرآني، مکتبه الاحباب.

  1. غزالي، ابوحامد امام محمد، جواهر القرآن، بنياد علوم اسلامي، 1365ش.

30. فخرالدين رازي، محمد بن عمر، (1420ق.) مفاتيح الغيب، داراحياء التراث العرب، چاپ سوم.

  1. قريب، يعقوب پور، (1363ش.) زمين در فضا، نشر آفتاب.
  2. کتاب مقدس، (1383ش.) ترجمه فاضل خان همداني، اساطير، چاپ دوم.

33. مارديني، عبدالرحيم، (1425ق.) موسوعه الاعجاز العلمي في القرآن الکريم، دمشق، دارالمحبه.

34. متولي، احمد، (1426ق.) الموسوعه الذهبيه في اعجاز القران الکريم و السنه النبويه، دارابن الجوزي.

35. محمد سامي، محمد علي، (بي تا) الاعجاز العلمي في القرآن الکريم، دمشق، دارالمحبه.

36. محمد کامل، عبدالصمد، الاعجاز العلمي في الاسلام، مصر: دارالمصريه، چاپ چهارم، 1417ق.

  1. معرفت، محمد هادي، (1417ق.) التمهيد في علوم القرآن، اسلامي.

38. مخلص، عبدالرؤوف، (1376ش.) جلوه‌هايي جديد از اعجاز علمي قرآن کريم، شيخ الاسلام.

39. مصطفوي، حسن، (1402ق.) التحقيق في کلمات القرآن الکريم، مرکز الکتاب للترجمه و النشر.

  1. مکارم شيرازي، ناصر، (1371ش.) تفسير نمونه، دارالکتب اسلاميه، چاپ بيست و هشتم.
  2. مکارم شيرازي، ناصر، (1376ش.) پيام قرآن، نسل جوان، چاپ سوم.

42. موريسون، يان، (1389ش.) درآمدي بر نجوم و کيهان‌شناسي، ترجمه غلامرضا شاه علي، ارم شيراز.

  1. نجفی، گودرز، مطالب شگفت انگیز قرآن، تهران: نشر سبحان، چاپ دوم، 1377ش.

44. نوفل، عبدالرزاق، القرآن و العلم الحديث، بیروت: دارالكتاب العربي، 1407ق.

45. هاچ، پاول، (1377ش) ساختار ستارگان و کهکشان‌ها، ترجمه توفيق حيدر‌زاده، گيتا‌شناسي، چاپ سوم.

46. هاوکينگ، استفن ويليام، (1375ش) تاريخچه زمان، ترجمه حبيب‌الله دادفرما، کيهان.

47. هوگان، کريگ، (1383ش) انفجار بزرگ، ترجمه علي فعال پارسا، آستان قدس رضوي، چاپ دوم.

48. واسطى زبيدى، سيد محمد مرتضى حسينى، (1414ق) ‌تاج العروس من جواهر القاموس، دارالفكر للطباعه و النشر و التوزيع‌.

49. ويليلم، تروز ايلتد، (1374ش) اختراعات و اکتشافات قرن بيستم، ترجمه لاله صاحبي، يگانه.

 

 


* . تاریخ دریافت: 17/1/94 و تاریخ تأیید: 15/4/94

**. استاديار جامعه المصطفي العالميه این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید