بررسی آراء خاورشناسان درباره تراوش قرآن از درون پيامبر PDF چاپ نامه الکترونیک

بررسی آراء خاورشناسان درباره تراوش قرآن از درون پيامبر *

جمال فرزندوحی** و محسن فریادرس***

چکیده

تأمل و تفکر در معارف قرآن کریم، این نکته را بیان می‌کند که منبع و منشأ آن لازم است از وجودی برتر از ماده سرچشمه بگیرد. عده‌ای از خاورشناسان به تشکیک در اصل منبع آن پرداخته‌اند. نقل و عقل سلیم، وجود هرگونه منبع و منشأیی جز وحی را برای قرآن کریم نمی‌پذیرد و منابعی چون نبوغ شخصی پیامبرa، ضمیر ناخود آگاه، صرع و هیستری و غلیانات روانی پيامبرa را رد و نفی می‌کند؛ چه متن کلام الهی بیانگر نزول آن از ناحیه وحی است و منکران را به هماوردی و آوردن مثل آن دعوت می‌نماید. پژوهش حاضر در نظر دارد تا با بهر‌ه‌گیری از واقعیت‌های موجود، تاریخی و نقلی و به هدف تجزیه و تحلیل دیدگاه‌های این گروه از خاورشناسان درباره منبع قرآن به بررسی و نقد آرا آنان بپردارد.

 

کلید‌واژگان: قرآن، پیامبر اکرمa، وحی، مستشرقین، مصدر قرآن.


مقدمه

قرآن کریم به عنوان بهترین و آخرین کتاب آسمانی، سبب توجه روزافزون افراد اعم از مسلمان و غیرمسلمان به متن مقدس‌اش شده است. مستشرقان در بحث‌های علمی خود درباره مصدر قرآن مسائل مهم و اَهَمّی را پیرامون این موضوع به بحث و تبادل‌نظر گذاشته‌اند. عده‌ای از خاورپژوهان با پیش‌فرض‌های نادرست و سوء استفاده از نقاط اختلافی بین مذاهب مختلف مسلمانان شبهاتی را بیان می‌کنند. به طوری‌که حتی به نقل از «سید قطب» جمعى از ماديون در روسيه هنگامى‌كه مى‏خواستند در كنگره مستشرقين كه در سال 1954 ميلادى تشكيل شد؛ بر دین اسلام خرده بگيرند؛ چنين گفتند كه اين قرآن ممکن نیست تلاش یک فرد ـ محمدa ـ بوده باشد؛ بلكه بايد نتيجه تلاش جمعيت بزرگى باشد. و ممکن نیست در جزیرة العرب نوشته شده باشد؛ بلكه قطعاً بخش‌هايى از آن در خارج جزيرة العرب نوشته شده است!!!. (سيد قطب، فى ظلال القرآن‏، 1412: 4‏/ 2195) ما در این نوشتار برآنیم تا دیدگاه‌های خاورشناسان دربارة اخذ قرآن از منبع درونی و شخصیتی پیامبرa را بررسی و نقد نماییم.

دیدگاه‌ها

الف) اخذ قرآن از منبع درونی و شخصیتی پیامبرa

1ـ نبوغ سرشار پیامبرa

بسیاری از خاورشناسان بعد از عدم‌ وجود توجیهی درست در اخذ قرآن از فرهنگ شبه‌جزیره، منابع تحریف ‌شده و ترجمه‌ نشده و همچنین اخذ از اشعار جاهلی، روی به مسئله نبوغ پیامبرa آورده و هرگونه ارتباط با غیب را رد کرده‌اند و جمعی از اینان به ‌صورت طبیعی در پژوهش‌ها و مطالعات خویش به این نتیجه رسیده‌اند؛ لذا آثار، قلم و بیان آنها لحن جانب‌دارانه، تجلیل و احیاناً نقدی محترمانه بر نظریه وحیانی قرآن دارد (زمانی، مستشرقان و قرآن، 1387: 128)، لکن این نظریه هرقدر هم محترمانه باشد، به‌ دلیل دوری از منابع مسلمانان، آنان ‌را به صحت کتب مقدس قبل از اسلام و به بشری ‌بودن قرآن و به ‌عبارتی نشأت گرفتن از نبوغ شخصی پیامبرa رهنمون کرده است. نولدكه در کتاب «تاریخ قرآن» می‌نویسد:

نبوت محمدِa نابغه، از تحریک خیالات و الهامات مستقیمی که برای حس است، به دست می‌آید؛ لذا این نبوت، بیشتر از تفکر یک نابغه با استفاده از عقل بالغش به دست می‌آید. اگر هوش او  زیاد نمی‌بود، هرگز نمی‌توانست بر دشمنانش پیشی بگیرد؛ بنابراین، وی معتقد شد که احساسات درونی‌اش بدون هیچ بحثی، از طرف خداست (رضوان، آراء المستشرقين حول القرآن الكريم و تفسيره‏، 1413: 1/ 387). این مستشرق گمان کرده است که وحی ظاهری دارد و بس، و این ظاهریت بر اساس انعطافات ذهنی ـ درونی و بهره‌گیری از آن به شیوه‌ای خاص، سبب تأثیرگذاری در افراد حتی مخالفانش شده است.

برخی دیگر از خاورشناسان برای اثبات ادعای خود، منکر ارتباط پیامبران ـ نه فقط شخص پیامبرa ـ با خدا نبوده‌اند، ولی معتقد بوده‌اند که دیدگاه‌های عقلی و تراوشات ذهنی آنان در رساندن معارف کتب خود به دیگران تأثیرگذار بوده است وات در این‌باره می‌نویسد: پیامبران بدون‌ تردید در گفتارشان در مورد رفتار اخلاقی و پرستش نادرست، مُلهم از جانب خداوند بودند، با این حال، مقداری از شخصیت خود پیامبران و دیدگاه عقلی آنان نیز در گفته‌هایشان راه می‌یافت (‌مونتگری وات، حقیقت دینی در عصر ما، 1379: 60)؛ لذا این گروه از خاورشناسان، پیامبران، به ویژه پیامبر اکرمa را سیاست‌مداری نابغه می‌دانند که برای رسیدن به اهداف جاه‌طلبانه خود، به دروغ ادعای ارتباط وحیانی با خدا می‌کردند تا نظر مردم را به خود جلب کنند و از این طریق بر آنها سروری نمایند (‌مونتگری وات، پیامبر سیاست‌مدار، 1344: 290). جای بسی تعجب است که برخی از مسلمانان نیز به تقلید از اینان، اما کمی با احترام، پیامبران را افرادی بلند همت معرفی می‌کنند که برای نجات جامعۀ انسانی از پرتگاه انحطاط اخلاقی و هدایت آنان به رستگاری، با استفاده از نبوغ خود به معارف و دستوراتی رسیده‌اند و آن را وحی الهی معرفی می‌نمایند (کریمی، وحی‌شناسی، 1391: 101ـ 100).

بررسی و نقد

یک. معمولاً انسان‌های نابغه که دارای ادراک فوق العاده هستند، از آغاز کودکی، نبوغ فکری‌شان به‌تدریج بروز می‌کند و در سن کمال به‌عنوان یک نابغه و حکیم درخشندگی دارند. ولی باید دانست هر کاری از نابغه ساخته نیست؛ زیرا نبوغ، استعداد و تیزهوشی فوق‌العاده‌ای است که دارندۀ آن می‌تواند مطالبی را که افراد دیگر پس از تحقیق، تفحص، تدبر و آزمایش‌های متعدد می‌توانند به آنها دست یابند، او با سرعت بیشتر، همۀ آن مراحل را طی کرده و «قدرت سرعت انتقال  ذهن» وی را سریع متوجه آن مطالب می‌کند؛ بنابراین، امتیاز نوابغ بر دیگران «سرعت انتقال» آنهاست (زمانی، مستشرقان و قرآن، 1387: 135ـ134) نه ‌اینکه این نابغه در همۀ فنون ـ که قرآن جامع فنون بشری، اعم از فلسفه، منطق، روانشناسی و... است ـ توان بحث را داشته باشد؛ آن هم به‌شیوه‌ای که در بالاترین درجه فصاحت و بلاغت باشد.

دو. کار نوابغ روزگار فكر و انديشه است كه از راه علم حصولي (تصوّر يا تصديق) به مطلبي مي‌رسند؛ از اين رو، هم قابل نقل و انتقال و تعليم و تعلّم به ديگران است؛ چون راه استدلالي و منطقي دارد و هم آوردن نظير آن ممكن است و در مقام تحدّي، محكوم به شكست؛ همانند سحر و شعبده و ساير علوم غريبه. در حالی که وحي و نبوّت نه قابل تحصيل و ياد دادن به ديگران است؛ چون مبادي تصوري و تصديقي ندارد و نه در مقام تحدّي شكست‌پذير است؛ چون خداوند، انبيا و رسولان الهي را براي هميشه پيروز معرّفي كرده است: Pكَتَبَ اللّهُ لأغلِبَنَّ أنَا ورُسُليO (مجادله/ 21)؛ «خدا مقرّر داشته كه قطعاً من و فرستادگانم پيروز مى‏شويم». Pوإنَّ جُندَنا لَهُمُ الغالِبُونَO (صافّات/ 173)؛ «و مسلماً فقط لشكر ما پيروزند.» اينكه پيامبري درس‏ ناخوانده، به همه دانشمندان سراسر عالم در طول تاريخ پيشنهاد مبارزه مي‌دهد كه سوره‌اي كوچك مانند قرآن بياورند (بقره/ 23)، نشان مي‌دهد كه وي از راه استعداد و نبوغ ويژه به اين مقام منيع نرسيده است؛ چون اگر از نوابغ بود، سرانجام همتاي او در اين چهارده قرن پيدا مي‌شد (جوادی‌آملی، تفسیر تسنیم، 1389: 10/ 456ـ455).

سه. قرآن کریم می‌فرماید: Pوَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيماًO (نساء/  113)؛ «و خدا، كتاب و حكمت بر تو فرو فرستاد و آنچه را نمى‏دانسته‏اى، به تو آموخت و بخشش خدا بر تو بزرگ بوده است». لازمۀ این ندانستن این است که شخص پیامبرa نه در گذشته، نه در زمان نزول قرآن و حتی نه در بعد از نزول آن، نتواند این دانستنی‌ها را از طریقی غیر از طریق وحی، اعم از استفاده از کتب مقدس  پیشین، اساتید، بالأخص نبوغ شخصی و یا هر گونه ارتباط با افراد نابغه کسب نماید.

چهار. طهارت روح از يك‏سو و ذكاوت عقل از سوي ديگر در رديف نصاب قابلي وحي است نه در صف نصاب فاعلي آن؛ يعني عقل ذكي و نفس زكي حضرت رسول‏a قابلِ تامِّ دريافت وحي است نه مصدر ايحا و منشأ پيدايش و صدور وحي (جوادی آملی، وحي و نبوت در قرآن، 1384: 79).

پنج. افرادی همچون ابوعلی سینا و فارابی نوابغی هستند که جهان اسلام برای انتشار معارف قرآن به نوعی مدیون آنان است، هیچ‌گاه این قرآن را نشأت گرفته از تراوشات ذهنی پیامبرa ندانسته‌اند، بلکه آن را وحی سلیم دانسته و برای نشر دیدگاه‌های خود، قرآن را مبنای کار خود قرار می‌دادند.[1]

شش. پایین آوردن مقام پیامبرa در حد یک عارف یا نابغه، نوعی اهانت به شخصیتی است که مستجمع کمالات و مظهر اسم اعظم الهی است. مراتب وجودی پیامبرa چنان است که او را با سایر انبیا نیز نمی‌توان قیاس کرد تا چه رسد به اینکه شخصیت او را در حد یک عارف یا نابغه فرو کاست (موسوی‌مقدم، «نقد دیدگاه ویلیام مونتگری وات پیرامون وحی»، قرآن‌پژوهی خاورشناسان، 1391: 13/ 134).

هفت. این سخن وات که پیامبران با خدا در ارتباط بوده‌اند، لیکن دیدگاه عقلیشان در این کتاب وارد شده، از دو حال خارج نیست: یا عمداً این کار را انجام داده‌اند که متهم به کذب می‌شوند و عصمت که رکن اصلی نبوتشان است، زیر سؤال می‌رود؛ چون چیزی را به دروغ به خدا نسبت داده‌اند یا سهواً مرتکب این کار شده‌اند که این نیز چون از شأن آنان به‌دور است، سبب خدشه‌دار شدن عصمت‌شان می‌گردد. ولی قرآن صریحاً می‌فرماید: Pوَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبيرٌ بَصيرٌO (فاطر/ 31)؛ «و آنچه از كتاب (قرآن) به سوى تو وحى كرديم فقط حق است؛ در حالى كه مؤيّد (كتاب‏هاى) پيشين است. قطعاً خدا نسبت به بندگانش آگاه و بيناست.» ضمير فصل و الف و لام در جملۀ Pهُوَ الْحَقُّO براى تأكيد حقانيت كتاب است نه براى انحصار؛ به عبارت ساده‏تر، اين كتاب حقى است كه به هيچ وجه باطل در آن راه ندارد نه اينكه اين كتاب به تنهايى حق است (طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374: 17/ 61)؛ لذا قرآن هرگونه دخل و تصرف پیامبرa را در قرآن رد می‌کند.

2ـ ضمیر ناخودآگاه (تخیل خلّاق)

مدتی پس از آن‌که پاره‌ای از دانشمندان غربی وحی را انکار کردند، در سایه پیشرفت تحقیقات و یافته‌های جدید درباره انسان و اثبات روح برای آدمی، توجه برخی از عالمان علوم اجتماعی و روانشناسی دوباره به‌سوی وحی معطوف گردید. برخی از آنان، به‌رغم پذیرش صداقت پیامبران، پیام الهی ایشان را تحلیل تجربی کردند. بنابر تحلیل جدید که بر اساس کشف ضمیر ناخودآگاه و شعور باطنی در روان انسان صورت گرفت، وحی چیزی جز تبلور شعور و ضمیر ناخودآگاه انسانی نیست و هیچ منشأ ماورای مادی و غیرانسانی ندارد. پیامبران انسان‌هایی مصلح و راستگو بودند که برای نجات جامعۀ بشری از پرتگاه انحطاط اخلاقی و هدایت آنان به رستگاری و پاکی قیام کردند (کریمی، وحی‌شناسی، 1387: 107ـ106). این تعبیر درباره پیامبر اکرمa بدین صورت بوده که ایشان پس از سال‌ها تَحَنُّث، تهذیب نفس و آراستگی به مکارم اخلاقی و عملی به مرتبه‌ای از ایمان رسید که او را به این امر رهنمون ساخت تا سخنانی را که از جنس وحی الهی نیست، وحی تلقی کرده و با آنان ادعای نبوت نماید.

بعضی از خاورشناسان منبع قرآن را الهام از خود پیامبرa می‌دانند و معتقدند چیزی در عالم غیب در آن نیست. اینان می‌گویند پیامبرa دارای پاکی درون، قدرت ایمان، قدرت تخیل وسیع و احساس عمیقی است که یا در ذهن او یا در ضمیر باطن او و یا در شرایط معنویش تجلی می‌کرد. پس آنچه اعتقاد دارد که الهی است، چیزی است که یا از آسمان، بدون هیچ واسطه‌ای یا القای انسانی بر او می‌باشد یا شنیدن در حالت خواب است و قرآن چیزی است که آن را دیده و خیال کرده و ضمیر باطنش با آن کاملاً پر شده است؛ لذا سبک خودش را با نفوذ فوق‌العاده و قدرت تخیل‌اش بارور ساخت. (رضوان، آراء المستشرقين حول القرآن الكريم و تفسيره‏، 1413: 1/ 382) «وات» در این‌باره می‌نویسد:

براي نويسندگان جديد غربي نشان دادن اينکه محمدa ممکن است اشتباهاتی کرده باشد، چندان دشوار نيست. آنچه ظاهراً از «بيرون وجود کسي» به او وحي مي‌شود، ممکن است ناشي از ضمیر ناخودآگاه باشد، (مونتگری‌وات، محمد، پیامبر سیاست‌مدار، 1344: 20). اگر هم بگوییم که افکار قرآن متعلق به خود محمدa است، چندان ناروا نگفته‌ایم؛ هرچند که محمدa این افکار را صادقانه و با قاطعیت از ورای خود می‌دانست که به وی وحی می‌شود (همان، 297).

منظور وات و این‌ دست از مستشرقان این است که پیامبرa بر اثر افکار صحیح، اعتقاد به خدا و تهذیب نفس به مرتبه­ای می‌رسد که شخصی را در برابر خود مجسم دیده و او را فرشته­ای در نظر می­گیرد که از عالم ماورای طبیعت برای او پیام‌هایی ارسال می­کند (موسوی‌مقدم، «نقد دیدگاه ویلیام مونتگری وات پیرامون وحی»، قرآن‌پژوهی خاورشناسان، 1391: 13/ 115)؛ به عبارتي دیگر، انسان داراي دو شخصيت است؛ شخصيت ظاهري كه در چارچوب حواسّ پنجگانه اداره مي‏شود و شخصيت باطني. هنگامي‌كه مشاعر ظاهري تعطيل مي‏شوند، مشاعر باطني به فعاليّت مي‏پردازند؛ چنان كه در خواب طبيعي و خواب‌هاي مغناطيسي دست‏آوردهاي عجيب و غريبي به دست مي‏آيد. اين شخصيت باطني نامرئي، داراي شدّت و ضعف است و هرچه قوي‌تر باشد، تجليّات آن صحيح‌تر و بيشتر است. بر اين اساس، وحي، همان تراوش وجدان مخفي و تجلّي شعور باطن پيامبران است؛ بنابراين، ديگر فرشته‏اي در كار نيست و پيامبر از جانب خداوند مأمور نمي‏باشد (جوادی‌آملی، وحي و نبوت در قرآن، 1384: 78).

بررسی و نقد

یک. وات پیامبران را دارای تخیلی خلاق ـ ضمیر باطن ـ می‌داند و آنچه را دیگران حس می‌کنند و نمی‌توانند بیان نمایند به شکل محسوس در می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورند، هیچ دلیلی تأیید نمی‌کند (موسوی‌مقدم، «نقد دیدگاه ویلیام مونتگری وات پیرامون وحی»، 107)؛ یعنی این نظریه مدعای بدون دلیل است؛ زیرا چگونه می­توان اثبات کرد که وحی تجلی شعور ناخودآگاه است؟ مگر میان پذیرش ضمیر ناخودآگاه و وحی تلازمی وجود دارد؟ (همان، 115).

دو. در آیات Pإِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى ‏عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىO (نجم/ 5ـ4) و Pإِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهO (نساء/ 163). خداى تعالى مى‏فرمايد: ما آنچه به تو داديم، چيز بى‌سابقه و نو‌ظهورى نبوده است. چنين نيست كه مشتمل بر دعاوى و جهاتى باشد كه در نزد انبياى گذشته نبوده باشد، بلكه امر وحى یکنواخت است [و چنین نیست که از سوی خودت باشد، بلکه از سنخ وحی است]. هيچ اختلافى بين مصاديق آن نيست؛ براى اينكه ما به همان كيفيت به تو وحى مى‏كنيم كه به نوح و انبياى بعد از او وحى كرديم (طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374: 5/ 229).

سه. سخن وات که پیامبرa به‌طور قطع دارای اشتباهاتی بوده است که پرده ‌برداری از آن کاری سهل‌الوصولی است، صرفاً یک نظریه است؛ چون قرآن در پاسخ به این قبیل اتهامات به پیامبرa می‌‌فرماید: اگر در الهی بودن آن در تردید هستید، یک سوره مانند آن را بیاورید: Pوَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهO (بقره/ 23). لذا این سؤال مطرح می‌شود که تجليات شعور باطن چه کسی، دست‏آوردي چونان قرآن براي جهان بشريت به ارمغان آورده كه تنها چند سطر آن بتواند اعتقادات، باورهاي صحيح، اخلاقيات، قوانين فقهي و حقوقي و اجتماعي بشر را تأمين كند (جوادی‌آملی، وحي و نبوت در قرآن، 1384: 80).

چهار. عدم توانایی انسان در ارتباط وحیانی و وجود خطا در سخنان پیامبرa صحیح نیست؛ چون انسان می‌تواند ارتباط وحیانی داشته باشد و دیگر اینکه در وحی الهی و سخنان پیامبران هیچ خطایی یافت نمی‌شود (کریمی، وحی‌شناسی، 1387: 110).

پنج. نفس پیامبرa اساساً باید به چنان مرتبه والایی از کمال دست یافته باشد تا شایستگی دریافت وحی را داشته باشد؛ لذا شخصیت کمال­یافته پیامبرa در دریافت وحی موضوعیت دارد نه طریقیت. پس وحی و قرآن هرگز برخاسته و تابعِ شخصیت پیامبرa  یعنی ضمیر ناخوآگاه او نبوده است (موسوی‌مقدم، «نقد دیدگاه ویلیام مونتگری وات پیرامون وحی»، قرآن‌پژوهی خاورشناسان، 1391: 13/ 133).

شش. قرآن کریم می‌فرماید: Pوَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكيلاًO (اسراء/ 86)؛ «و اگر بخواهيم، آنچه را به سوى تو وحى فرستاده‏ايم؛ قطعاً (از ذهن تو) مى‏بريم. سپس به‌خاطر (حفظ) آن (وحى) در برابر ما، براى خود هيچ حمايت‌گرى نمى‏يابى.» لذا تنظیم یک متن در زمان و مکانی خاص، آن‌هم در موارد بسیار متعدد از آن جهت غیرممکن است که اولاً هیچ‌کس توان این‌ کار را ندارد و ثانیاً مستلزم آن است که شخص در صورت گرفتن آن از سوی خدا قادر باشد دوباره آن را تصنیف نماید. این دو غیر ممکن است؛ چون چیزی از ضمیر ناخودآگاه تراوش می‌کند که انسان پیشتر به آن آگاهی داشته باشد یا مدت‌ها در آرزوی آن بنشیند. همچنین عدم ضمانتِ حفظْ در سخن خودِ انسان هیچ‌گاه مطرح نمی‌شود (کریمی، وحی‌شناسی، 1387: 113).

هفت. تصنیف قرآن از سوی پیامبرa از دو حال خارج نیست؛ یا برای رسیدن به معنویت است یا برای اهداف جاه‌طلبانه. لذا باید دانست که نیل به معنویت مستلزم درستی و صدق در تمام مراحل زندگی است و هدف جاه‌طلبانه مستلزم درستی و صداقت او در ابتدای دعوت خود و کذب و نادرستی بعد از رسیدن به هدف است. در هر دو صورت مطلوب حاصل است؛ مورد اول چون مستلزم صدق او در تمام مراحل زندگی بوده و مورد دوم هم به‌دلیل اینکه تاریخ هیچ‌گونه هدف جاه‌طلبانه‌ای برای آن حضرتa ذکر نکرده است، ابطال می‌شود.

3ـ صرع و هیستری

گروهی از خاورشناسان، قرآن را نشأت گرفته از نوعی اختلال حواس یا مجنونیت و یا به‌عبارتی صرع و هیستری می‌دانند.

تعدادی از این مستشرقان مثل ویل، گلدزیهر و بول (G. Voill &  I. Goldziher & Fr. Boll) و... اعلام می‌دارند که پیامبرa مبتلا به صرع بوده است و آنچه را که در اثر این حالت بر وی وارد می‌شد، وحی می‌نامید! پس از درستی به دور و خالی است. در حالت صرع عرق از او جاری می‌شد و دچار تشنجات شدیدی می‌شد، به‌طوری‌که از دهانش کف خارج می‌شد؛ لذا هنگامی‌که از این حالت خارج می‌شد، بیان می‌کرد که بر او وحی نازل می‌شود و آنچه را گمان می‌کرد وحی از سوی پروردگارش است، بر مؤمنین تلاوت می‌کرد (الصغير، المستشرقون و الدراسات القرآنيه، 1420: 14)‏.

برخی دیگر همچون اشپرینگر (Sprenger) هیستری و تحریک عصبی را در نظر گرفته‌اند. اینان نشان داده‌اند که پیامبرa تحت تأثیر اضطراب عصبی اندیشه و عواطف بسیار مبهم در نفسش قرار داشته است؛ به‌طوری‌که رفت و آمد شب و روز تفاوتی در القای امری به او نمی‌کرد و قطعاً آن امر سبب تخلیۀ جسم، رنگ‌پریدگی در صورت و تقلیل قوای جسمی‌اش می‌شد (رضوان، آراء المستشرقين حول القرآن الكريم و تفسيره‏، 1413: 1/ 398).

با توجه به مطالب مطرح شده، این‌ مستشرقان خواهان القای این امر هستند که پیامبران افرادی با ایمان و متعصب بودند که نسبت به مردم، خیرخواه و دلسوز بودند و همواره در فکر چاره‌جویی و اصلاحات اجتماعی بوده‌اند و آن‌قدر در این‌باره به فکر فرو می‌رفتند که از حالت روانی خارج می‌شدند (امینی، وحی در ادیان آسمانی، 1377: 138) و دچار صرع و هیستری می‌شدند و آن‌چنان در این بیماری سرگردان بودند که جملاتی را بر زبان می‌آوردند و تصور ارتباط با الوهیت و وحی را می‌کردند؛ لذا هرچه می‌گویند جز تخیل در حالت صرع و هیستری، چیزی بیش نیست.

این شبهه چیزی جدید نیست و حتی در زمان خود پیامبرa نیز از طرف مخالفان مطرح بوده است. به گواهی قرآن کریم اقوام پیامبران در پاسخ دعوت آنان به پیروی از احکام و معارف وحیانی، ایشان را جادوگر و مجنون می‌خوانند (کریمی، وحی‌شناسی، 1387: 98) قرآن کریم می‌فرماید: Pإِذْ يَقُولُ الظَّلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًاO (اسراء/ 47) یا در جایی دیگر می‌فرماید: Pقالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونO (ذاریات/ 52).

بررسی و نقد

یک. این دست از خاورشناسان داستان صرع و هیستری پیامبرa را از هنگام نزول وحی بر ایشان به دلیل سنگینی وحی بر وجود مبارکش، داغی بد و سرازیر شدن عرق از پیشانی مبارکش اخذ نموده‌اند (حجتی، تاریخ قرآن، 1389: 34). البته در صحت سنگینی وحی تردیدی نیست. همان‌طور که قرآن کریم از آن به «قول ثقیل» تعبیر می‌کند: Pإِنَّا سَنُلْقي‏ عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلاًO (مزمل/ 5)، اما باید دانست که ثقل كيفيت خاصى براى جسم است با این خاصيت كه حمل چنين جسمى و جابجا كردن آن دشوار است. چه بسا همين كلمه در غير جسم مثلاً در امور معنوى هم به عنوان استعاره استعمال مى‏شود؛ مثلاً مى‏گويند درس امروز سنگين بود؛ يعنى تحمل آن براى فهم و درك شاگردان دشوار بود كه در اين گونه تعبيرها كلمه سنگين در غير جسم به كار رفته است. در امور معنوى كه درك آن دشوار است يا حقايقى در بر دارد كه رسيدن به آن سخت است و يا فرمان‌هايى را متضمن است كه امتثال آن و مداومت بر انجام آن دشوار است (طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374: 20/ 96)، همین کلمه به کار می‌رود.

دو. حالت سنگینی وحی و علائم بعد از آن هیچ شباهتی به آثار وحی نداشته است؛ چون کسی‌که دچار صرع می‌شود، دچار حالات غیرطبیعی می‌شود و رفتاری نامتعادل از خود نشان می‌دهد و هذیان می‌گوید و پس از بهبودی، از آنچه انجام داده و گفته است، اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. تاریخ هیچ‌یک از این آثار را در حضرت محمدa گزارش نکرده است. آن حضرت پس از پایان یافتن ارتباط وحیانی، همۀ وحی را حفظ بود و آن را بدون هیچ تغییری برای مردم و کاتبان وحی تلاوت می‌فرمود و با اطمینان تمام به تفسیر و تبیین آن و دعوت مردم به راستی و انجام دستورات وحیانی خداوند می‌پرداخت (کریمی، وحی‌شناسی، 1387: 99).

سه. وجود صرع و هیستری، مستلزم خطا و اشتباه در پیامبرa است که مخالف با نص صریح قرآن است که این وجود مبارک را در تمام مراحل دریافت، نگه‌داری و ابلاغ این مصحف شریف معصوم می‌داند. قرآن درباره عصمت پیامبرa می‌فرماید: Pأَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولO (نساء/ 59). این آیه چون مربوط به اطاعت مطلق و نبوّت خاص است، تنها بر عصمت پيامبر اكرمa دلالت مي‏كند (جوادی‌آملی، تفسیر تسنيم، 1389: 19/349). طبق آیه Pوَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَىO (نجم/ 4ـ3) پیامبرa هرچه مي‏گويد، متن وحي است و مورد تأیید خداي سبحان است: Pوَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُواO (حشر/ 7) (همان، 19/ 246)؛ لذا اگر معارف آن بر مبنای صرع و هیستری باشد تأیید، حفظ و نگه‌داری آن کلام و بالأخص تأیید پیامبرa از سوی خداوند بی‌معنا خواهد بود؛ بنابراین،  ایشان در همۀ مراحل معصوم و به دور از عواملی چون صرع و هیستری بوده است.

چهار. به‌نظر می‌رسد جامع‌ترین دلیل برای بطلان این دیدگاه این است که صرع و هیستری امری است که استدلالات عقلی، تصور و تصدیق در آن کاربردی نه به صورت بالقوه و نه به شکل بالفعل ندارد؛ لذا توان تصمیم‌گیری و انجام کارهای استدلالی حتی بعد از به هوش آمدن تا مدتی سلب می‌شود، ولی قرآن کریم به دلیل وجود نظم و چارچوب عقلی ـ استدلالی، روشن است که از هرگونه منشأ یافتن از صرع و هیستری، بالأخص بشری بودن، به دور است؛ زیرا استدلالات علمی، عملی و دقیقی در آن نهفته شده که حتی بشر قادر به آموختن آن نیست[2] تا چه رسد به اینکه در حالاتی همچون تشنج و صرع آنان را بیان نماید.

پنج. بهترین دلیل بر رد همه این پندارهای دروغ از سوی مستشرقانی منصف، به ویژه سر ویلیام مویر (S. W. Muer) در کتاب «حیات محمد» مطرح شده است. ایشان بعد از بازگشت به ظاهر وحی، در نفی آنچه جاهلان به دروغ بر پیامبرa از حالت صرع نسبت داده‌اند، می‌نویسد: در حالت صرع آنچه بر شخص گذشته است، با هر اشاره‌ای به او برنمی‌گردد و نمی‌تواند آن‌ را به یاد آورد؛ لذا این حرکت، احساس و تفکر  را کلاً تعطیل و مختل می‌کند (الصغير، المستشرقون و الدراسات القرآنيه، 1420: 15).

4ـ غلیان و هیجانات روحی[3]

هیجان روانی در اکثر اوقات تحت تأثیر عواملی از جمله تحریک عصبی، جنون، دیوانگی، ناآرامی‌های درونی ـ بیرونی و... بروز می‌کند و شخص را به هزیان‌گویی و گفتار بی‌معنی و نا‌متوازن می‌کشاند.

برخی از خاورپژوهان با استفاده از حالت پیامبرa در هنگام نزول قرآن یا سخن گفتن وی قبل از دریافت وحی ادعا نموده‌اند که ایشان در همان حالت ـ به تعبیر مستشرقان، غلیانات روحی و روانی- جملاتی را بر زبان آورده که وی را به این باور رسانده که با غیب در ارتباط است؛ لذا از درستی خالی است. مثلاً نولدکه در عین حال که بر واقعیت و حقانیت الهام پیامبرانه حضرت محمدa تأکید می‌کند و احتمال صرع را رد می‌نماید، بر آن است که او دست‌خوش هیجانات و عواطف سرکشی بوده است که سرانجام او را به آنجا می‌رساند که باور کند با غیب و الوهیت تماس دارد[4] (صادقی، رویکرد خاورشناسان به قرآن، 1379: 165).

بررسی و نقد

یک. نولدکه دچار تناقض شده است. ایشان از یک‌سو پیامبرa را برحق دانسته و از سوی دیگر وی را دچار هیجان روحی می‌داند؛ لذا این سؤال مطرح می‌شود که چگونه شخصی که دچار تحریکات روانی شدید است، می‌تواند بر حق باشد؟ و چگونه شخصی که دارای هیجانات روحی است؛ می‌تواند 23 سال بر نشر عقاید مورد نظرش بپردازد و استقامت نماید؟

ثانیاً علامه طباطباییe ذیل آیه خطاب به پیامبرa است می‌فرماید: Pوَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى‏ إِلَيْكَ وَحْيُهُO (طه/ 114). می‌نویسد: سياق آيه مورد بحث شهادت مى‏دهد بر اينكه در اين آيه تَعَرُضى نسبت به چگونگى تلقى رسول خداa بر وحى قرآن شده است و جمله Pوَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِO نهى از عجله در قرائت قرآن است و معناى جمله Pمِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى‏ إِلَيْكَ وَحْيُهُO اين است كه قبل از تمام شدن وحى از ناحيه فرشته وحى در خواندن آن عجله مكن (طباطبایی، المیزان، 1374: 14/ 300) نه اینکه وجود مبارک پیامبرa دارای غلیانات روحی و حالات عصبی باشد که سبب عجله ایشان در دریافت وحی باشد.

سه. اینکه عده‌ای از مخالفان ابراز داشته‌اند که پیامبرa مجنون یا ساحر است: Pقالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونO (ذاریات/ 52) و قرآن در جواب آنان می‌فرماید: Pفَذَكِّر فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونO (طور/ 29) گروه‌هايي‌اند كه در فرصت‌هايي خاص به پراكندن اَراجيف (گزاره‏هاي لرزه‏دار) و شايعه مي‏پرداختند (جوادی‌آملی، تفسیر تسنيم، 1389: 17/ 61).

چهار. اشکال دیگر سخن نولدکه این است که تمامی این سخنان که نام وحی به خود گرفته‌ است، در وضعیتی هیجانی و عاطفی ظهور یافته است؛ به‌ عبارتی دیگر، هیچ بخشی از قرآن در حالت آرام و غیرهیجانی بر زبان پیامبرa جاری نشده است (صادقی، رویکرد خاورشناسان به قرآن، 1379: 166) که این با آیاتی از قبیل Pوَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءO (شوری/ 51) مخالف می‌باشد.

نتیجه

قرآن كريم به عنوان آخرين كتاب آسماني، برنامه‌هاي كاملي براي سعادت و كمال انسان دارد، اما مستشرقان غیرمنصف در صددند تا با غیر الهی نشان دادن مصدر آن، هر منبعی جز وحی را برای آن اثبات نمایند، ولی مطالعه عقلی و نقلی حاکی از وجود وحی و نفی هر چیز دیگری می‌باشد. این نوشتار ما را به نتایج ذیل ‌رسانده است:

1. قرآن نمی‌تواند از تراوشات ذهنی یک فرد نابغه باشد؛ چون نوابغ با هر توان و قدرتی، صرفاً با استفاده از مبانی حصولی، سریع‌تر از دیگران به مطلب مورد نظر می‌رسند نه اینکه قادر به آوردن قرآنی باشند که در فصاحت و بلاغت نظیری نداشته باشد.

2. ضمیر ناخودآگاه یا تخیّل خلّاق صرفاً یک نظریه است؛ زیرا تصور اینکه شخصی با استفاده از قوة تخیلش توان آوردن قرآنی را با آن همه معارف داشته باشد، دور از ذهن و ناممکن است.

3. صرع و هیستری معلول نوعی جنون و دیوانگی در پیامبرa می‌باشد، اما خداوند آنان را که ادعای این منبع را برای قرآن مطرح نموده‌اند، به مبارزه ‌طلبی فراخوانده و عقل هم این را می‌پذیرد که کسانی را که دارای حالت مشابه‌‌اند، نمی‌توانند کلامی را در اوج مبارزه‌طلبی بیاورند.

4. هیجانات روحی ـ روانی به نوعی با دیوانگی و هزیان‌گویی ارتباط تنگاتنگی دارد، اما قرآن خود را حق دانسته و هرگونه بیهوده‌گویی و گزاف‌گویی را رد و نفی می‌نماید.


پی‌نوشت‌ها

[1] مثلاً همین دو فيلسوف عقلانيت اسلامى را به اوج قلّه قوّت و انسجام رسانيدند. آنان بسيار هنرمندانه دست‏آوردهاى فلسفى يونانى ـ اسكندرانى را با تعاليم دينى اسلامى درآميخته با تكيه بر قدرت فكرى و نبوغ فوق‏العاده خود دستگاه فلسفى بس استوارى را پى ‏افكندند كه طى قرون متمادى افكار و آثار آنها شرق اسلامى و مغرب زمين را سيراب مى‏ساخت. (بوستان كتاب، مرزبان وحى و خرد: يادنامه مرحوم علامه سيد محمدحسين طباطبائىe ، 1381: 405).

[2] قرآن کریم می‌فرماید: Pوَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيماًO (نساء/ 113)؛ «و خدا، كتاب و حكمت بر تو فرو فرستاد، و آنچه را نمى‏دانسته‏اى به تو آموخت. و بخشش خدا بر تو بزرگ بوده است.»

[3] تفاوت این دیدگاه با نظریۀ «صرع و هیستری» بر اساس دیدگاه‌های مطرح ‌شده از سوی خاورشناسان در آن است که در صرع، شخص بعد به هوش آمدن جملاتی را بر زبان می‌آورد و ادعای ارتباط با غیب می‌کند، ولی در این دیدگاه مبنا همان لحظه نزول است.

[4] به‌نظر می‌رسد نولدکه و امثال وی این شبهه را طبق آیه Pوَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى‏ إِلَيْكَ وَحْيُهُO (طه/ 114) یا Pقالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونO (ذاریات/ 52) اخذ نموده باشد؛ چون ساحر و مجنون بودن یا عجله بسیار در کاری، از علائم تحریکات عصبی، روحی و روانی می‌باشد.

 

 

منابع

  1. قرآن کریم، ترجمه گروهی زیر نظر محمدعلی رضایی، قم: نشر دارالذکر، 1383ش.
  2. امینی، ابراهیم، وحی در ادیان آسمانی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی،  1377ش.
  3. بوستان كتاب، مرزبان وحى و خرد: يادنامه مرحوم علامه محمدحسين طباطبایىe ، قم: بوستان كتاب، 1381ش.
  4. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم: اسراء، چاپ‌های‌ دوم و سوم، 1389ش.
  5. جوادی آملی، عبدالله، وحي و نبوت در قرآن، تحقیق علی زمانی قمشه‌ای، قم: اسراء، چاپ دوم، 1384ش.
  6. حجتی، محمدباقر، تاریخ قرآن کریم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ 29، 1389ش.
  7. رضوان، عمر بن ابراهيم، آراء المستشرقين حول القرآن الكريم و تفسيره‏، الرياض‏: دار الطيبه، 1413ق.
  8. زمانی، محمدحسن، مستشرقان و قرآن: نقد و بررسی آراء مستشرقان دربارة قرآن، قم: بوستان کتاب، 1387ش.
  9. ‏سيد قطب، فى ظلال القرآن‏، بيروت ـ قاهره، دار الشروق‏، چاپ هفدهم، 1412ق.

10. صادقی، تقی، رویکرد خاورشناسان به قرآن، تهران: انتشارات فرهنگ‌گستر، 1379ش.

11. الصغير، محمد حسين على، المستشرقون و الدراسات القرآنية، بيروت: دار المؤرخ العربى، 1420ق.

12. طباطبایی، محمدحسین، تفسیر الميزان، ترجمه محمد باقر موسوى همدانى، قم: دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1374ش.

13. کریمی، مصطفی، وحی‌شناسی، قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینیe، چاپ دوم، 1387ش.

14. موسوی‌مقدم، سیدمحمد، «نقد دیدگاه ویلیام مونتگری وات پیرامون وحی»، دوفصلنامه علمی‌ترویجی قرآن‌پژوهی خاورشناسان، شماره 13، 1391ش.

15. مونتگری‌وات، ویلیام، حقیقت دینی در عصر ما، ترجمه ابوالفضل محمودی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1379ش.

16. مونتگری‌وات، ویلیام، محمدa، پیامبر سیاست‌مدار، ترجمه اسماعیل ولی‌زاده، تهران: دارالترجمه ایران، 1344ش.

 

 

 


* . تاریخ دریافت: 15/12/1394 و تاریخ تأیید: 15/4/1395.

**. عضو هیئت علمی دانشگاه رازی: این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

***. کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس (نویسنده مسئول): این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید