بررسي کتاب «الاعجاز العلمي في القرآن، لبيب بيضون» PDF چاپ نامه الکترونیک

بررسي کتاب «الاعجاز العلمي في القرآن، لبيب بيضون»

حجت‌الاسلام دکتر محمد حسن زماني*

عضو هيئت علمي جامعة المصطفي9 العالمية

محمد احساني*

دانشجوي دکتري قرآن و علوم تربيتي

چکيده

اين مقاله به بررسي و نقد كتاب «الاعجاز العلمي في القرآن» نوشته لبيب بيضون اختصاص دارد. ناقد بعد از معرفي كتاب، به شيوه استنباط علمي از قرآن مي‌پردازد. و بر اساس شيوه صحيح تفسير و معيارهاي آن معتقد است برخي مطالب ادعا شده در كتاب، اعجاز علمي ندارند و برخي از آن‌ها از موضوع كتاب خارج مي‌باشند. هم‌چنين در کتاب، افراط در تفسير علمي، تحميل نظر بر قرآن و... ديده مي‌شود و نوآوري چنداني وجود ندارد.

واژه‌هاي اصلي: قرآن، اعجاز علمي، علم، لبيب بيضون.


شناخت‌نامه نویسنده

لبیب وجیه بیضون از نویسندگان معروف سوریه و دارای کارشناسی ارشد در علوم طبیعی است. او تألیفات گوناگوني در موضوع‌هاي اسلامی دارد و از آثارش استفاده می‌شود که شیعه است، زيرا تألیفات متعددی درباره معصومان و آثار آنان دارد و در مقدمه کتابش بر آل پیامبر درود مي‌فرستد. فهرست اين آثار چنين است:

1. الاعجاز العلمی‌فی‌القرآن،بیروت،موسسۀ‌الاعلمی‌للمطبوعات،1424ق/2003 م.

2. الاعجاز العلمی عند الامام علی7، همان، 1425ق/1384ش.

3. انساب العترۀ الطاهرۀ، تحقیق: لبیب بیضون، همان، 1425ق.

4. موسوعۀ کربلاء، همان، 1427ق/1385ش.

5. تصنیف نهج البلاغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1406ق/1361ش.

6. علوم الطبیعیۀ فی نهج البلاغۀ، بی جا، مؤسسة نهج‌البلاغه، 1359/1401ق.

7. تفسیر الآیات العلمیة فی القرآن، این کتاب در طول 5 سال گردآوری شد و در رمضان 1421ق به پایان رسید و با حجم دو هزار و هشت صد صفحه به طبع رسيد. کتاب کنونی بخشی از آن مجموعه قرآنی است.

محتواي كتاب

کتاب الاعجاز العلمي في القرآن در پنج بخش تدوین یافته و مطالب آن به شرح زير است.

اوّل) مقدمات: نويسنده موضوعاتی از اين قبیل را در بخش مقدمات جاي مي‌دهد: فضیلت قرائت قرآن و بیان این که هدف از آن تدبر در آیات قرآن است، قصه ذعلب یمانی در مورد ديدن خدا که از علی7 پرسيد چگونه خدا را می‌بینی و حضرت فرمود: «ویلک لم تره العیون بمشاهدة الابصار ولکن رأته القلوب بحقائق الایمان...». نویسنده تعریف روشنی از اعجاز علمی ارائه نمي‌دهد و به کلی گویی در مورد جامعیت قرآن بسنده مي‌کند. سخناني از امام علی7 در باب جامعیت علمی قرآن مي‌آورد و تقریباً به این نتیجه مي‌رسد که قرآن قضایای علمی فرااندیشة بشري زيادي دارد و این علوم پایان ناپذيرند و هرزمان یافته‌های تازه‌ای از قرآن کشف می‌شود (بيضون، لبيب وجيه، اعجاز العلمی فی القرآن، 18-19). به نظر وي برخی از مسائل علمی قرآن کشف شده و برخی هم ناشناخته مانده‌اند و شاید در آینده روشن گردند.

دوم) کیهان‌شناسی: نويسنده آیات علمی سوره الرحمان در زمینه خلقت انسان و آموزش بیان برای او؛ حرکت خورشيد و ماه (همان، 27-34)؛ چند آيه از سوره انبیا، مربوط به آفرینش هستی (رتق و فتق زمین و آسمان و خلقت همه اشیا از آب)؛ حرکت ستارگان، و هماهنگی نظام آفرینش را مطرح و مطالب مفصلی پیرامون هر کدام ارائه مي‌کند. در بحث کیهان شناسی به اين بحث مي‌پردازد که آیا در کرات آسمانی مخلوقاتی مانند موجودات زميني وجود دارند یا نه؟ با توجه به آیه 29 سوره شورا Gوَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى‏ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ Fبه این نتیجه مي‌رسد که در کره‌هاي آسمانی آفريده‌هايي مانند موجودات زميني هستند (ر.ک. به: همان، 27ـ97). او در این موضوعات بهره فراواني از سخنان امام علی7 مي‌برد.

سوم) زمین‌شناسی و حرکت ابر و هوا: اين فصل به زمین‌شناسی، ابر و باد اختصاص دارد و نويسنده در موضوعاتی چون پیدایش زمین‌شناسی در قرآن، معجزه کوه‌ها و نقش آن در زندگی انسان؛ نقش آب در زمین؛ معجزه ابر، باران و طبقات هوا بحث مي‌کند (ر.ک.به: همان، 100ـ130).

چهارم) فیزیک و شیمی: لبيب وجيه بيضون آیات سوره نحل مربوط به زنبورعسل و خصوصیات پزشکی عسل؛ آیاتی از سوره واقعه درباره معجزه بودن آتش و چوب و شکر؛ آیات سوره بقره در ارتباط با گندم و نقش آن در زندگی بشر را در اين فصل بحث مي‌کند و در مورد انرژی خورشید، خاک و آب شور دریا، اعجاز آب و در آخر معجزه زوجیت در مخلوقات سخن مي‌گويد و پیرامون هر یک مباحثی را ارائه مي‌کند (همان، 133 - 204).

پنجم) فیزیولوژی و پزشکی: در این بخش به بیان معجزه بودن خواب؛ برخی از اعضای بدن مانند لب‌ها، دست‌ها، انگشتان، صلب و ترائب؛ جنس پسر و دختر؛ قانون وراثت؛ غدد داخلی؛ هورمون‌ها؛ خلقت انسان و نعمت‌های خدا به او، سمع و بصر، معده، دهان، زبان، گوش، قلب، پوست بدن و سلول‌ها مي‌پردازد. وي معتقد است هر عضو انسان معجزه روشن الهی است و کسی نمی‌تواند مثل آن را بیاورد و قرآن نيز به اين ناتواني بشر اشاره کرده است (همان، 207ـ283).

رويكرد تفسيري كتاب

نویسنده در پي تطبیق نظریات علمی با قرآن است، از این رو آیات را گزینش مي‌کند و متناسب با موضوعات علمی مورد نظر خود به بحث مي‌پردازد و مطالبش را با گرايش علوم طبیعی مي‌نويسد. گرایش علمی وي علوم طبیعی است و با همین نگرش به مطالعه قرآن مي‌پردازد. اعجاز قرآن را مطلق معنا مي‌کند و به همه حوزه‌های دانش بشری گسترش مي‌دهد. به نظر او قرآن، افزون بر فصاحت و بلاغت، گزاره‌های علمی بسیاری دارد که عقل بشر در برابر آن ناتوان است. قرآن مسائلي را در عرصه‌های مختلف علمی مطرح کرده است که فکر بشر در عصر نزول بدان راه نداشت و اين مطالب در عصر ما کشف شده‌اند.

دست آخر اين که اعجاز علمی در عصر ما نیز جریان دارد و بعدها هم ادامه خواهد داشت (همان، 18ـ19). مؤلف آیه Gقُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى‏ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لاَيَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراًF؛ (اسراء/ 88) را دليل سخن خود مي‌داند و معتقد است قرآن از ابعاد گوناگون معجزه جاوید است، چون بُعد بیانی و علمی آن محدود به زمان و فرهنگ خاصی نیست. به نظر وی، مخلوقات عالم آفریده و کار خدا هستند و علوم طبیعی اسرار کار خدا را  کشف می‌کند. قرآن کلام خداست و سخن خدا باید با کار او مطابقت داشته باشند (همان، 18)، از این رو میان گفتار و رفتار خدا دو گانگی وجود ندارد قرآن کریم پیش از دانشمندان، به مسائل علمی مربوط به عالم طبیعت اشاره کرده است و همان مسائل، اعجاز علمی قرآن را تشکیل می‌دهند.

روش‌شناسي كتاب

مؤلف شیوه‌هایی را در تدوین کتاب به کار مي‌بندد که با دید روش‌شناسانه به کتاب، می‌توان مهم‌ترین آن‌ها را چنين برشمرد.

اول) روش تفسير موضوعي

تفسیر قرآن‌کریم دو اسلوب کلی (ترتيبي و موضوعي) دارد. مفسران در اسلوب اول قرآن را با آن تفسیر مي‌کنند و به تبیین معنای تک تک آیات بر اساس ترتیب قرآن‌ ـ از حمد تا ناس ـ می‌پردازند (صدر، سیدمحمدباقر، المدرسة القرآنية، 20ـ23) و در اسلوب دوم از سه شيوه استفاده مي‌کنند.

الف ‌ـ تفسير موضوعي سنتي (درون قرآني): موضوع از درون قرآن انتخاب مي‌شود و آيات موافق و مخالف بررسي و نتيجه‌گيري مي‌شود، مانند: انفاق در قرآن، موسي در قرآن و... .

ب‌ ـ تفسير موضوعي ميان‌رشته‌اي: موضوع انتخاب و از ديدگاه دو دانش بررسي مي‌شود، مثلاً وجود حيات در كرات آسماني در كيهان‌شناسي و قرآن، يا «ربا» از نظر اقتصاد و دانش قرآني (رضايي اصفهاني، محمدعلي، منطق تفسير قرآن (3)، مبحث تفسير موضوعي).

ج ـ تفسير موضوعي برون‌قرآني: موضوع از بيرون قرآن انتخاب و به صورت پرسش بر قرآن عرضه مي‌شود، مثل سكولاريسم يا پلوراليسم از نظر قرآن (صدر، سيد محمد باقر، التفسير الموضوعي والفلسفة الاجتماعيه في المدرسة القرآنية، 30). بر این اساس، مفسر موضوع را در زندگی اجتماعی جست و جو می‌کند و مباحث قرآنی را مطابق آن موضوع ارائه می‌دهد (صدر، سيد محمد باقر، همان، 23)، مثلاً تربیت فرزند را که از مسائل مهم اجتماعی و خانوادگی است، از منظر قرآن‌کریم بررسی مي‌کند و نظر قرآن را در این زمینه ارائه مي‌دهد.

کتاب حاضر به شیوه موضوعی (صورت دوم و سوم) نوشته شده است. بر اين اساس نویسنده موضوعی را که در حوزه علوم طبیعی مطرح است و احیاناً به اثبات رسیده است، ذکر مي‌كند، سپس آیات متناسب با آن موضوع را از قرآن کریم بررسی مي‌کند. این شیوه، با روش شهید صدر در فهم قرآن و استفاده از آیات در زمینه علوم بشري، مطابقت دارد؛ نه با شیوه مشهور در تفسير موضوعي سنّتي (درون قرآني)، زیرا نویسنده موضوعات را از بیرون قرآن انتخاب و بر قرآن عرضه مي‌کند؛ نه این‌که آن‌ها را از قرآن استخراج کند؛ البته مفسر گاهي نيز از شيوه تفسير موضوعي ميان رشته‌اي سود مي‌برد.

دوم) شيوه‌هاي استنباط علمي از قرآن

سه شيوه اساسي در اين مورد وجود دارد (ر.ك. به: رضايي اصفهاني، محمد علي، درآمدي بر تفسير علمي قرآن) كه عبارت‌ است از: 1) تحميل نظريه‌هاي علمي بر قرآن، 2) استخراج همه جزئيات علوم از قرآن، 3) استخدام علوم در فهم و تفسير قرآن.

ما به بررسي هر سه شيوه در كتاب الاعجاز العلمي في القرآن مي‌پردازيم.

الف ـ تطبیق آیات بر موضوعات علمی:

از محتوای کتاب بر می‌آید که نویسنده بیشتر از شیوه تطبیق آیات بر مسائل علمی بهره مي‌برد، يعني مفهوم عام و کلی آیات را بر مصداق معیّن تطبيق مي‌کند. براي نمونه، وي موضوع آتش و انرژی خورشید را مطرح مي‌کند و درباره آن به تفصیل سخن مي‌گويد. آن‌گاه آیه Gأَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِئُونَF؛ (واقعه/71-72) «آیا به آتشی که می‌افروزید، اندیشده‌اید؟ آیا شما درختش را آفریده‌اید یا ما آفریننده‌ایم؟» را بر آن تطبیق مي‌کند. نویسنده این آیه را اعجاز علمی قرآن مي‌داند و آن را بر انرژی خورشید، انرژی هسته‌ای، انرژی نفت و فرآورده‌های آن حمل مي‌کند (بيضون، لبيب وجيه، همان، 157 ـ 168).

به نظر می‌رسد، سخن گفتن درباره انواع انرژی‌ها ـ نظیر انرژی آتش، انرژي خورشید، انرژی هسته‌ای و دیگر مواد آتش‌زا ـ و ادعای مطابقت آیه بر آن‌ها، از باب انطباق مفهوم کلي آيه بر مصاديق است.

این آیات انسان را از راه مشاهدة رمز و راز جهان بیرونی و درونی، به شناخت عظمت خداوند فرا می‌خوانند و راه پی بردن به نظام هستی و آفرینش انسان را منحصر به کسب علوم مختلف بشری می‌دانند، چون تا زماني که انسان از دانش‌های بشری بهره‌ای نداشته باشد، از رمزهای نظام خلقت بی‌اطلاع خواهد ماند (همو، 20ـ23).

همچنین نويسنده موضوع حرارت را مطرح مي‌کند و به بحث مفصلی پیرامون هر یک از انواع حرارت در فلزات و غیر آن مي‌پردازد و آیات 54 سوره فصلت Gسَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى‏ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌF و آيه30 سورة انبیا Gوَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ Fرا بر آن تطبيق مي‌کند (همان، 169ـ184). او جامد شدن و تبخیر آب را که از نظر علمی قطعي است، مصداق آيه دوم مي‌داند.

نویسنده این امور را از مصادیق آیات آفاقی قرار مي‌دهد و نقش آب را در آن‌جا که قرآن فرمود: Gوَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّF؛ (انبياء، آيه30)، معجزه مي‌داند (همان، 172ـ173). همچنين مسأله «تقدیر و تدبیر» عالم را، مطرح مي‌کند و از آیات یاد شده و اين آیه Gوَفِي‌الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلاَ تُبْصِرُونَF؛ (ذاریات/20-21) «و در زمین آیاتی برای جویندگان یقین است. و در وجود خود شما ـ نیز آیاتی است ـ آیا نمی‌بینید» استفاده مي‌کند. همچنین نظم و هماهنگی نظام خلقت را در دو بعد جهانی و انسانی از تفکر در آیات آفاقی و انفسی تلقی و در مورد آن ادعای اعجاز مي‌کند.

ب ـ شیوه استخراج همه جزئيات علوم از قرآن: برخی مانند ابوالفضل مرسی و طنطاوي، مؤلف تفسير الجواهر، بر این باورند که همه علوم بشری در قرآن وجود دارند و باید آن‌ها را کشف کرد (رضايي اصفهاني، محمد علی، منطق تفسیر قرآن (2)، 194ـ195). ظاهراً مؤلف از طرف‌داران استخراج همه علوم از قرآن است، چون در بیان اعجاز علمی قرآن، بین عالم آفرینش و قرآن معادله برقرار مي‌کند و می‌گوید:

«هر چه در عالم خلقت وجود دارد، از اسرار علمی در قرآن نیز هست، چون نظام طبیعی، کتاب تکوین و قرآن، کتاب گفتار است و هر چه در یکی باشد، در دیگری نیز هست (بيضون، لبيب وجيه، همان، 18).

از این مقایسه برمی‌آید که به نظر نویسنده، همه علوم در قرآن هست و به مرور زمان آشکار خواهد شد. اگر اين شيوه تفسير علمي مراد نويسنده باشد، پذيرفتني نيست، زيرا همه جزئيات علوم بشري و فرمول‌هاي علمي در ظواهر قرآن وجود ندارد و اصولاً قرآن كتاب هدايت است كه گاهي در راستاي هدف هدايتي خود از مثال‌ها و مطالب علمي صحيح و اعجازآميز استفاده مي‌کند.

ج ـ استخدام علوم در فهم و تفسير قرآن: در این شیوه از تفسیر علمی، مفسر با داشتن شرایط لازم و رعایت ضوابط تفسیر معتبر، اقدام به تفسیر علمی قرآن می‌کند (رضایی اصفهانی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز‌علمی‌قرآن، 1، 48).

نویسنده گاهي این شیوه را به کار مي‌بندد و از نظریه‌های ثابت شده در علوم طبیعی، براي فهم درست قرآن استفاده مي‌کند. این روش، شيوه خوبی در تبیین مفاهیم بلند قرآنی است و شایسته است در تفسیر آیات قرآن از آن بهره برده شود. نمونه‌ای از این نوع استفاده را مي‌توان در مورد تشبیه «تنگ شدن سینه‌ کفار» به «بالا رفتن در آسمان» يافت.

Gفَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَدُ فِي السَّماءِF؛ (انعام/ 125) «و هركس را كه خدا بخواهد راه‏نمايى‏اش كند، سينه‏اش را براى (پذيرش) اسلام مى‏گشايد و هركس را كه بخواهد (به خاطر اعمالش) در گمراهى‏اش وانهد، سينه‏اش را تنگِ تنگ مى‏كند، گويا مى‏خواهد در آسمان بالا برود».

مؤلف مي‌نويسد:

«این تشبیه، اعجاز علمی بزرگي است؛ زیرا در عصر نزول، بالا رفتن در آسمان، به ذهن کسی نمي‌رسيد و از امور محال شمرده می‌شد. در فضای آن روز، تنگي سینه هنگام بالارفتن به آسمان، تصور نداشت و به ذهن کسی نمی‌آمد. اگر تلاش دانشمندان امروز در صعود به آسمان و کشف رقيق‌شدن هوا در فضای بالاتر و مشکل تنفس در آن فضا نبود، هنوز کسی از این راز قرآن آگاه نبود. سخن از چنین مسأله‌ای در زمان نزول قرآن که تصور آن هم بعید می‌نمود، معجزه‌ای روشن در حوزه دانش بشری است» (بيضون، لبيب وجيه، همان، 124ـ130).

این مطلب در تفسیر نمونه نیز آمده است و مفسر آیه شریفه را گوياي اعجاز علمی قرآن مي‌داند و مي‌‌نويسد:

«تشبیه تنگی سینه کفار به کسی که می خواهد به آسمان بالا رود، اشاره به این است که «امروزه ثابت شده است که هوای اطراف کره زمین در نقاط مجاور زمین کاملاً فشرده و برای تنفس انسان آماده است، اما هرقدر به طرف بالا حرکت کنیم، هوا رقیق‌تر و میزان اکسیژن آن کم‌تر می‌شود؛ به حدی که اگر چند کیلومتر از سطح زمین به طرف بالا حرکت کنیم، تنفس کردن برای ما هر لحظه مشکل و مشکل‌تر می‌شود و اگر به پیشروی ادامه دهیم، تنگی نفس و کمبود اکسیژن سبب بی‌هوشی ما می‌گردد. بیان این تشبیه در آن روز که هنوز این واقعیت علمی به ثبوت نرسیده بود، در حقیقت از معجزات علمی قرآن محسوب می‌گردد» (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، 5، 436).

بررسی کتاب

الف ـ نقاط قوت

برخي از نقاط قوت کتاب چنين است.

1. شیوایی بیان و رواني قلم: نویسنده مطالب خود را در جمله‌های روان و ساختار مقبول به مخاطبان ارائه مي‌دهد.

2. انتخاب مناسب عناوین و زير مجموعه‌هاي کتاب: اين اثر مطالب را در چهار بخش اصلی و با زیر عناوین مناسب سامان مي‌دهد.

3. استفاده از آیات متعدد پیرامون موضوع واحد: نویسنده تقریباً روش موضوعی را به کار مي‌بندد. وي آیات مختلف پیرامون یک مطلب را گرد مي‌آورد و از آن ها در تبیین موضوع بهره مي‌برد.

4. استفاده از سخنان معصومان؛ به ویژه امام علی7: نويسنده متناسب با موضوعات مورد بررسی، بارها از سخنان معصومان سود مي‌برد؛ رويکردي که در آثاري از اين دست کم تر به چشم می‌خورد.

ب ـ نقاط ضعف

اول) نقد محتوايي

1. معجزه علمی نبودن برخي گزاره‌ها: ادعای اعجاز علمی در مورد آیات قرآن کار ساده‌ای نیست، چون گزاره‌های قرآنی براي معجزه علمی بودن بايد ویژگی‌هایی را داشته باشند و چنین ادعایی در صورت نبود یکی از آن‌ها، توجیه علمی ندارد. منظور از اعجاز علمی یا رازگویی علمی قرآن اين است که قرآن مطلب علمی را که کسي قبل از نزول آیه، از آن اطلاع نداشت، بیان کند؛ به طوری که مدت ها بعد از نزول آیه، آن مطلب علمی کشف شود. این مسئله علمی بايد طوری باشد که با وسائل عادی که در اختیار بشر عصر نزول بود، قابل دسترسي نباشد. بر این اساس، اخبار غیبی در مورد حوادث طبیعی و جریان‌هاي تاریخی هنگام نزول آیه که کسی از آن اطلاع نداشت و پس از خبر دادن قرآن، طبق همان خبر واقع مي‌شود، اعجاز علمی می‌باشد؛ البته آن خبر بايد به وسیله ابزار عادی قابل پیش‌بینی نباشد. بنابراین، اگر مطلبی هست که در کتب پیشین از آن سخن رفته یا در مراکز علمی یا کتاب‌های علمی بدان اشاره شده است و حتی اگر به صورت غریزی فهم‌پذير باشد، معجزه شمرده نخواهد شد (محمد علي رضايي اصفهاني، همان، 1،85). بعضی موضوعات طرح شده در کتاب مانند زوجیت گیاهان (بيضون، ‌لبيب وجيه، همان، 231ـ242) می‌تواند مصداق اعجاز علمی قرآن باشد.

تفاوت معجزه با شگفتي‌‌هاي قرآن: بسیاری از مواردي که نویسنده آن‌ها را معجزه علمی قرآن مي‌داند، از مصادیق گزاره‌های علمی جهان خلقت هستند؛ نه اعجاز علمی قرآن، زیرا معجزه با بیان گزاره‌های علمی فرق دارد. قرآن زیبایی‌های مخلوقات را بارها به منظور درس آموزی، بیان کرده است، ولي ديگران از آوردن مثل آن‌ها ناتوان نبودند. به اين موارد «زيبايي‌‌هاي علمي قرآن» گفته مي‌شود؛ در حالي كه معجزه چيزي است كه ديگران از آوردن مثل آن ناتوان باشند، مثلاً مؤلف تشبیه انفاق در راه خدا به دانه گندم و رویش هفت خوشه و هر خوشه‌ای صد دانه Gمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِاْئَةُ حَبَّةٍF (بقره/ 261) را اعجاز علمی قرآن مي‌پندارد و بحث مفصلی درباره شکل‌گیری گندم، و نقش آن در زندگی بشر ارائه مي‌دهد (همو، همان،‌ 148 ـ 156). مواردی از این دست نمی‌توانند معجزه علمی قرآن باشند، زیرا عمر گندم هم‌طراز عمر بشر است و در تغذیه و زندگی عموم بشر همواره نقش مهمي بازي کرده‌ است، بنابراین، ذکر آن در قرآن اعجاز علمی نیست، بلکه نقش مهم گندم در حيات بشر از شگفتي‌هاي خلقت است و تشبيه انفاق به گندم از زيبايي‌هاي جذاب قرآن است، لذا می‌توان آن را در زمره بیان گزاره‌‌های علمی قرآن قرار داد. اگر مسأله‌ای پيش از اسلام میان مردم مطرح بود و قرآن درباره آن مطلبی دارد، نمي‌توان چنین مسأله‌ای را معجزه علمی پنداشت، زیرا اعجاز علمی آن است که سابقه‌ای پیش از قرآن نداشته باشد و براي اولين بار در آیات قرآن آمده باشد.

براي نمونه عسل و شفا بخش بودن آن پیش از قرآن مطرح بود و پزشکان و حکمای قدیم آن را براي درمان برخی بیماری‌ها توصیه می‌کردند. قرآن نیز به این موضوع اشاره کرد و فرمود: Gفِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسF؛ (نحل/ 68)، بنابراین طرح عسل و شفا بودن آن در قرآن نمی‌تواند اعجاز علمی باشد، بلكه از شگفتي‌هاي علمی قرآن است (رضايي اصفهاني، محمد علي، همان، ج2، مبحث عسل)، اما نویسنده چند صفحه درباره  عسل و ترکیبات آن، هدایت غریزی زنبور عسل، مکیدن شکوفه‌های گل توسط زنبور و امثال آن به تفصیل سخن گفته و آن را از معجزات علمی قرآن شمرده است (بيضون، لبيب وجيه، همان، 133ـ141).

در موضوع فیزیولوژی نيز اعضای بدن انسان را مطرح مي‌کند و خلقت هر کدام از لب‌ها و دست‌ها و... را که در برخی آیات قرآن آمده است، معجزه علمی مي‌پندارد! در حالي که این گونه مسائل نمی توانند اعجاز علمی باشند، زیرا اولاً: آفرینش انسان و کارکرد هر یک از اعضاي او پیش از قرآن نیز مورد توجه بود. ثانیاً: این موارد از مصادیق بیان شگفتی‌های خلقت است؛ نه معجزه علمی و قرآن آن‌ها را برای برانگيختن اندیشه انسان ذکر کرده است.

2. بيان مطالب خارج از موضوع: نويسنده گاهي مطالبي غیر ضروری و خارج از موضوع را ذکر مي‌کند. او پیرامون موضوع‌هايي مانند خلقت اشیا از آب که در آیه Gجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍF؛ (انبیا/ 30) «و هر چيز زنده‏اى را از آب قرار داديم»، مطرح شده است، مطالب مفصلی ـ در زمینه الکترون، پروتن و نوترون ـ ذکر مي‌کند، سپس به بیان مرکبات مي‌پردازد و ترکیب آب از اکسیژن و هیدروژن، حرارت نوعیه، کمیت حرارت، حرارت تبخیر و نقش آب در آن، جرم آب، شوری آب دریاها، اتم آب در قطب و... را به تفصیلی که در علوم‌تجربی بیان شده است، مي‌آورد (بيضون، لبيب وجيه، همان، 169ـ184)، در صورتی که نویسنده بايد به تبیین ارتباط این مطالب با آیات قرآن می‌پرداخت.

3. نداشتن نوآوری: نویسنده مطالبش را از دیگران گرفته است؛ چه مطالبی که به تفسیر آیات مربوط است و چه مطالبی که در ارتباط با علوم طبیعی نقل مي‌کند.

دوم) نقد ساختاری

از نظر ساختاری بعضی اشکال‌ها بر کتاب وارد است که به اختصار بدان اشاره می‌کنيم.

1. نداشتن مقدمه علمی: هرچند کتاب فصل‌بندی به نسبت خوبی دارد، ولی مهم‌ترین کاستی آن از نظر ساختاري، نداشتن مقدمه علمی است که باید در ابتدای آن می‌آمد.

در باب اول کتاب مقدمات بحث شده است ولی اين مطالب به مقدمه ربطی ندارند، زیرا مباحثی چون قرائت قرآن، چگونگی ديدن خدا، ایمان به غیب و تقدیر و تدبیر الهی، با موضوعات فصول بعدی ارتباطي ندارند. تنها عنوان «الاعجاز العلمی فی القرآن» مناسب با بحث مقدمه است که از آن هم به اجمال گذشته و تعریف روشنی ارائه نشده است (همان، 9ـ23).

2. نتیجه‌گیری نکردن: نويسنده از مباحث ارائه شده نتيجه‌اي به دست نمي‌دهد و در پایان هر فصل يا آخر کتاب جمع بندی مطالب و نتیجه مشخصی به چشم نمي‌خورد. در حالی که بدون جمع بندی و ذکر نتایج، مطلب روشني به دست خوانند‌ه نمی‌آيد و چه بسا بیان مسائل علمی پی در پی موجب سر در گمی هم بشود.

3. نداشتن نمایه: وجود نمایه آیات، روایات و اسامی در آخر کتاب مراجعه خوانندگان به آیه، حدیث یا موضوع خاص را آسان مي‌سازد، اما اين کتاب هیچ نمایه‌ای ندارد.

سوم) نقد روشي و رويكردي

1. افراط در تفسير علمي: در انتساب علوم به قرآن باید با احتیاط برخورد کرد، چون قرآن در پي بیان علوم طبیعی نيست و اشارات آن در راستای هدف اصلی ـ هدایت و تربیت ـ است. اين آيات گوياي هدف اصلي قرآن هستند: Gشَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِF؛ (بقره/185) و Gقَدْ جَاءَتْكُم مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَF؛ (یونس/57). اگر انتساب علوم بدون احتياط صورت بگيرد، چه بسا روزي خلاف اين ادعا اثبات شود و سستی باور بعضی از مخاطبان را که ايمان ضعیفي دارند، در پي آورد.

نویسنده در تفسیر علمی آیات زیاده روی کرده و شاید از روش طنطاوی در الجواهر پیروی کرده است که مدعي وجود تمام علوم طبیعی در قرآن است. این اندیشه به یقین افراطی است، زیرا هدف اصلی قرآن هدایت و تربیت مردم است و اشاراتش به مسائل علمی نيز در راستاي همين هدف اصلي و در حدی است که انسان را به تفکر در زمینه علوم طبیعی بکشاند.

قرآن‌کریم ارزش والایی براي علم و عالم قائل است و انسان را بارها به تفکر، تعقل و نوآوری فرا می‌خواند. دستور به اندیشه و تأمل در پدیده‌های جهانی، زمین و آسمان و آن چه در آن دو هست، نوعی هدایت به تحصیل علوم جدید و خلاقیت و ابتکار در زمینه‌های گوناگون علمی و فنی است، زيرا تفکر و دقت در راز و رمز نظام آفرینش و آفریده‌های مختلف، انسان را به دست‌یابی به علوم و فنون جدید راهنمايي مي‌کند، زيرا تنها، راه پیش‌رفت در دانش‌های بشری آگاهی از راز و رمز اسرار آفرینش است.

2. تحمیل نظر بر قرآن: این شیوه از تفسیر علمی در یک قرن اخیر رواج یافته است و بسیاری از افراد با مسلّم‌پنداري قوانین و نظریات علوم تجربی، مي‌کوشند آیاتی موافق آن ها در قرآن بیابند و اگر موفق نشوند، به تأویل یا تفسیر به رأی دست مي‌زنند و آیات را بر خلاف معانی ظاهری، حمل می‌کنند (رضايي اصفهاني، همان، 1، 47).

مطالب کتاب در بسیاری موارد از باب تحمیل بر قرآن است، زیرا نظریه‌هايی که قطعیت آن‌ها معلوم نشده و دلیل روشنی بر اثبات آن ها اقامه نشده است، یا دست کم احتمال تغییر و کشف خلاف آن نظریات منتفی نيست، به قرآن نسبت داده است. براي مثال، مؤلف بحث مفصلی را در بخش کیهان شناسی مربوط به آفرینش مخلوقات، درباره آیه کریمه Gاللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّF؛ (طلاق/12) مطرح و ادعا مي‌کند که در آسمان نیز مانند کره زمین مخلوقاتی زندگی می‌کنند و از مزایايی که مردم در این‌جا بهره‌مندند، در آسمان‌های دیگر بهره مي‌برند. این استفاده را بيشتر از آیاتي کرده است که در آن‌ها واژه «سماوات» و «ارض» (نمل/25 و 48ـ49؛ شورا/ 29؛ رعد/ 15) کنار هم آمده‌اند (بيضون، لبيب وجيه، همان، 65ـ80). وجه تحمیل نظر بر قرآن از آن جا ظاهر می‌شود که نویسنده مطالب علمی غیر قطعي را به قرآن نسبت داده است، زیرا «زندگی در آسمان‌های دیگر مانند کره زمين» هنوز به قطعیت نرسیده و تنها از طریق ماهواره‌ها و فضانوردها کم و بیش از وجود مخلوقاتی در کره‌های آسمانی اطلاعاتی ارائه شده است؛ آن هم نه در حدی که بتوان وجود تمام ویژگی‌های زندگی زمینی را در آن‌ها ادعا کرد؛ چنان‌که نویسنده از وجود نباتات، حیوانات، حشرات، مخلوقات با عقل و اندیشه در آسمان‌ها خبر مي‌دهد و آیات قرآن را طبق آن تفسیر مي‌کند (همو، همان، 66). این روش در تبیین اعجاز علمی قرآن افراطی و مصداق تفسیر به رأی است. نهایت چیزی که درباره اين آیه می‌توان گفت، اين است که قرآن تنها یک نظریه علمی را مطرح کرده که هنوز علم اثبات نکرده است.

چهارم) نقد منابع مورد استفاده

از این نظر نیز نقدهايی بر کتاب وارد است و مهم‌ترین آن‌ها به شرح ذیل می‌باشند.

1. ارجاع ندادن به منابع: از نقدهای مهم در منبع‌شناسی کتاب ارجاع ندادن مطالب تفسیری و علمی به منابع اصلی است. نويسنده گاهي به منابع اصلي ارجاع نمي‌دهد، مثلا، مطالب ذکر شده در صفحات 178-184 در باب معجزه بودن آب را به منبعی ارجاع نمي‌دهد.

به نظر می‌رسد، نویسنده، مطالب یاد شده را از تفاسیر و شاید تفسیر نمونه گرفته است؛ چون مطالب عین هم هستند؛ البته با تفاوت اجمال و تفصیل. در مورد حرکت قمر، ولادت، منازل و ... به تفصیل سخن مي‌گويد، ولی باز ارجاع نمي‌دهد (همو، 88).

2. منابع اندک: منابع مورد استفاده در کتاب خیلی اندک است؛ در حالي که مطالب بسیاری در باب تفسیر و علوم طبیعی از آثار دیگران در اين کتاب هست.

نتيجه

كتاب الاعجاز العلمي في القرآن، آقاي لبيب بيضون علي‌رغم اينكه داراي نقاط قوتي است ولي از نقاط ضعف شكلي و محتوايي خالي نيست و لازم است نويسنده به تجديد نظر و تكميل آن بپردازد.


منابع

1.      نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتي، انتشارات ارم، 1385 ش، چ سوم.

2.      رضایی اصفهانی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز علمی‌ قرآن، کتاب مبین، رشت، 1380ش.

3.      همو، جزوه کلاس درس اعجاز علمی قرآن، دوره دکترای قرآن و علوم.

4.      همو، محمد علی، منطق تفسیر قرآن (1)، جامعة المصطفی العالمیة، قم، 1387ش.

5.      همو، منطق تفسیر قرآن (2)، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، 1385 ش، چ 2.

6.      الصدر، سید محمدباقر، التفسیر الموضوعی والفلسفة الاجتماعیة فی المدرسة القرآنیة، تصحیح وتعلیق: جلال الدین علی الصغیر، الدارالعالمیة، بیروت، 1409ق/1989م.

7.      همو، المدرسة القرآنیة، مرکز الابحاث والدراسات التخصصیة للشهید الصدر، قم، 1421ق/ 1379ش.

8.      لبیب وجیه، بیضون، الاعجاز العلمی فی القرآن، موسسۀ الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1424ق / 2003م.

9.      مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1381ش.

 


* . این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

* . این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید