تربیت عبادی از منظر قرآن PDF چاپ نامه الکترونیک

دو فصلنامه علمی ـ ترویجی قرآن و علم

سال هشتم، ش14، بهار و تابستان 1393
صفحات 85-120

The Qur’an and Science

No.14, Spring and Summer 2014

تربیت عبادی از منظر قرآن*

محمدعلی رضایی اصفهانی** و حمید نجفی جزه‌ای***

چکیده

یکی از ابعاد علمی و اخلاقی قرآن شیوه تربیت عبادی آن است.

این نوشتار درصدد است تا با بیان مبانی، ابعاد، اهداف، ویژگی‌ها و موانع تربیت عبادی مبتنی بر آیات قرآن، تصویری از نحوه و چگونگی تربیت عبادی قرآن را به تصویر بکشد و روش قرآن را در رشد دادن و تربیت انسان‌ها در مسیر عبودیت و بندگی مطرح سازد؛ از این‌رو، بعد از مفهوم‌شناسی عبادت و تربیت به مبانی تربیت عبادی در قرآن همچون خدامحوری، فقر ذاتی انسان، ابعاد تربیت عبادی از قبیل عقلانی، جسمانی و اجتماعی ـ سیاسی بودن عبادت، اهداف تربیت مانند لقاء الله، ویژگی‌های تربیت عبادی خاضعانه، خالصانه، عالمانه، عاشقانه و... و نیز موانع و آسیب‌های تربیت عبادی پرداخته شده است.

 

واژگان کلیدی: قرآن، تربیت، عبادت، تربیت عبادی، مبانی تربیتی، اهداف تربیت.


مقدمه

قرآن کریم،‌ یگانه معجزة جاوید پیامبر اکرمo و سند حقّانیت مکتب و رسالت او، به عنوان کتاب هدایت و تربیت بشرّیت بر نبّی مکرم اسلامo نازل شد. کتابی که برای رشد و تعالی انسان و رساندنش به کمالات والای انسانی و قرب الهی، در اختیار بشر قرار گرفت و قابلیت تربیت و رشد انسان را در همه ابعاد و ساحت‌های مختلف (اعم از بعد عقلانی، جسمانی، معنوی،‌ اجتماعی، اعتقادی، ‌اخلاقی و...) دارد. یگانه شرط رسیدن به این آرمان بلند، عمل به دستورات نورانی آن و دل دادن به آن است.

یکی از ساحت‌هایی که قرآن کریم، انسان را در آن بُعد تربیت می‌کند و رشد می‌دهد، بُعد معنوی و عبادی است تا آنجا که آیات توحیدی قرآن، بیشتر بر توحید در خلق و امر و توحید در عبادت و اطاعت (یکتا پرستی) تکیه دارد. اینکه انسان موجودی یکتا پرست باشد و روح عبودیت، بندگی و اطاعت‌پذیری از خالق هستی داشته باشد آن هم عبودیتی خالص و بی‌‌ریا که هدف خلقت (ذاریات/56) نیز هست، اصالت عبادت و وسیله بودن آن برای رشد و تعالی انسان را مبرهن می‌سازد.

الف) مفهوم‌شناسی

1ـ تربیت در لغت

تربیت را می‌توان از ریشة «رَبَبَ» به معنای ایجاد تدریجی و گام به گام یک شیء تا رساندن او به حدّ کمال و نهایت آن دانست (راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، بی‌تا: 336) یا آن را از ریشة «رَبَوَ» یا «رََیَ أَ» به معنای زیاد شدن، رشد، علوّ و ارتفاع دانست (ابن فارس، معجم مقاییس اللّغه، 1387: 2/483).

2ـ عبادت در لغت

عبادت از ریشة «عَبَدَ» و به معنای غایت و نهایت تذلّل است و از واژة عبودیت به معنای اظهار تذلّل و خواری، بلیغ‌تر است و تنها کسی که مستحق عبادت است، موجودی است که در نهایت و غایت بزرگی و کمال قرار داشته باشد و آن موجود جز ذات باری تعالی نیست (راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، بی‌تا: 542).

برخی از لغت‌شناسان معنای عبادت را «اطاعت و فرمان‌برداری» دانسته‌اند (ابن منظور، لسان العرب، 3/273). یکی دیگر از لغت‌شناسان معاصر پس از بیان معنای عبادت آن را تکوینی، اختیاری یا قراردادی می‌داند (مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، 1360: 8/13).

3ـ تربیت عبادی

با توجه به معنای لغوی این دو کلمه که بیان شد، «تربیت عبادی» به معنای ایجاد تدریجی و گام به گام روح عبادت و بندگی و حالت تذلّل و خواری نسبت به پرورگار عالم در انسان‌هاست تا مرحلة رساندن آنها به حدّ نهایی و کمالِ مقام عبودیت.

4ـ عبودیت در اصطلاح قرآن

کلمة «عبد» در قرآن به چهار گروه اطلاق شده است (راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، بی‌تا: 542).

الف) عبد در احکام شرعی و فقهی؛ یعنی انسانی که خرید و فروشش جایز است؛ مثل آیه Pعَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى‏ شَيْ‏ءٍO (نحل/75).

ب) عبد در خلقت و ایجاد که مخصوص خداوند است؛ مثل آیه Pإِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداًO (مریم/93).

ج) عبد در عبادت و خدمت که مردم در این بخش به دو قسمت تقسیم می‌شوند؛ یکی عبد خالص خداوند؛ مثل Pوَ عِبادُ الرَّحْمنِ...O (فرقان/63) و Pإِنَّ عِبادي...O (حجر/42)، و دیگری عبد دنیا و زخارف آن؛ مثل این کلام نورانی پیامبرo: «تعس عبدُ الدّرهم، تعس عبد الدینار».

دیگر اینکه عبودیت که به معنی تذلّل و فرمانبرداری است در قرآن کریم، به دو گونه مطرح شده است:

اول) تکوینی: عبادت تکوینی آن است که همه موجودات عالم به طور قهری در برابر نظام مقرّر و ثابت و برنامه تخلّف ناپذیری که خداوند برایشان قرار داده، متواضع و تسلیم‌اند. قرآن در این باره می‌فرماید: Pإِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداًO (مریم/93)؛ یعنی «هیچ کس در آسمان‌ها و زمین نیست، مگر اینکه بنده‌وار به سوی (خدای) گسترده‌مهر آید». یا در جای دیگر می‌فرماید: Pيُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِO (جمعه/1؛ تغابن/1)؛ یعنی «آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، همواره تسبیح خدا می‌گویند». شهید مطهری در این زمینه می‌نویسد: «قرآن هر کاری را که هر موجودی (در جایی و در هر درجه‌ای که هست) انجام می‌دهد، تسبیح و عبادت می‌نامد. آن بر اساس این است که همة موجودات به سوی کمال می‌روند و کمال مطلق خداوند است؛ یعنی همه چیز به سوی خداوند در حرکت است» (مطهری، مجموعه آثار، 1384: 22/743).

دوم) ارادی و اختیاری: این نوع بندگی و عبودیت ویژة گروه خاص و جمعیت مخصوصی مثل انسان‌هاست که دارای اراده و اختیار باشند نه همه موجودات عالم هستی. قرآن خطاب به انسان می‌فرماید: Pاعْبُدُوا رَبَّكُمُO (بقره/21) که اشارة به همین نوع از عبودیت دارد. عبادات اختیاری نیز بر دو گونه است: عبادات محض و عبادات بالتّبع. شهید مطهری با اشاره به این دو نوع عبادت اختیاری انسان‌ها می‌گوید: ما در اسلام دو جور کار داریم. یک کار را اصطلاحاً می‌گویند عبادات محض؛ یعنی کاری که مصلحتی غیر از عبادت ندارد مثل نماز؛ یک کارهای دیگر داریم که مصلحت‌های زندگی است و ما می‌توانیم آنها را به صورت عبادت در آوریم و باید هم درآوریم... (همان).

با توجه به این دو تقسیم‌بندی، در نوشتار حاضر، قسم سوم و چهارم از معنای عبودیت در قرآن مورد بررسی قرار می‌گیرد، و اینکه برای رسیدن به مقام عبودیت و بندگی و عبد واقعی خدا شدن و فاصله گرفتن از دنیا و پرستش آن، قرآن مجید چه روشی و راه‌کاری را پیشنهاد کرده و به چه نحو انسان را در این بُعد تربیت می‌کند.

و نیز بحث ما در تربیت عبادی، مربوط به عبادات ارادی و اختیاری است که در نوشتار حاضر مورد توجه قرار می‌گیرد.

ب) مبانی تربیت عبادی در قرآن

تربیت عبادی یکی از ابعاد و ساحت‌های موضوع تربیت می‌باشد؛ لذا تمامی مبانی عامّه (اعم فلسفی، علمی، دینی و...) که در بحث تربیت مطرح شده (ر.ک: مبانی التفسیر التربوی، مجله قرآن و علم، 1387: 3/103) در زیر شاخه‌های آن نیز مطرح می‌شود. لکن چون بحث نوشتار حاضر در خصوص «تربیت عبادی» است، به برخی از مبانی تربیت با رویکرد تربیت عبادی اشاره می‌کنیم:

1. خدا محور بودن نظام خلقت

Pإِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداًO (مریم/93)؛ «هیچ کس در آسمان‌ها و زمین نیست، مگر اینکه بنده‌وار به سوی (خدای) گسترده‌مهر آید».

2. فقر ذاتی انسان و غنی بالذات بودن خداوند عالم

Pيا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُO (فاطر/15)؛ «اى مردم! شما به خدا نیازمندید و فقط خدا توانگر [و] ستوده است».

3. خداوند؛ خالق، مدبّر و مربّی موجودات عالم و احوالات آنها

Pاللَّهُ الَّذي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ...O (روم/40)؛ «خدا کسى است که شما را آفرید، سپس شما را روزى داد».

Pذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَاعْبُدُوهُ...O (انعام/102)؛ «این خدا پروردگار شماست. هیچ معبودى جز او نیست. آفریدگار هر چیزى است. پس او را بپرستید».

4. انسان موجودی دو بعدی و دارای دو ساحت جسم و روح و اهتمام قرآن به تربیت روح

P... إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طينٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏...O (ص/71-72)؛ «در واقع، من آفریننده بشرى از گِل هستم و هنگامى که او را مرتب نمودم و از روح خود در او دمیدم...».

Pوَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ...O (هود/52)؛ «و اى قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید. سپس به سوى او بازگردید تا (بارانِ) آسمان را پی در پى بر شما فرو فرستد و شما را نیرویى بر نیرویتان بیفزاید...».

با توجه به کلمة «ثمّ» در آیه شریفه که دلالت بر ترتیب به همراه تراخی دارد، معلوم می‌شود که انسان ابتدائاً باید به وسیلة استغفار و توبه که از مصادیق مهم عبادت به شمار می‌رود، روح خود را از هر گونه آلودگی و پلیدی‌ها شستشو دهد و تربیت نماید که در پی آن برکات از آسمان بر انسان نازل می‌شود و موجب رشد بُعدِ جسمانی انسان می‌گردد.

5. انسان؛ ‌موجودی مختار و دارای قدرت انتخاب (در پذیرش راه خدا و بندگی او یا عدم آن)

Pإِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراًO (انسان/3)؛ «در واقع، ما او را به راه (راست) راهنمایى کردیم، در حالى که یا سپاس‌گزار است یا بسیار ناسپاس».

6. هماهنگی تعالیم قرآن با فطرت انسان

در درون انسان، گرایش به خدا و پرستش وجود دارد و به وسیلة آن می‌تواند خالق خود را درک کرده، به پرستش و راز و نیاز با او بپردازد. قرآن می‌فرماید: Pفَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ...O (روم/30)؛ «پس روى (وجود) خود را حق‌گرایانه، به دین راست دار؛ (و پیروى کن از) سرشت الهى که (خدا) مردم را بر (اساس) آن آفریده، که هیچ تغییرى در آفرینش الهى نیست...».

7. توجه به کرامت انسان در عالم هستی و رسیدن به کرامت خاصّة الهی از طریق عبودیت

Pوَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ...O (اسراء/70)؛ «و به یقین، فرزندان آدم را گرامى داشتیم» (نیز ر.ک: صافات/40-42).

8. سخت نبودن دستورات و تعالیم قرآن برای انسان و مطابقت آن با توان و طاقت بشری

P... وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ...O (حج/78)؛ «او شما را برگزید و در دین (اسلام) بر شما هیچ تنگنایى قرار نداد».

Pلا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهاO (بقره/286)؛ «خدا هیچ کس را جز به اندازه توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند».

9. هدف‌مند بودن نظام خلقت بر محور عبادت و بندگی خدا

Pوَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِO (ذاریات/56)؛ «و جن و انسان را جز براى پرستش [خود] نیآفریدم».

10. انسان موجودی دارای تکلیف

Pوَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَO (مؤمنون/62)؛ «و هیچ کس را جز به اندازه توانایی‌اش تکلیف نمی‌کنیم و نزد ما کتابى است که به حق سخن می‌گوید و آنان مورد ستم واقع نمی‌شوند».

11. انحصار نفع و ضرر انسان در عالم هستی به خداوند

Pوَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُO (یونس/107)؛ «و اگر خدا (برای امتحان یا مجازات)، زیانی به تو رساند، پس جز او هیچ برطرف کننده‌ای برای آن نیست؛ و اگر نیکی‌ای برای تو اراده کند، پس هیچ برگرداننده‌ای برای بخشش او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش بخواهد (و شایسته بداند) می‌رساند؛ و او بسیار آمرزنده مهرورز است».

12. وابستگی ارزش و منزلت انسان در پیشگاه الهی به میزان ارتباط او با خدا و عبادت

Pقُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماًO (فرقان/77)؛ «(اى پیامبر!) بگو: اگر فراخوان شما (به سوى ایمان) نبود، پروردگارم براى شما ارزشى قائل نمی‌شد؛ چرا که یقیناً (قرآن و پیامبر را) دروغ انگاشتید. پس در آینده (عذاب بر شما) لازم خواهد شد».

ج) اهداف تربیت عبادی از منظر قرآن

اگر انسان در مسیر عبادی و بندگی خدا به طور صحیح و نظام‌مندگام نهد و آن را تداوم بخشد، به اهداف والایی دست پیدا می‌یابد. برخی از این اهداف، اهداف ابتدایی، برخی میانی و برخی نهایی است. مهم‌ترین و اساسی‌ترین هدف رساندن آنها به مقام والای قرب و لقای الهی است. آیاتی به این هدف اشاره دارند:

P... فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداًO (کهف/110)؛ «و هر کس همواره به ملاقات پروردگارش امید دارد، باید کار شایسته‌اى انجام دهد و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند».

Pإِنَّ الَّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَO (اعراف/206)؛ «به راستى، کسانى که نزد پروردگار تواَند، از پرستش او تکبّر نمی‌ورزند و او را به پاکى می‌ستایند و فقط براى او سجده (و فروتنى) می‌کنند».

علامه طباطبایی ذیل این آیه می‌نویسد: «و از آیه ظاهر می‌شود که قرب به خدا تنها به وسیله یاد و ذکر او حاصل می‌شود و به وسیله ذکر است که حجاب‌های حائل میان او و بنده‌اش برطرف می‌گردد...» (طباطبایی، المیزان، 1402: 8/501).

مرحوم امام6 نیز به این نکته اشاره نموده و هدف اصلی تربیت را لقاء الله معرفی کرده‌اند: «هدف اصلی تربیت، خودسازی و تهذیب نفس است و اصلی بودن آن بدان خاطر است که از این راه می‌توان به حضور راه یافت و به لقاء الله نائل آمد» (امام خمینی، سرّ الصلوة، بی‌تا:20). اهداف دیگر تربیت عبادی از دیدگاه قرآن بدین قرار است:

1. دستیابی به طهارت معنوی و باطنی و اتمام نعمت

Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ... ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَO (مائده/6)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هنگامى که براى نماز برمی‌خیزید... خدا نمی‌خواهد بر شما هیچ تنگ بگیرد و لیکن می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید تا شاید شما سپاس‌گزارى کنید».

2. یاد خدا و دوری از غفلت

P... فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْريO (طه/14)؛ «هیچ معبودى جز من نیست. پس مرا بپرست و نماز را براى یاد من به پا دار».

3. رسیدن به مقام نهایی عبودیت حقیقی از طریق عبادت خداوند (تسبیح و تقدیس الهی)

Pوَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِO (ذاریات/56)؛ «و جن و انسان را جز براى پرستش [خود] نیافریدم» و P... وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ...O (بقره/30)؛ «... در حالى که ما به ستایش تو تنزیه می‌گوییم و تو را پاک می‌شماریم!...». ملائکه در این آیه به هدف آفرینش اشاره نموده‌اند؛ بدین بیان که به خداوند می‌گویند: تو می‌خواهی موجودی را خلق کنی تا به حمد و ستایش تو بپردازد.

4. برخورداری از هدایت الهی

Pقُلْ إِنِّي نُهيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدينَO (انعام/56)؛ «بگو: به راستى من منع شده‌ام که کسانى را که غیر از خدا می‌خوانید، بپرستم!» بگو: «از هوس‌هاى شما پیروى نمی‌کنم که در این صورت حتماً گمراه شده‏ام و من از هدایت یافتگان نیستم!». مفهوم این آیه به این نکته اشاره دارد که عبادت خدا و تبعیت و اطاعت از فرامین او موجب هدایت و دوری از ضلالت و گمراهی می‌گردد.

5. رستگار شدن انسان از طریق عبادت و بندگی خدا

Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَO (حج/77)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! رکوع کنید و سجده نمایید و پروردگارتان را پرستش کنید و کار نیک انجام دهید. باشد که شما رستگار (و پیروز) شوید».

6. اطمینان و آرامش قلبی و روحی

P... أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُO (رعد/28)؛ «آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد!».

در هدفِ دوم گفته شد که عبادت و نماز برای یاد خداست و با توجه به این آیه، یاد خدا موجب اطمینان و آرامش انسان می‌گردد.

7. دوری انسان از فحشاء و منکرات

P... وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِO (عنکبوت/45)؛ «بخوان [و پیروى کن،] و نماز را برپا دار؛ [چرا] که نماز از [کارهاى] زشت و ناپسند باز می‌دارد» و P...كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَO (یوسف/24)؛ علامه طباطبایی در بیان این آیه می‌فرماید: P... إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا...O در مقام تعلیل جملة «لنصرف» است و معنایش این می‌شود که ما با یوسف این چنین معامله کردیم (فحشاء و بدی را از او دور ساختیم)؛ به سبب اینکه او از بندگان مخلص ما بود (طباطبایی، المیزان، 11/175).

8. بهره‌مندی از علم ناب الهی

P... وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ...O (بقره/282)؛ «... و خودتان را از [عذاب‏] خدا حفظ کنید و خدا به شما آموزش می‌دهد...».

با توجه به اینکه عبادت به معنای تذّلل و فرمانبرداری از دستورات خداوند است و فرمانبرداری و حالت تذلّل و کرنش در برابر عظمت ذات اقدس الهی انسان را به درجة تقوی و پرهیزکاری نائل می‌سازد، می‌توان نتیجه گرفت که بهترین نوع عبادت، تقوی و پرهیزکاری است که اثر آن بهرمند شدن از علم ناب الهی می‌باشد.

9. رسیدن به درجة تقوی و پرهیزکاری

Pيا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَO (بقره/21)؛ «اى مردم! پروردگارتان را پرستش کنید، کسى که شما و کسانى را که پیش از شما بودند آفرید، تا شاید شما خود نگه‌دار باشید».

انجام اعمال عبادی همراه با شرایطی که دارند، باعث می‌شود که نفس انسان رام گردد و در اختیار انسان و عقل او قرار گیرد؛ در نتیجه نسبت به هواها و خواهش‌های نفسانی بایستد و عشق به خدا و عبادت و بندگی او را با هیچ لذت دیگری عوض نکند و دل به دستورات الهی و عمل به آنها دهد. این حالت باعث ملکه شدن و رسوخ روح تقوی در انسان می‌گردد.

10. قرار گرفتن انسان در صراط مستقیم

Pإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌO (آل‌عمران/51)؛ «در حقیقت، خدا پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را بپرستید (که) این راهى راست است».

این آیه عبادت خالصانه الهی را ملازم با قرار گرفتن در راه مستقیم و بدون انحراف قرار می‌دهد. پس شرط قرار گرفتن در صراط مستقیم، عبادت خدا همراه با شرایط آن است.

11. بهره‌مندی از بهشت جاویدان، یاری، نصرت الهی و دور شدن از آتش دوزخ

P... وَ قالَ الْمَسيحُ يا بَني‏ إِسْرائيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍO (مائده/72)؛ مفهوم این آیه دلالت می‌کند بر اینکه عبادت پرورگار عالم، انسان را از آتش دوزخ دور و به بهشت برین نائل می‌سازد و او را از یاری و نصرت الهی بهره‌مند می‌گرداند.

12. پذیریش توبة انسان از سوی خداوند و مشمول غفران الهی قرار گرفتن

Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِO (انفال/29)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر خودتان را از (مخالفت فرمان) خدا حفظ کنید، براى شما جداکننده [حق از باطل] قرار می‌دهد و بدی‌هایتان را از شما می‌زداید و شما را می‌آمرزد و خدا داراى بخشش بزرگ است».

Pأَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ...O (توبه/104)؛ «آیا ندانسته‌اند که خدا، او(ست که) توبه را از بندگانش می‌پذیرد و بخشش‌هاى خالصانه (و مالیات زکات) را می‌گیرد».

علامه طباطبایی در توضح این آیه می‌نویسد: خلاصه از آیه بر می‌آید که تصدق و دادن زکات (که از مصادیق اعمال عبادی هستند) خود نوعی توبه است (طباطبایی،‌ المیزان، 1402: 9/513)؛ در نتیجه، انسان با عبادت و پیروی از فرامین الهی به درجة توبه واقعی نائل می‌شود و مورد پذیرش خداوند متعال قرار می‌گیرد.

13. خروج از ولایت و تسلّط شیطان بر آدمی

Pإِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَO (حجر/42)؛ «در حقیقت، بندگانم، براى تو هیچ تسلّطى بر آنان نیست، مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى می‌کنند».

14. بهره‌مندی از رحمت خاص الهی و آرامش روحی و روانی

Pوَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاًO (کهف/16)؛ «و (اصحاب کهف به یکدیگر گفتند:) هنگامى که از آن (مشرکان) و آنچه را جز خدا مى‏پرستند کناره‏گیرى کردید، به غار پناه ببرید تا پررودگارتان از رحمتش برایتان بگستراند؛ و از کار شما، [وسیله] آسایشى برایتان فراهم مى‏سازد».

15. دستیابی به قوّة تشخیص حق از باطل

Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً...O (انفال/29)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر خودتان را از (مخالفت فرمان) خدا حفظ کنید، براى شما جدا کننده [حق از باطل] قرار می‌دهد...».

با توجه به این آیه تقوی و اطاعت‌پذیری از خداوند که روح و معنای عبادت است، برای انسان روشن بینی و بصیرت خاصی ایجاد می‌کند که در پرتو آن، حق را از باطل می‌شناسد.

16. وارث زمین گردیدن

Pوَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَO (انبیاء/‌ 105)؛ «و به یقین، در زَبُور بعد از آگاه کننده (= تورات) نوشتیم که بندگان شایسته‌ام، آن زمین را به ارث می‌برند».

17. بهره‌مند شدن از برکات آسمان، زمین، باران و نعمت‌های آسمانی

Pوَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً...O (هود/52)؛ «و اى قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید؛ پس به سوى او بازگردید تا (بارانِ) آسمان را پی در پى بر شما فرو فرستد و شما را نیرویى بر نیرویتان بیفزاید».

Pوَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ...O (اعراف/96)؛ «و اگر (بر فرض) اهل آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و خود نگهدارى می‌کردند، حتماً برکاتى از آسمان و زمین بر آنان می‌گشودیم».

آری، به درستی که رمز بهره‌مند شدن از نعمات آسمان و زمین در دنیا نیز عبادت و اطاعت‌پذیری از خداوند متعال و استغفار و توبه و تقوی است.

18. برخوردداری از عزّت، سعادت و نفوذ ناپذیری در برابر دشمنان خدا

Pوَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّاO (مریم/81)؛ «و (کافران) غیر از خدا معبودانى را برگزیدند تا [مایه‏] عزّتشان باشند».

عزّت فقط در پرتو پرستش خداوند یکتا به دست می‌آید نه شرک و بت‌پرستی، چه تذلّل و خواری و اطاعت‌پذیری در برابر خداوند عالم باعث عزّت، ‌ابّهت و نفوذ ناپذیری انسان در برابر مستکبران و ظالمان عالم می‌شود.

19. زایل شدن اندوه و غصّه‌های انسان و سبک شدن مصیبت‌ها

Pوَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدينَO (حجر/97-98)؛ «و به یقین، می‌دانیم که تو به خاطر آنچه می‌گویند سینه‌ات تنگ می‌شود. پس با ستایش پروردگارت تسبیح (او) گوى و از سجده کنندگان باش».

علامه طباطبایی در تبیین این آیه می‌نویسد: اینکه این سفارش را متفرع بر تنگ حوصلگی از زخم زبان‌های کفار نموده، معلوم می‌شود که تسبیح و حمد خدا و سجده و عبادت، در زایل کردن اندوه و سبک کردن مصیبت اثر دارد» (طباطبایی، المیزان، 1402: 12/288).

20. شکر‌گذاری از نعمت‌‌های بی‌پایان الهی و رسیدن به مقام شاکران

Pفَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍO (قریش/3-4)؛ «پس باید پروردگار این خانه (= کعبه) را بپرستند؛ (همان) کسی که آنان را در گرسنگی غذا داد و آنان را از ترس ایمن ساخت».

د) ابعاد تربیت عبادی در قرآن کریم

قرآن مجید به منظور تربیت عابدان صالح و پرهیزکار و به دور از هرگونه انحراف، روح عبودیت را در بندگان خود می‌دمد و عبادت را در سه بُعد مختلف مورد توجه قرار می‌دهد. قرآن کریم انسان‌ها را هم در بُعد عقلانی، هم در بعد جسمانی و هم در بُعد اجتماعی تحت تربیت عبادی خود قرار می‌دهد و هدایت آنان را بر عهده می‌گیرد.

1. عبادت عقلانی

برخی از آیات به عبادت عقلانی و فکری از راه تفکّر در مخلوقات خود و جهان هستی امر می‌کند و آن را یکی از نشانه‌های اولی الالباب و صاحبان خرد و عقل معرفی می‌نماید: Pالَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...O (آل‌عمران/191)؛ «(همان) کسانى که [در حال‏] ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان [آرمیده‏]، خدا را یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین تفکر می‌کنند...».

این آیه اشاره دارد که یکی از مصادیق ذکر و یاد خدا که مصداق اتمّ عبادت خداوند عالم است، تفکّر در اسرار آفرینش است. آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آین آیه می‌نویسد: نقشه دلربا و شگفت‌انگیزی که در گوشه و کنار این جهان در پهنه هستی به چشم می‌خورد، آن‌چنان قلوب صاحبان خرد را به خود جذب می‌کند که در جمیع حالات خود چه ایستاده و چه نشسته و یا در حالی که در بستر آرمیده و به پهلو خوابیده‌اند، بیاد پدید آورنده این نظام و اسرار شگرف آن می‌باشند... . در این آیه نخست به ذکر و سپس به فکر اشاره شده است؛ یعنی تنها یادآوری خدا کافی نیست. وقتی این یادآوری ثمره‌های ارزنده‌ای خواهد داشت که آمیخته با تفکر باشد (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، بی‌تا: 3/215).

2. عبادت جسمانی

برخی از عبادات علاوه بر اثرگذاری روحی و طهارتی که برای قلب و جان هر انسانی دارد، برای جسم انسان نیز مفید است و به عبارتی، جسم انسان نیز باید در مسیر عبودیت و بندگی خدا به حال خضوع، خشوع و کرنش درآید تا این حالت بندگی و ذلّتی که انسان در وجود خود در برابر خداوند احساس می‌کند، در ظاهر و اعضاء و جوارح انسان نیز ظهور و بروز یابد؛ لذا در آیات فراوانی امر به رکوع و سجود (زمر/9؛ حج/77؛ حجر/98؛ اعراف/206 و...) قیام و قعود (آل‌عمران/191)، قنوت، طواف و سعی و... شده است که همه به بُعد جسمانیِ عبادت اشاره دارد. در نتیجه این آیات نشان دهندة این است که عبادت روحی و قلبی فقط کافی نیست، بلکه این عبودیت درونی باید در همه اعضا و جوارح انسان تجلّی و بروز یابد.

3. عبادت اجتماعی ـ سیاسی

برخی از عبادات جنبة فردی ندارد یا اگر دارد جنبة اجتماعی آنها غلبه دارد. این‌گونه عبادات برای پرورش و تربیت جامعه اسلامی است تا جامعه را یک جامعة مطیع و فرمانبردار خدای متعال تربیت کند؛ جامعه‌ای که عبادت خدا در آن جلوه‌گر و علنی باشد و بندگی خدا محور اصلی در آن باشد و فقط مختص اجرای در معابد و مساجد نباشد. امر به معروف و نهی از منکر، نماز و زکات (حج/41) و حج (حج/27؛ آل‌عمران/97) برخی از عباداتی که جنبه اجتماعی ـ سیاسی دارد یا بعد اجتماعی ـ سیاسی آن غلبه دارد.

هـ) ویژگی‌های تربیت عبادی در قرآن

برای اینکه هر عمل انسان نتیجه بخش باشد، باید روشمند و طبق ضوابط و شرایط خود انجام پذیرد و الاّ به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. خداوند برای تربیتِ عبادی بندگان خود به ضوابط و راهکارهای مهم و متعدّد اشاره کرده است که انسان با بهره جستن و پیروی از آنها می‌تواند به قله‌های بلند کمال و عبودیت دست یابد و از منحرف شدن و سقوط در پرتگاه‌ها به واسطه عرفان‌ها و روش‌های غلط، خرافی و کاذب در امان بماند.

برخی از روش‌ها و ضوابط مورد اشاره در قرآن مجید که از مهم‌ترین راهکارهای تربیت عبادی قرآن نیز به شمار می‌رود، بدین قرار است:

1. عبادت خاضعانه و خاشعانه

عبادت و بندگی خداوند متعال باید همراه تضرّع، ناله و زاری باشد، یعنی با کمال تواضع، خضوع، خشوع و ادب انجام پذیرد: Pادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَO (اعراف/55)؛ «پروردگارتان را فروتنانه (و آشکارا) و پنهانی بخوانید که او متجاوزان را دوست نمی‌دارد».

علامه طباطبایی می‌نویسد: خداوند در این آیه دستور داد تا این عبادت را با تضرّع و زاری انجام دهند و این تضرع و زاری هم علنی و با صدای بلند که منافی با ادب عبودیت است، نبوده باشد...» (طباطبایی، المیزان، 1402: 8/198)؛ بنابراین، در عبادت خدا نباید تنها زبان انسان چیزی را بخواند، بلکه باید روح دعا و عبادت در درون جان و تمام وجود انسان ساری و جاری باشد.

2. عبادت خالصانه

قرآن در تربیت عبادی بندگان به این نکته اشاره می‌کند که عبادتِ واقعی و مورد رضایت خداوند عبادتی است که به دور از هر گونه ریا باشد و خالصانه انجام پذیرد: Pوَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ...O (بینه/5)؛ «و به آنان فرمان داده نشده بود جز براى اینکه خدا را بپرستند، در حالى که حق گرایانه دین (خود) را براى او خالص گردانند...».

طبرسی در تبیین معنای «مخلصین له الدّین» می‌نویسد: یعنی عبادت خدا را با عبادت غیر خدا مخلوط نسازند (طبرسی، مجمع البیان، بی‌تا: 10/795)؛ بنابراین، قرآن به عبادت پنهانی توجه بیشتری دارد آنجا که می‌فرماید: Pادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَO (اعراف/55)؛ «پروردگارتان را فروتنانه (و آشکارا) و پنهانى بخوانید؛ که او متجاوزان را دوست نمى‏دارد».

اینکه فرموده خدا را در پنهانی بخوانید، برای این است که از ریا دورتر و به اخلاص نزدیک‌تر و توأم با تمرکز فکر و حضور قلب باشد (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، بی‌تا: 6/210).

3. عبادت آگاهانه و عالمانه

قرآن مجید می‌فرماید: Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ...O (نساء/43). علامه طباطبایی در تبیین این آیه می‌نویسد: Pحَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَO. اشاره به این نکته دارد که عبادات ناآگاهانه بی‌ارزش است و انسان را به مقام عبودیت نمی‌رساند؛ گرچه تکلیف را ساقط می‌کند و در مقام این است که بفرماید اگر ما شما را از شراب نهی کردیم، هدفمان این بود که در نماز بفهمید چه می‌گویید (طباطبایی، المیزان، 1402: 4/572).

4. عبادت عاشقانه

عبادت تربیت یافتگان مکتب اسلام و قرآن، همیشه عاشقانه و از روی محبّت به حضرت دوست انجام می‌پذیرد نه به طمع بهشت یا ترس از جهنّم. اینان خدا را چون لایق پرستش می‌یابند، عبادت می‌کنند و عشق به وصال معبود، رنگ خدایی و الهی به عبادت آنها می‌دهد و به تعبیر امام صادقg عبادت آنها عبادت احرار است نه عبادت بردگان یا عبادت تجّار؛ «... قومٌ عَبَدُوا الله عزّوجلّ حباً له فتلک عبادة الاحرار وهی افضل العبادة» (کلینی، اصول کافی، 1365: 2/84).

قرآن کریم می‌فرماید: Pوَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزيدُهُمْ خُشُوعاًO (اسراء/109)؛ «و به چانه (و صورت بر زمین) مى‏افتند، در حالى که می‌گریند و (تلاوت قرآن) بر فروتنى آنان می‌افزاید!». از این آیه برداشت می‌شود که اشک ریختن مداوم آنها در حال سجده نشان از عاشقانه بودن عبادت آنها دارد. یکی از مفسران معاصر می‌نویسد: «یخرّون» یعنی بی‌اختیار به زمین می‌افتند. به کار بردن این تعبیر به جای «یسجدون» اشاره به نکته لطیفی دارد و آن اینکه آگاهان بیدار دل چنان مجذوب و شیفته سخنان الهی می‌شوند که بی‌اختیار به سجده می‌افتند و دل و جان را در راه آن از دست می‌دهند، ... استفادة از فعل مضارع «یبکون» دلیل بر ادامة گریه‌‌های عاشقانة آنهاست» (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، بی‌تا: 12/320-321).

5. عبادت با کیفیت

در دین مبین اسلام کیفیت عبادت و قبولی آن در نزد پروردگار بیش از مقدار و کمیت آن مورد توجه و اهتمام قرار گرفته است. حضرت ابراهیمg و اسماعیلg هنگامی که پایه‌های کعبه را بالا بردند، این‌گونه دعا کردند: Pرَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُO (بقره/127)؛ «[اى‏] پروردگار ما! از ما بپذیر که در حقیقت تنها تو شنوا [و] دانایى».

این قسمت از آیه به این نکته اشاره دارد که کار مهم نیست، قبول شدن آن اهمیت دارد حتی اگر کعبه بسازیم، ولی مقبول خدا قرار نگیرد، ارزش ندارد (قرائتی، تفسیر نور، بی‌تا: 1/203).

6. عبادت جمعی و گروهی

اساس عبادت به ویژه نماز، بر جمع و جماعت استوار است و هر گونه فردگرایی و تک‌روی و انزواطلبی مردود است (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، بی‌تا: 1/44)؛ به عبارتی دیگر، در دعا و عبادت باید جمع‌گرا بود نه فردگرا که «فانّ یدالله مع الجماعة» (مجلسی، بحارالانوار، 1404: 33/373). در روایت دیگری آمده است «الا انّما الطّاعة مع الجماعة» (همان، 22/436).

قرآن نیز بر عبادت جمعی تأکید می‌ورزد: Pإِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُO (حمد/5). اینکه ضمیر را در این آیه به صورت جمع آورده نه مفرد، نشان می‌دهد که عبادت جمعی و گروهی مورد سفارش و تأکید خداوند عالم است. آیت الله مکارم شیرازی می‌نویسد: امر به نماز جمعه، امر به یک عبادت بزرگ دسته جمعی است و اثر عمومی عبادات را در بردارد (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، بی‌تا: 24/134).

7. عبادت با حضور قلب

در آیه پنجم از سوره مبارکة حمد، لحن سخن تغییر می‌کند و از زبان بنده و خطاب به پروردگار سخن گفته می‌شود؛ به عبارتی، از لحن غیابی به لحن خطابی تغییر می‌کند که گویا انسان با اعتراف به توحید و صفات خدا در آیات قبل... خود را در حضور ذات پاکش می‌یابد و او را مخاطب ساخته، نخست زبان به پرستش می‌گشاید، آن گاه از او امداد می‌جوید (رضایی اصفهانی، تفسیر مهر، 1387: 1/137) و به عبارتی، توحید عملی را به ما می‌آموزد. مرحوم امام6 می‌نویسد: عبادت بدون حضور قلب عبادت نیست، بلکه لهو و بازی است. این چنین عملی در نفس آدمی اثری ایجاد نمی‌کند و حالت نهی از فحشاء و منکر محقق نمی‌شود (امام خمینی6، آداب الصلوة، بی‌تا: 33).

8. اعتدال در عبادت

تأکید قرآن در مسئله عبادت این است که همیشه مسیر اعتدال را باید در پیش گرفت و از هر گونه افراط و تفریط پرهیز نمود؛ همان‌گونه که در تمامی کارها، امر به اعتدال و میانه‌روی شده است: P...‏ وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاًO (اسراء/110)؛ «و نمازت را با صداى بلند نخوان، و (نیز) آن را بسیار آهسته نخوان، و بین آن (دو) راهى بجوى».

در تفسیر نمونه آمده است که حکمِ اسلامی یعنی اعتدال در جهر و اخفات، که در اینجا به آن اشاره شده است با الغای خصوصیت در آن و با توجه به حکمِ کلی در ذیل آیه، این نتیجه را می‌دهد که عبادات خود را نباید آن چنان انجام دهیم که بهانه به دست دشمنان دهد... و چه بهتر که توأم با متانت و آرامش و ادب باشد... (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، بی‌تا: 12/329).

آری، با توجه به این نکته (اعتدال در عبادات) است که خداوند در قرآن می‌فرماید که در هنگام عبادت انسان باید هم خوف از عقاب الهی داشته باشد و هم طمع به رحمت خدا؛ یعنی در حالت خوف و رجاء به سر برد و عبادت کند؛ P... وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَريبٌ مِنَ الْمُحْسِنينَO (اعراف/56)؛ «و او را با ترس و امید بخوانید که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است».

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌نویسد: این رویه (عبادت از روی طمع یا از روی خوف) به طوری که تجربه شده، آدمی را به ترک عبادت وادار می‌سازد. لذا فرمود: «وادعوه خوفاً وطمعاً»، تا هر یک از خوف و طمع، مفاسد دیگری را جبران نموده و عبادت نیز مانند سایر کائنات در مجرای ناموس عالم یعنی ناموس جذب و دفع قرار گیرد (طباطبایی، المیزان، 1402: 8/199).

9. تداوم در عبادت

آیات متعدّدی از قرآن به استقامت و پایبندی در عبادت و بندگی خدا اشاره دارد و اینکه انسان در این مسیر به واسطة اعتدال و عدم افراط و تفریط، نشاط عبادت را در خود حفظ کند و از ادامه مسیر باز نماند Pوَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُO (حجر/99)؛ «و پروردگارت را پرستش کن تا تو را یقین (مرگ) فرا رسد». منظور از «یقین» در این آیه، همان مرگ است؛ بنابر این، مهم‌تر از عبادت، استمرار آن است.

آیات دیگری نیز بر این مطلب اشاره دارد: Pالَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَO (معارج/23؛ فصلت/38).

10. لزوم تقدّم عبادت خدا بر هرکاری

قرآن کریم عبادت مؤثّر و مفید را عبادتی می‌داند که هم از نظر زمانِ انجام آن (در عباداتی که دارای زمان خاص است) در اول وقت و مقدّم بر هر کاری دیگر انجام شود و هم از نظر ارزش و اعتبار ذاتی، آن را ارزشمندتر و مهم‌تر از هر کاری دیگر تلقی شود و هیچ‌گاه نسبت به آن بی‌توجهی و بی‌‌اعتنایی صورت نگیرد: Pرِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ...O (نور/ 37)؛ بنابراین، از نظر قرآن حتی کارهای حلال و مباح نیز نباید انسان را از یاد خدا (و عبادت او) غافل کند تا چه رسد به کارهای مکروه و حرام (قرائتی، تفسیر نور، بی‌تا: 8/188).

یا در سورة جمعه می‌فرماید: Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَO (جمعه/9)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هنگامى که براى نماز در روز جمعه ندا داده شود، به سوى یاد خدا بکوشید و معامله را رها کنید که این براى شما بهتر است، اگر بدانید!».

11. نیکویی عبادت همراه با طلب‌روزی حلال و کسب و کار

در دین اسلام ریاضت نامشروع و رهبانیت و دنیا گریزی مورد مذمّت قرار گرفته است. اسلام کسب روزی حلال را هم جزء عبادات به شمار می‌آورد. و حتی طبق فرمایش پیامبر اکرمo اگر عبادت هفتاد جزء داشته باشد، برترین آنها طلب روزی حلال است (کلینی، اصول کافی، 1365: 5/ 78). ریشه و اساس این حرف را باید در قرآن جست‌وجو کرد. قرآن کریم می‌فرماید: Pقُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ...O (اعراف/32). از ظاهر این آیه بر می‌آید که زینت‌های خدا و روزی‌های حلال و پاکیزه برای بندگان خداست که باید از آن بهره‌مند شوند.

یا در سورة جمعه می‌فرماید: Pفَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَO (جمعه/10)؛ «پس در زمين پراكنده شويد و از بخشش خدا بجوييد و خدا را فراوان ياد كنيد، باشد كه شما رستگار (و پيروز) شويد».

علامه طباطبایی در تبیین این فراز می‌نویسد: «مراد از انتشار در ارض، متفرق شدن مردم در زمین و مشغول شدن به کارهای روزمره برای به دست آوردن فضل خدا، یعنی رزق و روزی است که البته منظور از طلب رزق هم همه کارهایی است که عطیه خدای تعالی را در پی دارد چه طلب رزق باشد و چه عیادت مریض یا سعی در برآوردن حاجت مسلمان یا زیارت برادر دینی یا حضور در مجلس علم و یا کارهای دیگر از این قبیل (طباطبایی، المیزان، 1402: 19/462)؛ بنابراین، از دیدگاه قرآن هم ارتباط با خدا مورد تأکید و سفارش است و هم ارتباط با خلق خدا.

12. لزوم تقدّم توبه و استغفار و پرهیز از گناهان بر عبادت خدا (اول تذکیه بعد تحلیه)

قرآن کریم در بیان اوصاف مؤمنان، توبه کار بودن آنان را مقدّم بر عبادت گری آنها بیان می‌نماید: Pالتَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ...O (توبه/112) یا در جای دیگر می‌فرماید: Pمُنيبينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ...O (روم/ 31)؛ «در حالى كه به سوى او بازگشت مى‏كنيد؛ و خود را از [عذاب‏] او نگه داريد و نماز را برپا داريد و از مشركان نباشيد».

این دستور بدین معناست که پیکر و بدن آلودة به ویروس و میکروب‌ها، قدرت جذب ویتامین‌ها و پروتئین‌ها و مواد غذایی را ندارد. پس ابتدا باید جان را از آلودگی‌ها و خبائث پاک نمود، سپس به دنبال عبادت و ذخیرة توشه آخرت برای خود بود وگرنه زحمات انسان دچار آفت می‌شود.

13. توجّه و عنایت ویژه به نمازهای فریضه به ویژه نماز شب و تهجّد

در قرآن کریم نزدیک به 64 بار از نماز و اهمیت آن یاد شده است. این امر حکایت ازآن دارد که انسان در مسیر تربیت عبادی باید به این رکن اساسی توجه و اهتمام ویژه داشته باشد. برخی از این آیات عبارت است از:

Pحافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتينَO (بقره/238) و Pوَ الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَO (مؤمنون/9). امام خمینیe در بیان اهمیت نماز می‌فرماید: «بالاترین فریضه و کارخانة انسان‌سازی (تربیت انسان) نماز است. نماز برای اصلاح و تربیت نفس تأثیر به سزایی دارد» (صحیفه نور، بی‌تا: 12/148).

همچنین در بین نمازهای مستحبی، نماز شب و تهجّد یکی از مهم‌ترین ابزار و وسائل قرب الهی و مقام عبودیت به شمار می‌رود و بارها به این نکته اشاره شده است. قرآن یکی از ویژگی‌های «عباد الرّحمن» (بندگان خالص خدا) را تهجّد و شب زنده‌داری بیان می‌کند: Pوَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِيَاماًO (فرقان/64) یا در جای دیگر می‌فرماید: Pوَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاًO (انسان/26). در سوره مزمل نیز چنین آمده است: Pإِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْأً وَأَقْوَمُ قِيلاًO (مزمل/6).

علامة طباطبایی در تبیین و تفسیر این آیة می‌نویسد: «معنی وطء زمین» قدم نهادن برآن است و اینکه فرمود« حادثه شب شدیدترین قدم نهادن است» کنایه است از اینکه این عمل از هر عمل دیگر در صفای نفس، انسان را ثابت قدم‌تری می‌سازد و بهتر از هر چیز، نفس آدمی را از اینکه به وسیله شواغل روز دچار کدورت شود، حفظ می‌کند» (طباطبایی، المیزان، 1402: 20/ 99). پس این آیات نشان می‌دهد که روح آدمی در آن ساعات آمادگی خاصی برای نیایش و مناجات و ذکر و فکر دارد.

14. توجّه به مکان‌ها و زمان‌های ویژه برای عبادت

برخی از مکان‌ها و زمان‌ها در سرعت بخشیدن به حرکت و سلوک انسان در مسیر بندگی خدا بسیار مؤثرند؛ به همین دلیل، قرآن کریم در عبادت برخی مکان‌ها را مورد تأکید و سفارش قرار داده است: Pوَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى...O (بقره/125)؛ «و (گفتیم) از مقام ابراهیم، نمازخانه‏اى (براى خود) برگزینید»؛ Pلَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى‏ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ...O (توبه/108)؛ «حتماً مسجدى که از روز نخست بر خود نگه‏دارى بنیان گذاشته شده، سزاوارتر است که در آن (به عبادت) بایستى».

در مورد زمان‌ها، عبادت در وقت طلوع فجر تا طلوع آفتاب و همچنین عبادت در نزدیک غروب را مورد تأکید قرار داده است: Pوَاذْکر رَبَّک فِی نَفْسِک تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ والآصَالِ...O (اعراف/205)؛ «و پروردگارت را در (درون) خودت، فروتنانه و ترسان و بدون صداى بلند، در بامدادان و عصرگاهان [و شب هنگام‏]، ياد كن و از غافلان مباش!».

15. متذکّر شدن اسماء و صفات الهی در هنگام عبادت و دعا

قرآن می‌فرماید: Pوَلِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى‏ فَادْعُوهُ بِهَا...O (اعراف/180)؛ «و نام‏هاى نیکو فقط از آنِ خداست؛ پس او را با آنها بخوانید...». علامه طباطبایی در معنای Pفَادْعُوهُ بِهَاO دو احتمال را ذکر نموده و احتمال دوم را تقویت و قبول می‌کند و می‌نویسد: «مراد از دعوت، عبادت است و معنایش این است که خدا را عبادت کنید با اعتقاد به اینکه او متّصف به اوصاف حسنه و معانی جمیله‌ای است که این اسماء دلالت بر آن دارد» (طباطبایی، المیزان، 1402: 8/450).

16. لزوم تسبیح، حمد و ستایش خدا قبل از انجام اعمال عبادی

قرآن مجید می‌فرماید: Pفَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک وَکن مِّنَ السَّاجِدِینَO (حجر/98)؛ «پس با ستایش پروردگارت تسبیح (او) گوى و از سجده کنندگان باش» یا در جای دیگر می‌فرماید: Pوَذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىO (اعلی/15)؛ «و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گزارد».

17. لزوم هجرت و تحمّل سختی‌ها برای اقامة فرائض و عبادات الهی

گاهی اوقات برای دستیابی به مقام عبودیت، هجرت و نقل مکان به محل‌های مناسب به منظور انجام عبادت خدا بدون دغدغه و مانع لازم است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: Pرَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ...O (ابراهیم/37)؛ «[اى‏] پروردگار ما! در واقع، من برخى از فرزندانم را در درّه‏اى (و سرزمينى) بدون زراعت، نزد خانه‏ى محترم تو، سكونت دادم. [اى] پروردگار ما! (آنان را سكونت دادم) تا نماز را برپا دارند».

آری، حضرت ابراهیمg برای بر پا داشتن نماز و عبادت خدا‌ هجرت کرد حتی به قیمت به سختی انداختن خود و خانواده‌اش. این آیه نشان می‌دهد که مسکن و محل زندگی انسان باید بر اساس نماز و عبادت باشد؛ یعنی هر جا که انسان در مسیر عبودیت و بندگی خدا می‌تواند موفق‌تر عمل کند و توفیق بیشتری داشته باشد، همان‌جا را باید به عنوان مسکن و مأوای خود انتخاب کند. بنابر همین نکته قرآن می‌فرماید: Pيا عِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضي‏ واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِO (عنکبوت/56)؛ «اى بندگان من که ایمان آورده‏اید! در واقع، زمین من وسیع است، پس تنها مرا بپرستید».

18. پیروی و توجّه کردن به الگوها و اسوه‌های عملی عبادت

بندگان خدا برای نیل تربیت عبادی باید توجه ویژه به الگوهای مطرح شده در قرآن داشته باشند و از عمل و نحوة بندگی آنان الگوبرداری کنند؛ همان گونه که علمای اخلاق با استناد به آیات و روایات گفته‌اند برای تربیت انسانی در همه ابعاد نیاز به استاد و پیر طریقت است، حتی پیامبران الهی نیز از این امر مستثنا نبوده‌اند مانند موسیg تحت تربیت خضر نبیg قرار گرفت. قرآن کریم الگوهای فراوانی را با تعبیر «نعم العبد» از قبیل حضرت داوود (ص/17)، حضرت سلیمان (ص/30)، حضرت ایوب (ص/41) حضرت ابراهیم و اسحاق و یعقوب (ص/‌45)، حضرت ابراهیم،‌ الیسع وذالکفل (ص/48) معرفی می‌کند.

19. مهیا کردن یک نظام عادلانه به منظور تربیت انسان‌ها در ابعاد مختلف

قرآن کریم تربیت صحیح انسانی در ابعاد مختلف را تنها در بستر یک نظام عادلانه امکان‌پذیر می‌داند و می‌فرماید: Pقُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَ أَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَO (اعراف/ 29)؛ «بگو: پروردگارم به دادگرى فرمان داده است؛ و رویتان را در هر مسجدى (به هنگام عبادت به سوى قبله) نمایید و او را بخوانید، در حالى که دین (خود) را براى او خالص گردانیده‏اید».

با توجه به این آیة کریمه برای گسترش عبادت در جامعه و تزریق روح اطاعت‌پذیری از فرامین الهی در انسان‌ها، ابتدا باید به دنبال گسترش و مستقر کردن عدالت در جامعه اسلامی بود؛ زیرا جلوگیری از تبعیض، مقدّم و در کنار عبادت مطرح است؛ پس تربیت صحیح در محیط و نظام عادلانه محقق می‌شود (قرائتی، تفسیر نور، بی‌تا: 4/50).

20. دعا کردن در حق فرزندان و دستور به آنان برای نماز و عبادت

قرآن کریم به دعای والدین در حق فرزندان تا اینکه خداوند آنان را در طریق بندگی و عبادت خود قرار دهد، اشاره دارد و سپس دستور والدین به فرزندان به منظور اطاعت از فرامین الهی ‌را در رشد و تربیت عبادی و اخلاقی آنان مؤثر می‌داند: Pوَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ...O (مریم/ 55)؛ «و همواره خانواده‏اش را به نماز و زكات فرمان مى‏داد»؛ Pيا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ...O (لقمان/ 17)؛ «اى پسرکم! نماز را برپا دار و به [کار] پسندیده فرمان بده و از [کار] ناپسند منع کن» و Pرَبِّ اجْعَلْني‏ مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِO (ابراهیم/ 40)؛ «پروردگارا، من و (هر یک) از فرزندانم را برپا کننده‏ى نماز قرار ده، و [اى ]پروردگار ما! دعایم را بپذیر».

بنابراین، برای توفیق انجام عبادات، مخصوصاً اقامه نماز توسط خود و فرزندان، استمداد از خداوند و طلب توفیق از او نقشی مهم دارد.

21. ایجاد امنیت اجتماعی و رفاه اقتصادی زمینه‌ساز جامعه‌ای آرمانی و عبادی و اطاعت‌پذیر

قرآن کریم برای گسترش روح عبادت و بندگی در افراد یک جامعه، تأمین امنیت و رفاه اقتصادی افراد جامعه را عاملی مهم و زمینه‌ای مؤثر معرفی می‌داند: Pفَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍO (قریش/3-4)؛ «پس باید پروردگار این خانه (= کعبه) را بپرستند، (همان) کسى که آنان را در گرسنگى غذا داد و آنان را از ترس ایمن ساخت».

بنابراین، تا امنیت و رفاه اقتصادی مردم تأمین نباشد، افراد یک جامعه را نمی‌توان به عبادت و اطاعت از فرامین الهی امر کرد؛ چرا که روش جلب منفعت و دفع ضرر برای مردم در این راه مؤثر است.

22. پرهیز از هر گونه اکراه و اجبار برای جذب و گرایش دادن مردم به سوی عبادت

انسان‌ها را باید با اختیار و به اندازة ظرفیت‌هایشان به سوی اطاعت و عبادت خدا دعوت کرد نه از روی اکراه و اجبار.

حضرت نوحg به قوم خود گفت: Pأَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطيعُونِ... قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمي‏ لَيْلاً وَ نَهاراًO (نوح/3-5)؛ «که خدا را بپرستید و خودتان را از [عذاب‏] او حفظ کنید و [مرا] اطاعت کنید... (نوح) گفت: «پروردگارا! در واقع، من قوم خود را شب و روز فراخواندم».

به کارگیری لفظ «دعوت» در این آیه به معنای احترام گذاشتن به اختیار و ارادة دیگران و به اکراه و اجبار وا نداشتن آنان به عبادت و بندگی خدا است. همان طور که اصل پذیرش دین نیز چنین است: Pلا إِكْراهَ فِي الدِّينِO (بقره/ 256)؛ «هیچ اکراهى در (پذیرش) دین نیست».

و) موانع و آسیب‌های تربیت عبادی در قرآن

انسان در مسیر بندگی و عبودیت پروردگار عالم با موانع و آسیب‌های جدّی رو به روست که اگر در برخورد و مقابله با آنها مدیریت صحیحی را در پیش نگیرد، در حرکت و سلوک خود برای دستیابی به قرب الهی دچار مشکلات فراوانی می‌شود و چه بسا در مسیر حرکتی خود پس روی داشته باشد. مهم‌ترین موانع و آسیب‌هایی که انسان با آن مواجه است و عبادت او را آفت‌زده می‌کند، به قرار ذیل است:

1. تکبّر، فخرفروشی و ابا کردن از عبادت

قرآن کریم می‌فرماید: Pوَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً... إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراًO (نساء/ 36)؛ «و خدا را بپرستید و هیچ چیز را با او شریک نگیرید؛ ... که خدا کسى را که متکبّرِ خیال‏پرداز [و] فخرفروش است، دوست نمى‏دارد».

باز در جای دیگر می‌خوانیم: Pلَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لاَ الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَميعاًO (نساء/172)؛ «مسیح و فرشتگان مقرّب، اِبا ندارند از اینکه بنده خدا باشند؛ و کسانى که از پرستش او امتناع کردند و تکبّر ورزیدند، که به زودى (خدا در قیامت) همه آنان را به سوى خود گرد خواهد آورد».

نکته مورد توجه در این آیه این است که سرچشمه ترک عبادت،‌ تکبّر است و اگر روح، استکباری شد، همه نوع خطر در پی می‌آید (قرائتی، تفسیر نور، بی‌تا: 2/444).

2. فقر و تهیدستی و ناامنی اجتماعی

اندیشة تأمین معاش و امنیت یکی از موانع مهم در مسیر تربیت عبادی بندگان و مانع از انجام عبادت است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: Pفَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍO (قریش/3-4). این آیه به این نکته اشاره دارد که تا مسائل اقتصادی و امنیتی جامعه حل نشود، نمی‌توان آنان را به عبادت دعوت کرد.

3. شیطان

ابلیس و شیاطین جن و انس‌ از طرق مختلف و راه‌های گوناگون انسان را از یاد و عبادت خدا باز می‌دارند و وسوسه‌های آنها مانع مهمی برای دوری انسان از مسیر عبودیت به شمار می‌آید: Pإِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَO (مائده/91)؛ «شیطان به سبب شراب و قمار مى‏خواهد در بین شما فقط دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد؛ پس آیا شما (به شراب‏خوارى و قماربازى) پایان مى‏دهید؟!».

4. ناسپاسی و کفران نعمت‌های الهی

Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَO (بقره/172)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از (خوراکى‏هاى) پاکیزه‏اى که روزى شما کرده‏ایم، بخورید و خدا را سپاس گویید؛ اگر همواره تنها او را مى‏پرستیدید». طبق این آیه، شکر نشانه خداپرستی و توحید ناب است و شکر به عنوان نمونه روشن عبادت معرفی شده (قرائتی، تفسیر نور،‌ بی‌تا: 1/263)؛ بنابراین، ناسپاسی و قدرنشناسی، آفتی بزرگ برای انسان و سبب دوری او از اوج بندگی است.

5. حرام خوری و بی‌توجهی به حق‌ّ الناس

Pوَ إِلى‏ مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْميزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ...O (اعراف/ 85)؛ «و به سوى مَدْین، برادرشان شعیب را (فرستادیم). (او) گفت: «اى قوم [من‏]! خدا را بپرستید که هیچ معبودى جز او براى شما نیست. به یقین دلیلى (معجزه‏آسا) از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ پس پیمانه و ترازو را کاملاً ادا کنید و به مردم [از روى ستم] چیزهایشان را کم ندهید...».

این آیه دلالت التزامی به این نکته اشاره دارد که جامعه‌ای را می‌توان به عبادت و بندگی خدا دعوت کرد که از نظر دنیوی و اقتصادی دچار فساد و حرام خواری نشده باشند؛ چه جامعه‌ای که دارای اقتصاد سالم و عادلانه نباشد، از صراط و طریق عبودیت فاصله گرفته و به عبادت روی نخواهد آورد.

6. شرک در عبادت

شرک در عبادت به این معناست که انسان غیر خدا را نیز در کنار خداوند متعال بندگی و عبادت کند و او را نیز لایق پرستش بداند؛‌ چنانچه قرآن نیز به این معنی اشاره دارد: Pوَ قالَ الْمَسيحُ يا بَني‏ إِسْرائيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍO (مائده/ 72). این آیه صراحتاً می‌فرماید که شرک به خدا ظلم است و آنان که شرک می‌ورزند و حضرت عیسیg را خدا می‌دانند، کافر، مشرک، ظالم و از بهشت محرومند. این سخن بدین معناست که شرک در عبادت خدا و شریک قائل شدن برای او آفت بسیار خطرناکی برای انسان در مسیر عبودیت خداست.

7. هوای نفس و شهوات

Pقُلْ إِنِّي نُهيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدينَO (انعام/ 56)؛ «بگو: به راستى من منع شده‏ام که کسانى را که غیر از خدا مى‏خوانید، بپرستم!» بگو: «از هوس‏هاى شما پیروى نمى‏کنم که در این صورت حتماً گمراه شده‏ام و من از هدایت یافتگان نیستم!».

طبق این آیه، ریشة شرک و فاصله گرفتن از عبادت خدا هواپرستی است (قرائتی، تفسیر نور، بی‌تا: 3/270).

8. تقلید کورکورانه همراه لجاجت و اصرار بر انجام عمل نادرست

Pقالُوا أَ جِئْتَنا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَ نَذَرَ ما كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا...O (اعراف/ 70)؛ «(اشراف قوم هود) گفتند: «آیا به سراغ ما آمده‏اى تا خداى یگانه را بپرستیم و آنچه را پدران ما همواره مى‏پرستیدند، رها کنیم؟!».

آری، تعصّب به جای منطق محکوم است و تقلید جاهل از جاهل و تبعیت به دلیل رابطة خویشاوندی مردود است (همان، 4/98) و مانع حرکتِ عبادی انسان می‌گردد.

9. شک و تردید در معبود واقعی و عدم تحقیق در شناخت و معرفت او

قرآن در این باره می‌فرماید: Pقالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَ إِنَّنا لَفي‏ شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُريبٍO (هود/ 62)؛ «گفتند: اى صالح! به راستى پیش از این در میان ما مایه امید بودى؛ آیا ما را منع مى‏کنى که آنچه را پدرانمان مى‏پرستند، بپرستیم؟! در حالى که ما قطعاً در مورد آنچه ما را به سوى آن فرا مى‏خوانى، در شکى تردیدآمیز هستیم».

اشارة آیه به این نکته است که اگر شک، مقدمه و زمینة تحقیق و ارشاد نباشد، بزرگ‌ترین عامل رکود و سقوط خواهد بود» (همان، 4/345) مخصوصاً در مسیر بندگی خدا و آیین یکتاپرستی.

10. بی‌صبری و استقامت نکردن در مسیر بندگی

Pرَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ...O (مریم/ 65)؛ «(همان) پروردگار آسمان‏ها و زمین و آنچه میان آن دوست؛ پس او را بپرست و در پرستش او شکیبایى ورز...».

طبق این آیه، عبادت، صبر لازم دارد و بی‌صبری در این راه مانع دستیابی به قرب الهی می‌شود.

11. استخدام دین و عبادت خدا برای دستیابی به دنیا و مطامع آن

قرآن کریم می‌فرماید: Pوَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ...O (حج/11)؛ «و از (میان) مردم کسى است که خدا را بر حاشیه (منافع خویش) مى‏پرستد و اگر به او نیکى رسید، بدان آرامش مى‏یابد و اگر آزمایشى به او رسید، (به سوى کفر) رویش را برمى‏گرداند...».

خداوند در این آیه به این اشاره دارد که ایمان برخی موسمی و سطحی است و حوادث تلخ و شیرین آن را تغییر می‌دهد (قرائتی، تفسیر نور، بی‌تا: 8/23)؛ به عبارت دیگر، اگر پرستش خدا سودی مادی داشت، آن را استمرار می‌دهند و اگر دچار فتنه و امتحان شوند روی گردانیده، به عقب بر می‌گردند (طباطبایی، المیزان، 1402: 14/494). این حالت بدین علت است که ایمان به خدا و توجه و ارتباط با حضرت حق در اعماق قلب و جان آنها رسوخ نکرده و فقط زبانی است.

12. تفرقه و اختلاف

Pوَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذا هُمْ فَريقانِ يَخْتَصِمُونَO (نمل/ 45)؛ «و یقیناً، به سوى (قوم) ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم که «خدا را بپرستید.» و به‏ناگاه آنان دو دسته (= مؤمن و کافر) شدند که با یکدیگر کشمکش مى‏کردند».

آری، نزاع میان حق و باطل دائمی است و همین نزاع و اختلاف بسیاری را در تشخیص راه حق دچار سردرگمی می‌کند و از مسیر عبودیت منحرف می‌سازد.

13. ریای در عبادت (شرک خفی)

Pفَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ الَّذينَ هُمْ يُراؤُنَO (ماعون/4-6)؛ «و واى بر نمازگزاران؛ (همان) کسانى که آنان از نمازشان غافل‏اند؛ (همان) کسانى که ایشان ریاکارى مى‏کنند».

14. ناامیدی از رحمت خدا

Pقُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ...O (زمر/53)؛ «بگو: «اى بندگان من که در مورد خودتان زیاده روى کرده‏اید! از رحمت خدا ناامید نشوید...».

از شروط بندگی این است که انسان هرگز از رحمت خدا مأیوس نشود و به واسطه امیدی که به رحمت او دارد، شکست‌ها و عقب‌افتادگی‌ها را جبران کند وگرنه ناامیدی، عامل خطرناکی برای فاصله گرفتن انسان از جرگه عابدان است.

15. همسر و فرزند نااهل

Pقالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ...O (هود/46)؛ «(خدا) فرمود: «اى نوح! در حقیقت او از خانواده تو نیست؛ [چرا] که او (داراى) کردارى غیر شایسته است!».

این آیه نشان می‌‌دهد که پیوند مکتبی بر پیوند خانوادگی و خویشاوندی حاکم است (قرائتی، تفسیر نور، بی‌تا: 5/328) و در صورت دلبستگی به این گونه روابط خانوادگی، انسان از راه اصلی عبودیت باز مانده، به مقصود نهایی نمی‌رسد.

در آیه دیگر خداوند می‌فرماید: Pضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما...O (تحریم/10)؛ «خدا براى کسانى که کفر ورزیدند، مثلى زده است زن نوح و زن لوط که تحت (سرپرستى) دو بنده شایسته از بندگان ما بودند، و[لى‏] به آن دو خیانت کردند و...».

همسر نااهل و خائن مانعی برای بندگان صالح خدا در راه بندگی او هستند که اگر انسان در مقابل آنها استقامت و پایداری نکند و راهکار مناسبی را در برخورد با آنها در پیش نگیرد، آفت و مانعی برای سلوک انسان در طریق بندگی خواهد بود.

16. عدم حضور قلب در عبادات

خداوند مستی در حال نماز را به عنوان یکی از عوامل مهم بی‌توجهی و عدم حضور قلب در نماز مطرح می‌کند: Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ...O (نساء/43).

پیام آیه این است که در عبادات، به ویژه نماز، تنها اذکار و حرکات کافی نیست، بلکه توجه، شعور و حضور قلب لازم است (حتی تعلموا) و عبادات ناآگاهانه بی‌ارزش است. با توجه به این اصل کلی که وجود علت، باعث تعمیم حکم می‌شود، نتیجه می‌گیریم که هر عاملی که باعث عدم تمرکز انسان و عدم حضور قلب او در عبادات شود، باید به عنوان مانعی برای رسیدن انسان به حلاوت و شیرینی و آثار عبادات، با آن مبارزه کرد.

17. کسالت و کراهت در انجام عبادات

قرآن کریم یکی از ارکان نفاق را کسالت در حال نماز معرفی می‌کند: P... وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ كُسالى‏ وَ لا يُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ كارِهُونَO (توبه/54)؛ «نماز را به جا نمى‏آورند جز در حالى که آنان کسِل هستند و (اموالشان را در راه جهاد) مصرف نمى‏کنند مگر در حالى که آنان ناخشنودند».

با الغای خصوصیت از نماز و انفاق به عنوان دو عمل عبادی، به این نکته پی می‌بریم که عبادت همراه کسالت و اکراه، از نشانه‌های نفاق و فاصله گرفتن انسان از مسیر مستقیم عبودیت است.

18. زیادی اموال و اولاد

قرآن کریم زیادی اموال و فرزند را اسباب دوری انسان از طریق هدایت و عبودیت معرفی می‌کند: Pفَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَO (توبه/55)؛ «و (فزونىِ) اموالشان و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد؛ جز این نیست که خدا مى‏خواهد به وسیله آن[ها] در زندگى پست (دنیا) عذابشان کند و جان‏هایشان برآید، در حالى که آنان کافرند».

علامه طباطبایی می‌گوید: از سیاق آیه بر می‌آید که مقصود، شیفتگی در برابر کثرت اولاد و اموال ایشان است... . آری، این حقیقتی است که همه به چشم خود می‌بینیم که هر چه دنیا بیشتر به کسی روی بیاورد و از فراوانی مال و اولاد بیشتر برخوردار شود، به همان اندازه از موقف عبودیت دورتر و به هلاکت و عذاب‌های روحی نزدیک‌تر می‌شود و همواره در میان لذایذ مادی و شکنجه‌های روحی غوطه می‌خورد (طباطبایی، المیزان، 1402: 9/465).

19. استهزاء و مسخره کردن افراد نادان

قرآن از رابطه و دوستی با کسانی که اذان و شعائر دینی و عبادات را مسخره می‌کنند، پرهیز می‌دهد (قرائتی، تفسیر نور، بی‌تا: 3/115). چون این امر برای افراد کم ظرفیت، اثرگذار است و انسان را از انجام عبادات و بندگی خدا باز می‌دارد. Pوَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَO (مائده/58)؛ «و هنگامى که (مردم را با اَذان) به نماز فرا مى‏خوانید، آن را به مسخره و بازى مى‏گیرند؛ این به خاطر آن است که آنان گروهى هستند که خردورزى نمى‏کنند».

20. افراط و تفریط در عبادت

کم‌کاری و زیاده‌روی در عبادت هر دو مضرّ است و انسان را نسبت به عبادت متنفّر می‌سازد. قرآن در این زمینه می‌فرماید: Pوَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاًO (اسراء/110)؛ «و نمازت را با صداى بلند نخوان، و (نیز) آن را بسیار آهسته نخوان، و بین آن (دو) راهى بجوى».

نکته اساسی دراین آیه با توجه به الغای خصوصیت این است که این آیه باید الگویی باشد برای همه اعمال ما و تمام برنامه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... باید همه اینها دور از افراط کاری‌ها و تندروی‌ها و تفریط‌کاری و مسامحه و سهل‌انگاری باشد (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، بی‌تا: 12/329).

21. سهل‌انگاری در عبادت و کوچک شمردن آن

Pفَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَO (ماعون/4-5)؛ «و واى بر نمازگزاران (همان) کسانى که آنان از نمازشان غافل‏اند».

علامه طباطبایی ذیل این آیه می‌نویسد: یعنی آنهایی که از نمازشان غافلند اهتمامی به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکی ندارند؛ چه به کلی فوت شود، چه بعضی از اوقات فوت گردد، چه وقت فضلیتش از دست برود و چه ارکان و شرایطش و احکام و مسائلش را ندانسته و نمازی باطل بخوانند (طباطبایی، المیزان، 1402: 20/634).

22. دنیاپرستی و فعالیت‌های اقتصادی بدون هدف و برنامه

اهتمام به عباداتی که دارای زمان خاصّی هستند، برای انسان برکات ویژه‌ای دارد که در صورت بی‌توجهی به آن انسان از مقام و منزلت والای عبودیت محروم می‌ماند. یکی از عوامل مهم باز دارنده، دنیا پرستی و ترجیح دنیا و فعالیت‌های اقتصادی بر امور معنوی و دینی است. قرآن نیز به این آفت مهم اشاره می‌کند و مردم را از آن باز می‌دارد: Pيا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ...O (جمعه/9)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که براى نماز در روز جمعه ندا داده شود، پس به سوى یاد خدا بکوشید و معامله را رها کنید».

23. محیط و جامعة فاسد

علامة طباطبایی ذیل آیة 56 سورة عنکبوت به نکتة مهمی اشاره دارد و می‌فرماید: «فراخ بودن زمین کنایه است از اینکه در هر جای زمین از دین حق و عمل به آن جلوگیری شد؛ نواحی دیگر آن در اختیار شماست بدون اینکه در آن نواحی شما را از دین داری جلوگیری کنند. پس عبادت خدای یکتا به هر حال ممتنع و محال نسیت» (طباطبایی، المیزان، 1402: 16/216).

قرآن کریم در بیان تأثیر اجتماع و محیط می‌فرماید: Pوَ جاوَزْنا بِبَني‏ إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَO (اعراف/138).

موسیg به امر الهی قیام کرد و با فرعون به مخالفت برخاست و مردم را به عبادت خداوند دعوت کرد. بنی اسرائیل به رهبری آن مرد بزرگ، از سیطرة فرعون رهایی یافتند. اینان به جای آنکه شکرگذاری کنند و به شرک و انحراف نگرایند، با مشاهدة مردمان بت‌پرست، تحت تأثیر قرار گرفتند و آن محیط فاسد بر افکارشان تأثیر گذاشت و آنان را به بت‌پرستی متمایل ساخت.

24. اشتغالات روزانه

اشتغالات روزانه مانع عبادت کامل و پیراسته از کاستی می‌شود، قرآن کریم به این نکته اشاره می‌فرماید: Pإِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلاً إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَويلاًO (مزمّل/6-7)؛ «در حقیقت، تنها پدیده (عبادت) شب، گامى سخت‏تر و گفتارى پایدارتر است [چرا] که براى تو در روز رفت و آمدى طولانى است».

آیة اولی در این مقام است که بیان کند چرا شب را برای این نماز (نماز شب) اختیار کردیم و آیه دوم در مقام این است که بیان کند چرا روز را انتخاب نکردیم... . «سبح طویل» روز کنایه از غور در مهمات زندگی و انواع زد و بندها در برآوردن حوائج زندگی است و معنای آیه این است که تو در روز مشاغل بسیار داری که همه وقتت را فرا گرفته، فراغتی برایت باقی نمی‌گذارد تا در آن با توجه تام متوجّه درگاه پروردگارت باشی و از هر چیزی منقطع گردی؛ بنابراین، بر توست از شب استفاده کنی و در آن به نماز بپردازی (طباطبایی، المیزان، 1402: 20/100).

نتیجه

عبادت کامل که قرب الهی را به دنبال دارد و موجب طهارت باطن و درون می‌گردد، عبادتی است که روشمند و طبق شرایط انجام شود. از این‌رو، دارای مبانی، اهداف، ویژگی‌ها و آسیب‌های خاص که باید مورد توجه قرار گیرد.

توجه به این امور، تربیت عبادی شکل می‌گیرد که یکی از ابعاد تربیتی قرآن است که به شدت مورد تأیید و تأکید قرار گرفته است.


منابع

1. ابن فارس، ابوالحسین احمد (1387ش)، ترتیب مقاییس اللغه، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

  1. ابن منظور، محمد بن مکرّم (بی‌تا)، لسان العرب، بیروت، دارصار، چاپ سوم.
  2. امام خمینی، سید روح الله (بی‌تا)، آداب الصّلوة، مؤسسه نشر آثار امام خمینی6.
  3. امام خمینی، سید روح الله (بی‌تا)، سرّ الصّلوة، مؤسسه نشر آثار امام خمینی6.
  4. امام خمینی، سید روح الله (بی‌تا)، صحیفة نور، مرکز مدارک فرهنگی.

6. راغب اصفهانی، حسین بن محمد (بی‌تا)، المفردات فی غریب القرآن، دمشق، دارالعلم.

7. رضایی اصفهانی، محمد علی (1387ش)، تفسیر مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن.

8. رضایی اصفهانی، محمد علی و جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه، ترجمه قرآن کریم، موسسه فرهنگی دارالذکر، 1383ش.

9. طباطبایی، سید محمد حسین (1402ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم.

10.  طبرسی، فضل بن حسن (بی‌تا)، مجمع الیبان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم.

11.  قرائتی، محسن (بی‌تا)، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، چاپ یازدهم.

  1. کلینی، محمد بن یعقوب (1365ش)، الکافی، قم، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم.
  2. مجلسی، محمدباقر (1404ق)، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفا.
  3. مجله قرآن و علم، شماره 3، پاییز و زمستان 1387ش.

15.  مصطفوی، حسن (1360ش)، التحقیق فی الکمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

  1. مطهری، مرتضی (1384ش)، مجموعه آثار، قم،‌ صدرا، چاپ دوازدهم.
  2. مکارم شیرازی، ناصر (بی‌تا)، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه.

 

 

 


* . تاریخ دریافت: 11/2/1389 و تاریخ تأیید: 26/3/1393

** . استاد جامعة المصطفی العالمیة این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

*** . کارشناسی ارشد علوم قرآن این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید