«اعجازها و شگفتی‌های از قرآن» در «زیست جانوری» PDF چاپ نامه الکترونیک

دو فصلنامه تخصصي قرآن و علم

سال پنجم، شماره 8، بهار و تابستان 1390

 

* تاريخ دريافت مقاله: 16/8/1389

* تاريخ تأييد مقاله: 17/4/1390

 

«اعجازها و شگفتی‌های از قرآن»
در «زیست جانوری»

حجت‌الاسلام دکتر علی نصیری*

دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران

حجت‌الاسلام محمد رضا نقدی*

کارشناس ارشد تفسیر و علوم قرآن

چکيده

اعجاز و شگفتی‌های علمی پيرامون زیست جانوری يكي از موضوعاتي است كه قرآن كريم به طور ضمني به آن پرداخته است که زیر مجموعه‌های آن عبارت است از: آیه 30 سوره انبیاء و تأثیر آب در زندگی موجودات زنده. سرچشمه حیات؛ تأمین شرایط و حفظ زندگی بر روی زمین؛ آیه 164 سوره بقره و 10 سوره لقمان؛ بیان تأثیر تغییرات کلان جغرافیایی و جوّی بر گسترش و پراکندگی جانوران. برای ترسیم تصویر کامل‌تری از آیه، نمونه‌هایی از این تغییرات در زمان کنونی ارایه شده است؛ آیه 66 سوره نحل و اعجاز علمی در بیان فرایند تولید شیر؛ آیه 19 سوره ملک؛ 79 سوره نحل و عجایب پرواز پرندگان و تناسب هر ویژگی با فرازی از آیه و توضیح آن و در نهايت آیه 68 سوره نحل كه در مورد زنبور عسل و بیان شگفتی‌های گوناگون آن مي‌باشد.

واژه‌هاي اصلي: قرآن، معجزه، اعجاز علمی، زیست‌شناسی، حیوانات.

 


مقدمه

قرآن کریم در آیات متعددی انسان را به توجه و دقت در جهان آفرینش فرا خوانده و از سوی دیگر خود آیاتی دارد که به صورت صریح یا اشاره، حقایقی را از راز و رمز جهان بیان کرده است. اگر چه رسیدن به لایه‌های عمیق قرآن کاری دشوار و از مرحله‌ای به بعد، برای بشر عادی محال است، اما این دریای ژرف همواره شیفتگان معرفت و شناخت را به خود مجذوب کرده است. از جمله زوایایی که به خصوص در قرن حاضر، مورد توجه محققین و صاحب‌نظران قرار گرفته است، مباحث میان‌رشته‌ای قرآن و علم است که سر انگشت اشاره قرآن‌کریم، محققان را به حقایقی از جهان آفرینش در اين حوزه، رهنمون كرده است. این مقاله در این راستا و در پنج محور از زیست جانوری می‌کوشد تا اعجازها و شگفتی‌هایی از قرآن کریم که کمتر به آن‌ها پرداخته شده است را بیان کند. و نيز مواردی از اعجاز یا شگفتی‌ها را به گنجینه پیشینیان بيفزايد.

تاریخچه

باید گفت اعجازها و شگفتی‌های قرآن کریم در زمینه زیست جانوری و بلکه یک مرحله قبل از آن، یعنی زیست‌شناسی، هم‌چون سایر مباحث میان‌رشته‌ای علم و دین، اکثراً به صورت بخشی از کتاب‌ها و آثار در کنار سایر بخش‌هاي مربوطه مانند کیهان‌شناسی، زمین‌شناسی و... تدوين شده و اثری را به وجود آورده‌اند، بنابر این یکی از راه‌های آشنایی با این مقوله پی‌‌گیری موضوع در کتاب‌هایی است که با عناوینی چون «اعجاز علمی»[1] نگاشته شده‌اند. این مطلب جدای از تفاسیری است که در ذیل آیات مربوطه، به هر موضوع پرداخته‌اند.

روایات متعددی وجود دارد که به تفسیر آیات علمی پرداخته است. به عنوان مثال شیخ طوسی در كتاب تفسيري خود تبيان در بیش از پانزده مورد به مباحث زیست جانوری پرداخته است. ايشان درباره آیه 26 سوره بقره (إِنَّ اللّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا ...) از امام صادق(ع) نقل می‌کند: «خداوند به پشه مثال زد، زیرا با این کوچکیش آنچه در فیل خلق شده در او خلق شده و علاوه بر آن دو عضو زیادتر هم دارد» (ج1، ص‌111). این روایات در مجامع و تفاسیر روایی همچون (فیض کاشانی، ملامحسن، م 1091ق، تفسیر صافی)، (عروسي حویزی، عبد علي‌بن‌جمعه، م1112ق، نورالثقلین) و... ذیل آیات مربوطه گرد‌آوری شده‌اند. بعد از تبیان شیخ‌طوسی، مجمع‌البیان (طبرسی، م560ق) نیز حداقل در بیست مورد به حیوانات می‌پردازد از جمله درباره ساخته شدن شیر (ج6، ص572، ذیل آیه 66 نحل)؛ زنبور عسل و وحی فرستادن به او (همان، ص573، ذیل آیه 68 سوره نحل)؛ خلقت موجودات از آب و انواع آن‌ها (همان، 7/ 233، ذیل آیه 45 سوره نور) و داستان مورچه و هدهد در سوره مبارکه نمل (همان/ 335، ذیل آیات 16 تا 28 سوره نمل).

گفتنی است تا پیش از دوران معاصر اگر‌چه اعجاز یا شگفتی‌هایی از رابطه قرآن و علم در تفاسیر به چشم می‌خورد. اما به دلیل این‌که علوم طبیعی و رابطه آن با قرآن دغدغه اصلی مفسران نبوده، این روند تقریباً نمودار یک‌نواختی را نشان می‌دهد، اما به دلیل تحولات علمی ـ اجتماعی در دوران اخير، فصل جديدي در زمينه علم و دين گشوده شد كه منجر به انتشار  کتب، مقالات و برگزاري همایش‌هاي متعددي در اين باره شده است.[2]

از حدود یک قرن پیش، محمد بن احمد اسکندرانی (1306ق) در تفسیر «کشف الأسرار النورانیة القرآنیة فیما یتعلق بالأجرام السماویة والأرضیة والحیوانات والنباتات والجواهر المعدنیة» از اعجاز علمی سخن گفت. این اقدام از سوی رشید رضا در (المنار 1/210 ـ 213) و طنطاوی در جواهر القرآن که رویکردی بی‌سابقه به کشفیات علوم تجربی و تطبیق آن‌ها بر قرآن کریم داشتند ادامه یافت. (دو فصلنامه تخصصی قرآن و علم، شماره 7، پاییز و زمستان 1389، مقاله چیستی و چالش‌های اعجاز علمی قرآن، رضایی اصفهانی، محمد علی، ص13) حتی فردی مثل شیخ طنطاوی (1287 ـ 1358ق) یک دوره تفسیر 25 جلدی مستقل در این موضوع نگاشت[3] به گونه‌اي كه در تفسیرش ذيل آیات علمی از جمله زیست‌شناسی و حیوان‌شناسی از شکل و تصاویر فراواني استفاده برد.

در ایران نیز از پیشگامان این رشته می‌توان از دکتر سید‌رضا پاک‌نژاد و حجة‌الاسلام دکتر عبدالکریم بی‌آزار شیرازی نام برد. دکتر پاک‌نژاد یکی از مهم‌ترین آثار را در زمینه علم و دین به نام «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» نگاشت (دهه 40). این کتاب گرچه بیش‌تر در زمینه پزشکی است، اما به مناسبت‌هايي به زیست‌شناسی و زيست جانوراني مانند زنبور عسل پرداخته است (برگرفته از «رضايي اصفهاني، محمد علي، در آمدی بر تفسیر علمی قرآن/ 281 تا 286). دکتر بی‌آزار شیرازی نیز مجموعه قرآن و طبیعت را در دهه پنجاه و شصت پدید آورد که قسمت‌های مختلفی از آن به حیوانات و عجایب و شگفتی‌های آن‌ اختصاص دارد.

دو تفسیر گران‌سنگ معاصر، یعنی المیزان (طباطبایی، محمد حسین) و نمونه (زیر نظر مکارم شیرازی، ناصر) نیز توجه زیادی به مطالب علمی و در ضمن آن مطالب مربوط به حیوانات داشته‌اند که از گردآوری آن‌ها مي‌توان کتاب مستقلی را به رشته تحرير در آورد.[4]

مؤسسه «اهل البیت الکونیة» با کمک چند تن از محققین و زیر نظر فاضل الصفار مجموعه‌ای یازده جلدی را پدید می‌آورند که جلد نهم آن به نام «‌اسرار عالم الحیوان، مؤسسه سحر، بیروت 1423ق، چاپ اول» به دنیای جانوران نظر دارد.  از جمله آثار مهم دیگر می‌توان از کتب زیر نام برد:

آیات الکون و اسرار الطبیعة فی القرآن الکریم، الشیخ عبدالله‌الغدیری، 1425‌ق (دارالمحجة البیضاء، بيروت، چاپ اول)؛ الإشارة العلمیة فی القرآن الکریم بین الدراسة و التطبیق، کارم السید غنیم، 1415ق (دارالفکر العربی، قاهره، چاپ اول)؛ الإعجاز العلمی فی القرآن، لبیب بیضون، 1424 ق (مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، چاپ اول)؛ الله والعلم‌ الحدیث، عبدالرزاق نوفل (مؤسسه دارالشعب، قاهره ـ مصر، بي‌تا)؛ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، محمد علي رضايي‌ اصفهاني، ج2، 1380ش (انتشارات كتاب مبين، قم، چاپ اول)؛ رحیق العلم و‌الإیمان، احمد فؤاد باشا، 1422 ق و 2002 م (دارالفکر‌العربی، قاهره، مصر، چاپ اول)؛ قرآن و طبیعت «‌پدیده‌های ‌شگفت‌انگیز عالم آفرینش»، سعيد حميدي كليجي، 1384 ش (حلم، قم)؛ قرآن و علوم طبیعی «‌راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز»، گروه نويسندگان به سرپرستي محسن عباس‌نژاد (مؤسسه انتشاراتی بنیاد پژوهش‌های قرآنی حوزه و دانشگاه، مشهد، زمستان 1384 ش، چاپ اول)؛ موسوعة الإعجاز العلمی فی القرآن‌الکریم و‌السنة‌المطهرة، یوسف‌ الحاج‌احمد، مکتبة ابن‌حجر، دمشق، 1428 ق؛ موسوعة الإعجاز العلمی فی القرآن و السنة، آیات الله فی الآفاق، محمد راتب النابلسی، دارالمکتبی، دمشق، 1425 ق، چاپ اول؛ وجوه الاعجاز فی آیات النحل لغویا ـ علمیا ـ طبیا، رضا فضیل‌بکر، دارالاعتصام، قاهره ـ مصر، بي‌تا.

علاوه بر کتاب‌هاي نامبرده، مقالات مختلفی نیز در نشریات گوناگون در زمینه قرآن و زیست‌شناسی به چاپ رسیده است، حتی برخی نشریات به صورت مستقل به انعکاس مقالات علم و دین اختصاص یافته‌اند كه از جمله دو فصلنامه «قرآن و علم» زیر نظر مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی و فصلنامه «الإعجاز العلمی» چاپ کشور عربستان (مکه مکرمه) را مي‌توان نام برد. هم‌چنین شرکت‌های مختلفی نیز نرم افزارهايي را در اين عرصه به بازار عرضه داشته‌اند. از جمله شرکت عربستاني «التراث» للبرمجیات مجموعه‌ای را ارایه داده است که دو حلقه آن با نام «القرآن و الحیوان» و «القرآن و الحشرات» به جانوران می‌پردازد. هم‌چنین شرکت مصري «مکه» للبرمجیات از شرکت‌های فعال در این زمینه است که تولیداتی را ارایه نموده است كه برخي از آن‌ها عبارتند از: تسبیح المخلوقات/ دکتر احمد شوقی (رئیس هیأت‌اعجاز علمی در مصر) و «الأجنة والأرحام/ همان» که زیر مجموعه‌ای با نام «حیاة النحل» را هم در بر می‌گیرد.

علاوه بر این، همایش‌هایی نیز هر ساله در کشورهای اسلامی برگزار می‌گردد که چند نمونه آن عبارتند از مؤتمر «التوجیه الإسلامی للعلوم» (ربیع الثانی ـ جمادی الأولی 1413ق) در مرکز «صالح کامل للإقتصاد الإسلامی بجامعة الأزهر» زیر نظر «جامعة الأزهر» و «رابطة الجامعات الإسلامیة». این همایش در سه محور قابل تقسیم است که یکی از عناوین آن در محور سوم «الحشرات فی القرآن‌ الکریم والسنة النبویة والعلم الحدیث» توسط عبد الحکم عبد اللطیف الصعیدی ارائه گردید.[5]

يكي ديگر از همايش‌ها، همایش علم و دین (و زیر مجموعه آن، یعنی مباحث زیستی و حیاتی در قرآن) در دو سطح داخلی و بین المللی به همت دانشکده علوم پزشکی تهران، برگزار شد؛ اولین همایش بین المللی آن اردیبهشت 1385 در تهران، سالن اجلاس سران [کشورهای اسلامی] با حضور اساتید داخلی و خارجی برگزار گردید.[6] در اسفند ماه همان سال نیز همایشی با نام «قرآن و علوم روز» به همت مرکز پژوهش‌های حوزه و دانشگاه ـ که مقر آن در مشهد مقدس است ـ در تهران، سالن همایش‌های صدا و سیما برگزار شد.

در کشورهای اسلامی مراکزي تخصصی نیز در این رشته مشغول فعالیت هستند. علاوه بر مصر و دانشگاه الأزهر می‌توان از «هیأت الإعجاز العلمی فی القرآن و السنة (مکة المکرمة) نام برد. (كارم، السيد غنيم، الإشارة العلمیة فی القرآن الکریم بین الدراسة و التطبیق/ 543). و در ایران «مرکز پژوهش‌های حوزه و دانشگاه ـ مشهد» و «موسسه پژوهش‌های قرآنی المهدی زیر نظر مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی ـ قم» از مراکز فعال در این زمینه هستند که این مؤسسه در جدیدترین فعالیت‌های خود از سال 1389 میزبان سلسله نشست‌های هفتگی در این زمینه است.

مفهوم شناسی

پرداخت‌های قرآن کریم به طبیعت که در راستای هدایت آفاقی انسان صورت گرفته (سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَفي‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ) (فصلت/ 53) «به زودى نشانه‏هاى خود را در اطراف (جهان) و در خودشان به آنان مى‏نمايانيم، تا اين‏كه براى آنان آشكار شود كه او حق است» سه بخش اشاره، شگفتی و اعجاز علمی را پدید آورده است.

اشاره: پديده‌هايي طبيعي است که از آن‌ها نام مي‌برد ولي به ظاهر، شگفت‌انگيزي يا اعجاز‌آميز بودنشان را مطرح نكرده است، اما همين اشارات توجه بسياري را به جهان طبيعت و آن موضوع جلب کرده و زمينه‌ساز پيشرفت علوم تجربي در جهان اسلام شده است؛

شگفتي: مطالب علمي ويژه‌اي که صدور آن‌ها از يک فرد درس ناخوانده در محيط جزيرة العرب در صدر اسلام بسيار بعيد بوده است؛

اعجاز علمي: مطالبي است که تا زمان نزول قرآن و حتي قرن‌ها بعد از آن کسي از اين حقايق علمي با خبر نبوده و اين اطلاعات نوعي راز گويي و اخبار از غيب به شمار مي‌رود. كه موجب تفاوت اين قسمت با شگفتي‌ها مي‌شود، چرا که در شگفتي مطلبي که ارایه شده است اگر چه اطلاعات دقيق و وسيع آورنده آن را حکايت مي‌کند، اما اين  نظريه به صورت پراکنده و نادر مطرح بوده است (ر.ک: رضايي اصفهاني، تفسير مهر، 1/ 99). اعجاز علمی به «آنچه تا کنون رخ داده» می‌پردازد اما این اعجاز با نگاه به «آینده» مولود دیگری پدید می‌آورد به نام «نظریه پردازی‌های علمی قرآن». این عنوان موضوعاتی را در بر می‌گیرد که فرا روی بشریت است و علوم فعلی به نتیجه قطعی‌ای درباره آن دسترسی پیدا نکرده‌ است، اما متفکر دینی با مراجعه به قرآن می‌تواند نظر قرآن را به عنوان نوعی پیش‌گویی یا پیش‌بینی با دورنمای مثبتی که از آن وجود دارد ارایه دهد. این بخش پس از قطعی شدن در زمره «اعجاز»‌های تثبیت شده قرآن قرار می‌گیرد. (ر.ك: رضايي اصفهاني، تفسير قرآن مهر1/ 94).

در این مقاله از چهار محور مطرح شده در دو گستره اعجاز و شگفتی سخن به ميان آمد.

اول. آب زمینه‌ساز حیات

خداوند در آیه 30 سوره مبارکه انبیاء می‌فرماید (وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ حَى)، «و هر چيز زنده‏اى را از آب قرار داديم؟!» برخی مفسرین به قرینه آیه 45 نور (وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ)، «و خدا هر جنبنده‏اى را از آبى آفريد» «جعل» را به معنی «خلق» گرفته‌اند، (علامه طباطبايي، الميزان في تفسيرالقرآن، ‏14/279؛ مولف الكشاف عن حقائق غوامض‌التنزيل، ‏3/113؛ قرطبي، محمد بن احمد، الجامع لأحكام القرآن، ‏11/284) گرچه این معنا می‌تواند یکی از کامل‌ترین معانی آیه باشد ولی تمام آن نیست و انحصار آن در معناي «خلق» صحيح به نظر نمي‌رسد. زیرا اولاً استدلال به آیه سوره نور تمام نیست، چون آب در آن آیه نکره است و می‌تواند تنویع را برساند که احتمالاً نظر به آبی خاص با ترکیبات ویژه دارد مانند نطفه، که نتیجه آن گوناگونی جانوران است، چه این که در ادامه نیز می‌فرماید (فَمِنْهُم مَن يَمْشِي عَلَى‏ بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَن يَمْشِي عَلَى‏ رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَن يَمْشِي عَلَى‏ أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ)، «پس برخى از آنها كسانى هستند كه بر شكم خود راه مى‏روند و برخى از آنها كسانى هستند كه بر دو پاى خود راه مى‏روند و برخى از آنها كسانى هستند كه بر چهار (پا) راه مى‏روند؛ خدا آنچه را بخواهد مى‏آفريند، [چرا] كه خدا بر هر چيزى تواناست» اما در این جا معرفه است و «ال» آن می‌تواند عهد ذهنی بوده و اشاره به همین آب معهود باشد؛ در نتيجه با متفاوت شدن اين دو، استدلال از يكي بر ديگري با مشكل مواجه مي‌شود. ثانیاً در صورتي كه فقط همين معنی اراده شده بود از همان ماده «خلق» استفاده مي‌شد، اما با توجه به تأثیراتی که آب در کلیه مراحل حیات دارد به نظر می‌رسد این کلمه «جعل» می‌تواند معنای وسیع‌تری داشته، شروع حیات، بقاء حیات و تأمین بسیاری از شرایط حیات را هم در بر‌گیرد. برای روشن‌تر شدن زیبایی آیه و دريافت وسعت و گستره آن، به برخی از خصوصیات منحصر به فرد آب و نقش آن در حيات، اشاره می‌شود.

1ـ آب ماده اصلی بدن تمامی جانوران است، به طور مثال یک انسان 70 کیلویی 50 لیتر آب دارد و اگر 20% آب بدن خود را از دست بدهد هرگز سلامتی خود را باز نخواهد یافت. (حميدي كليجي، سعيد، قرآن و طبیعت «پدیده‌های شگفت انگیز عالم آفرینش»/ 29)

2ـ آب همه‌جا در خاک، هوا، زیرزمین و... وجود دارد و هم‌زمان به سه صورت مایع، جامد و گاز یافت می‌شود. (همان/ 32)

3ـ مایع بودن آب در دما و فشار معمولی بسیار حائز اهمیت است، زیرا وزن ملکولی آن 18 است در حالی که آمونیاک با وزن ملکولی 17 در 33- هنوز به صورت بخار وجود دارد و سولفید هیدروژن با وزن ملکولی 34 که در  جدول تناوبی پهلوی آن قرار دارد در سرمای 59- هنوز حالت بخار خود را حفظ می‌کند. اگر آب خواص  پیش‌بینی شده در جدول تناوبی را داشت تغییرات جوی حاصل از آب به جای رحمت آسمانی به بلای آسمانی تبدیل می‌شد. (همان/ 36)

4ـ «ظرفیت گرمایی ویژه»[7] آب. در بسیاری از فلزات این میزان حرارت در حدود 3% کالری است، در مس و آهن به حدود 1% کالری می‌رسد در حالی که برای آب در بالاترین حد یعنی يك کالری قرار دارد. این مطلب برای تعدیل و ثابت نگه داشتن درجه حرارت کره زمین بسیار مهم است. همان‌گونه که روشن است 4/3 کره زمین را آب تشکیل می‌‌دهد و در بسیاری از نقاط زمین نیز یافت می‌شود، به این ترتیب آب نقش مهمی در تعدیل درجه حرارت محیط زیست به عهده دارد. هنگامی که دمای کره زمین بالا می‌رود آب مقدار انرژی زیادی را به خود جذب می‌کند تا دمای آن يك درجه افزایش یابد و هنگامی که سرد می‌شود میزان انرژی زیادی را به محیط پس می‌دهد تا دمای آن یک درجه کاهش یابد. این مسأله در شبانه‌‌روز و هم‌چنین با جریان آب‌های قطبی و... در کل زمین باعث تنظیم و تعدیل دمای کره‌ زمین می‌شود. (بيضون، لبيب، الإعجاز‌العلمی فی القرآن/ 170ـ171)

5‌ـ «گرمای نهان ذوب».[8] این میزان برای فلزات چند کالری است در حالی که برای آب به 80 کالری برای هرگرم یخ می‌‌رسد. دو قطب شمال و جنوب با در بر گرفتن میلیون‌ها تن یخ نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ حیات موجودات زنده ایفا می‌کنند. هنگامی که زمین با گرمای شدیدی مواجه شود آب شدن مقدار عظیمی از یخ‌ها، مقدار زیادی انرژی ـ به ازای هر گرم 80 کالری ـ را می‌بلعد و از سوی دیگر هنگامی که با سرمای کشنده مواجه شود با برگشتن به حالت جامد، مقدار قابل توجهی انرژی را به فضا پس می‌دهند.

6ـ «گرمای نهان تبخیر». هنگامی که میلیون‌ها تن آب از سطح اقیانوس‌ها بخار می‌شود و باد آن‌ها را در آسمان حركت مي‌دهد در حقیقت میلیون‌ها کیلوکالری انرژی را نیز به همراه آن‌ها به زمین‌های سرد زمستانی می‌برد. هر گرم آب، هنگام تبخیر 540 کالری گرما به خود جذب می‌کند و هنگامی که به قطره‌هاي باران تبدیل می‌شود آن‌ را در فضا منتشر می‌کند.

7ـ «چگالی».[9] از خصوصیات منحصر به فرد آب این است که بیشترین چگالی در سایر مایعات مربوط به نقطه انجماد را دارا است. چگالی آب در 4+ درجه است، این مسأله باعث می‌شود آب کمتر از 4+ درجه و یخ سبک‌تر بوده، بالا بیاید و آب نسبتاً گرم پایین رود که باعث زنده ماندن جانوران آبی می‌شود علاوه بر این‌که یخ روی آب عایقی می‌شود برای جلوگیری از نفوذ سرما به محیط پایین‌تر. (بيضون، لبيب، الإعجاز العلمی فی القرآن/ 172ـ174)

8 ـ «شوری آب دریاها». هرچه شوری آب بیشتر باشد نقطه انجماد آن پایین‌تر می‌رود این مطلب تا 22ـ درجه سانتی گراد صادق است. در نتیجه در سرمای زیر صفر درجه هنوز اقیانوس‌ها مایع هستند که علاوه بر مختل نشدن زندگی، به محیط دریا خاصیت ضدعفونی داده و از انتشار بیماری‌های گوناگون جلوگیری می‌کند. (بيضون، لبيب، الإعجاز العلمی فی القرآن/ 175)

9ـ مقادیر عظیمی از دی‌ اکسید کربن محیط، در آب دریا حل می‌شود و با ایجاد اسید کربونیک توان حل کربنات کلسیم ساحل ـ که به خودی خود در آب خالص حل نمی‌شوند ـ را به دست می‌آورد. اين مسأله بر اساس فرمول زير، واکنش بازگشت‌پذیری را ایجاد مي‌کند که همواره دی‌اکسید‌کربن محیط را در یک حالت تعادل نگه مي‌دارد. این فرمول به شکل زیر است. (بيضون، لبيب، الاعجاز العلمي في القرآن/ 177)

H2o + Co2→H2Co3 + Caco3                   Ca(Co3H)

10ـ رسیدن موادغذایی از ریشه به آوند و از آن به شاخه‌های گیاه و یا رسیدن آن از طریق خون به سلول‌ها و یا دفع سموم بدن به وسیله حل شدن در آب، مرهون قدرت فوق‌العاده حلّالیّت آب است. آب یکی از قوی‌ترین مایعاتی است که می‌تواند بسیاری از مواد را درون خود حل کند. (آیات الکون واسرار الطبیعة فی القرآن الکریم/ 187) البته تا اینجا فقط نیمه راه است. نیم دیگر آن مربوط به PH آب است.PH سیّالات، بین صفر تا 14 متغیر است و صفر بالاترین قدرت اسیدی و 14 بالاترین قدرت بازی را دارد. آب با دارا بودن 7 = PH از نظر بازی و اسیدی خنثی است و این بسیار مهم است، زیرا می‌تواند بدون این‌که با آن‌ها واکنش دهد ترکیبات بسیاری را درون خود حل کند. (بيضون، لبيب، الإعجاز العلمی فی القرآن/ 176) اینک جا دارد بار دیگر و با نگاهی دیگر آیه شریفه را مرور کنیم؛ (وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ حَى)، «و هر چيز زنده‏اى را از آب قرار داديم؟!».

اشاره شد که این آیه می تواند نقطه آغازین حیات را هم در بر گیرد، این مطلب اگر‌چه صد در‌صد اثبات نشده است، اما شواهد و فرضیه‌های دانشمندان نیز بر محور اين امر می‌چرخد كه به صورت خلاصه به آن پرداخته مي‌شود:

11ـ «شروع حیات از آب». در مورد نقطه آغازین حیات در زمین دو نظر وجود دارد: الف) اولین ملکول‌های حیات از آسمان و به وسیله شهاب سنگ‌ها بر سطح سیاره‌ها باریده است؛[10] ب) درياها اولين گهواره حيات مي‌باشند.

گرچه نظر اول نیز با آیه 30 سوره مبارکه انبیاء متناسب است، چرا که در صدر آن سخن از آسمان است (أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا  وَجَعَلْنَا من الماء...) «آيا كسانى كه كفر ورزيدند اطلاع نيافتند كه آسمان‏ها و زمين پيوسته بودند و آن دو را گشوديم و هر چيز زنده‏اى را از آب قرار داديم؟!» به خصوص اگر گفته شود ملکول‌های زنده به وسیله قطعات یخ به زمین منتقل شده است، اما به نظر می‌رسد لزومی ندارد در آسمان دنبال نقطه شروع بگردیم، زیرا زمینی که برای زندگی انتخاب شده است (وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ)؛ (الرحمن/ 10)، «و زمين را براى آفريدگان نهاد» می‌تواند خود شروع کننده حیات نیز باشد و منافاتی ندارد هم‌زمان در آسمان‌ها و در نقاط ديگر عالم، حیات در حال شکل‌گیری باشد،[11] بنابر‌این در ادامه به تئوری دانشمندان مبنی بر شکل‌گیری حیات در دریاها می‌پردازیم:

بر اساس تازه‌ترین نظریات شیمی، ملکول‌های بزرگ (ماکروملکول‌ها) مثل اسیدهای هسته‌ای، پروتئین‌ها و قندها، ممکن است از مواد غیر زنده ابتدایی به وجود آمده باشند. گر‌چه تشکیل این مواد در فضای اکسیدکننده (اکسیژن‌دار) امروزی و سازمان‌یابی آن‌ها به صورت موجودات زنده انجام نمی‌شود، تصور بر این است که فضای گذشته زمین احیا کننده (هیدروژن‌دار) بوده است.

نبود اکسیژن باعث رسیدن مقادیر زیادی از پرتو فرا بنفش[12] خورشید به سطح اقیانوس‌ها می‌شد. در اقیانوس‌ها مقدار زیادی گازهای متان و آمونیاک وجود داشت که از ترکیب گازهای کربن و نیتروژن و هیدروژن به وجود آمده بود. در سال 1952 با انجام نخستین تجربه آزمایشگاهی که در آن وضعیت اولیه زمین ایجاد شده بود، از ترکیب گازهای متان، آمونیاک، هیدروژن و بخار آب در وضعیت احیا، ملکول‌های آلی زیستی تشکیل شد. احتمال دارد کربوهیدرات‌ها اولین ملکول‌ها و بعد اسیدهای آمینه و اسیدهای هسته‌ای ساخته شده باشند. در آن زمان منبع‌های انرژی فعال‌ساز واکنش‌های شیمایی، برق، پرتو فرابنفش، خورشید و حرارت زیاد زمین بوده است. (زارع مايوان، حسن، زیست‌شناسی عمومی/ 178ـ180)

با گذشت زمان، اتمسفر احیایی زمین به تدریج به فضای اکسید‌کننده تبدیل شد و شرایط در جهت کاهش به وجود آمدن موجودات زنده از غیر زنده دگرگون شد. (زارع مايوان، حسن، زيست‌شناسي عمومي/ 182)

در اواخر دهه 1980 آقای دکتر کورلیس (Corliss) فرضیه‌ای ارایه داد که حیات از چشمه‌های آب گرم اعماق اقیانوس‌ها شروع شده است.

مطالعات اخیر نشان می‌دهد که در رسوبات متعلق به حداقل 5/3 میلیارد سال پیش، کف اقیانوس‌ها و چشمه‌های آب گرم، فسیل وجود داشته است که این احتمال را تقویت می‌کند. در چند سال پیش، بر اساس مطالعات دکتر توماس گولد (Thomass gould) سوئدی از اعماق درونی زمین، نمونه‌برداری‌هایی انجام شد و توانستند باکتری‌هایی را جداسازی کنند که به راحتی در دویست درجه سانتی‌گراد به طور غیر هوازی زندگی می‌کنند. وجود چنین موجوداتی در اعماق زمین، نه تنها نشان‌دهنده شروع حیات در وضعیت دشوار زمین نخستین است بلکه امکان وجود حیات در کرات دیگر را نیز نوید می‌دهد. (زارع مايوان، حسن، زیست شناسی عمومی/ 180ـ182)

دوم. تأثیر تغییرات جوی و جغرافیایی بر پراکندگی جانوران

شرایط جوی و جغرافیایی همواره تأثيرات مستقيمي بر زندگي جانداران داشته است به گونه‌اي كه حتي انقراض گونه‌هايي را معلول تغييرات آب و هوا مي‌دانند. گرم شدن هوا، سرد شدن آن، خشك‌سالي،‌ به راه افتادن سيلاب‌ها، همه و همه به ويژه اگر براي مدتي ادامه يابد مي‌تواند تغييرات اساسي را بر محيط زيست و جانداران آن بر جاي بگذارد. بر اساس آنچه از قرآن‌كريم فهميده مي‌شود يك سري تغييرات ـ پراكنده شدن گونه‌هاي مختلف جانوري بر روي زمين ـ بعد از نزول باران‌هايي رخ داده است و یک سری تغییرات بعد از پدید آمدن کوه‌ها.

خداوند در آیه 164 سوره مبارکه بقره می‌فرماید: (إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ ... وَما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَبَثَّ فيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ... لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ)، «قطعاً در آفرينش آسمان‏ها... و آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن، زمين را پس از مردنش زنده نموده و از هرگونه جنبده‏اى در آن پراكنده كرده... نشانه‏هايى هست، براى گروهى كه خردورزى مى‏كنند»، آيا منظور اولين باران‌ها بوده است؟ يا اشاره به باران‌هايي دارد كه در برهه‌اي از زمان و با ويژگي‌هاي خاصي به وقوع پيوسته‌اند؟ این آیه و سؤالات مربوط به آن می‌تواند موضوع تحقیق چندین ساله دانشمندان باشد، اما آن‌چه به اجمال در این‌جا مي‌توان از آن سخن گفت این است که اولاً آيا این تغییرات سبب پيدايش گونه‌هاي مختلف شده‌اند و يا گونه‌هاي مختلف وجود داشته و پس از این تغییرات شرايط براي گسترش و فراوانی آن‌ها فراهم‌تر شده است؟ ثانیاً با ارایه نمونه‌های ملموسی که امروزه در جریان است و به وقوع می‌پیوندد فهم بهتری از آیه به تصویر کشیده مي‌شود.

الف) بررسی فرایند پراکندگی

اگر فرض بر این است که نقاط خاصی از زمین آمادگی پروراندن حیات را داشته است نه همه جای آن، بنابراین باید حیواناتی در آن نقاط پدید آمده و سپس به قسمت‌های دیگر رفته باشند، علاوه بر این از ماده «بث: پراکندن، منتشر کردن»، (قاموس قرآن، ‏1/161ـ أصل البَثِّ: التفريق وإثارة الشي‏ء كبث الريح التراب‏. المفردات/ 108) در آيه شريفه به ذهن متبادر مي‌شود كه جانداران اول مجتمع بوده‌اند و سپس پراكنده شده‌اند. حال با توجه به اين‌كه در برخي آيات اين كلمه به صورت مضارع به کار رفته است كه دلالت بر زمان حال و استمرار مي‌كند، بايد هم اكنون نيز این قانون، گسترش داشته و چرخش و پراكنده شدن موجودات ادامه داشته باشد. خداوند در آيه 4 سوره مباركه جاثيه مي‌فرمايد: (وَفي‏ خَلْقِكُمْ وَما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آياتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ)، «و در آفرينش شما و آنچه از جنبندگان پراكنده مى‏كند، نشانه‏هايى است براى گروهى كه يقين مى‏آورند».

و اگر آن را با آيه 8 سوره نحل (وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ  مَا لاَتَعْلَمُونَ)، «و در آفرينش شما و آنچه از جنبندگان پراكنده مى‏كند، نشانه‏هايى است براى گروهى كه يقين مى‏آورند» ضميمه كنيم ممكن است اين نكته به دست آيد كه هنوز هم در زمين نقاطي وجود دارد كه مخلوقات جديد در آن به وجود مي‌آيند و در زمين پراكنده مي‌شوند در حالي كه ما از آن بي‌خبريم.

مطلب دیگر اين كه وقتي جاهاي مختلف كره زمين شرايط گوناگوني ـ از بيابان تا دريا و... ـ را دربر‌ مي‌گيرد، پراكندگي بايد همراه با سازگاری درونی موجودات باشد، بنابر‌این آيا ابتدا تغييرات آب و هوايي به وقوع پيوسته و بعد موجودات تغيير ذائقه داده‌اند؟ (بر اساس نظريه تكامل) يا اول شرايط دروني آن‌ها متناسب با نوعي آب و هوا شده و آنگاه با تغييرات جوّي هر يك به سمت آب و هواي مورد علاقه خود رفته‌اند. آيه شريفه وقوع پراكندگي در خارج را پس از تغييرات آب و هوایی مي‌داند، اما نسبت به این موضوع ساکت است. تغييرات زيست محيطي كه با گرم شدن كره زمين در زمان حاضر رخ می‌دهد نظريه دوم را تأييد مي‌كند، يعني بايد مبتني بر علاقه دروني خود موجودات باشد، زيرا اگر موجودي از درون به آب و هوايي علاقه نداشته باشد به چه دليل بايد به سمت آن كشيده شود؟ از سوي ديگر اگر آن علاقه و نياز به حدي شديد باشد كه در ابتدا و قبل از پديد آمدن شرايط جديد يك وابستگي تام را ايجاد كند موجود زنده در همان شرايط قبلي خواهد مرد، پس آن‌چه از مجموع مطالب به دست مي‌آيد اين است كه در ابتدا نياز يا علاقه‌اي ژنتيكي در برخي موجودات وجود داشته كه آن‌ها را به سمت نوعي آب و هوا راغب  كرده است، اما اين مسأله به ‌قدري قوي نبوده كه امكان زيستن در نوعي آب و هواي ديگر را از آنان سلب كند، پس از آن و با پیش آمد شرايط جديد، از آن استقبال كرده و هر موجود به سمتي كه به آن تمايل بيشتري داشته كشيده شده است سپس با گذشت زمان آن خصوصيت در او تقويت و شدت گرفته است.

نكته ديگر؛ آيه اين پراكندگي را پس از باران‌هايي مي‌داند كه تحولاتي را در پوشش گياهي زمين به همراه داشته است، زيرا مي‌فرمايد: (فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا)، در نتيجه اين‌گونه برداشت مي‌شود كه زمين يا آن قطعه از زمين، قبلاً بياباني مرده بود، اما باران‌هايي بر آن باريد و با رويش گياهان زنده شد و موجوداتي را به سمت خود كشاند. (اگر هم از قبل موجوداتی دو زیست یا بیابانی در آن زندگی می‌کرده‌اند باعث جدا‌سازی و رشد گونه‌هایی شده که با پوشش گیاهی و آب و هوای سرد و مرطوب سازگاری بیشتری دارند).

قرآن در دو آیه به این تغییرات می‌پردازد، ابتدا می‌فرماید خدا باران‌هایی را نازل کرد و زمین را زنده کرد و جانوران را در آن پراکند (بقره/ 164) و در آيه دیگر می‌فرماید «کوه‌ها را در زمین قرار داد، سپس جنبندگان را در آن گستراند» پس از آن فرمود: (وَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَريمٍ)، اگر «من» را در هر دو تبعیضیه بگیریم چنین به دست می‌آید که اولاً کوه‌ها به عنوان عاملی جغرافیایی نقش مستقلی در گسترش جانداران داشته‌اند و ثانیاً برخی حیوانات با پدید آمدن کوه‌ها گسترش یافته‌اند و برخی با نزول باران‌های ویژه.

به هر حال، بعضي تغييرات محيطي تغييرات وسيعي را نيز در بافت‌ زيستي آن به همراه داشته است. آيه 164 بقره به يكي از آن موارد كه شايد اولين یا از مهم‌ترين آن‌ها بوده اشاره گویایی دارد و آیه 10 سوره مبارکه لقمان نیز به دیگری. جا دارد براي درك بهتر اين تحولات، نمونه‌هاي ملموسي ارائه گردد، گرچه اين نمونه‌ها مربوط به زمان حاضر و گرم شدن كره زمين است، اما تصويري كه از مجموع آن به دست می‌آید كمك شاياني به درك این تحولات دارد.

ب) نمونه‌هایی از تغییرات و جریانات زیستی

گرم شدن زمين یکی از اثرگذارترین ِاین تغییرات آب و هوایی در حوزه علوم زیستی است که منجر به اخلال در زادآوری جانوران و مهاجرت آن‌ها می‌شود و انتقال بیماری‌ها را افزایش می‌دهد. به طور مثال در چند سال اخیر تلفات بیماری مالاریا افزایش پیدا کرده است، چون تک‌سلولیِ عامل این بیماری که در پشۀ مالاریا زندگی می‌کند، گرما دوست است و در هوای گرم رشد و تکثیر بیشتری دارد. گرم شدن کرۀ زمین گاه باعث تغییرات غریبی می‌شود که در انتها منجر به انقراض موجودات خواهد شد، مثلاً  با گرم شدن هوا، جمعیت لاک‌پشت‌ها ممکن است به صورت تماماً ماده ظاهر شوند، چون جنسیت در تخم لاک‌پشت‌ها با دمای آب تعیین می‌شود. از سوي ديگر بالا آمدن آب دریاها، در نتیجۀ ذوب یخ‌های قطبی و از بین رفتن تخم و لانۀ لاک‌پشت‌ها در سواحل دریاها موجب انقراض آنها مي‌شود.

افزایش دمای آب بر جمعيت حیواناتی مانند وال‌ها، پنگوئن‌ها و کاکایی‌های پاسیاه نيز تاثيرگذار خواهد بود، چرا كه تعداد موجوداتی مانند کریل‌ها كه غذای اصلی اين جانوران هستند، با افزايش دماي آب‌ها كاهش يافته است.

اخبار جدید، آشکارا آثار مخرّب تغییرات آب و هوایی را بر روی گونه‌های مهاجر نيز نشان می‌دهد. به طور مثال به علت گسترش بیابان‌هاي آفریقا، پرندگان هنگام عبور از آن با یک پرواز طولانی مواجه می‌شوند و چون دست‌رسی به زیستگاه‌های متفاوت و منابع گوناگون در طول مهاجرت برای آن‌ها مقدور نیست، آسیب جدی متوجه آن‌ها است. تغییر در برخی از شاخص‌های مهاجرت چون زمان، مکان و طول سفر به اثبات رسیده است. گاه به سبب تغییرات آب و هوایی، افراد یک گونه مهاجرتِ دسته جمعی را ترک می‌کنند و یا به مکان‌هایی مهاجرت می‌کنند که تا پیش از آن به عنوان مکان‌های عبور اتفاقی ثبت شده بود. پس نباید تعجب کرد که ماهی‌های ساکن جنوب مانند «کولی» و «ساردین» هم اکنون در آب‌های شمالی یافت می‌شوند، زیرا ماهی‌ها نمی‌توانند دمای بدن خود را تنظیم کنند و توزیع و پراکنش آن‌ها وابسته به دماست و به همین سبب به این‌گونه مهاجرت‌ها تن می‌دهند. پرنده‌ای چون «زنبورخوار اروپایی» هم که قبلاً در آلمان کمیاب بود، اکنون به طور مداوم در این سرزمین زادآوری می‌کند. در انگلستان قوهایی که به شکل 7 پرواز می‌کردند و نویدبخش زمستان بودند به دسته‌های دوتایی تقلیل یافته است. دلایل احتمالی آن گرم شدن هوای قاره و نبود بادهای شمال شرقی است که پیشتر، به مهاجرت آن‌ها کمک می‌کرد. تغییر الگوی بادها نیز مهاجرت را برای گنجشک‌سانان منطقۀ کارائیب به علت وجود طوفان‌های بسیار شدید بهاره ‌مشکل کرده است. تعداد زیادی پروانه «مونارک» که هرساله در تعداد میلیونی از آمریکا و کانادا به سمت مکزیک مهاجرت می‌کردند با عبور از اقیانوس اطلس راه خود را  به سمت انگلیس حدود ۵٠٠٠ کیلومتر دورتر تغییر دادند. کاهش غذای وال ِاقیانوس اطلس شمالی، در نتیجۀ تغییرات شدید جریان‌های اقیانوسی، باعث ورود غیر منتظره آن به آب‌های کانادا شده است.

در حالی‌که تغییرات آب و هوایی برای برخی گونه‌ها سودمند است، گونه‌هاي دیگر را با خطر انقراض مواجه می‌کند، به طور نمونه خرس قطبی با گرم‌شدن قطب، زیستگاه اصلی خود را از دست داده است و جایی برای مهاجرت ندارد. مطالعات نشان می‌دهد تعداد گونه‌هایی که باید با آب‌های سرد سازش پیدا کنند، به طور چشم‌گیری کاهش یافته است.[13]

سوم. اعجاز علمی قرآن در بیان فرایند تولید شیر

خداوند در آیه 66 سوره نحل می‌فرماید: (وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُم مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَناً خَالِصاً سَائِغاً لِلشَّارِبِينَ)، «و قطعاً، در (وجود) دام‏ها، براى شما عبرتى است، از آنچه در شكم آنهاست؛ از ميان غذاهاى هضم شده و خون، شيرى خالص به شما مى‏نوشانيم كه براى نوشندگان گواراست» «فرث» به غذای هضم شده داخل شکمبه چارپایان گویند (فراهيدي، العين، ‏8/ 220) «دم» نیز به معنای خون است، اما همه می‌دانیم كه شیر در محفظه‌ای به نام پستان به وجود می‌آید و هیچ ارتباط مستقیمی با شکمبه و روده ندارد، پس معنای «من بین فرث و دم» این نیست که «فرث» و «دم» جایی به هم آمیخته مي‌شوند و شیر از بین آن‌ها بیرون کشیده مي‌شود بلکه مواد شیر یک‌بار از بین «فرث» گرفته شده [و به خون منتقل می‌شوند] و بار دیگر از بین خون استخراج شده و شیر را تشکیل می‌دهند پس در حقیقت تقدیر آیه این‌چنین است «من بین فرث» و «من بین دم».[14]

«فرث» نقطه آغازین جذب غذا است و با توجه به مسیر طولانی که مواد غذایی باید طی کنند تا به پستان برسند یکی از دلایل اشاره به آن می‌تواند شباهت‌سازی باشد، یعنی همان مکانیزمی که در روده‌ها عمل می‌کند و مواد مفید را از بین غذاهای هضم شده جذب و وارد خون می‌کند این‌جا نیز همان مکانیزم وارد عمل شده[15] و مواد شیر را از میان خون استخراج کرده، مستقیم و یا غيرمستقيم با اعمال تغییراتی وارد حبابچه‌های شیری می‌‌کند و شیر را تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر آیه در صدد بيان اين مطلب است كه ساخته شدن شیر به طریقه استخراج است نه تبدیل. جالب این‌که در قبل از این آیه هنگامی که از ساخته شدن شراب سخن می‌گوید لفظ «منه» را انتخاب می‌کند (وَ مِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَ رِزْقًا حَسَنًا) «و از محصولات درختان خرما و انگورها، [شراب‏] مستى‏بخش و روزى نيكو از آن مى‏گيريد» (نحل/ 67) چرا که این خود خرما و انگور است که تبدیل به شراب می‌شود که نشان می‌دهد انتخاب لفظ «من بین» برای شیر تصادفی نیست. کلمه «خالصا» که در ادامه آن می‌آید تأیید دیگری است بر این مطلب، زیرا شیر محصولی است که پس از دو بار تصفیه به دست مي‌آيد؛ یک بار از میان «فرث» و بار ديگر از میان «دم». نگاهی کوتاه به فرایند تولید شیر اين حقيقت را براي خوانندگان روشن‌تر مي‌كند:

بافت اسفنجی پستان گاو از میلیون‌ها ساختار حبابچه مانند به نام آلوئل تشکیل شده که مسئول تهیه شیر است و هر یک توسط مجرایی به مخزن جمع کننده شیر منتهی می‌گردد. این حبابچه‌ها توسط مویرگ‌های خونی احاطه شده‌اند که پیش سازه‌‌های شیر را در اختیار آن می‌گذارند. (ر.ک: هاردينگ، اف، شیر و کیفیت آن/ 11ـ13) سازه‌های شیر به وسیله خاصیت اسمز و نفوذ از طریق جدار یاخته‌ها وارد سلول‌های دیواره حبابچه می‌شود و پس از آن برخی عیناً و برخی دیگر با تغییراتی به درون حبابچه منتقل شده و شیر را تشکیل می‌دهند. (ر.ک: حكمتي، مجيد، اصول تهیه شیر/ 20ـ22)

شگفتی دیگری در (سائِغاً لِلشَّارِبينَ؛ شيرى خالص به شما مى‏نوشانيم كه براى نوشندگان گواراست) است كه نباید ساده از کنار آن گذشت. چه کسی می تواند حدس بزند در یک کلمه «سائغا: گوارا» یک حقیقت علمی نهفته باشد چرا كه:

«شیر فقط یک مخلوط فیزیکی نیست، ترکیبات آن ارتباط کامل با يك‌دیگر دارند، عوامل مختلف از دیدگاه‌های متفاوت، دلالت بر این می‌کند که موقعیت یا ترکیب شیمیایی و درجه اشباع شیر تعادلی را نشان می‌دهند که در صورت تغییر یکی از این عوامل وضع شیر نیز از لحاظ بو، طعم و شکل ظاهری فرق می‌کند». (اصول تهیه شیر/ 27) به نظر مي‌رسد اين عبارات علمي تفسیر یک کلمه از قرآن کریم باشد كه از آن تعبير به سائغاً شده است.

چهارم. پرندگان و پرواز عجیب آنان

آیات مربوط به پرواز پرندگان را شاید مهندسان هوا ـ فضا بهتر از هر کسی دیگری درک کنند نگاهی به علوم مربوط به پرواز و شروط لازم برای خلبانی، حساسیت و ظرافت این امر را بیش از پیش روشن می‌کند. برخی علومی که مستقیماً به پرواز مربوط است مانند آیرودینامیک، فیزیک دینامیک، فیزیک حرارت، فیزیک الکتریسته و مغناطیس، استاتیک، مقاومت مصالح، هوا‌شناسی و... . این‌جا است که خداوند در کنار سایر آیاتي كه دلالت بر عظمت خود، پرندگان را مطرح می‌کند و انسان را به تفکر در آن دعوت می‌کند. در میان آیاتی که به پرندگان پرداخته، دو آیه (ملک/ 19 و نحل/ 79) به يك‌دیگر شبیه‌اند كه پرواز را محور قرار داده‌اند. در اين مجال از نوشتار فرازهاي این دو آیه در كنار یک‌دیگر و به محوريت آيه 19 سوره ملك بررسی می‌شود:

یکی از نکات دقيق و ظریف این است که در سه قسمت از این دو آیه به واژه دیدن (أَوَلَمْ يَرَوْا) توجه شده است. در ابتدای دو آیه و انتهای یکی از آنها که صفت «بصیر» را برای خداوند انتخاب می‌کند، شگفتی آن در ارتباطی است که بین این خصوصیت و پرواز وجود دارد، چرا كه بشر پرواز خود را مدیون نگاه به پرندگان است.[16] اکنون نیز این روش از کارآمدترین روش‌های پژوهش در این زمینه است.

چشم افرادی که برای خلبانی انتخاب می‌شوند باید ده دهم و بدون کور‌رنگی باشد.[17] پرندگان نیز دید تلسکوپی بسیار قوی‌اي دارند و از مسافت بالا به خوبی سطح زمین را می‌بینند. (عبدالرزاق نوفل، الله والعلم الحدیث/ 61)

علاوه بر ساختار فیزیکی چشم، سرعت و دقت پردازش دریافت‌های بینایی توسط مغز نیز اهمیت شایانی دارد. اگر سرعت فرار آن‌ها در یک بیشه‌زار انبوه و هنگام شلیک شکارچی تصور شود، فوق‌العاده بودن آن بهتر نمایان می‌گردد. آیا پرنده‌ای را می‌یابید که در اثر برخورد با درخت یا یک‌دیگر به روی زمین افتاده باشد؟ در حالی که در شهرهای بزرگ مانند نیویورک می‌توان چنین حادثه‌ای را مشاهده کرد، جایی‌که در شب‌های پاییزی پرنده‌های زیادی به خاطر کوری موقت در اثر نورهای مصنوعی به برج‌ها برخورد کرده، کشته می‌شوند.[18] یکی از سؤالات مهم درباره مهاجرت پرندگان، چگونگی مسیر‌یابی آنان است. راه‌یابی توسط الگوهای مغناطیسی زمین از جدیدترین نظریات در این رابطه است. آن‌چه در این‌جا مناسب بحث حاضر است این است که آن‌ها نه تنها امواج مغناطیسی زمین را درک می‌کنند بلکه آن را به شکل «الگوهای دیداری» می‌بینند.[19]

دقت در شکل ظاهری پرندگان «إِلَى الطَّيْر» نشان می‌دهد تمام وجود آن‌ها براى پرواز هماهنگ است. ساختمان دوكى شكل، پرهاى لیز، سبك و تو خالى که با گیرانداختن هوا باعث سبکی آن می‌شوند، استخوان‌هایی که در عین استحکام، سبک و عموماً تو خالی است و حتی در پرندگانی مثل عقاب در داخل استخوان‌ها کیسه‌های هوایی وجود دارد، سينه پهن که امكان سوار شدن بر امواج هوا را مى‏دهد، ساختمان مخصوص بال‌ها که نیمه انتهای آن نيروى بالابرنده ايجاد مى‏كند، نیمه خارجی آن پرنده را به سمت جلو هل می‌‌دهد. (احمد فؤاد، رحیق العلم والإیمان/ 185) ساختمان دم كه با قابلیت مانور، حركت سريع به چپ و راست، گاه با گشودن آن باعث کاهش سرعت و حفظ تعادل در نشستن می‌شود و گاه به همراه بال‌ها در مقابل باد پهن می‌شود و هم‌چون باد بادکی اوج می‌گیرد و... . (مكارم شيرازي، ناصر، تفسیر نمونه، ‏11/340؛ بي‌آزار شيرازي، عبدالكريم، قرآن و طبیعت، پدیده‌های شگفت‌انگیز عالم آفرینش/ 122) همه از ظرافت‌هايي است كه در خلقت پرندگان به كار رفته است.

نباید فراموش کرد که پرنده موجودی است زنده و خصوصیات فیزیولوژیکی او نیز باید او را در این راه همراهی کند، زیرا اگر قرار باشد مشکلات ناشی از پرواز در ارتفاع، حیات او را به مخاطره اندازد، تناسب اندام ظاهری، سودی نخواهد بخشید، بنابراین او در دو بخش باید با پرواز هماهنگ باشد: 1ـ ظاهری؛ 2ـ سازگاری فیزیولوژیکی. برخی از این ویژگی‌ها عبارتنداز:

میانگین فعالیت‌های حیاتی در بدن پرندگان میانگین بالایی است، به اين معنا كه نسبت به سایر حیوانات داری قدرت هضم غذای بیش‌تر، قلب بزرگتر و قوی‌تر و نبض سریع‌تر‌ند. درجه حرارت بدن آن‌ها بالاتر و دستگاه تنفسی مناسب‌تر برای نیازهای تنفسی، فشار و قند خون بالا و هماهنگى قدرت ديد و ساير حواس نیز از دیگر ویژگی‌های آن‌ها است. (كارم، السيد غنيم، الاشارات العلمیة فی القرآن الکریم.../ 329؛ باشا، احمد فؤاد، رحیق العلم والإیمان/ 184) بررسی فراز بعدی، لزوم این سازگاری‌ها را بهتر نشان می‌دهد. 

ارتفاعات بالا «فَوْقَهُمْ» چه در کوه‌نوردی و چه در پرواز مشکلات عدیده‌ای را به خصوص برای موجود زنده می‌تواند به وجود آورد. کمبود اکسیژن، کاهش فشار هوا، تغییرات دما، تغییرات چگالی هوا از این مواردند که می توانند منجر به برخی مشکلات زيستي شوند. مشکلاتی از قبیل علایم ملایم بیماری acute mountain sickness  (بیماری که به علت قرار گرفتن در فضایی با فشار هوای کم بروز می‌کند)، بیماری کشنده High Altitude Pulmonary oedema  (بیمای ورم ریوی بر اثر ارتفاع‌‌های زیاد) وHigh Altitude Cerebral  (بیماری ورم مغزی بر اثر ارتفاع‌های زیاد).[20] بالاترین ارتفاعی که برای پرندگان نوشته شده حدود 7‌ـ‌6 کیلومتر است (يوسف الحاج احمد، موسوعة الإعجاز العلمی فی القرآن والسنة، آیات الله فی‌الآفاق/ 378؛ بي‌آزار شيرازي، عبدالكريم، قرآن و طبیعت، پدیده‌های شگفت‌انگیز عالم آفرینش/ 123) گرچه عموم پرندگان کمتر از 5 هزار پا اوج می‌گیرند (هر پا = 48/30 سانتی‌متر)[21] این در حالی است که برای جلوگیری از این مشکلات صعود تدریجی به کوه‌نوردان سفارش می‌‌شود[22] در حالی که پرندگان می‌توانند اوج و فرودهای آنی داشته باشند.

آذرخش یکی دیگر از حوادثی است که هر جسم پرنده‌ای را تهدید می‌کند. شناختن اينكه كدام ابر خطرناك است و پرواز در چه ارتفاع و مسافتي براي پرندگان بي‌خطر و لازم است مي‌بايست آنان را هواشناسان ورزيده‌اي كرده باشد. به عنوان مثال پرستوی دریایی فشار سنج درونی دارد که از فاصله چند صد کیلومتری هوای توفانی را تشخیص داده و راه مناسب را انتخاب می‌کند. (مستند شبکه قرآن، ساعت 30: 21، 21/ 2/ 1387)

در آيه ديگر (نحل/ 79) عبارت ذيل را بيان مي‌فرمايد كه حاوي نكات قابل توجهي است:  «مسخرات فی جو السماء»: «جو» به معنای هوا است (العين، ‏6/ 196؛ لسان العرب، ‏14/ 157؛ المفردات/ 213) اين فراز مي‌تواند از دو زاویه حائز اهمیت باشد:

1ـ تأثیر جو در نگه‌داری پرنده، زیرا پرنده با همین هوا است که پرواز می‌کند و اگر خلأ حاکم باشد قادر به پرواز نیست. علاوه بر آن جريانات هوايي كه در طبقات فوقاني جو مي‌وزد مي‌تواند بالشتك خوبي براي سوار شدن پرنده بر روي آن باشد. (كارم، السيد غنيم، الاشارات العلمیة فی القرآن الکریم .../ 331).

2ـ هماهنگی متقابل پرنده برای شناور ماندن در جو.

از سوي ديگر خود این جو می‌تواند مشکل‌ساز باشد که پرنده باید توان دست و پنجه نرم کردن با آن را داشته باشد. تأثیرات جوی بر جِرم پرنده، مستقيماً علمی به نام آیرودینامیک را پدید آورده است و غيرمستقيم نيز با دو علم ديگر از چهار علم پاية پرواز، يعني: «ميكانيك پرواز» و «سازه‌هاي هوا فضايي» در ارتباط است.[23] حرکت هوا، کم و زیاد شدن فشار آن، تند و کند شدن سرعت باد، جريانات پيچيده و گردآبي، برش باد و انفجار رو به پایین هوای سردِ چگال، عواملی است که جسم پرنده و خصوصیت آیرودینامیکی آن باید پاسخ مناسب را به تغییرات آن بدهد.[24]

ظرافت ادبي كه در اين فراز از آيه به كار رفته است قابل تأمّل مي‌باشد (صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ)، چرا كه «صف» به حالتی گفته می‌شود که پرنده بال‌های خود را باز نگه می‌دارد و پرواز می‌کند. «یقبضن» به حالت دیگر پرواز یعنی «بال زدن» اشاره دارد. (مكارم شيرازي، تفسير نمونه، 24/ 344) «صافات» اسم فاعل یا صفت مشبهه است[25] که ثبات را می‌رساند و با حالت صاف نگه داشتن بال‌ها تناسب دارد، زیرا حالت پرنده در آن هنگام ثابت و یکنواخت است، اما «یقبضن» به صورت فعل مضارع آمده که استمرار را می‌رساند و با بال زدن پرنده که یکی پس از دیگری اتفاق می‌افتد و استمرار دارد هم‌خوان است.

(مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمنُ)؛ «كه جز (خداى) گسترده‏مهر آنها را نگاه نمى‏دارد» این همه نعمت جلوه‌ای است از رحمت بی‌انتهای الهی که او (إِنَّهُ بِكُلِّ شَي‏ءٍ بَصِيرٌ)؛ «(چرا) كه او به هر چيزى بيناست».

پنجم. زنبور عسل و شگفتی های آن

در اين بخش به بررسی آيات 68 و 69 سوره نحل و اعجازها و شگفتی‌های آن می‌پردازیم، اين آيات داراي فرازهاي ذيل مي‌باشد.

(وَ أَوْحى)؛ از بررسی کتاب‌های مختلف لغت[26] این نتیجه به دست می‌آید که معنای وحی «فهماندن مخفیانه» است به هر روش که باشد (اشاره، الهام، کلام خفی...) و می‌توان به حسب مورد، مفاهیمی چون سرعت را نیز در آن دخیل دانست.

بر اساس این معنا از وحي، معنای آیه این می‌شود که خداوند به گونه‌ای که از دیگران مخفی است به زنبور عسل فهماند که چگونه خانه بسازد و ... .

اگر قرار باشد معنای «مخفیانه»‌اي كه در واژه «وحي» نهفته است هميشگي باشد آن وقت بايد از يافتن مكانيزمي كه اين امور را در زنبور سازماندهي مي‌كند نااميد شد، اما اگر «وحي» را به ساير حيوانات تعميم دهیم و زنبور عسل را به عنوان یک مثال در نظر بگیریم آن وقت مي‌توان آن را به صفات ژنتيكي نهفته در DNA موجودات تفسير كرد، اما ظهور عبارت (وَأَوْحَى‏ رَبُّكَ...) نوعي تمايز همراه با برجستگي را ـ نسبت به ساير حيوانات ـ نشان می‌دهد.

(رَبُّكَ)؛ چرا خداوند به جای «الله»، «رب» را انتخاب نمود؟

از ميان اسماي حسناي الهي تناسب این اسم که به معنای پرورش‌دهنده و تربیت‌کننده است[27] با مهندسي‌اي كه در ساخت خانه زنبور عسل و یا تهیه عسل می‌آید روشن است، اما علاوه بر این، نکات دیگری وجود دارد که به آن‌ها پرداخته مي‌شود.

«رب» از اسماء فعلیه است كه رابطه ميان ربّ و مربوب را نشان مي‌دهد. برای هر موجود درجه‌ای از درجات ربوبیت الهی تجلی پیدا می‌کند. گاهي ربوبيت عام «رب العالمین» است و گاه خاص «رب الناس». در بین انسان‌ها هم متقین تحت تربیت و ربوبیتی خاص از جانب خدا قرار دارند (أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِم) كه بالاترین آن ویژه پیامبر اعظم(ص) است؛ (وَ أَنَّ إِلى‏ رَبِّكَ الْمُنْتَهى‏). شايد به جرأت بتوان گفت كه اين همان ربوبيّتي است كه ثمره آن وحیی شد که در پرتو آن قرآنی فرود آمد که (شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُور) است، همان «رب» در حد ظرفیت طبیعت به کامل‌ترین وجه عمل نمود و وحیی فرستاد که در پرتو آن غذایی درست شود كه موجب شفای جسم آدمیان است (فيهِ شِفاءٌ لِلنَّاس). شاید نوعی مقایسه معقول به محسوس در اين آيات شكل گرفته باشد یعنی همان‌گونه که نتیجه وحی الهی در عالم طبیعت غذایی شیرین، گوارا و شفا بخش است در عالم جان نیز همین نتیجه را به همراه دارد. (إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذي)؛ کلمه «نحل» از نظر صرفی اسم جنس جمعی است که مثل «نخل» هم می‌تواند مذکر باشد و هم مونث (طباطبایی، محمدرضا، صرف ساده، ص 248).

این که قرآن‌کریم مفرد مونث را برای خطاب انتخاب کرد اگر معجزه نباشد از شگفتی‌های علمی قرآن است، زیرا تمام وظایف و فعالیت‌های کندو توسط جنس ماده انجام می‌شود و نرها فقط نقش بارور کردن ملکه را به عهده دارند آن هم از چندین نری که به وجود می‌آید یکی از آن‌ها کافی است، اما محوریت این اجتماع با ملکه می‌باشد و به خصوص اینکه کارگران که در این آیه جهت خانه‌سازی و تولید عسل مستقیماً مورد خطاب واقع شده‌اند از نظر جنسیت ماده، اما عقیم هستند، بنابراین گرچه ممکن است مردم اعصار گذشته، از ماده بودن ملکه به خاطر تخم‌گذاری آگاهی داشته باشند، اما بعید به نظر می‌رسد ماده بودن زنبوران کارگر روشن بوده باشد. (ر.ک: بكر، رضا فضيل، وجوه الآعجاز في آيات النحل/ 76).

(مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ): یکی از فوائدی که لفظ «مِن» دارد این است که زنبور خانه‌های خود را هم در شکاف کوه‌ها و هم سوراخ درختان می‌سازد و هم آویزان به زیر صخره‌ها، در نتیجه واژه «من» شامل هر دو قسمت می‌شود، از اين‌رو از واژه «في» استفاده نكرد، چرا كه «فی» قسمت دوم را در بر نمی‌گرفت. (همان/ 81).

ترتیبی که در آیه آمده این نکته را می‌رساند که زنبور عسل قبل از انسان آفریده شده است، زیرا خانه‌ای که او برای زنبور می‌سازد در آخر آمده است. (همان/ 78) یافته‌های علمی نیز همین را می‌رساند.[28]

با فاصله افتادن «بیوت» بین کوه و دو نوع دیگر، شاید این نکته فهمیده شود که زنبورهای درختی را ممکن است بتوان اهلی کرد، اما زنبوران کوه را نمی‌توان. (چه این‌که تلاش برای اهلی کردن دو نوع زنبور بزرگ (کوهی) و کوتوله ناکام مانده و فقط نوع هندی و غربی آن در کندوها سکونت پیدا کرده‌اند و به همین دلیل عده‌ای برآنند تا این دو را تحت یک نوع بگنجانند). (همان/ 77)

(وَمِمَّا يَعْرِشُونَ)؛ این عبارت را معمولاً تفاسیر قدما به داربست‌ها و سقف‌های خانه‌هایی معنا کرده‌اند که انسان‌ها می‌سازند.[29] این تفسیر هر چند درست است اما با گذشت زمان و تولید کندوهای عسل معنای کامل‌تری از آن رخ نشان می‌دهد. آیا اگر خداوند به زنبور دستور نداده بود که در کندوها سکونت کند انسان می‌توانست آن را به این راحتی در اختیار گیرد و کنترل کند؟ نگاهی به سایر حشرات و دو نوع دیگر زنبور که اهلی نمی‌شوند اهمیت این خطاب را روشن می‌کند.

(ثُمَّ كُلي‏ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ، فَاسْلُكي‏ سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً)؛ منظور از «سبل ربک» و پیمودن راه‌های پروردگار چیست؟ نظرات مختلفی در این رابطه داده شده که مجال بررسی آن‌ها نیست، اين نظرات عبارتند از: 1ـ راه‌های خانه تا گل‌ها؛ 2ـ گل‌ها تا خانه؛ 3ـ هر دو؛ 4ـ ... (ر.ک: حسيني شيرازي، سيد محمد، تقریب القرآن إلی الأذهان، 3/ 236؛ تفسيرالمراغي، ‏14/ 105؛ ر.ک: المیزان، 12/ 293؛ اندلسي، ابو حيان محمد بن يوسف، بحر المحيط في التفسير، ‏6/ 560) اما آنچه به نظر نویسنده صحیح‌تر است این است که نباید تصور کرد راه‌های پروردگار الزاماً مسیرهایی در خارج باشد یا رونده آن متحرک باشد بلکه هر کاری که بر طبق رضایت خدا صورت گیرد راه او است که پیموده می‌شود و انجام دهنده آن، سالک این راه است هرچند ساکت یا ساکن باشد، بنابر‌این، این دستور چیز سومی در کنار دو دستور قبلی نیست بلکه سفارشی است از جانب خدا که دو دستور قبلی را در بر می‌گیرد و نکته‌ای که وجود دارد ارتباط ظریفی است که در این فراز و فراز آخر همین سوره مي‌باشد آن‌جا كه به پیامبرش(ص) می‌فرماید: (ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة...)؛ با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما... . (نحل/125) در این‌جا نیز خود خدا پس از دستوراتی، با (حکمت یا) موعظه‌ای حسن و با لحنی نرم و ملایم به زنبور می‌فرماید: «راه‌های پروردگارت را مطیعانه بپیما».

(ذُلُلاً)؛ ذُلُلا يعني نهايت اطاعت. زنبور نیز آن چنان سرا پا به این فرمان گوش می‌دهد که پاهای آویزان او در بازگشت به خانه نمادی است از تواضع و فروتنی در برابر دستور خدا.

(يَخْرُجُ)؛ در این‌جا التفات از خطاب به غیبت صورت گرفته و دیگر زنبور مخاطب نیست. انعکاس این التفات را در جهان خارج و رفتار زنبور می‌توان مشاهده کرد. خوب است مقایسه شود با عبارت (وَمِمَّا يَعْرِشُون) جایی که
خطاب به او می‌فرماید از بناهایی که انسان می‌سازد خانه بگیر، او نیز به راحتی چنین می‌کند.

(مِنْ بُطُونِها)؛ در منطقه مكه نه گل و گياهى وجود دارد و نه زنبور عسل، ولى قرآن با قاطعیت از درون شکم زنبور خبر می‌دهد و عسل را محصول درون بدن زنبور می‌داند نه فقط فضای دهانش و یا تغییراتی که پس از تخلیه در کندو در آن صورت گیرد و این را کسی نمی‌دانسته جز خالق او.  اگر گفته شود منظور قرآن از شراب فقط عسل نیست بلکه همه مایعاتی است که از بدن زنبور ترشح می‌شود چه عسل و چه موم و چه زهر و... همان‌طور که علم امروز هم خواص درمانی سایر فرآورده‌های زنبوری را تأیید می‌کند، (به عنوان مثال ر.ک: مجموعه قرآن و طبیعت، قسمت دوم، زنبور عسل/ 18) آنگاه جمع آوردن كلمه «بطون» اعجازی است فوق مطلب یاد شده و همان‌طور که قبلاً گفته شد به کارگیری ضمیر مفرد مؤنث در این‌جا نیز تأکیدی است بر اعجاز گذشته.

(شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه)؛این عبارت در عین‌ کوتاهی حاوی اعجاز و شگفتی‌های گوناگونی است. اول مفرد و نکره آوردن شراب، که دلالت می‌کند مایع واحدی است که به صورت‌های گوناگون از قسمت‌های مختلف بدن او خارج می‌شود، گاه به شکل عسل، گاه موم، بره موم،[30] ژله شاهانه، زهر و... . زنبور از همین شهد و گرده تغذیه می‌کند و آن را تبدیل به فرآورده‌های مختلف می‌کند، پس مایع واحدی است که با صورت‌های گوناگون از قسمت‌های مختلف بدن زنبور خارج می‌شود.[31]

نکته دیگر، احتمالات گوناگون ـ و درست ـ در عبارت (مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه) است كه عبارتند از: 1ـ رنگ‌های عسل مختلف است؛ 2ـ این اختلاف نسبت به ماده اولیه‌ای مي‌باشد که زنبور خورده است، یعنی خارج می‌شود از او شرابی که رنگش (‌یا حالتش) با ماده اولیه‌اش (شهد) مختلف است و فرق دارد.

3ـ درون بدن زنبور شراب واحدی است، اما به صورت گوناگون و رنگارنگ از قسمت‌های مختلف بدنش خارج می‌شود که عبارت باشند از عسل، موم و... .

4ـ مزه و بوی هر نوع عسل با دیگری متفاوت است. 5 ـ ترکیبات هر نوع عسل با دیگری متفاوت است.

(فيهِ شِفاءٌ لِلنَّاس)؛ حداقل چهار لایه شگفتی و اعجاز را می‌توان برای این فراز از بر شمرد؛ اولاً: از دیر باز عسل یا خود به تنهایی درمان بعضی بیماری‌ها بوده و یا در ترکیب بسیاری از داروهای گیاهی دخيل بوده است؛[32] ثانیاً: گفته شد علاوه بر عسل از سایر فرآورده‌های زنبوری نیز استفاده‌های غذایی ـ دارویی می‌شود که کلمه (شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ) گویای آن بود؛ ثالثاً: از این‌که بعد از عبارت (مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه) می‌فرماید: (فيهِ شِفاءٌ لِلنَّاس) می‌توان فهمید این اختلاف رنگ (یا حالت) در خاصیت درمانی عسل نقش داشته باشد. (ر.ک:بكر، رضا فضيل، همان/ 171) و از این‌که مرجع این اختلاف رنگ، گیاهان گوناگون است کلید گنجینه‌ای را به دست می‌دهد که با پرورش زنبور بر روی گیاهان مختلف به صورت تخصصی عسل با خواص دارویی و بدون عوارض، تولید کنیم. (ر.ک: همان/ 168)؛ رابعاً: قرآن نمی‌گوید عسل (یا آن مایع) شفا است بلکه می‌فرماید «در آن شفا است» وقتی گفته می‌شود در نفت همه چیز هست منظور این نیست که نفت به همین شکل عادی همه چیز را دارد بلکه با انجام فرایندهای شیمیایی مواد بسیاری را می‌توان از آن استخراج کرد. این نکته قرآنی نیز می‌تواند این‌چنین مورد استفاده قرار گیرد که عسل یا فرآورده‌های زنبوری می‌توانند مواد خامی باشند که داروهای شفا بخش زیادی را از آن به دست آورد.

نتیجه

آیاتی که گذشت سرشار از اعجازها و شگفتی‌هایی است که گاه یک کلمه یا فراز کوتاه آن، از چند زاویه می‌تواند مجموعه‌ای از آنان را در برداشته باشد و حتی گاه، برخی نکات آن در ارتباط با يك‌ديگر خود را نشان می‌دهند.

گستره اعجاز علمي قرآن را مي‌توان در تنوع موضوعاتي كه در قرآن منعكس شده است را يافت به عنوان نمونه: آن‌جا كه خداوند از آب به عنوان عامل حيات نام برده و يا از پرواز پرندگان و... سخن به ميان اورده است هر يك نمودي از جنبه‌هاي علمي را فرا روي بشر نهاده است كه توانسته است پس از قرن‌ها به لايه‌هايي از اين اعجاز و يا شگفتي علمي دست يابد. اين همه تكثر مطالب علمي در لايه‌ها و بطن آيات كه هدف اوليه‌اش هدايتگري است،‌چيزي جز هماهنگي كتاب تشريع و تكوين خداوند نمي‌باشد كه كتاب تشريع ـ قرآن ـ ، قرن‌ها قبل و با زباني ساده براي بشر برخی از کتاب تکوین ـ طبیعت ـ پرده برداشته است.

پی‌نوشت‌ها

[1] آثار زیادی، واژه «اعجاز» را در معنایی عام‌تر و شامل آن چه ما شگفتی می‌نامیم به کار برده‌اند. به تفاوت این دو، در بخش مفهوم‌شناسی توجه شود.

لیستی از این کتب به نام «منبع‌شناسی اعجاز علمی» در پایان جلد هفتم مجله تخصصی قرآن و علم به چاپ رسیده است و نیز منابعی که در پایان همین مقاله می‌آید راهنمای دیگری است كه مي‌تواند بر غنای معرفتي محققين در این عرصه بيفزايد.

[2] ر.ک: سایت «تبیان»، مقاله: تفسیر علمی قرآن در ترازو.

www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/QuranicArticles/2007/11/27/54529.html

[3] او کتاب‌های دیگری هم دارد که برخی عناوین آن عبارتند از: جواهر العلوم فی عجائب الکون؛ بهجة العلوم فی الفلسفة العربیة وموازنتها بالعلوم العصریة.

[4] به عنوان مثال علامه طباطبایی ذيل آیه 30 سوره انبیاء: (وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ) می‌فرماید: «منظور این است که آب دخالت کاملی در وجود موجود زنده دارد... و در بحث‌های علمی جدید ارتباط حیات با آب واضح شده است». (ج 4، ص 279)

[5] «الإشارة العلمیة فی القرآن الکریم بین الدراسة والتطبیق». این کتاب یک فصل را از ص443 تا ص622 به عناوین بحث‌ها، قطعنامه‌ها، سفارشات همایش‌ها، پروژه‌ها و هیئت‌ها اختصاص داده است كه منتخبي از آن آمد.

[6] از مقالات رسیده، خلاصه مقالات تقريباً 213 مقاله برگزیده در کتابی با نام «چکیده مقالات نخستین همایش بین‌المللی گفتگوی علم و دین» چاپ شد که طبیعتاً به همین میزان نیز جلسات و میزگردهای تخصصی با صاحبان این مقالات برگزار شده است.

[7] «ظرفیت گرمایی ویژه»، مقدار حرارتی است که یک ماده می‌گیرد تا دمای یک‌ گرم از آن یک درجه سانتی‌گراد افزایش یابد و واحد آن کالری بر سانتی‌گراد است.

‍[8] «انرژی حرارتی» مقدار انرژی که یک گرم از جسم می‌گیرد تا [در نقطه ذوب ] در همان درجه از حالت جامد به حالت مایع در آید.

[9] «چگالی» مقدار جرم موجود در واحد حجم ماده است که آن را با علامت اختصاری ρ نشان می‌دهند که از رابطه ρ=m/V یا D=m/V به دست می‌آید. در این رابطه D یا ρ چگالی ماده،m  جرم جسم و V حجم اشغال شده توسط آن ماده می‌باشد.

[10] سايت روزنامه «قدس»:

www.qudsdaily.com/archive/1386/html/5/1386-05-24/page60.htm

[11] آیه 29 شوری (وَمِنْ ءَايَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ ...) که یکی از مهم‌ترین آیات در مورد وجود موجودات زنده در آسمان است به گونه‌ای است که گسترش حیات را در هر دو به صورت مستقل بیان می‌کند، زيرا می‌فرماید: «و از آيات اوست آفرينش آسمان‌ها و زمين و آنچه از جنبندگان در آن‌ها منتشر نموده است...».

‍[12] «پرتو فرا‌بنفش» یکی از عوامل موتان‌زا در موجودات زنده نیز می‌باشد. (رک: باکتری‌شناسی عمومی/ 478)

[13] سايت «همشهري آنلاين»؛

www.hamshahrionline.ir/News/?id=30357

[14] آن گونه که تفسیر «احسن‌الحدیث 5/ 467» انتخاب كرده است. از نظر نحوی شبیه همین ترکیب است سخن حضرت موسی که می‌فرماید: (... إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسي‏ وَأَخي‏....) (مائده/ 25)، یعنی «واخی لایملک الا نفسه».

[15] جذب مواد در روده با پديده‌هاي انتشار و اسمز و انتقال فعال صورت مي‌گيرد.  سایت «شبکه آموزش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران»؛

www2.irib.ir/amouzesh/d/page_sh.asp?key=5&ov=311

[16] ر.ک: سایت «www.newdesign.ir» به نقل از سايت «باشگاه طراحان ایران»؛

www.cafedexign.com/showthread.php?p=6337

[17] ر.ک: نسخه الکترونیکی روزنامه آفرینش؛

www.afarineshdaily.ir/afarinesh/Article.aspx?AID=5084

[18] ر.ک: سایت «اطلاع رسانی اثرات آلودگی نوری»؛

www.lightpollution.ir/content/view/2/1

[19] سايت «شبكه فيزيك هوپا»؛

www.hupaa.com/page.php?id=3329

[20] ر.ک: سایت «کاربران هوا ـ فضا»؛

www.aerospaceusr.ir/aeros/index.php?option=com_content&task=view&id=78&Itemid=52

[21] سایت دانشنامه رشد؛   www.daneshnameh.roshd.ir

[22] ر.ک: سایت گروه کوهنوردی آذربایجان؛

www.gkazar.ir/?type=modules&module=Articles

[23] «آيروديناميك» به مطالعه و بررسي جريان هوا، محاسبه نيروها و گشتاورهاي ناشي از آن بر روي جسم پرنده مي‌پردازد و مهندس هوا فضا با فراگيري اين علم به تحليل جريان‌هاي پيچيده در اطراف اجسام پرنده پرداخته و با به دست‌آوردن نيروهاي آيروديناميكي امكان بررسي پايداري و طراحي سازه را فراهم مي‌كند.

«مكانيك پرواز»‌ به مطالعه و بررسي رفتار و حركات جسم پرنده با استفاده از اطلاعات آيروديناميكي، هندسي و وزني مي‌پردازد و در واقع علم مكانيك پرواز از «عملكرد» تشكيل مي‌شود و «عملكرد» به بررسي برد، مسافت نشست و برخاست، مداومت پروازي در سرعت‌هاي مختلف و پايداري و كنترل وسايل پرنده مي‌پردازد. «سازه‌هاي هوافضايي» نيز به مطالعه و بررسي سازه‌هاي هواپيما و ديگر وسايل پرنده مي‌پردازد و هدف آن طراحي سازه‌هايي است كه علاوه بر استحكام كافي در برابر بارهاي آئروديناميكي و ساير بارهاي استاتيكي وارد بر وسايل پرنده، حداقل وزن ممكن را نيز داشته باشند. [علم ديگر«جلو برندگي» است كه در هواپيما به وسيله موتور انجام مي‌شود، اما در پرندگان به وسيله نيروي عضلات است] ر.ك: سايت «شبكه فيزيك هوپا»؛

www.hupaa.com/Data/P00234.php

[24] ر.ك: سايت «موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران»؛

www.geophysics.ut.ac.ir/JournalData/1385A/Tajbakhsh.pdf

و: سايت «شبكه فيزيك هوپا»:  www.hupaa.com/page.php?id=3188

[25] اسم فاعل به معناي صفت مشبهه نيز به كار مي‌رود مانند: خالق يا رازق كه گرچه به صورت اسم فاعل است ولي همواره براي خدا وجود دارند.

[26] لسان العرب مي‌گويد: وحی به معنای اشاره، کتابت، رسالت، الهام، کلام خفی و هر آن‌چه که به دیگری القاء کنی می‌باشد (15/ 379)، اما مفردات، سرعت را در معناي آن دخيل دانسته و مي‌گويد: اصل وحی، اشاره سریع است و به خاطر همین که متضمن سرعت است گفته‌اند «أمرٌ وحیٌ» یعنی «سریعٌ» و هم‌چنین به کلامی که به صورت رمز و کنایه باشد نیز گفته می‌شود و گاهی هم به صوت، بدون این‌که از ترکیب کلمات ساخته شده باشد. به اشاره با اعضا و جوارح و یا کتابت، وحی گفته می‌‌شود و بر این وجوه حمل کرده‌اند سخن خداوند را در مورد حضرت زکریا که می‌فرماید: (فَأَوْحى‏ إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا) (مريم/ 11) گفته شده به صورت رمز بوده و دیگری گفته به صورت اشاره بوده و همین طور گفته شده به وسیله نوشتن بوده است (ص 858). نظر مصباح المنیر نيز شبيه لسان العرب است: «وحی به معنای اشاره، رسالت، کتابت، و هر آن چیزی است که به دیگری القاء کنی تا بفهمد». او وحی را به معنی سرعت نیز گرفته است («مصباح المنير»، ذيل واژه وحي) براي اطلاع بيش‌تر ر.ك: معجم الوسيط؛ مجمع البيان؛ قاموس و... .

[27] «رب» در اصل تربیت است و آن ایجاد مراحل  یک چیز است یکی پس از دیگری تا این‌که به حد تمام برسد. «المفردات...، ص336»؛ «رب المشرقین ورب المغربین» یعنی مالک و مدبر آن دو و «رب» به آقا و مربی و نعمت‌دهنده و صاحب یک چیز نیز گفته می‌شود و هم‌چنین به کسی که یک شیء را به حد تمام می‌رساند. «مجمع البحرین، 2/ 63».

[28] ر.ک: سایت «همشهری آنلاین»؛

www.hamshahrionline.ir/News/?id=35921

[29] ر.ک: «التبيان في تفسير القرآن»، ‏6/ 403؛ «روض الجنان و روح الجنان في تفسيرالقرآن»، ‏12/62؛ «جامع البيان في تفسير القرآن»، ‏14/93. البته تفاسیر جدید (هرچند با کلمه «ظاهرا») کندوی ساخت بشر را مطرح می‌کنند. رک:  «تفسير أحسن الحديث»، ج‏5، ص‌469؛ «الميزان في تفسيرالقرآن»، ج‏12، ص293.

[30] بره موم یا (Propolis) ماده‌ای شبیه موم بوده كه حالت آن خمیری و چسبناک است با بویی مطبوع که رنگ آن از سبز تا قهوه‌ای تیره متغیر می‌باشد. رنگ و عطر آن در مناطق مختلف متفاوت بوده و خصوصیات آن بستگی به نوع گیاهان موجود در هر منطقه دارد. در هوای سرد، ترد و شکننده و در هوای گرم، نرم و چسبناک می‌شود. ر.ك: سایت «ماهنامه ترویجی سبزینه»، (شماره 7)؛ www.sabzineh.org به نقل از سايت؛ «ویکی پدیا»: www.fa.wikipedia.org

[31] به عنوان مثال ر.ک: «بي‌آزار شيرازي، عبدالكريم، مجموعه قرآن و طبیعت، قسمت دوم : زنبور عسل»، ص 18.

[32] «كنز الدقائق وبحرالغرائب»، ‏7/231؛ «منهج‌الصادقين...»، ‏5/203؛ «أنوار التنزيل وأسرار التأويل»، ‏3/ 233؛ «الكشاف...»، 2/ 619؛ «اندلسي، ابوحيان محمد بن يوسف، البحر المحيط في التفسير»، ‏6/ 561.


منابع

  1. قرآن کریم
  2. بي‌آزار شيرازي، عبدالكريم، [مجموعه] قرآن و طبیعت، مؤسسه انتشارات بعثت، تهران، دهه 60 ش.
  3. قرشي، سيد على اكبر، احسن الحدیث، بنياد بعثت، تهران، 1377 ش‏، چاپ سوم.
  4. الإشارة العلمیة فی القرآن الکریم بین الدراسة و التطبیق، کارم السید غنیم، چاپ اول، دارالفکر العربی، قاهره، 1415ق.
  5. حکمتی، مجید، اصول تهیه شیر، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1370 ش، چاپ اول.
  6. بیضون، لبیب، الإعجاز العلمی فی القرآن، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، 1424 ق، چاپ اول.
  7. بيضاوي، عبدالله‌بن‌عمر، أنوارالتنزيل وأسرار التأويل، تحقيق: محمد عبد الرحمن المرعشلى، دار احياء التراث العربى‏، بيروت، 1418 ق، چاپ اول.
  8. تاج بخش، حسن، چاپ چهارم، باكتري شناسي عمومي، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، تابستان 1376 ش، چاپ چهارم.
  9. اندلسي، ابوحيان محمد بن يوسف، البحر المحيط فى التفسير، تحقيق: صدقي محمد جميل، دار الفكر، بيروت،1420 ق‏.

10.  طوسي‏، محمد بن حسن،‌ التبيان فى تفسير القرآن، تحقيق: با مقدمه شيخ آغابزرگ تهرانى و تحقيق احمد قصيرعاملي، دار احياء التراث العربى، بيروت‏، بي تا.

11.  رضایی اصفهانی، محمد علی و جمعی از پژوهشگران، تفسیر قرآن مهر، پژوهش‌هاي تفسير و علوم قرآن، قم، 1387.

12.  المراغي، احمد بن مصطفى‏، تفسير المراغي، داراحياء التراث العربى، بيروت، بي‌تا.

13.  مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش، چاپ اول.

14.  حسيني شيرازي، سيدمحمد، تقريب القرآن إلى الأذهان‏، دارالعلوم، بيروت، 1424ق‏، چاپ اول.

15.  طبري، ابو جعفر محمد بن جرير، جامع البيان في تفسير القرآن، دار المعرفه، بيروت، 1412 ق‏، چاپ اول.

16.  محمد بن احمد، قرطبى، الجامع لأحكام القرآن، انتشارات ناصر خسرو، تهران‏، 1364 ش‏، چاپ اول.

17.  رضايي‌اصفهاني، محمد علي، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، انتشارات اسوه، قم، 1375ش، چاپ اول.

18.  باشا، احمد فؤاد، رحیق العلم و الإیمان، دار الفکر العربی، قاهره، مصر، 1422 ق و 2002 م، چاپ اول.

19.  ابوالفتوح رازي، حسين بن على،‏ روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن، تحقيق: محمد جعفر ياحقى، محمد مهدى ناصح، بنياد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، مشهد، 1408 ق‏.

20.  زارع مايوان، حسن، زیست شناسی عمومی، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها ( سمت )، تهران، پاییز 1381، چاپ پنجم.

21.  هاردینگ، اف، شیر و کیفیت آن، مترجم: گیتی کریم، ارمغان دیانی دردشتی، امیر حسین خلجی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، تابستان1380، چاپ اول.

22.  طباطبايي، محمد رضا، صرف ساده، انتشارات دارالعلم، قم، 1380 ق، چاپ پنجاه و يكم.

23.  فراهيدي، خليل بن احمد، العين، انتشارات هجرت، قم، 1410 ق‏، چاپ دوم. ‏

24.  قرشي، سيد على اكبر، قاموس قرآن‏، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1371 ش‏، چاپ ششم.

25.  حميدي كليجي، سعيد، قرآن و طبیعت «پدیده های شگفت انگیز عالم آفرینش»، حلم، قم، 1384 ش.

26.  زمخشري، محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، دار الكتاب العربي، بيروت، 1407 ق، چاپ سوم.

27.  قمي مشهدي، محمد بن محمدرضا، كنز الدقائق و بحر الغرائب، تحقيق: حسين درگاهي، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامي، تهران، 1368 ش‏، چاپ اول.

28.  ابن منظور، محمد بن مكرم‏، لسان العرب‏، دار صادر، بيروت‏، 1414 ق‏، چاپ سوم.

29.  نوفل، عبد الرزاق، الله و العلم الحدیث، مؤسسه دارالشعب، قاهره ـ مصر، بي تا.

30.  طريحي، فخر الدين، مجمع البحرین، تحقيق: سيد احمد حسيني، كتابفروشى مرتضوى‏، تهران‏،‌ 1375 ش‏، چاپ سوم.

31.  طبرسي، فضل بن حسن‏، مجمع‌البيان في تفسيرالقرآن، تحقيق: با مقدمه محمد جواد بلاغي، چاپ سوم، انتشارات ناصر خسرو، تهران‏، 1372 ش‏.

32.  راغب اصفهاني، حسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن‏، تحقيق: صفوان عدنان داودى‏، دمشق، بيروت، 1412 ق‏، چاپ اول.

33.  مصطفي، ابراهيم؛ الزيات، احمد حسن؛ عبدالقادر، حامد؛ النجار، محمدعلي؛ معجم الوسيط، تحقيق: ابراهيم انيس، عبد الحليم منتصر، عطيه الصوالحي، محمد خلف الله احمد ـ دار الدعوة، تركيه، بي تا.

34.  ‏ كاشاني، ملا فتح الله، منهج الصادقين في إلزام المخالفين، كتابفروشى محمد حسن علمى‏، تهران، 1336 ش‏.

35.  الحاج احمد، یوسف، موسوعة الإعجاز العلمی فی القرآن الکریم و السنة المطهرة، مکتبة ابن حجر، دمشق، 1428 ق.

36.  طباطبايي، سيد محمد حسين‏، الميزان فى تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏، قم، 1417 ق‏، چاپ پنجم. ‏

37.  فضیل بکر، رضا، وجوه الاعجاز فی آیات النحل لغویا ـ علمیا ـ طبیا، دار الاعتصام، قاهره ـ مصر، بي‌تا.

مجلات

38.  دو فصلنامه تخصصی قرآن و علم، مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی، سردبیر: دکتر محمد علی رضایی اصفهانی

39.  پایگاههای اینترنتی

40.  [روزنامه] آفرینش:                                                      www.afarineshdaily.ir

41.  «اطلاع رسانی اثرات آلودگی نوری»:                                  www.lightpollution.ir

42.  «تبیان»                                                                             www.tebyan.net

43.  «چاشتگاه»:                                                                 www.chashtgah.com

44.  «دانشنامه رشد»:                                                          www.daneshnameh.ir

45.  «ژيئوفيزيك دانشگاه تهران»:www.geophysics.ut.ac.ir

46.  «شبکه آموزش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران»:         www2.irib.ir/amouzesh

47.  «شبکه فيزيك هوپا»:                                                           www.hupaa.com

48.  [روزنامه] «قدس»:                                                        www.qudsdaily.com

49.  «کاربران هوا ـ فضا»:                                                      www.aerospaceusr.ir

50.  «گروه کوهنوردی آذربایجان»:                                                   www.gkazar.ir

51.  «همشهری آنلاین»:                                                  www.hamshahrionline.ir

52.  «ویکی پدیا»:                                                            www.fa.wikipedia.org


* . این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

* . این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید