آسیب‌شناسی دیدگاه یوری روبین در مورد «اصالت وحي» PDF چاپ نامه الکترونیک

آسیب‌شناسی دیدگاه یوری روبین در مورد «اصالت وحي»*

حسن رضایی هفتادر** و مهدی همتیان***

 

چکیده

آقای روبین در مقاله «محمد» در دايرة المعارف قرآن لیدن ضمن تشکیک در دریافت وحی‌‌، منشأ قصص قرآنی را کتب مقدس دانسته است. وی همچنین ادعا کرده است خود پیامبرa نیز در ماهیت واقعی آنچه بر او نازل شده، دچار تردید شده است. روبین در قسمتی از مقاله‌اش به بحث القای شیطان در وحی الهی اشاره‌ کرده به مسئله عصمت پیامبرa خدشه نموده است.

در این پژوهش، بحث اقتباس قرآن از کتب پیشین مورد بررسی و نقد قرار گرفته و سستی و بی‌پایگی این نظریه به اثبات رسیده است. همچنین تردید پیامبرa در ماهیت وحی و بحث القای شیطان در وحی نقد شده است و دلایل ردّ آن بیان شده است.

 

کلید‌واژگان: قرآن، مستشرقان، یوری روبین، وحی.


درآمد

در این مقاله دیدگاه‌های یوری روبین در مورد اصالت وحی مطرح می‌شود سپس مورد نقد قرار می‌گیرد.

زیست‌نامه یوری روبین

یوری روبین در سال 1944م. در کریات اونو از توابع تل آویو در اسرائیل بدنیا آمد. پس از پایان دوره کارشناسی وارد مرکز زبان و ادبیات عربی دانشگاه تل آویو شد و تا مقطع دکترا ادامه داد. رساله پایان نامه دکتری خود را در سال 1975م. درباره زندگی‌نامه و سنت پیامبر در صدر اسلام و زیر نظر جیکوب کیستر ارائه داد. پس از اتمام دوره دکترا به تدریس در دانشکده زبان عربی دانشگاه تل آویو مشغول شد و پس از مدتی به سمت استاد تمامی منصوب شد. روبین از اعضای موسسه مطالعات پیشرفته دانشگاه عبری اورشلیم نیز بود.

حوزه‌های پژوهشی روبین پیرامون اسلام آغازین با تاکید ویژه بر قرآن، تفسیر قرآن و سیره و حدیث اسلامی است. روبین در تحقیقاتش به وقایع و تاریخ پیش از ظهور اسلام  نیز توجه دارد چرا که آن را بستری برای پیدایش اسلام می‌داند و از نظر او آثار و فرهنگ آن دوران در اسلام نمود دارد. وی با مطالعه منابع مختلف چه منابع اسلامی و چه منابع غیر اسلامی مربوط به یهودیان و مسیحیان در صدد یافتن تاریخ حقیقی و جریانات واقعی مربوط به دوران پیامبر اسلام است.

از کتاب‌های مهم روبین می‌توان به کتاب چشم ناظر (دیده مجنون) اشاره کرد. در این کتاب روبین به بررسی زندگی پیامبر اسلام از دیدگاه مسلمانان صدر اسلام می‌پردازد و با بازگویی داستان‌هایی از زبان مسلمانان و ایمان آوردگان اولیه در تلاش برای جستجوی حقایق تاریخی و قابل استناد است که لزوما با آنچه تا به حال از زندگی‌نامه پیامبر اسلام توسط مسلمانان بیان شده است؛ یکسان نمی‌باشد. کتاب بخش‌های مختلفی از زندگی پیامبر از جمله فعالیت‌های پیامبر در مکه و قبل از هجرت، آزار و اذیت پیامبر از طرف قریش و در نهایت هجرت به مدینه را در بر می‌گیرد. روبین سعی کرده است در کتاب خود از توصیف و توضیحات قرآن درباره محمدa بهره بگیرد.

یکی دیگر از آثار شاخص روبین کتابی است که به بررسی وضعیت یهودیان و مسیحیان در زمان پیامبر اسلام می‌پردازد. عنوان کتاب اصطلاح «بنی‌اسرائیل» یا فرزندان اسرائیل را در خود جای داده است که از قرآن وام گرفته شده است و به نحوه خطاب یهودیان توسط قرآن اشاره دارد و داستان‌ها و مضامین مربوط به کتاب مقدس که در قرآن آمده است را مورد مطالعه قرار می‌دهد. روبین همچنین مقالاتی مفصلی درباره ارتباط پیامبر اسلام با یهودیان، علاقه محمدa به سنت‌های ابراهیمی ودلایل و چگونگی تغییر قبله مسلمانان از مسجد الاقصی به کعبه نوشته و به تشریح نقطه نظر خود پرداخته است.

یوری روبین پس از چهل و یکسال تدریس از سمت خود در دانشکده مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه تل آویو بازنشسته شد. روبین از اعضای هیئت مشورتی دایره المعارف قرآنی لیدن (انتشارات بریل) است که برخی از مداخل آن توسط او نوشته شده است.

تحقیقات روبین در حال حاضر حول محور کتاب مقدس، موضوعات مطرح شده از کتاب مقدس و پس از آن در قرآن و نیز تفسیرهای آن‌ها با تاکید بر جریانات مربوط به ابراهیم، موسی و بنی اسرائیل است (مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان‌های اروپایی‌، به نقل از سایت گروه تاریخ مجتمع عالی امام خمینیe).

1ـ بررسی مسأله اقتباس

نويسنده در قسمتي از مقاله‌اش‌، ضمن تشكيك در دريافت وحي، منشأ قصص قرآني را كتب مقدس مي‌داند و در اين باره مي‌نويسد:

وحي: پيام الهي كه فرض مي‌شود پيامبرa آن را دريافت كرده است ... . واحدهاي ديگري كه از پيامبر خواسته مي‌شود آن را بخواند، نبأ، گزارش و خبر است. اين عبارت معمولاً به معناي داستان‌هايي درباره گذشتگان است كه عمدتاً ريشه در كتاب مقدس دارند.

مقدمات پذیرش نظریه اقتباس

اثبات نظريه اقتباس قرآن از تورات و انجيل نيازمند چند مقدمه است؛ بنابراين، اگر كسي بخواهد اين نظريه را بپذيرد، بايد بتواند مقدمات آن را اثبات كند. در اين قسمت ابتدا مقدمات پذيرش اين نظريه بيان و سپس به بررسي آنها مي‌پردازيم.

مقدمه اول: تطابق و تشابه

اگر قرآن از تورات و انجيل اقتباس گرديده است، پس بايد در اصل و اساس مطابق و شبيه به آن دو باشد؛ چون بنا بر نظريه اقتباس، تورات و انجيل مادر قرآن محسوب مي‌شوند و نمي‌شود مولود به والدش شبيه نباشد.

مقدمه دوم: امکان اقتباس

براي اينكه بپذيريم قرآن مقتبس از كتب پيشين است‌، بايد شرايط و امكان اقتباس در آن زمان فراهم بوده باشد.

بررسي مقدمه اول

شباهت كامل بين قرآن و کتب مقدس مي تواند دلیلی بر اقتباس باشد، و‌لی با شباهت اندک و موضعی و وجود تعارضات متعدد بین آنها نمی‌توان بحث اقتباس را مطرح نمود. از طرفی اشتراك تمامي اديان الهي در برخي مسائلي همچون توحيد، نبوت، معاد، عبادت و ... مورد پذيرش همه است و اين بدین سبب است كه معتقديم تمامي پيامبران‌ فرستاده خداوند يكتا هستند و تعاليمشان برگرفته از يك خداست؛ بنابراين، با توجه به اينكه تعارضات قرآن و کتب پیشین از  شباهت نسبي و موضعي آنها بیشتر است‌، این شباهت نمی‌تواند دلیلی برای بحث اقتباس باشد.

بررسي مقدمه دوم

در این بخش با بیان دلایلی ثابت می‌شود که اصلاً امکان اقتباس قرآن از کتب دیگر وجود نداشته است؛ بنا‌براین، بحث اقتباس قرآن یک بحث سست و بی‌پایه است. دلایل عدم امکان اقتباس به قرار ذیل است:

1. امی و درس نا‌خوانده بودن پیامبرa

یکی از ادله وحیانی بودن قرآن و عدم اقتباس آن از کتب دیگر علاوه بر شواهد قرآني (عنکبوت/ 48، اعراف/ 157، آل‌عمران/ 8 ـ157 و ...)، شهادت تاریخ به درس ناخوانده بودن پیامبرa است.

از جمله شواهد تاریخی می‌توان به جریان صلح حدیبیه اشاره نمود. در این ماجرا پس از مذاکراتی چند، رسول خداa علیj را طلبید و به او فرمود: بنویس: «بسم الله الرحمن الرحیم‏». سهیل بن عمرو گفت: من این عنوان را به رسمیت نمی‏شناسم. باید همان عنوان رسمی ما را بنویسی: ‏«بسمک اللهم‏» و علیj نیز به دستور رسول خداa همان گونه نوشت. آن گاه فرمود: بنویس ‏«این است آنچه محمد رسول الله با سهیل بن عمرو نسبت ‏به آن موافقت کردند ...».

سهیل گفت: اگر ما تو را به عنوان‏ «رسول الله‏» می‏شناختیم که این همه با تو جنگ و کارزار نمی‏کردیم باید این عنوان نیز پاک شود و به جای آن ‏«محمد بن عبد الله‏» نوشته شود پیغمبر قبول کرد و چون متوجه شد که برای علی بن ابیطالب دشوار است عنوان ‏«رسول الله‏» را از دنبال نام پیغمبر پاک کند، خود آن حضرت انگشتش را پیش برد و فرمود: یا علی جای آن را به من نشان ده و بگذار من خود این عنوان را پاک کنم و به ‏دنبال آن فرمود: «اکتب فان لک مثلها تعطیها و انت مضطهد».  بنویس که برای تو نیز چنین ماجرای دردناکی پیش خواهد آمد و به ناچار به چنین کاری راضی خواهی شد! (شیخ مفید، الارشاد، بی‌تا: 60؛ طبرسی، اعلام الوری، 1390: 106؛ مجلسی، بحارالانوار، 1404: 20/ 368؛ همچنین، ر.ک: رسولی محلاتی، زندگانی حضرت محمدa ، بی‌تا: 490؛ سبحانی، فروغ ابدیت، 1385: 2/ 194).

جمعی از مستشرقان نيز به ناچار اين مطلب را پذيرفته‌اند‌. ویل دورانت (Will Durant) در این باره نوشته است: «در ظاهر به نظر می‌رسد که هیچ کسی در مکه به این نمی‌اندیشید که به حضرت محمدa نوشتن و خواندن بیاموزد. در آن زمان، هنر نگارش و خواندن‌، به نظر عرب‌ها اهمیتی نداشت؛ از این‌رو، در قبیله قریش بیش از هفده نفر خواندن و نوشتن را نمی‌دانستند. معلوم نیست شخص پیامبرa چیزی نوشته باشد. او پس از نبوت، نويسنده ویژه داشت. با این وجود، معروف‌ترين و مشهورترین کتاب عربی بر زبان او جاری شد و نکات ظریف امور گوناگون را بهتر از مردم آموزش ديده می‌دانست» (ویل دورانت، قصه الحضاره، بی‌تا: 13/ 21 و 22).

توماس کارلایل (Thomas Carlayle) مورخ و فیلسوف و خاور‌شناس انگلیسی می‌نویسد: «چیز دیگری که نباید فراموش کنیم، این است که پیامبرa هرگز درس‌هایی را نزد استادی فرا نگرفت. در آن زمان صنعت خط و نگارش تازه میان مردم عرب پیدا شده بود و من معتقدم حقیقت این است که حضرت محمدa با نگارش و خواندن آشنا نبود و هر آنچه فرا‌گرفته بود، زندگی در صحرا و تحمل شرایط زیست در آنجا بود» (کارلایل، الابطال، بی‌تا: 54).

جان دیون پورت (Ghon Daven Port) انگلیسی در کتاب «عذر به پیشگاه محمد و قرآن» می‌نویسد:

«در مورد تحصیل و فراگیری دانش، آن گونه که در جهان رواج دارد، همگان معتقدند پیامبرa درس نخواند و چیزی نیاموخت، مگر آنچه در قبیله قریش رواج داشت» (قمیحا، دفاع عن حضره الرسول المصطفی من طریقی السنه والشیعه، 1424: 356).

رژی بلاشر (Blachere Regi)  برخی از مستشرقان از جمله ادوار مونتیه خاورشناس فرانسوی و آماری (Amari) مستشرق‌ ایتالیایی و کازیمریسکی خاور‌شناس لهستانی‌ را نام برده که آنها نیز بر امی بودن پیامبرa اذعان نموده‌اند (بلاشر، در آستانه قرآن، 1374: 21).

در پایان باید گفت، اينكه پيامبرa قبل از رسالت هيچ‌گونه آشنايي با خواندن و نوشتن نداشته، امري است كه همه مسلمانان بر آن اتفاق دارند (مطهری، مجموعه آثار، 1389: 3/ 208). بين مستشرقان نیز مشهور مي‌باشد. حال چگونه مي‌توان گفت فردي كه حتي اندك آشنايي با خواندن و نوشتن، نداشته، توانسته است كتابي بياورد و اقتباس کند كه از آن وقت تاكنون، همه خردمندان و محققان را به شگفت وا داشته است.

2. بي‌پاسخ ماندن تحدی قرآن

يكي از مهمترين دلايل وحياني بودن قرآن و عدم اقتباس قرآن از كتب پيشين، آياتي است كه جن و انس را دعوت به تحدي مي‌كند‌، اگر قرآن كتابي مقتبس است، پس چرا تاكنون كسي نتوانسته است همانند آن سوره‌اي بياورد‌، آيا از آن زمان تا كنون هيچ نخبه‌اي روي زمين يافت نشده است تا بتواند همانند محمدa، كتابي همچون قرآن، اقتباس كند يا بنويسد؟

البته از آن زمان تا کنون افرادی به قصد معارضه با قرآن آیات و سوره هایی درست کرده‌اند[1] که بارها توسط فضلا نقد شده و بی‌پایگی آنها روشن شده است (زمانی، مستشرقان و قرآن، 1385: 78). افزون بر این، اگر تا‌کنون سوره‌ای همانند سوره‌های قرآن ساخته شده بود، دشمنان اسلام و قرآن، هیچ گاه از مطرح کردن و اثبات همانندی آن و شکست تحدی قرآن (اسراء/ 88؛ هود/ 13؛ بقره/ 23) کوتاهی نمی‌کردند.

خداوند در نخستین آیه تحدی در قرآن می‌فرماید:

Pوَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَO (بقره/  23)؛ «و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را ‌ـ غير خدا ـ براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مى‏گوييد!».

اين آيه با صراحت تمام، همه جهانيان را اعم از كوچك و بزرگ، عرب و غير عرب، انسان‌ها و حتي موجودات عاقل غير انساني، دانشمندان، فلاسفه، ادباء، مورخان، نوابغ و غير نوابغ، خلاصه همه را بدون استثنا دعوت به مقابله با قرآن كرده است و مي‏گويد اگر فكر مي‏كنيد قرآن سخن خدا نيست و ساخته مغز بشر است، شما هم انسان هستيد، همانند آن را بياوريد و هر گاه بعد از تلاش و كوشش همگاني، خود را ناتوان يافتيد، اين بهترين دليل بر معجزه بودن قرآن است (مكارم، نمونه، 1374: 12/ 274).

حال چگونه می‌شود قرآني كه برگرفته و مقتبس از كتب پيشين است‌، با اين قاطعيت همه جهانيان‌، اعم از جن و انس ، عرب و غير عرب را به تحدي فرا خوانده باشد؟

3. تفاوت جوهري برخي داستان‌های قرآن با کتب مقدس

الف) اگر چه‌ در قرآن‌ کریم داستان‌هایی‌ وجود دارد که‌ در تورات‌ و انجیل‌ نیز مطرح‌ شده‌ است، داستان‌های‌ قرآن‌ با سایر کتب‌ آسمانی‌ تفاوت‌ جوهری‌ و اساسی‌ دارد؛ از جمله‌ داستان‌ آفرینش‌ آدم، طوفان‌ نوح، غرق‌ شدن‌ فرعون‌ و نجات‌ قوم‌ موسی‌ و چند داستان‌ دیگر. موریس‌ بوکای در رد‌ نظریه‌ شباهت‌ داستان‌ آفرینش‌ قرآن‌ با تورات‌ می‌نویسد:

«من‌ معتقدم این‌ نظریه‌ که‌ داستان‌ آفرینش‌ قرآن‌ با تورات‌ بسیار نزدیک‌ است، اشتباه‌ است، بلکه‌ اختلاف‌های‌ آشکاری‌ در این‌ دو کتاب‌ وجود دارد که‌ قابل‌ مقایسه‌ با یکدیگر نیست» (بوکای، دراسة‌ الکتب‌ المقدسه‌ (فی‌ ضوء المعارف‌ الحدیثه)، 1996: 157).

همچنین‌ وی مسألة‌ طوفان‌ نوح‌ را مطرح‌ می‌کند که‌ وقتی‌ تورات، طوفان‌ نوح‌ را بیان‌ می‌دارد، طوفان‌ جهانی‌ برای‌ عِقاب‌ تمام‌ بشر کافر است، در حالی‌ که‌ قرآن‌ کریم، طوفان‌ را برای‌ مجازات‌ عده‌ای‌ محدود مطرح‌ کرده‌ است (همان).

در داستان‌ غرق‌ شدن‌ فرعون‌ نیز تفاوت‌های‌ اساسی‌ بین‌ سفر خروج در تورات‌ و بین‌ آیات‌ قرآن‌ کریم‌ مشاهده‌ می‌شود؛ از جمله‌ نجات‌ بدن‌ فرعون‌ که‌ در قرآن‌ چنین به آن اشاره شده است: Pفَالیَومَ‌ نُنَجٍّیك‌ بِبَدنكَ‌ لِتَکُونَ‌ لِمَن‌ خَلفك‌ آیَةً‌O (یونس/ 92).

ب)  بسیاری‌ از داستان‌هایی‌ که‌ در قرآن‌ کریم‌ مطرح‌ شده‌ است، در تورات‌ و انجیل‌ یافت‌ نمی‌شود. از جمله‌ آنها داستان‌ هود، صالح‌ و شعیب‌ است‌ و اگر پیامبرa قرآن‌ را از اهل‌ کتاب‌ آموخته‌ بود، این‌ اضافات‌ را در کتاب‌ خود مطرح‌ نمی‌کرد (ماضی، محمود، الوحی القرآنی، بی‌تا: 148).

4. بي‌اساس بودن شواهد تاریخی اقتباس

یکی از دلایل مستشرقان براي اثبات مدعايشان، استناد به شواهد تاريخي است. ايشان به جريان ملاقات پيامبرa با بحيراي مسيحي و ورقة بن نوفل اشاره مي كنند و معتقدند پيامبرa در ديدار با اين افراد با تعاليم و آموزه هاي كتب مقدس  آشنا شد و پس از مدتي گوشه گيري و تفكر راجع به آن مطالب و اضافه كردن مطالبي ديگر، ادعاي پيامبري نموده است.

بررسي

تنها اسامي كه مخالفان اسلامي تلاش كرده‌اند به عنوان معلمان حضرت در تاريخ پيدا كنند‌، نام بحيراي راهب و ورقه بن نوفل است (زماني، مستشرقان و قرآن، 1385: 147).

در ارتباط با ديدار پيامبرa با بحيرا، در تاريخ نقل است كه حضرت، در سن نه يا دوازده  سالگي، در سفري كه به همراه ابوطالبj به شام رفته بود، در بين راه در محلي به نام بصري با راهبي مسيحي به نام بحيرا ديداري كوتاه  داشته است. در آن ديدار بحيرا به ابوطالب سفارش مي‌كند كه اين پسر آينده درخشاني دارد و بايستي از شر يهوديان حفظ شود.

اصل اين روايت و ملاقات مورد ترديد محققان و مدققان مسلمان و غير‌مسلمان واقع شده است؛ از جمله مستشرقيني كه به بي‌اساس بودن اين روايت تصريح كرده‌اند، مي‌توان ماسينيون فرانسوي را نام برد. وي در كتاب «سلمان پاك» در اصل وجود چنين شخصي تا چه رسد به برخورد پيغمبر با او تشكيك مي‏كند و او را شخصيّت افسانه‏اي تلقّي مي‏نمايد و مي‏گويد: «بحيرا سرجيوس و تميم داري و ديگران كه روات در پيرامون پيغمبر جمع كرده‏اند، اشباحي مشكوك و نايافتني‏اند» (رسولي محلاتي، تاريخ تحليلي اسلام، بی‌تا: 277).

در ضمن، بر فرض كه صحت روايت را بپذيرم، چگونه فردي دوازده ساله كه هيچ‌گونه آشنايي با خواندن و نوشتن نداشته است، مي‌تواند در عرض چند ساعت با تمامي مطالب تورات و انجيل آشنا شود و پس از بيست و هشت سال كتابي به نام قرآن بياورد در حالي كه كسي از همسفران حضرت ، جريان آموزش ايشان را گزارش نكرده است؟ ‌نیز اگر بحيرا چنين تسلطي بر كتب مقدس پيشين داشته، چگونه هيچ شهرتي بين اهل كتاب ندارد؟ و چه طور شاگردان اين چنيني ديگري براي وي در تاريخ ذكر نشده است؟ و چه طور قريشي كه از هر وسيله‌اي براي مقابله با رسالت حضرتa استفاده مي‌نمود‌، هيچ اشاره‌اي به اين روايت نداشته است؟ اينها همه سؤالاتي است كه با اندك تأملي، واهي و بي پايه بودن اين ادعاي مستشرقين را اثبات مي‌كند.

در ارتباط با ورقة بن نوفل نيز بايد بگوييم اين ديدار اگر واقع شده باشد، در اوائل بعثت بوده است‌؛ لذا خود به خود از بحث خارج است.

5. شواهد دیگر

1ـ مطلب دیگری که می‌تواند شاهد بر عدم اقتباس قرآن از کتب دیگر باشد، این است که عهد قدیم‌ تا زمان‌ رسول‌ خداa به‌ اعتراف‌ خود مستشرقان به‌ زبان‌ عربی‌ ترجمه‌ نشده‌ و منابع‌ تورات‌ که‌ در دست‌ رهبانان‌ بوده، به‌ زبان‌ غیر عربی‌ بوده‌ است‌، بلکه نخستین‌ ترجمه اَسفار تورات‌ به‌ زبان‌ عربی‌ در اوایل‌ خلافت‌ عباسیان‌ صورت گرفته است‌.

2ـ شاهد دیگری که بر عدم امکان اقتباس می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد این است که اگر بپذیریم پیامبرa توانسته است با ارتباط با علمای یهودی و مسیحی چنین کتابی بیاورد، چه طور با وجود چنین آموزگارانی فرد یا افراد دیگری در طی این زمان طولانی نتوانسته‌اند کتابی همچون قرآن بیاورند که باعث شگفتی جهانیان شود.

3. شواهد قرآنی

علاوه بر این ادله‌، شواهد قرآنی بسیاری وجود دارد که بیان می‌دارند قرآن نمی‌تواند کتابی مقتبس باشد.

یک ـ آيات متعددي در قرآن وجود دارد كه عليه يهوديان و مسيحيان مي‌باشد. حال سؤال این است که چگونه قرآني كه حاوي بسياري از آيات ضد يهودیان و مسيحیان است، از تورات و انجيل اقتباس گرديده است؟

دشمني یهود با مؤمنان (مائده/ 8)، آزار و اذیت یهود بر مؤمنین (آل‌عمران/ 18) و عهد‌شکنی یهود (مائده/ 13) از آیات قرآن است که به مذمت یهودیان و مسیحیان می‌پردازد.

دو ـ آيات بسياري در قرآن بر عدم هرگونه دخالت حضرت محمدa در متن قرآن تصريح  دارند که اين با نظريه اقتباس نمي‌سازد (نمل/ 6؛ یونس/ 15؛ حاقه/ 46ـ44).

2ـ تردید پیامبرa در اصالت وحی

آقای روبین در قسمتی از مقاله ذیل عنوان «حمایت الهی از پیامبرa» با استشهاد به آیه 94 سوره یونس برداشتی اشتباه از آیه داشته است. وی در این بخش می‌نویسد‌: «وقتی خود پیامبرa هم درباره ماهیت واقعی آنچه بر او نازل شده، دچار تردید می‌شود، به او اندرز داده می‌شود با کسانی مشورت کند که کتاب‌های آسمانی پیشین را می‌خوانده‌اند تا به شباهت قرآن و آن کتاب‌های مقدس پی ببرد (Rubin, «Muhammad», 3/ 451). وی در تبیین این آیه بیان داشته است که خود پیامبرa نیز در حقیقت وحی نازل شده بر خود دچار تردید می‌شد و برای اینکه از تردید خارج شود بایستی با کسانی مشورت کند که کتاب‌های آسمانی پیشین را می‌خوانده‌اند‌.

بررسی

در اینجا نویسنده با توجه به ظاهر آیه چنین برداشتی داشته است که یک ظهور بدوی است و پس از اندکی تفکر و تأمل برطرف می‌شود. در این بخش ضمن بررسی آرای مفسران تحت این آیه برداشت نویسنده، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. متن آیه چنین است: Pفَإِن كُنتَ فىِ شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَسَئلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ  لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْترِينَO (یونس/ 94)؛ «و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‏ايم ترديدى دارى، از كسانى كه پيش از تو كتاب آسمانى را مى‏خواندند بپرس. به يقين، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسيده است؛ بنابراين، هرگز از ترديدكنندگان مباش!».

ظاهر آیه در ابتدا به گونه‌ای است که به نظر می‌رسد پیامبرa نیز ممکن است در وحی شک کند و اگر چنین شد بایستی به اهل کتاب مراجعه نماید و بدین وسیله شکش را برطرف نماید.

مفسران بزرگ اسلامی  این آیه را گویای این مطلب (امکان شک و تردید پیامبرa در وحی) ندانسته‌اند و برای رفع این شبهه وجوه مختلفی در تفسیر این آیه ذکر کرده‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌شود.

1ـ خطاب در این آیه اگر چه ظاهراً به شخص پیامبرa است، در واقع، متوجه همه مردم است. معنای آیه در این صورت چنین می‌شود‌: اى مردم اگر درباره قرآن شك داريد از آنهايى كه قرآن خوانده‏اند، بپرسيد. دلیل بر این معنا آیه‌ای است که در آخر همین سوره آمده است که خدای سبحان مردم را مخاطب ساخته و می‌فرماید: Pيا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي...O (یونس/ 104).

این نوع موارد مصداق ضرب المثل معروف «ایاک اعنی و اسمعی یا جاره» است که معادل فارسی آن این است که «‌به در می‌گویم تا دیوار بشنود». دلیل بر این، آیات دیگری است که در قرآن وجود دارد و در آنها شخص پیامبرa مورد خطاب واقع شده، ولی مراد همه مردم هستند (طوسی، تبیان، بی‌تا: 5/ 430؛ طبرسی، مجمع البیان، 1372: 5/ 201؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، 1420: 17/ 300؛ قرطبی، الجامع، 1364: 8/ 382)؛ مثل آیه یکم سوره طلاق كه مخاطب پيغمبرa است، ولى ضمير را در «طلقتم» جمع آورده است. اين دليل است بر اينكه منظور ديگران بوده‏اند نه پيغمبر (ر.ک: احزاب/ 1؛ زمر/ 65 ).

2ـ  خطاب در آیه به پیامبرa به جهت مبالغه در کلام و افهام باشد نه از آن جهت که پیامبرa در وحی الهی تردید داشته است (طوسی، التبیان، بی‌تا: 5/ 430؛ طبرسی، مجمع البیان، 1372: 5/ 201).

3ـ  وجه دیگر اینکه بگوییم شک در اینجا همانند سؤال حضرت ابراهیمj است. یعنی همان‌طور که حضرت ابراهیمj هیچ گونه تردیدی در بحث معاد و زنده شدن مردگان نداشت، در اینجا نیز با اینکه پیامبرa تردیدی نداشت، ولی برای افزایش یقین حضرت از وی خواسته می‌شود که از اهل کتاب سؤال نماید (طبرسی، مجمع البیان، 1372: 5/ 201؛ رازی، روض الجنان، 1374: 10/ 203؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، 1420: 17/ 301).

4ـ وجه دیگر اینکه ذکر جمله شرطیه همیشه دلیل بر احتمال وقوع شرط نیست، بلکه گاهی برای تأکید روی یک مطلب و بیان یک قانون کلی است؛ مثلاً وقتی می‌گوید اگر باران ببارد زمین خیس می‌شود، بدین معنا نیست که حتما باران باریده است یا می‌بارد، در اینجا نیز آیه می‌فرماید: اگر شک کردی از اهل کتاب سؤال کن و این بدین معنا نیست که شکی واقع شده باشد (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1374: 8/ 383).

با توجه به اینکه مفسران اسلامی آشنا با زبان عرب، از این آیه تردید پیامبرa در وحی را نفهمیده‌اند؛ بنابراین، نظر نویسنده در باره این آیه و مردد شدن پیامبرa در وحی صحیح به نظر نمی‌رسد.

3ـ امكان القای شيطان در وحي

نويسنده در قسمتي از مقاله به بحث القای شيطان در وحي الهي اشاره می‌کند و مسئله عصمت پيامبرa و عصمت دريافت وحي توسط ايشان را مخدوش می‌کند.

آقاي روبين در اين بخش از مقاله ذیل عنوان «حمايت الهي» اين‌گونه نوشته است:

«‌يك وضعيت منحصر به فرد آيات 73ـ75  سوره اسراء [Pوَ إِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْترِىَ عَلَيْنَا غَيرَهُ  وَ إِذًا لاَّتخَّذُوكَ خَلِيلًا وَ لَوْ لَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيًا قَلِيلاً إِذًا لَّأَذَقْنَكَ ضِعْفَ الْحَيَوةِ وَ ضِعْفَ الْمَمَاتِ ثمُّ لَا تجَدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًاO) می‌باشد كه در آن چيزي نمانده است مشركان پیامبرa را گمراه سازند و او را به جعل آيات دلپذيرتر وادارند تا در ازاي آن مشركان او را دوست خود بدانند، ولی تنها به سبب دخالت خداوند است كه او استوار مي‌ماند و قرآن تصريح مي‌كند كه اگر او به ايشان تمايل يافته بود، خداوند به شدّت او را عقوبت مي‌كرد. وضعيتي مشابه از تحريف وحي، در آيه 52 سوره حج (Pوَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَ لَا نَبىِ إِلَّا إِذَا تَمَنىَّ أَلْقَى الشَّيْطَنُ فىِ أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِى الشَّيْطَنُ ثُمَّ يحُكِمُ اللَّهُ ءَايَتِهِ  وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌO] و در اشاره به پيامبران پيشين توصيف مي‌شود: تمامي آنها دستخوش وسوسه القائات شيطان شدند كه كلمات خودش را در تلاوت آن‌ها القاء مي‌كرد ولي قرآن تصريح مي‌كند كه خداوند القائات شيطان را باطل مي‌كند و نشانه‌هاي خويش را تأييد مي‌نمايد» (Rubin, «Muhammad»,3/ 454).

بررسی

نويسنده در اين بخش از تعبیر «تحريف وحي» استفاده نموده و ادعا كرده كه بنا بر بيان قرآن تمام انبياء دچار وسوسه و إلقائات شيطان شده‌اند. البته  اين موضوع يكي از موضوعات پر طرفدار نزد مستشرقان معاند است. آنچه مستشرقان حول اين موضوع و ذيل اين آيات خاص بحث كرده‌اند، ناشي از يك سري روايات راجع به شأن نزول اين آيات است كه معروف به افسانه غرانيق مي‌باشد (طبری، تفسیر طبری، 1412: 17/ 131؛ پاینده، ترجمه تاریخ طبری، 1375: 3/ 811؛ ابن اسحاق، سیره ابن اسحاق، 1410: 1/ 178).

هدف معاندان اسلام از توجه به آيات مربوط به افسانه غرانیق (اسراء/ 73ـ75؛ حج/ 52) اين است كه نشان دهند طبق نص قرآن کریم تمامي انبيا از جمله پيامبر اعظمa هنگام تلاوت وحي گاهي إلقائات شيطان را تلاوت مي‌نمودند اين به زبان ساده يعني گاهي كلام خداوند با كلام شيطان در مي‌آميخت و پيامبرa نيز متوجه آن نمي‌شد؛ از این‌رو، داستان غرانيق دستاويزي است براي دشمنان اسلام تا از اين طريق به اصالت وحي كه ريشه دين مبین اسلام است، خدشه وارد كنند.

اگر پذيرفته شود شيطان مي‌توانسته كلماتش را به عنوان وحي بر زبان پيامبرa جاري سازد، آنگاه اعتبار قرآن خدشه‌دار مي‌شود؛ زيرا اگر احتمال القای شيطان در تلاوت وحي ممکن باشد، ديگر نمي‌توان به همه آيات وحي اعتماد نمود؛ زیرا ممكن است كه آيه مورد نظر از القائات شيطان باشد و از طرفي، عصمت پيامبرa كه مورد اجماع مسلمانان است، خدشه‌دار مي‌گردد و ديگر نمي‌توان به روش و سيره حضرتa نيز تمسك نمود.

همان‌طور كه قبلاً نيز اشاره شد، براي فهم كلام هر نويسنده‌اي، علاوه بر ظاهر الفاظ آن باید به قرائن دروني و خارجي آن كلام نيز توجه داشت. براي فهم قرآن نيز بايستي علاوه بر قرائن داخلي، تمام قرائن خارجي آن را نيز بررسي نمود. در این بخش با توجه به قرائن داخلی و خارجی، به بررسی نظر نویسنده می‌پردازیم.

یک. قرائن داخلي

در قرآن كريم آيات متعددي كه روايات منشأ افسانه غرانيق را باطل مي‌دانند به قرار ذیل است:

1ـ آيات ابتدايي سوره نجم

Pمَا ضَلَّ صَاحِبُكمُ‏ وَ مَا غَوَي وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَيO؛ «كه هرگز دوست شما [محمّد «a»] منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است، * و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد! * آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست! * آن كس كه قدرت عظيمى دارد [جبرئيل امين‏] او را تعليم داده است».

همان‌طور كه ملاحظه مي‌شود، اين آيات تصريح دارند كه پيامبرa گمراه نمي‌شود و از روي هوي سخن نمي‌گويد، و هرآنچه مي‌گويد، تنها از وحي است و آنچه مي‌گويد، شديد القوي به او آموخته است؛ بنابراين، طبق نص اين آيات اين روايات نمي‌توانند صحيح باشند.

2ـ آيه 99 سوره نحل

Pإِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَليَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَليَ‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَO؛ «چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند، تسلّطى ندارد».

در اين آيه نيز صراحتاً بيان مي‌شود كه شيطان بر مؤمنان هيچ‌گونه تسلطي ندارد؛ بنابراين، وقتي طبق نص قرآن شيطان هيچ تسلطي بر مؤمنان ندارد، به طريق اولي تسلطي بر پيامبرa نمي‌تواند داشته باشد. پس روايات اخلال شيطان در وحي با نص قرآن در تعارض است و در اين تعارض روايات مطرودند.

3ـ آيات 44ـ46 سوره حاقه

Pوَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثمُّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَO؛ «اگر او سخني دروغ بر ما مي‏بست، ما او را با قدرت مي‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مي‏كرديم».

طبق نص اين آيات نيز آن روايات و شأن نزول‌هاي خاص نمي‌تواند درست باشد.

دو. قرائن خارجي

به گفته محققان، راويان حديث غرانیق افرادی ضعيف و غير موثق‌اند و صدور آن از ابن عباس نيز به هيچ‌ وجه معلوم نيست، و به گفته محمد بن اسحاق اين حديث از مجعولات زنادقه مى‏باشد و در اين باره كتابى نگاشته است (فخر رازی، مفاتیح الغیب، 1420: 23/ 237).

از طرفي بسياري از علماي حديث از جمله ابن حجر، بیهقی، ابن العربی و قاضی عیاض به كذب اين روايت و واهي بودن طرق آن شهادت داده‌اند.

سيد قطب در باره سند اين روايت مي‌گويد: «علمای حديث در اين باره مي‌گويند: هيچ‌كدام از اهل الصحه يعني افرادي كه به صحت روايات توجه دارند‌، اين روايت را نقل نكرده‌اند و كسي اين روايت را با سندي صحيح و متصل نقل نكرده است (سید قطب، في ظلال القرآن، 1412: 4/ 2432).

بسياري دیگر اين روايت را از نظر محتوايي، منافي با اصول اجماعي اسلام همانند عصمت پيامبرa در دريافت وحي مي‌دانند و آن را كذب دانسته‌اند (معرفت، التمهيد، 1412: 1/ 87 ـ90).

شواهد ديگر بر جعلي بودن اين روايت به شرح ذیل است:

الف) اين داستان شامل سه بخش است: آرزو كردن پيامبرa مبني بر قرابت و نزديكي قريش با ايشان، ستايش پيامبرa از بتان و مذاكرات خصوصي پيامبرa با جبرئيلj.

اشكالي كه به بخش اول اين داستان وارد است، اين است كه چگونه سراينده داستان از آرزوي پيامبرa در آن زمان با خبر شده است، در حالي كه هيچ روايتي اين آرزو را از پيامبرa نقل نكرده است.

اشكال بخش دوم این است كه چگونه مي‌شود پيامبري كه از اول آغاز رسالتش با شعار مبارزه با شرك و بت‌پرستي به ميدان آمده است و بزرگ‌ترين رسالت خويش را توحيد و نفي شرك مي‌داند، به ستايش بت‌ها بپردازد.

اشكال بخش سوم اين است كه چگونه وقتي نقلي از پيامبرa از اين مذاكرات وجود ندارد، سراينده داستان از اين مذاكره خصوصي مطلع شده است.

ب) شاهد ديگر بر جعلی بودن داستان این است که چگونه وقتي آيات قبل و بعد از اين آيه مكرر در طرد و سرزنش بتان و خدايان مشركان نازل شده است، در بين اين آيات، آياتي به ستايش بتان بپردازند.

ج) مبارزه پیامبر a با بت و بت پرستى یک مبارزه آشتى ناپذیر، پى‏گیر و بى وقفه از آغاز تا پایان عمر ایشان بوده است و در عمل نشان داده‌اند که هیچ‌گونه سازش و انعطافى در مقابل بت و بت پرستى حتى در سخت‌ترین حالات نداشته‌اند!! با این وصف، چگونه ممکن است چنین الفاظى بر زبان مبارکشان جارى شود؟

د) حتى آنها که پیامبر اسلامa را از سوى خدا نمى‏دانند و مسلمان نیستند، او را انسانى متفکر، آگاه و مدبر مى‏دانند که در سایه تدبیرش به بزرگ‌ترین پیروزی‌ها رسید. آیا چنین کسى که شعار اصلیش توحید و مبارزه آشتى‌ناپذیر با هر‌گونه شرک و بت‌پرستى بوده و عملاً نشان داده که نسبت به مسئله بت‌ها هیچ‌گونه سازشى ندارد، چگونه ممکن است برنامه اصلى خود را رها کرده و از بت‌ها تجلیل نماید؟

ه) آیا خبر صلح با مشرکان به سرعت نور به حبشه رسیده است، اما خبر تکذیب آن که طبق این داستان  در کمتر از چند ساعت رخ داده است، به آنها نرسیده است؟

و) آشفتگی داستان، چه از جهت چگونگی نقل و چه از جهت عبارتی که می‌گوید پیغمبرa آن را برای ستایش بتان بکار برده، یکی دیگر از قرائنی است که نادرستی آن را اثبات می‌کند؛ چرا که هر یک از گویندگان، این داستان را با ویژگی خاصی نقل کرده‌اند که به طور خلاصه آنها را می‌آوریم:

1ـ پیغمبر پس از آنکه از دوری خویشاوندانش متأثر شد، هنگامی که سوره نجم را می‌خواند، بتان قریش را ستود (طبری، تفسیر طبری، 1412: 17/ 119ـ120؛ همو، تاریخ طبری، 1412: 3/ 1192) (بی آنکه راوی بگوید در کجا).

2ـ یک روز که در خانه کعبه نشسته بود، سوره نجم را خواند و بتان را ستود (ابن سعد، طبقات، 1410: 1/ 137ـ139 و 149؛ طبری، تاریخ طبری، 1362: 3/ 1192).

3ـ قریش به پیامبرa گفتند: همنشینان تو بیچاره و تنگدستند. اگر خدایان ما را به نیکی نام ببری با تو همنشین خواهیم شد. او هم سوره نجم را خواند و بتان را ستود (طبری، تفسیر طبری، 1412: 17/ 120).

4ـ چون آیه Pأفرأیتم اللاّت والعزّیO را خواند، بتان را ستود (همان) (بی‌آنکه راوی سببی را ذکر کند).

5 ـ هنگامی که پیامبرa نماز می‌خواند، داستان خدایان عرب بر او نازل شد و شیطان در خاطر وی انداخت تا بت‌ها را بستاید (طبری، تفسیر طبری، 1412: 17/ 119 و 129؛ طبری، تاریخ طبری، 1362: 3/ 1192).

6 ـ هنگامی که در خواب بود، بت‌ها را ستود (سیوطی، الدر المنثور، 1404: 4/ 368).

همچنین جملاتی که پیامبرa در ستایش بتان به زبان رانده، یکسان نقل نشده است:

1ـ «تلک الغرانیق العلی وانّ شفاعتهنّ تُرتضی» (ابن سعد، طبقات، 1410: 1/ 137 و 138؛ طبری، تاریخ طبری، 1362: 3/ 1192).

2ـ «تلک الغرانیق العُلی منها الشفاعة تُرتجی» (طبری، تفسیر طبری، 1412: 17/ 120 و 233).

3ـ «وهی الغرانقة العلی وشفاعتهنّ ترتجی» (همان، 17/ 120).

4ـ «تلک الغرانیق العلی وانّ شفاعتهنّ ترتجی» (همان).

5 ـ «انّ تلک الغرانیق العلی منها الشفاعة ترتجی» (همان).

این آشفتگی در چگونگی و مضمون گفتار نیز موجب تردید در صحت این داستان شده، بلکه مؤید مجعول بودن آن می‌باشد.

البته بايد ديد مقصود از تمنى رسولان و پيامبران در آیه 52 سوره حج چيست؟

هر كس براى عملی كردن اهداف خود و پيشبرد مقاصدش نقشه‏هايى دارد و براى تحصيل آرزوهايش مقدماتى مى‏چيند. پيامبران نيز از اين امر مستثنا نيستند. حال بايد ديد که مداخله شيطان در اين تمنيات به چه صورت‌هايى متصور است؟ اين مداخله را مى‏توان به دو صورت تصور كرد:

1. ايجاد ترديد در تصميم پيامبران و اينكه ميان آنان و اهدافشان موانع بى شمارى وجود دارد. با توجه به اين موانع، آنها در اهداف خود موفق نمى‏گردند (فخر رازی، مفاتیح الغیب، 1420: 23/ 241؛ زمخشری، کشاف، 1407: 3/ 164).

2. هر موقع پيامبری مقدمات كارى را فراهم مى‏كرد و امارات و قرائن، اقدام جدّى او را نشان مى‏داد، شيطان و شيطان صفتان با تحريك مردم ضد آن پيامبر و با ايجاد موانع، او را از نيل به خواسته خود باز مى‏داشتند (طباطبایی، المیزان، 1417: 14/ 391؛ فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، 1419: 16/ 100؛ مكارم، نمونه، 1374: 14/ 138و ...).

صورت نخست با آيات قرآن سازگارنیست؛ براى مثال، در قرآن آمده است: Pإِنَّ عِبَادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيهْمْ سُلْطَنٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينO (حجر/42)؛ «و هرگز تو را بر بندگان (با خلوص) من تسلط و غلبه نخواهد بود». نیز در قرآن آمده است: Pإِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَO (نحل/ 99)؛ « البته شیطان را هرگز بر کسی که به خدا ایمان آورده و بر او توکل و اعتماد کرده، تسلط نخو اهد بود».

اين آيات و آيات ديگر كه نفوذ شيطان را در قلوب اوليای الهى نفى مى‏كند، نشان می‌دهد كه مداخله شيطان در حد سست كردن اراده پيامبران يا بزرگ جلوه دادن موانع كار در نظر آنان نيست، بلكه وسوسه شيطان به معناى دوم است؛ يعنى مداخله او از طريق تحريك مردم بر ضد آنان و وسوسه در قلوب مخاطبان پيامبران و ايجاد موانع بر سر راه آنان صورت مى‏پذيرد.

محو آثار مداخله شيطان توسط خداوند در حقيقت، دفع كيد و شر آنان از پیامبران است تا حق بر مؤمنان آشكار گردد و براى تيره دلان آزمايش ‏باشد. خداوند مى‏فرمايد: Pإِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَاO (غافر/ 51)؛ «ما پيامبران و كسانى را كه ايمان آورده‏اند در اين جهان یاری مى‏كنيم».

خلاصه اينكه پيامبران به دنبال اهداف الهى خود به تبليغ پيام‏هاى خداوند مى‏پرداختند و شيطان و شيطان صفتان در مسير آنان سنگ اندازى مى‏كردند و خداوند رسولان الهى را يارى می‌كرد و اهداف شيطان صفتان را خنثى می‌نمود.

و آنچه از آيات 73ـ74 سوره إسراء فهميده مي‌شود‌، قوه‌اي است كه خداوند در اختيار انبياء و رسولانش قرار داده است كه به واسطه آن هيچگاه حتي اندك تمايلي نيز به باطل پيدا نمي‌كنند و اين چيزي جز عصمت نيست. مفسران بزرگ اسلامی نيز اين آيات را آيتي محكم در اثبات عصمت أنبيا دانسته‌اند و اين از ظاهر آيه بر آمده است؛ آنجا كه جواب «لولا» در آيه، «تركن» قرار نگرفته است و از فعل مقاربه «كاد»  قبل از آن استفاده شده است و اين يعني اگر تو را به قوه عصمت تثبيت نكرده بوديم، نزديك بود به آنان متمايل شوي؛ يعني حال كه تو را به قوه عصمت مجهز نموده‌ايم، حتي نزديك ميل آنها هم نمي‌شوي، چه برسد به اینکه به آنها متمايل شوي (طباطبايي، الميزان، 1374: 13/ 73؛ طبرسي، مجمع البيان، 1472: 6/ 666؛ كاشاني، منهج الصادقين، 1336: 5/ 295؛ فخر رازي، مفاتيح الغيب، 1420: 21/ 379؛ زمخشري، الكشاف، 1407: 2/ 684؛ قرطبي، الجامع لاحکام القرآن، 1364: 11/ 301؛ طبري، جامع البيان، 1412: 15/ 89).

نتيجه

با دلايل و قرائن متعددي ثابت شد که مشابهت موضعي قرآن و كتب مقدس‌، نمي‌تواند علت اقتباس باشد. از طرفي با بررسي‌هاي تاريخي و عقلي، امكان اقتباس قرآن از كتب پيشين، براي پيامبرa مقدور نبوده است. به علاوه بیان برخي از مستشرقان نیز مؤید بحث است. مستشرق معاصر آلماني هربرت بوسه (Busse Heribert) از جمله كساني است كه در كتاب «رابطه اسلام با مسيحيت و يهوديت» وحدت درمنبع اين اديان آسماني را تأييد مي‌كند و علت تشابه ميان اين اديان را به يكي بودن منبع آنها مي‌داند. بنابراين، بيان آقاي روبين كه گفته است داستان‌هاي قران ريشه در كتب مقدس دارد، بياني بي‌دليل و بي‌اساس است، ضمن اينكه برخي داستان‌هاي قرآن با داستان‌هاي كتب مقدس تفاوت اساسي و بنيادي دارد.

آنچه به عنوان تردید پیامبرa در وحی فهمیده، مقبول هیچ مفسری نیست و وقتی علمای عرب زبان چنین برداشتی از این آیه نداشته باشند، از یک دانشمند غربی غیر عرب زبان چنین معنایی پذیرفتنی نیست. در ضمن با قرائن تاریخی و قرآنی متعدد، سستی و بی‌پایگی بحث افسانه غرانیق نیز روشن است.


پی‌نوشت‌ها

[1] انیس شاروش يك مسيحي افراطی است که ابتدا چهار سوره جعل و در پايگاه اينترنتي «AMRICAONLINE.COM» منتشر كرد. وی بعد از يكسال، كتابي كامل با نام «الفرقان الحق» شامل ۷۷ سوره جعلي تأليف و در دسترس همگان گذارد. از ویژگی‌های این قرآن جدید می‌توان به تحریف آیات جهاد، نهی از تعدد زوجات و تردید در توحید الهی اشاره کرد. بسیاری از عقاید اسلامی در آن مردود شمرده شده یا وارونه جلوه داده شده‌ است. در یكی از آیات آن ازدواج با بیش از یك زن برابر با زنا دانسته شده و در آیات دیگر طلاق و جهاد حرام و غیرشرعی خوانده شده است. همچنین در مورد ارث مطالبی در آن آمده كه مغایر با دستورات اسلامی است. این كتاب حتی دامنه گستاخی را فراتر می‌برد و به خداوند تبارك و تعالی و پیامبر اکرمa مستقیماً اهانت می‌كند. هدف اصلی بسیاری از آیات آن، مطرح کردن مسلمانان به عنوان نماد خشونت و تروریسم در دنیاست. روش کار نویسنده این کتاب تلفیق و تحریف آیات قرآن بوده است.

 

 

 

منابع

  1. قرآن کریم‌، ترجمه ناصر، مکارم شیرازی، قم: سلیمانزاده، 1385ش.
  2. ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع هاشمی بصری، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، 1410ق.
  3. ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، تفسیر روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، 1374ش.
  4. بلاشر، رژی، در آستانه قرآن ، ترجمه محمود، رامیار، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374ش.
  5. بوکای، موریس، دراسة الكتب المقدسة في ضوء المعارف الحديثة، قاهره: قسم الترجمه بالدار، 1996م.
  6. پاینده، ابوالقاسم، ترجمه تاريخ طبرى‌، تهران: اساطير، 1375‌ش‏.
  7. دورانت ویل، قصة الحضارة، تعریب محمد بدران، جامعة الدول العربیة، بی‌تا.
  8. رسولی محلاتی‌، هاشم‌، زندگانی حضرت محمدa، بی‌جا: مؤسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيتb، بی‌تا.
  9. زقزوق، محمود، الاستشراق و الخلفیه، قاهره: دارالمعارف، بی‌تا.

10. زماني،‌ محمد حسين‌، مستشرقان و قرآن،‌‌ قم: بوستان كتاب، 1385ش.

11. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دار الکتاب العربی، 1407‌ق.

12. سبحانی، جعفر، فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرمa، قم: بوستان كتاب‏، 1385‌ش‏.

13. سيد بن قطب بن ابراهيم شاذلي‏، فى ظلال القرآن، بيروت ـ قاهره، دارالشروق‏، 1412‌ق.

14. سيوطى، جلال الدين، الدر المنثور فى تفسير المأثور، قم: كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى‏، 1404.

15. شرقاوي، عبدالله،  الاستشراق في الفكر الاسلامي المعاصر، قاهره: دارالفكرالعربي، بي‌تا.

16. طباطبايى، سيد محمد حسين، المیزان فی تفسیر القرآن‌، قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1417‌ق.

17. طبرسى‌، فضل بن حسن‌، مجمع البیان فی تفسیر القرآن‌، تهران: ناصر خسرو ، 1372‌ش.

18. طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، تهران: اسلاميه‏، 1390.

19. طبرى‌، محمد بن جرير‌، جامع البيان فى تفسير القرآن‏(تفسیر طبری)‌، بيروت: دار‌المعرفه، 1412‌ق.

20. طبری‌، محمد بن جریر، تاریخ الامم والرسل والملوک (تاریخ طبری)، تهران: اساطیر، 1362ق.

21. طوسى‌، محمد بن حسن‌، التبيان فى تفسير القرآن‌، بيروت: دار احياء التراث العربى، بی‌تا‏.

22. فخرالدين رازى‌، محمد بن عمر‌، مفاتيح الغيب‌، بيروت: دار احياء التراث العربى، 1420‌ق.

23. فضل الله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت: دار‌الملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم، 1419ق.

24. قرطبى‌، محمد بن احمد‌، الجامع لأحكام القرآن‌، تهران‌: ناصر خسرو، 1364ش‏.

25. قمیحا، الشیخ نزیه، دفاع عن حضرة الرسول المصطفی من طریقی السنة والشیعة، بیروت، دارالهادی، 1424.

26. كاشانى، ملا فتح الله، تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين‏، تهران‏: كتابفروشى محمد حسن علمى‏، 1336‌ش‏.

27. کارلایل، توماس، الابطال، قاهره ، مجمع ذخایر اسلامی، بی تا

28. ماضی‌ محمود، الوحی القرآنی فی المنظور الاستشراقی و نقده، اسکندريه: دار الدعوه، بي‌تا.

29. مجلسى، محمد تقی،‏ بحار الأنوار، بيروت: مؤسسة الوفاء، 1404ق‏.

30. محمد بن اسحاق بن يسار‌، سيرة ابن اسحاق (كتاب السير و المغازي)، قم‏: دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامى‏، 1410.

31. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران: صدرا، چاپ ششم، 1389.

32. معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، قم: انتشارات جامعه مدرسین، 1412ق.

33. مفید، محمدبن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد‌، تحقیق مؤسسه آل البیت‌b، دار المفید، بی‌تا.

34. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1374ش.

 

 


* . تاریخ دریافت: 6/10/1394 و تاریخ تأیید: 13/2/1395.

**. دانشیار پردیس فارابی دانشگاه تهران: این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

***. دانش‌پژوه دکتری قرآن و علم جامعه المصطفی العالمیه (نویسنده مسئول): این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید