نقد مقاله «متشابه» از دایرة المعارف قرآن لیدن* PDF چاپ نامه الکترونیک

دکتر عیسی متقی‌زاده** و فاطمه قندالی***

چکیده

مقاله «متشابه» (ambiguous) از مستشرق یهودی، خانم لی کینبرگ، در دایرة­المعارف قرآن لیدن به چاپ رسیده است. در ابتدای این مقاله، نویسنده دو معنای «مشابه» و «چند پهلو» را برای واژه «متشابه» ذکر کرده است که در خصوص معنای اول به بحث ارتباط آیات مشابه با اعجاز قرآن و در مورد معنای دوم به سه بحث آیات ناسخ و منسوخ، جواز تفسیر قرآن و اعجاز قرآن پرداخته است.

نوشتار حاضر به بررسی نقاط قوّت و ضعف این مقاله به لحاظ ساختاری و محتوایی می‌‌پردازد. بهره­گیری از ترجمه مناسب قرآن و ذکر دیدگاه‌های مختلف و دلایل هر کدام، از نکات مثبت مقاله می­باشد. در مقابل، اشکالاتی ساختاری چون جامع نبودن مطالب و کم توجهی به منابع شیعی و نیز اشکالات محتوایی مانند خلط میان متشابه لفظی و معنایی، مصادیق نادرست آیات متشابه و ... بر این مقاله وارد است.

کلید واژگان: قرآن، ‌محکم، متشابه، تشابه لفظی، مستشرقان، لی کینبرگ.


مقدمه

یکی از جدیدترین فعالیت­های[y1] خاورشناسان در زمینه قرآن­پژوهی، تألیف «دایرۀ ­المعارف قرآن» است. این اثر یک دایرۀ‌المعارف تخصصی به زبان انگلیسی و اولین مرجع جامع و معتبر قرآنی در سطح جهانی به شمار می­رود. که به سر ویراستاری خانم جین دمن مک اولیف[1] (استاد تاریخ و ادبیات دانشگاه جرج تاون آمریکا) و با همکاری چهار تن از قرآن‌پژوهان و اسلام‌شناسان معروف غربی ـ گلود زیلیوت[2] (از دانشگاه اکس ـ آن ـ پروانس فرانسه)، ویلیام گراهام[3] (از دانشگاه هاروارد آمریکا)، وداد کادی[4] (از دانشگاه شیکاگو آمریکا) و آندرو ریپین[5] (از دانشگاه ویکتوریا کانادا) ـ نگارش یافته و توسط انتشارات بریل در شهر لیدن هلند انتشار یافته است.

هدف از تألیف این دایرۀ­المعارف که طرح آن از سال 1993 ريخته شد، بنا به گفته سرویراستار آن، تهیه اثری جامع در خصوص قرآن به منظور بهره­گیری خوانندگان عمومی و نیز متخصصان و فرهیختگان و زمینه­سازی تحقیقات گسترده در باب قرآن بوده است (مؤدب، نقد دائرة المعارف قرآن لیدن بر اساس آراء و مبانی شیعه، شیعه‌شناسی، 1387: 23).

مداخل این دایرۀ­المعارف شامل شخصیت­ها، مکان­ها، حوادث و مفاهیمی است که مستقیماً در خود قرآن به آنها اشاره شده است. به علاوه، مباحث و موضوعات مهم حوزه مطالعات قرآنی مانند تاریخ مطالعات قرآنی، قرآن و ديگر اديان، ‌قرآن و فرق اسلامي، قرآن و علوم و فنون و هنرهاي اسلامي موضوع مداخل مختلف قرار گرفته است.

انصاف و عدم تعصب در گزارشات و حتی دفاع از ساحت قرآن در برخی مداخل و استفاده از برخی نویسندگان مسلمان را از امتیازات دایرۀ­المعارف قرآن لیدن برشمرده­اند. در مقابل، عدم بهره­گیری از محققان شیعی، کم توجهی به آراء و منابع قرآنی شیعه، جامع نبودن اطلاعات در برخی مداخل و ضعف علمی برخی از نویسندگان از جمله نقدهایی است که بر این مجموعه وارد کرده‌اند (همان).

یکی از مداخل این دایرة المعارف، مدخل «ambiguous» اثر خانم دکتر لی کینبرگ[6]، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه تل‌آویو است. وی متولد فلسطین اشغالی است و مدارج تحصیلی خود را به این ترتیب طی کرده است: کارشناسی مطالعات متون مقدس و زبان و متون عربی، کارشناسی ارشد مطالعات اسلامی از دانشگاه هبرو[7] و دکتری مطالعات اسلامی از دانشگاه میشیگان[8]. وی در بیست و پنج سال گذشته در دانشگاه تل­آویو، دانشکده تاریخ خاورمیانه و آفریقا مشغول تدریس بوده و در این سال­ها با دانشگاه­های متعددی نیز به عنوان استاد مدعو همکاری داشته است؛ از جمله: دانشگاه کالگری[9] کانادا، دانشگاه نیو ساوت ولز[10] استرالیا، دانشگاه سیمون فریزر[11] کانادا و دانشگاه ویک فارست[12] آمریکا.

نوشتار حاضر درصدد بررسی این مدخل است و امید است که در پایان این پژوهش که به شیوه کتابخانه­ای انجام شده است، پاسخ روشنی برای سؤالات زیر به دست آید:

این مقاله به لحاظ ساختار، تا چه میزان از معیارهای مقبولیت یک دایرة­المعارف خوب برخوردار است؟

مدخل مورد بررسی، به لحاظ محتوا (صحت، جامعیت، پرداختن به موضوعات اساسی و ...) در چه جایگاهی قرار دارد؟

میزان قرابت مطالب این مقاله به اندیشه­های اسلامی و دیدگاه­های شیعی تا چه اندازه­ای است؟

1ـ متشابه در لغت و اصطلاح

«متشابه» در لغت، اسم فاعلِ باب تفاعل از ریشه «شبه» بوده و به معنای چیزی است که شباهت به چیز دیگر دارد. ابن منظور در توضیح ریشه این کلمه می­گوید: «تشابه الشیئان و اشتبها» (ابن منظور، لسان العرب، بی‌تا: 13/503). فیروزآبادی نیز به مؤلفه شباهت در معنای این کلمه اشاره داشته و به­علاوه، امکان اشتباه را مؤلفه دوم می‌داند: «تَشابَهَا و اشْتَبَها: أَشْبَهَ كُلٌّ منهما الآخَر» (فیروز آبادی، القاموس المحیط، بی‌تا: 4/ 299). زبیدی در این خصوص به روشن نبودن معنا از ظاهر لفظ نظر داشته و می‌گوید: «المُتَشابِهُ: ما لم يُتَلَقَّ مَعْناه من لَفْظِه» (زبیدی، تاج العروس، بی‌تا: 19/ 51). اما راغب اصفهانی مشکل بودن تفسیر را به عنوان نتیجه شباهت در آیات متشابه مطرح می­نماید: «و الْمُتَشَابِهُ‏ من القرآن: ما أشكل‏ تفسيره لمشابهته بغيره‏» (راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، بی‌تا: 443).

بنابراین با توجه به معانی که عالمان لغت برای این واژه ذکر کرده­اند، دو محور معنایی برای این کلمه می­توان نام برد: «شباهت چیزی به چیز دیگر» و «دشواری تشخیص معنا».

اما در معنای اصطلاحی «متشابه» و مراد از آیات متشابه، آرای گوناگون و گاه متناقضی وجود دارد، اما با توجه به محتوای آیه هفتم سوره آل ‌عمران که بنیان­گذار این اصطلاح است، به نظر می­رسد بتوان خصوصیات آیات متشابه را بدین صورت استخراج نمود[y2] : Pهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرَ مُتَشَابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ  ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ  إِلَّا اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ  عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِO (آل عمران/ 7).

در این آیه، اولاً از دو گروه از آیات سخن به میان آمده است: محکم و متشابه؛ ثانیاً آیات محکم با تعبیر «ام الکتاب» توصیف شده­اند؛ ثالثاً به مسئله امکان «تأویل نادرست آیات متشابه» و «دستاویز قرار گرفتن این آیات از سوی فتنه­گران» تأکید شده است و نهایتاً به این مسئله اشاره شده است که به تأویل درست این آیات، خداوند متعال یا خدا و راسخان در علم آگاهی دارند. با توجه به این نکات می­توان خصایص زیر را برای آیات متشابه برشمرد:

الف) دربرداشتن وجوه معنایی متعدد

با توجه به اشاره­ای که در آیه به امکان وجه معنایی نادرست آیات متشابه شده است و نیز اصل مسلم معناداری آیات قرآن کریم و در نتیجه وجود وجه درست معنایی، این نتیجه حاصل می­شود که در برخورد با یک آیه متشابه، علاوه بر وجه صحیح، لااقل یک وجه ناصحیح نیز به ذهن می­رسد، به نحوی که تشخیص وجه صحیح دشوار است. آیت الله معرفت در این خصوص می­گوید: «تشابه از تشابه الوجوه گرفته شده، یعنی همانندی و شباهت وجهی از آن با وجه دیگر آن؛ به گونه­ای که سخنی، چند وجه از معانی را در بر داشته باشد و از این جهت است که در چنین سخنی وجه و معنی اصلی مورد نظر پوشیده و مخفی است» (معرفت، التمهید فی علوم القرآن، 1415: 3/ 6).

ب) مورد شک و شبهه بودن

علامه طباطبایی6 این خصیصه را به صورت «دست نیافتن فهم مخاطب بر مراد آیه در بدو امر» مطرح می­نماید: «أن المراد بالتشابه كون الآية بحيث لا يتعين مرادها لفهم السامع بمجرد استماعها بل يتردد بين معنى و معنى حتى يرجع إلى محكمات الكتاب» (طباطبایی، المیزان، 1417: 3/21)؛ یعنی آیه متشابه به گونه­ای است که فهم مخاطب به محض شنیدن آن بر مراد و مقصود آن دست نمی­یابد و بین دو معنا مردد است تا زمانی که به آیات محکم بازگردانده شود.

زرقانی نیز در این­باره می­گوید: «معنای متشابه بودن بخشی از قرآن این است که دلالت آنها بر مراد و مقصود خداوند متعال روشن نیست» (زرقانی، مناهل العرفان، بی­تا: 2/167).

بنابراین، آیه متشابه علاوه بر اینکه چند وجه معنایی برایش محتمل است، تشخیص وجه صحیح با دشواری همراه بوده و مورد شک و شبهه است.

ج) قابلیت فتنه­انگیزی به دلیل امکان تاویل به وجه نادرست

همان­گونه که گفته شد، وجوه معنایی مختلف به گونه­ای است که برخی مصداق تأویل درست و برخی نیز مصداق تأویل نادرست قرار می­گیرد، اما ویژگی سوم آیات متشابه این است که وجوه نادرست آیه، قابلیت فتنه‌انگیزی داشته و به همین دلیل مورد طمع بیماردلان قرار می­گیرد؛[13] به همین دلیل، در آیه شریفه منحرفان به سبب پیروی از آیات متشابه مورد مذمت قرار گرفته‌اند.

البته در آیه مورد نظر، راه برون­رفت از سردرگمی میان معانی محتمل آیه نیز مطرح شده و آن، ارجاع آیات متشابه به آیات محکم و بهره­گیری از راسخان در علم است. مسئله ارجاع متشابهات به محکمات را مفسران از وصف «ام الکتاب» بودن محکمات استنباط کرده­اند. طبق این وصف، پیروی مذموم، پیروی از آیات متشابه قبل از ارجاع آنها به آیات محکم است (طباطبایی، المیزان، 1417: 3/23).

2ـ گزارشی از مدخل «متشابه» در دایرة المعارف قرآن لیدن

نویسنده پس از بررسی لغوی کوتاه واژه «متشابه» به تقسیم بندی آیه 7 سوره آل عمران که آیات قرآن کریم را به دو دسته محکم و متشابه تقسیم می­کند، می‌پردازد. سپس دو دسته دیگر آیات که به بیان وی با این آیه متناقض به نظر می­رسند، مورد بررسی قرار می­دهد. بعد برای واژه متشابه دو معنای «مشابه» و «چندپهلو» را ذکر کرده و ارتباط میان آیات محکم و متشابه را وابسته به یکی از دو معنای یاد شده می­داند. آن­گاه با در نظر گرفتن معنای «مشابه»، به بیان ارتباط میان آیات متشابه و اعجاز قرآن می­پردازد.

در ادامه، با این پیش­فرض که آیات متشابه به معنای آیات چند پهلو هستند، به سه بحث علوم قرآنی آیات ناسخ و منسوخ، جواز تفسیر قرآن و اعجاز قرآن اشاره کرده است.

در خلال این سرفصل­ها، نویسنده مطالبی را بیان می­کند که پس از بررسی ساختاری مقاله، برخی از آنها مورد اشاره، بررسی و نقد قرار می­گیرد.

3ـ نقاط قوّت مقاله

الف) نقاط قوت ساختاری

1. عنوان مناسب برای مقاله

از نکات مثبتی که برای دایرة المعارف قرآن لیدن برشمرده­اند، نحوه گزینش و نام‌گذاری مداخل آن است؛ یعنی با بهره­گیری از تجربه دایرة­ المعارف اسلام که مداخل آن بر مبنای تلفظ عربی آنها آوانگاری شده بود و مشکلات زیادی را برای استفاده خوانندگان، به­ویژه غیرعرب­زبان­ها، ایجاد می­کرد، در این دایرة ­المعارف تلاش شده است که تا حد امکان از معادل­های لاتین رایج در متون ادبی و مذهبی غربیان بهره گرفته شود؛ برای مثال به جای «نسخ: Naskh» که در دایرة ­المعارف اسلام مورد استفاده قرار گرفته بود، واژه «Abrogation» برگزیده شده است (دخت عصمتی، «کلیات درباره دایرة المعارف»، اطلاع‌یابی و اطلاع‌رسانی، 1386: 4). این امر در خصوص این مدخل نیز مشهود است، به‌گونه­ای که به جای «mutashabeh» از تعبیر «ambiguous» استفاده شده است.

2. مستند بودن مطالب

یکی از نکات جالب توجه این مقاله، مستند بودن مطالب و تعدد ارجاعات است؛ به گونه‌ای که نویسنده، گفته­های خود را به یک یا چند منبع ارجاع می­دهد؛ برای مثال، برای تعریفی از واژه «محکم» که عبارت است از «آیاتی مستقل که به هیچ توضیحی نیاز ندارند»، به سه منبع النکت ماوردی، زاد المسیر ابن جوزی و بحر المحیط ابوحیان ارجاع داده شده است.[14] یا در بحث آیات متشابه و اعتبار تفسیر قرآن، قول «امکان تفسیر آیات متشابه به چند طریق» مستند به هشت منبع شده است.[15]

3. لحن گزارشی

از جمله مهم­ترین نقطه قوت این مقاله، لحن گزارش­گری آن است؛ یعنی نویسنده تلاش نموده است که اطلاعات به دست آمده را بدون داوری بیاورد و در معرض دید خوانندگان قرار دهد؛ مثلاً در بحث جواز تفسیر آیات متشابه، هم دلایل قائلان به جواز تفسیر این دسته آیات را آورده است و هم دلایل معتقدان عدم جواز را. وی در دلایل عدم جواز تفسیر آیات متشابه به «انحصار دانش آیات متشابه به خدا» و «امکان تحریف معنای آیات متشابه و در نتیجه گمراه شدن مؤمنان» اشاره کرده است؛ ضمن آنکه در بحث جواز تفسیر این آیات، استدلال‌هایی چون «توجه به فواید وجود آیات متشابه در قرآن کریم» را مطرح نموده است (EQ,2001,75)؛ به عبارت دیگر، در این مقاله نتایج از پیش تعیین شده نیست و مؤلف در جهت خاصی موضع‌گیری نکرده است؛ لذا خواننده با کنار هم قرار دادن آنها می­تواند خود به قضاوت بنشیند.

ب) نقاط قوت محتوایی

1. ترجمه مناسب آیات قرآن کریم

یکی از نقاط قوتی که به لحاظ محتوایی می­توان برای این مقاله برشمرد، بهره­گیری از ترجمه نسبتاً مناسب برای آیات قرآن کریم است؛ برای نمونه، ترجمه آیات 7 سوره آل‌عمران، 23 زمر در دو ترجمه خانم صفارزاده و خانم لی کینبرگ مورد مقایسه قرار می­گیرند.

آیه 7 آل عمران: Pهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ...O.

ترجمه خانم لی کینبرگ:

It is he who sent down upon you the book (q.v), wherein are verses clear (ayat muhkamat) that are the essence of the book (umm al-kitab), and others ambiguous (mutashbihat) )EQ,2001,70(.

ترجمه خانم صفارزاده:

Allah is the One Who has sent down to you [O, Messenger] the [Holy] Book; some of its Words of Revelation Are Decisive and Explicit and these are The basics of the Book and others are Ambiguous.

چنان که ملاحظه می­شود، در این ترجمه‌ها واژه «محکم» در ترجمه خانم لی کینبرگ به «clear» و در ترجمه خانم صفارزاده به «Decisive and Explicit» ترجمه شده است. در کتب لغت، دو واژه «clear» و «Explicit» مترادف یکدیگر و به معنای روشن، واضح و صریح هستند؛ بنابراین، هرچند که خانم صفارزاده با افزودن واژه «Explicit» (به معنای قاطع و قطعی) به ترجمه، معنای واژه را روشن­­تر نموده است.

اصطلاح متشابه نیز در هر دو ترجمه به «Ambiguous» ترجمه شده­ است.

ـ آیه 23 زمر: Pاللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ کِتَاباً مُتَشَابِهاً ...O

ترجمه خانم لی کینبرگ:

God has sent down the fairest discourse as a book consimilar (kitaban mutashabihan) )EQ,2001,70(.

ترجمه خانم صفارزاده:

Allah has sent down the Supreme Message in the Book. The Words of Revelation of the Holy Qur'an Concerning their meanings are similar.

در ترجمه این آیه، خانم لی کینبرگ واژه متشابه را به «consimilar = با هم متشابه» ترجمه کرده است و خانم صفارزاده با عبارت توصیفی «their meanings are similar»، به تشابه معنایی اشاره کرده است؛ بنابراین، تفاوت دو ترجمه، در تحت اللفظی یا تفسیری بودن ترجمه­هاست. به این معنا که خانم لی­ کینبرگ ترجمه­ای تحت اللفظی از کلمه به دست داده است، در حالی که خانم صفارزاده به مراد از این تشابه نیز پرداخته است.

لذا به نظر می­رسد ترجمه­ای که نویسنده مدخل برای آیات قرآن کریم به دست داده است، به ترجمه­ای که یک مسلمان شیعی ارائه کرده، نزدیک است. این خصیصه سبب می‌شود که در بحث محکم و متشابه، تا حد امکان از بدفهمی­های ناشی از ترجمه ناصحیح جلوگیری شود؛ بنابراین اگر اشکالاتی به مقاله وارد باشد، ناشی از ترجمه غلط و مغرضانه از آیات قرآن کریم نیست، بلکه به عوامل دیگری برمی­گردد که در این نوشتار به برخی از آنها اشاره شده است.

2. ذکر دیدگاه­های مختلف در کنار یکدیگر

نویسنده دیدگاه­های مختلف در زمینه­ای خاص را در کنار یکدیگر آورده و دلایل هر یک را نیز بیان کرده است. این موضوع اولاً زمینه مطالعات و تحقیقات بیشتر را در موضوعات مورد اختلاف برای مخاطبان خود فراهم می­کند. ثانیاً آنان را قادر می­سازد که با مقایسه دلایل هر گروه، بهترین دیدگاه را انتخاب نمایند؛ برای مثال، در بحث علم به آیات متشابه، به هر دو دیدگاه قائلان به انحصار و عدم انحصار علم به متشابهات اشاره کرده و مبنای هر گروه را نیز بیان نموده است. وی شواهدی چون روز رستاخيز، ظهور دجال قبل از آخر الزمان، بازگشت مسيح و ... که ذیل عنوان متشابهات ذكر شده­اند، قابلیت تحریف آیات متشابه و دستاویز قرار گرفتن آنها از سوی فرقه­هایی همچون خوارج را در تأیید عدم جواز آیات متشابه آورده است و در مقابل به فوایدی چون توسعه دانش تفسیر و شکوفایی توانایی­های انسان در پی تلاش­های روشن­گرانه به عنوان دلایل جواز تفسیر این دسته از آیات اشاره کرده است (EQ,2001, 72-74).

بنابراین، در دیدگاهی خوش­بینانه و با این فرض که هدف نویسنده به نمایش کشیدن گستردگی تعدد آراء در بحث متشابهات نباشد، این موضوع می­تواند به عنوان خصیصه مثبت این مدخل تلقی شود.

4ـ نقاط ضعف مقاله

الف) نقاط ضعف ساختاری

1. جامع نبودن مطالب و نپرداختن به مسائل مهم در بحث «تشابه»

یکی از مهم­ترین ویژگی­های دایرة ­المعارف خوب، آن است که اطلاعات نسبتاً جامعی در موضوعات مختلفِ حوزه آن دایرة ­المعارف ارائه دهد؛ چراکه دایرة ­المعارف، خلاصه معارف بشری در یک رشته یا همه رشته­هاست و از جمله ویژگی­های آن باید ارائه اطلاعات جامع در یک موضوع باشد، به­گونه­ای که محقق را از منابع فرعی بی­نیاز کند (رضایی اصفهانی، «بررسی دائرة المعارف قرآن لیدن» قرآن‌پژوهی خاورشناسان، 1385: 1)، اما این نکته در مقاله مورد نظر مورد غفلت قرار گرفته است. نویسنده در ابتدای مقاله تنها به ذکر این نکته که واژه «متشابه» اسم فاعل از ریشه «شبه» است، اکتفا می­کند. معنای اصطلاحی این کلمه را نیز باید در لابلای نوشته­ها جست‌وجو کرد. نمونه دیگر در بحث عدم جامعیت مطالب مقاله می­توان نام برد، بحث از چرایی و حکمت وجود آیات متشابه و نیز فواید وجود این آیات در قرآن کریم است که تفصیل این مطلب در بخش اشکالات محتوایی آورده می‌شود.

بنابراین به نظر می­رسد که بهتر بود نویسنده به جای پرداختن به موضوعات درجه دومی چون رابطه میان آیات متشابه و اعجاز قرآن، به موضوعات مهم­تری که از دیرباز ذهن دانشمندان مسلمان را به خود مشغول داشته است، می­پرداخت.

2. جامع نبودن منابع مورد استفاده

یکی از اشکالاتی که به­طور کلی بر دایرة ­المعارف قرآن لیدن وارد است، کم توجهی به آرا و منابع شیعه است، در حالی که اندیشه دینی شیعه، به دلیل برخورداری از عنصر عقل‌گرایی، دارای تحلیل­ها و برداشت­های ناب و عقل­پسندی است که هر تشنه معارفی را سیراب می‌کند. به دلیل این ویژگی انتظار می­رود که مستشرقان که متصف به عقل­گرایی هستند، به طور طبیعی به دیدگاه‌های شیعه اهتمام ویژه­ای داشته باشند، لکن به هر دلیل (عدم دسترسی به منابع شیعه، غفلت و ضعف علمی نویسنده یا تعصب و عناد) در بسیاری از مداخل، اندیشه­های ناب شیعه طرح نمی­شوند (مؤدب، «نقد دایرة المعارف قرآن لیدن بر اساس آراء و مبانی شیعه»، شیعه‌شناسی، 1387: 23).

به عبارت دیگر، از ویژگی­ها یک تحقیق علمی مطلوب، تنوع منابع است، اما در مقاله مورد بررسی، تمامی ارجاعات به منابع اهل تسنن است، جز یک مورد که نویسنده مطلبی را علاوه بر چند منبع اهل تسنن، به مجمع البیان طبرسی نیز ارجاع می­دهد؛ این مطلب عبارت است از تعریف متشابهات به: آیاتی که می­توانند به بیش از یک طریق تفسیر شوند.[16]

روشن است که علاوه بر عدم انحصار ارجاع این مطلب به منابع شیعی، مطلب مورد نظر رأی اختصاصی شیعه نبوده است.

در مواردی غیر از این مورد، منابع شیعی مورد استناد قرار نگرفته و بنابراین موافقت یا مخالفت نظر شیعه با مطالب مطروحه مشخص نیست.

ب) نقاط ضعف محتوایی

1. اشکال در تعاریف اصطلاحی

یکی از مواردی که در هر مقاله­ای شایسته بررسی است، معنای اصطلاحی اصلی­ترین کلیدواژه است. اما در این مقاله، بخشی ویژه به معنای اصطلاحی کلمه «متشابه» اختصاص نیافته و تعاریف اصطلاحی را بایستی در متن جست‌وجو نمود. این چنین معانی اصطلاحی که در سطح کل مقاله پراکنده است، عبارت است از: تعریف این واژه به «منسوخ»، «حروف مقطعه»، «آن­چه باید به آن معتقد بود، ولی عمل نکرد»، «جنبه عملی دستورات که می­تواند از یک مذهب تا مذهب دیگر فرق کند» و «آیاتی که می‌توانند به بیش از یک صورت تأویل شوند» (EQ,2001,71-75).

روشن است که دو مورد نخست، به فرض صحت، مصادیق آیات متشابه می‌باشند نه تعریف. در خصوص سه مورد آخر هم باید گفت این سه، درصد کمی از تعاریف موجود را تشکیل می­دهند، چنان که علامه طباطبائی6 ذیل آیه 7 سوره آل عمران 16 مورد از این تعاریف را آورده و نقد نموده است (طباطبایی، المیزان، 1417: 3/ 32ـ40). نویسنده مقاله در «هستی و چیستی محکم و متشابه» نیز مهم­ترین نظرها را مطابق سیر تاریخی دسته­بندی کرده و به نقد کشیده است (فاکر میبدی، «هستی و چیستی محکم و متشابه»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، 1387: 9).

به تعاریف سه­گانه فوق نیز اشکالاتی دیگر وارد است: در تعریف اول، یعنی «آنچه باید به آن معتقد بود، ولی عمل نکرد»، مقصود آیات منسوخه هستند که دوران عمل به آنها به پایان رسیده است. اما علامه6 این تعریف را این­گونه نقد می­کند که حتی اگر این نظر درست باشد، دلیلی ندارد که متشابهات منحصر در آیات منسوخ باشد؛ زیرا خصوصیات آیات متشابه (یعنی فتنه­جویی و تأویل­یابی در پیروی از آنها) در بسیاری از آیات غیرمنسوخه نیز هست، مانند آیات مربوط به صفات و افعال خدا (طباطبایی، المیزان، 1417: 3/34).

در مورد تعریف دوم یعنی «جنبه عملی دستورات که می­تواند از یک مذهب تا مذهب دیگر فرق کند»، باز یکی از خصایص آیات متشابه یعنی قابلیت فتنه­انگیزی مفقود است؛ چراکه اگر چنین باشد، آیات احکام (جنبه عملی دستورات) به دلیل فتنه‌انگیزی شایسته پیروی نیستند!

در نقد سومین تعریف نیز که به شافعی نسبت داده شده است، علامه می­گوید: اولا در این وجه، کاری صورت نگرفته و تنها لفظ متشابه با «آیه­ای که چند وجه از تأویل را تحمل کند» تبدیل کرده است. ثانیاً در این وجه، تأویل را به معنای تفسیر گرفته است و در این صورت، علم به تأویل آیات متشابه مختص به خدا یا خدا و راسخان در علم نیست؛ زیرا آیات قرآن یکدیگر را تفسیر می­کنند و مؤمن و کافر و راسخان در علم و اهل زیغ همه در فهم آیات قرآن یکسان هستند (همان، 3/36).

علاوه بر آنچه گفته شد، این نکته را نیز باید افزود که سه تعریف فوق از آموزه­های اختصاصی شیعه نیستند؛ برای نمونه، از رأی علامه طباطبایی که در پایان نقد آرای دیگران مطرح نموده، سخنی به میان نیامده است. علامه معتقد است آیات متشابه به گونه­ای است که مقصود از آن برای شنونده روشن نیست و چنان نیست که شنونده به محض شنیدن آن، مراد از آن را درک کند، بلکه در اینکه منظور کدام معناست، تردید می­کند و تردیدش تا زمانی که به آیات محکم رجوع نکند، برطرف نمی­شود (همان، 3/21)؛ بنابراین، نقش آیات محکم، تحدید دلالت­های آیات متشابه است و این چیزی است که از بيانات ائمه اطهارD به دست مي­آيد. علامه در این باره می­گوید: «آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيتD به دست مي­آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معناى آيه‏اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‏اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‏اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است، چنان كه آيه Pالرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىO (طه/ 5) و آيه Pوَ جاءَ رَبُّكَO (فجر/ 22) ظاهرند در جسميت و ماديت، ولى با ارجاع اين دو آيه به آيه كريمه Pلَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌO (شورى/ 11) معلوم مي­شود مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده، معنایى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان» (طباطبایی، قرآن در اسلام، 1353: 50ـ51).

2. خلط میان متشابه لفظی و متشابه معنایی

از مطالب این مدخل برمی­آید که نویسنده میان تشابه لفظی و معنایی خلط کرده است. این نکته را در جای جای مقاله می‌توان یافت؛ برای مثال می­گوید: «ارتباط بین دو جزء قرآن (محکم و متشابه) بسته به معنایی که به کلمه «متشابه» نسبت داده شده معین می­شود؛ چراکه در ادبیات تفسیری تعاریف مختلفی برای آن ارائه شده است. معنای «مشابه» برای مستند کردن ماهیت اعجازی قرآن مورد استفاده قرار می­گیرد. از سوی دیگر، تفسیر این کلمه به «چندپهلو» دلالت گسترده­تری داشته و بر سه موضوع اصلی قرآنی تأثیر می‌گذارد...».[17]

هر چند که در قرآن کریم، واژه متشابه به هر دو معنا به­کار رفته است، اما مقصود از آیات متشابه لفظی که قرآن­پژوهان با عناوینی مانند «تصریف الآیات» و «اسرار التکرار» به آن پرداخته­اند، آیاتی است که بیشتر الفاظ آنها شبیه به یکدیگر بوده و در عین حال تفاوت­هایی در تقدیم و تأخیر، زیادت و نقصان، تعریف و تنکیر، ایجاز یا اطناب و ... دارند و یک مفهوم و مقصود را به صورت­های گوناگون مطرح می­کنند (حسینی و رضایی کرمانی، «پژوهشی درباره آیات متشابه لفظی قرآن کریم»، علوم قرآن و حدیث، 1387: 81). اما وقتی این کلمه مقابل واژه محکم قرار می­گیرد، مقصود، وصف معانی آیات قرآن است؛ یعنی معنای ظاهر مدلول کلام نیست.

دلیل این سخن آن است که آیات متشابه لفظی، ویژگی مورد شک و شبهه قرار گرفتن را که جزو ویژگی­های آیات متشابه است، ندارد؛ برای مثال، دو آیه Pوَأَرْسِلْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَO (اعراف/ 111) و Pوَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَO (شعراء/ 36) جزو متشابهات لفظی قرار کریم به شمار می‌روند، اما کسی درباره وجه معنایی دو آیه به تردید نمی­افتد، ضمن آنکه قرآن کریم یکی از ویژگی­های آیات متشابه را قابلیت فتنه­انگیزی می­داند، حال آنکه آیات متشابه لفظی یا آیات متکرر، به علت تشابه در لفظ چنین قابلیتی را ندارند.

البته این سخن غیر از بحث امکان تفکیک لفظ و معنا از یکدیگر است؛ چراکه در تشابه معنایی نیز به هر حال لفظ به گونه­ای است که قابلیت انتقال مراد جدی گوینده را ندارد؛ بنابراین، در بحث محکم و متشابه نیز هم لفظ و هم معنا دخیل هستند، اما نقش لفظ در تشابه آیات متشابه نه بدین جهت است که در آیات دیگری تکرار شده است، بلکه از آن جهت است که لفظ گنجایش معانی والا را ندارد. نویسنده به دلیل همین اشتباه، مطالبی را بیان می­کند که جایگاهش در بحث «تشابه لفظی» است، مانند رابطه بین آیات مشابه و اعجاز. البته این اشتباهی نیست که تنها نویسنده این مقاله مرتکب آن شده باشد، بلکه در برخی آثار که بیشتر از گروهی از تابعیان نقل شده است، خلطی میان متشابه در آیه 7 سوره آل عمران و متشابه در آیه 23 سوره زمر رخ داده است (شاکر و فخاری، «بررسی سیر تاریخی روایات، آثار و دیدگاه‌ها در محکم و متشابه»، علوم حدیث، 1389: 58)؛ بنابراین، ممکن است وحدت عناوین در دو بحث متشابه لفظی و متشابه معنایی به چنین خلطی منجر شده باشد.

3. ذکر مصادیق نادرست برای آیات متشابه

لی کینبرگ در خلال بحث­های خود به نقل از منابع اهل تسنن، مصادیقی را برای آیات متشابه برمی­شمرد؛ برای نمونه، به یکی از این موارد اشاره می­شود. وی در بخشی از مقاله خود می­گوید: «تقریبا تمام مفسران حروف اسرارآمیز قرآن (فواتح یا اوائل السور) را به عنوان آیات متشابه شناسایی کرده­اند (مثل تفسیر طبری). اینها حروفی هستند که در ابتدای سوره‌های معینی آمده و معنای آنها ناواضح است».[18]

وی در جای دیگری از مقاله می­گوید: «موضوعات زیادی ذیل عنوان متشابهات ذکر شده­­اند: روز رستاخیز، ظهور دجال قبل از آخر الزمان، بازگشت مسیح و روز پیش­گویی شده که خورشید از مغرب برمی­آید و مثال­های دیگر».[19]

در خصوص حروف مقطعه، هرچند که بسیاری به متشابه بودن این آیات معتقدند،[20] با توجه به خصوصیاتی که گفته شد، به نظر می­رسد که حروف مقطعه از حوزه متشابهات قرآن خارج است. به این معنا که آیه 7 سوره آل‌‌عمران بر منحصر بودن آیات قرآن در دو قسم محکم و متشابه دلالتی ندارد. این مطلبی است که در منابع اهل تسنن نیز به آن اشاره شده است.[21]

از سوی دیگر، در تعریف اصطلاحی آیات متشابه گفته شد: آیات متشابه آیاتی هستند که اولاً وجوه معنایی متعدد داشته باشد، ثانیاً وجه صحیح مورد شک و شبهه باشد، ثالثاً وجوه نادرست به گونه­ای باشد که قابلیت فتنه­انگیزی داشته باشد. لکن ملاحظه می­شود که در حروف مقطعه هر سه خصیصه مفقود است. علامه طباطبایی6 در این خصوص می­گوید: «بايد توجه داشت كه در آيه كريمه، آيات متشابهه را به نام متشابه در مقابل محكم خوانده و لازمه اين تسميه اين است كه آيه نامبرده مدلولى از قبيل مدلولات لفظى داشته باشد. نهايت اينكه مدلول واقعى با غيرواقعى مشتبه شود و حروف مقطعه فواتح سور مدلول لفظى اين طورى ندارند. علاوه بر اين، ظاهر آيه اين است كه جمعى از اهل زيغ و انحراف از آيات متشابهه در اضلال و تفتين مردم استفاده مي‌كنند و در اسلام شنيده نشده است كسى از حروف مقطعه فواتح سور چنين استفاده تأويلى بنمايد ... و اما حروف مقطعه فواتح سور اصلاً مدلول لفظى لغوى ندارند و بدين سبب از مقسم محكم و متشابه بيرونند» (طباطبایی، قرآن در اسلام، 1353: 9ـ47).

البته مصادیق دیگری همچون زمان وقوع قیامت، ظهور دجال و ... که در مقاله به عنوان مصادیق آیات متشابه مطرح شده­اند نیز قابل بررسی و نقد هستند. به طور خلاصه می­توان گفت این آیات از متشابهات به شمار نمی­روند، چراکه بیان زمان قیامت یا ظهور دجال اصلاً جزو مقاصد آیه، نیست که بگوییم ابهام در آن موجب تشابه می­شود؛ بنابراین، مفاد این­گونه آیات روشن بوده و اشتباهی در فهم رخ نمی­دهد (ناصحیان، «تأویل و راسخان در علم»، آموزه‌های فقهی (الهیات و حقوق)، 1383: 11).

4. عوامل و فواید وجود آیات متشابه

در مقاله مورد بحث، درباره فلسفه و چرایی وجود آیات متشابه و نیز فواید وجود این آیات که از مهم­ترین مباحث در موضوع متشابهات است، به طور مستقل سخنی به میان نیامده است، لکن در خلال مطالب به نکاتی در این خصوص اشاره شده است، از جمله:

ـ «همبستگی میان آیات متشابه و فتنه، در بحث فلسفه وجود آیات متشابه در قرآن ذکر شده است: خدا آنها را نازل کرده تا مردم را آزمایش کند، آنهایی که آیات متشابه را دنبال نمی­کنند به عنوان معتقدان راستین پاداش داده خواهند شد، در حالی که آنهایی که آیات متشابه را پیروی می­کنند گمراه خواهند شد».[22]

ـ «در صورتی که قرآن تنها از آیات محکم تشکیل شده بود، هیچ نیازی به توسعه دانش تفسیر قرآن وجود نداشت».[23]

ـ «اگر تمام آیات برای همگان واضح بود، اختلاف توانایی­های انسان بروز نمی­کرد. افراد درس خوانده و جاهل برابر می‌بودند...»[24]

ـ «ابهام آیات متشابه، مؤمنان را به تفسیر آنها در بیش از یک راه قادر می‌سازد. این بدین معناست که قرآن با بیش از یک رویکرد در یک موضوع سازگار است و اینکه گرایش‌های مختلف در اسلام محتملاً انعکاس ایده‌هایشان را در قرآن می‌یابند. این مسأله، به متن مقدس اجازه می­دهد که به عنوان منبعی از پاسخ‌ها و راه­حل‌ها برای هر مشکل در هر زمانی به کار رود و یکی از وجوه اصلی ماهیت/ طبیعت اعجازآمیز قرآن را نشان می‌دهد».[25]

بنابراین، ملاحظه می­شود که از عوامل تشابه در قرآن سخنی به میان نیامده است، به بیان دیگر، قبل از صحبت درباره فواید وجود آیات متشابه، بایستی از عوامل ظهور چنین آیاتی بحث نمود. نخستین و مهم­ترین عامل وجود تشابه در قرآن، «ضیق اللغه و سعة المعنی» است؛ بدین معنا که واژه­ها و عبارات در هر زبانی از جمله زبان عربی که قرآن به آن زبان نازل شده است محدود است. از سوی دیگر، استفاده از واژه­هایی که در یک زبان وضع نشده است، از سوی هیچ متکلمی پذیرفته نیست. قرآن کریم نیز از این مقوله مستثنا نیست؛ لذا مبانی ژرف قرآن، گاهی در قالب واژگان زبان عرب نمی­گنجد؛ بنابراین، گریزی نیست از اینکه از صراحت آن معانی کاسته شود (معرفت، التمهید فی علوم القرآن، 1415: 3/9؛ شاکر و فخاری، «بررسی سیر تاریخی روایات،‌ آثار و دیدگاه‌ها در محکم و متشابه»، علوم حدیث، 1389: 58).

غیر از این عامل، عوامل دیگری نیز برای دخول آیات متشابه در قرآن ذکر شده است؛ از جمله کاربست صنایع ادبی و بلاغی (موسوی زاده، 1389)، متنوع شدن آرای کلامی در اثر پدید آمدن مکاتب مختلف عقیدتی (همان)، تغییر معانی اصطلاحی واژه‌ها در گذر زمان (شاکر و فخاری، همان) و ... .

با این توضیحات روشن می­شود که در خصوص راز وجود تشابه در قرآن، جایی برای «توسعه دانش تفسیر»، «روشن شدن درجه تفاوت افراد» و «تأیید ضمنی تعدد مذاهب» که نویسنده مقاله ذکر کرده است، باقی نمی­ماند؛ چراکه از وجود تشابه در برخی از آیات قرآن کریم گریزی نیست. هرچند ممکن است برخی از آنچه مفسران در حکمت وجود آیات متشابه گفته­اند، در طول عوامل اصلی حاصل آید، لیکن حتی اگر چنین فوایدی بر آیات متشابه مترتب نبود، باز چنین آیاتی در قرآن کریم یافت می­شد.

در مورد وجه آخر (یعنی تأیید ضمنی مذاهب گوناگون) نقد دیگری نیز وارد است و آن اینکه هرچند به عقیده برخی از مفسران، در طول تاریخ اسلام، فرقه­های گمراه در میان مسلمانان با تمسک به آیات متشابه سعی بر حق نشان دادن عقاید باطل خود داشته­اند (طباطبایی، المیزان، 1417: 3/41)[26]، اما این به معنای صحه گذاردن قرآن کریم بر این عقاید باطل و فرقه­های منحرف نیست؛ چراکه قرآن کریم برای حل نارسایی معنایی آیات متشابه راه ­حل معرفی نموده است؛ بدین معنا که برای رفع تشابه آیات متشابه بایستی به آیات محکم رجوع نمود. مبنای درستی این ارجاع نیز راسخان در علم هستند که قرآن کریم آنها را عالم به تأویل آیات قرآن کریم معرفی می­نماید. یعنی نقش راسخان فی العلم در خصوص متشابهات اولاً مشخص نمودن آیات متشابه و ثانیاً آموزش چگونگی ارجاع آیات متشابه به محکم است. شاید به همین دلیل برخی، دلیل وجود آیات متشابه را در «آزمایش بودن این نوع از آیات در رجوع به مفسران خاص» جست‌وجو کرده­اند (موسوی زاده، «تأمیلی دوباره در راز وجود آیات متشابه و محمل در قرآن کریم»، معرفت، 1389: 152).

5. جواز تفسیر آیات متشابه

خانم لی کینبرگ بخش جالب توجهی از مقاله خود را به بحث جواز تفسیر آیات متشابه اختصاص داده است. وی در این باره، دو دیدگاه متناقض را آورده و دلایل هر یک را نیز بیان کرده است. وی در بیان دلایل قائلان به تفسیرپذیری این آیات، ابتدا نقد آنان را به «امکان تحریف معنای آیات متشابه و در نتیجه گمراه شدن مؤمنان» که از سوی دیدگاه مقابل مطرح شده است، می­آورد: «آیه محکم با تفسیر کردن آیه متشابه، هرگونه فهم نادرستی را که می­تواند انسان مؤمن را گمراه کند، از بین می­برد؛ بنابراین، هنگامی که انسان مؤمن از آیه محکم برای فهم آیه متشابه کمک می­گیرد، راهش را به سوی اعتقاد صحیح پیدا می‌کند. وقتی که آیه­ای متشابه در راستای آیه محکم تفسیر نشده باشد، کسانی که به این تفسیر اعتماد و تکیه کرده­اند، گمراه خواهند شد».[27]

سپس می­افزاید: «بنابراین ابهام آیات متشابه، احساس نیازی در جهت موشکافی آنها ایجاد کرده است. در صورتی که قرآن فقط از آیات محکم تشکیل شده بود، هیچ نیازی برای توسعه دانش تفسیر قرآن وجود نداشت. اگر تمام آیات برای همگان واضح بود، اختلاف توانایی­های انسان بروز نمی­کرد و افراد درس خوانده و جاهل برابر می­بودند و تلاش­های روشنگرانه متوقف می­شد».[28]

هرچند این دلایل از سوی عده­ای از دانشمندان مسلمان مطرح شده است، دلایل بسیار متقن­تری وجود دارد که نویسنده از آنها غفلت نموده است.

منشأ این نظر که علم به متشابهات مختص به خداوند متعال است، در بسیاری از موارد، مستأنفه دانستن «واو» در عبارت [Pوَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِO از آیه] Pوَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَاO (آل‌عمران/ 7) است. اما این استدلال به دلایل مختلف تام نیست؛ زیرا این آیه در مقام بیان ضابطه کلی در ارجاع متشابهات به محکمات است؛ لذا یا لازم است راه­های ارجاع متشابه به محکم را بیان کند، یا افراد متخصص را جهت مراجعه معرفی نماید. از آنجا که راه اول تبیین نشده است، خداوند حکیم راه دوم را اختیار نموده و مردم را در علم به متشابهات به راسخان در علم ارجاع داده است. اما اگر هیچ یک از آن دو بیان نشده باشد، لازم می­آید که آیه مورد بحث، خود از متشابهات باشد؛ چرا که در این صورت دلالت آیه کفایت لازم را ندارد (ردایی کلارستاقی، «قرآن و مرجعیت علمی اهل بیتD در تأویل»، قبسات، 1389: 57).

ضمن آنکه حتی با فرض استینافیه بودن «واو»، از آنجا که حصر موجود در آیه حصر اضافی است، نمی­تواند دلیل بر عدم آگاهی راسخان در علم باشد؛ زیرا دلایل متعدد عقلی و نقلی بر عدم حقیقی بودن حصر دلالت دارد. از جمله این دلایل می­توان به نقش هدایتگری تمامی آیات قرآن کریم اعم از محکم و متشابه اشاره نمود؛ چراکه در صورت انحصار این علم به راسخان در علم، لازم می­آید که آیات متشابه فایده­ای جز قرائت الفاظ و حروف نداشته باشند و خارج از حوزه هدایتگری قرآن کریم باشند. در صورتی که قرآن کریم خود را Pهُدىً لِلنَّاسِO (بقره/ 185) معرفی می­کند. در این صورت، این آیات به عنوان وسیله­ای برای فساد در دین به دست مفسدان می­افتاد. ولی قاعده لطف حکم می­کند که امکان جلوگیری از فتنه جویان به وسیله علم به این آیات وجود داشته باشد (معرفت، التمهید فی علوم القرآن، 1415: 3/36؛ ردایی کلارستاقی، همان). البته هدایتگری کتاب بدین معنا نیست که تمامی افراد می­توانند با مراجعه به قرآن به علم این­گونه آیات پی ببرند، بلکه متخصصان فن و مفسران خاص هستند که عهده­دار این مهم هستند.

علاوه بر آنچه ذکر شد، دلایل دیگری نیز در خصوص عدم انحصار دانش متشابهات به خداوند متعال اقامه شده است؛ از جمله برهان سیاقی[29]، دستور به تدبر تمامی آیات[30]، دأب مفسران در تفسیر آیات متشابه[31]، روایات صحیح دال بر علم راسخان در علم نسبت به تمامی آیات قرآن کریم[32] و... که توجه به آنها در اتخاذ دیدگاهی خاص در خصوص علم به آیات متشابه و اجازه تفسیر آنها مهم بوده و جای خالی آنها در مدخل مورد بحث احساس می­شود.

نتیجه‌

مدخل[y3] «تشابه» از دایرة ­المعارف قرآن لیدن، دارای محاسن و معایبی به لحاظ ساختاری است. از جمله محاسن ساختاری این مدخل، می­توان به عنوان مناسب، مستند بودن مطالب و لحن گزارشی اشاره کرد. از طرفی معایبی همچون جامع نبودن مطالب و عدم ارجاع به منابع شیعی از ضعف­های ساختاری این مدخل است. به دلیل مورد اخیر، یعنی عدم مراجعه مؤلف به منابع شیعی، مطابقت کاملی میان مطالب این مدخل با دیدگاه­های شیعه نمی­توان یافت.

این مدخل به لحاظ محتوایی نیز دارای نقاط قوت و ضعفی است. استفاده از ترجمه مناسب آیات قرآن کریم و ذکر دیدگاه‌های مختلف و بیان دلایل هریک در زمره نکات مثبت این مدخل به شمار می­رود. در مقابل، خلط میان تشابه لفظی و معنایی، مصادیق اشتباه آیات متشابه و عدم توجه به دلایل متقن در خصوص چرایی وجود آیات متشابه و ... را می­توان به عنوان معایب محتوایی این مدخلِ نام برد.


پی­نوشت­ها

[1] GanDemmenMcoAuliffe.

[2] GlaudGiliot

[3] William Graham

[4] WadadKadi

[5] Andrew Rippin

[6] Leah Kinberg

[7] Hebrew university

[8] Michigan university

[9] Calgary university

[10] New South Wails university

[11] Simon Frazer university

[12] Wake Forest university

[13] البته برخی در صراحت آیه در قابلیت فتنه­انگیزی تمامی آیات متشابه تردید کرده­اند (ر.ک: فرهی، محمد مهدی، بازپژوهی مراد از آیات محکم و متشابه).

[14] The Muhkam are defined as independent verses that need no explanation (Mawardi, Nukat, i, 396; Ibn al-Jawzi, Zad, i, 350; Abu Hayyan, Bahr, ii, 381): EQ, p75.

[15]...the mutashabih are those that may be interpreted in more than one way (Tabari, Tafsir, iii, 115-6; al-Jassas, Ahkam, ii, 281; Mawardi, Nukat, i, 396; Wahidi, Wasit, i, 413-4; Baghawi, Ma'alim, i, 427; Tabarsi, Majma', ii, 15; Qurtubi, Jami', iv, 10; Suyuti, Itqan, iii, 4; Shawkani, Tafsir, i, 314): EQ, p 73

[16]...the mutashabih are those that may be interpreted in more than one way (Tabari, Tafsir, iii, 115-6; al-Jassas, Ahkam, ii, 281; Mawardi, Nukat, i, 396; Wahidi, Wasit, i, 413-4; Baghawi, Ma'alim, i, 427; Tabarsi, Majma', ii, 15; Qurtubi, Jami', iv, 10; Suyuti, Itqan, iii, 4; Shawkani, Tafsir, i, 314): EQ,p 73

[17] The relation between the two components of the Qur'an is governed by the meaning ascribed to the word mutashabih, for which the exegetical literature offers a variety of definitions. The meaning of "similar" is used to document the miraculous nature of the Qur'an. On the other hand, the term interpreted as "ambiguous" has wider implications and bears upon three qur'anic issues...: EQ, p 70.

[18] Almost every commentator identifies the "mysterious letters" (fawatih - or awa'ilal-suwar, see LETTERS AND MYSTERIOUS LETTERS) of the Qur'an as mutashabih (e.g. Tabari, Tafsir, iii, II6-7). These are the letters that occur at the beginning of certain suras and whose meaning is unclear: EQ, p 75.

[19] ... several topics defines as mutashabih are mentioned: resurrection day, the appearance of the Antichrist befor the end of days, the return of Christ and the prophesied day the sun will rise in the west, among others: EQ, p 73.

[20] برای مثال، زرقانی در مناهل العرفان حروف مقطعه را جزو متشابهات برشمرده است: واعلم أن فى مقدمة هذا القسم فواتح السور المشهورة؛ لأن التشابه و الخفاء فى المراد منها (زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، 2/ 175).

[21] رک: زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، 2/ 199؛ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، 1/ 592.

[22] The correlation between the mutashabih verses and dissention was also mentioned in the discussion of the reasons for the existence of the mutashabih in the Qur'an: God revealed them to test the people. Those who do not follow the mutashabih will be rewarded as true believers, while those who follow them will go astray: EQ, p 74.

[23] Had the Qur'an consisted only of muhkamverses, there would have been no need for the science of the interpretation of the Qur'an to develop: EQ,p75.

[24] Had every verse been clear to everyone, the difference in people's abilities would not come to the fore. The learned ('alim) and the ignorant (jahil) would have been equal...: EQ, p 75.

[25] The ambiguity of the mutashabih verses enables believers to interpret them in more than one way. This means that the Qur'an accommodates more than one approach to a given issue and that different trends in Islam are likely to find their ideas reflected in the Qur'an. This allows the holy text to serve as a source of answers and solutions to any problem at any time and represents one of the central aspects of the miraculous nature of the Qur'an: EQ, p 76.

[26] برای مثال، فرقه­های معتقد به الهیات تشبیهی، طبعتاً آیات تشبیهی را محکم و آیات تنزیهی را متشابه می­گیرند؛ لذا آیات تنزیهی را به گونه­ای تفسیر یا تأویل می­کنند که با آیات به زعم خود محکم همساز شود (برای مطالعه بیشتر، ر.ک: گذشته، ساز و کار تفسیر محکم و متشابه از دیدگاه معرفت­شناسی کلامی).

[27] The Muhkam, by interpreting the Mutashabih, clears away any misunderstanding that might mislead the believer. It thus can happen that when a believer consults a Muhkam to understand an ambiguous Mutashabih, he finds his way to the true faith. When a Mutashabih is not interpreted in accordance with a Muhkam, those who rely on it will go astray: EQ, p 75.

[28] Thus the ambiguity of the Mutashabih creates the need to scrutinize them. Had the Qur'an consisted only of Muhkam verses, there would have been no need for the science of the interpretation of the Qur'an to develop. Had every verse been clear to everyone, the difference in people's abilities would not come to the fore. The learned ('alim) and the ignorant (jahil) would have been equal and intellectual endeavor would cease: EQ, p 75.

[29] به معنای استدلال بر عاطفه بودن «واو» با توجه به سیاق آیه 7 سوره مبارکه آل عمران، ر.ک: ردایی کلارستاقی، قرآن و مرجعیت علمی اهل بیتD در تأویل.

[30] اشاره به آیه 82 سوره مبارکه نساء: ر.ک: طباطبایی، قرآن در اسلام، 14.

[31] «و نحن لم نر المفسرین الی هذه الغایه توقفوا عن شیء من القرآن فقالوا هو متشابه لا یعلمه الا الله ...»: زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، 2/ 203.

[32] ر.ک: اعرابی، نکاتی باریک تر از مو ( ملاحظاتی بر مقاله تفسیر معناشناسانه آیه محکم و متشابه)

 

 

 

منابع

  1. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دار صادر، چاپ سوم، بی­تا.

2. اعرابی، غلامحسین، نکاتی باریک تر از مو (ملاحظاتی بر مقاله تفسیر معناشناسانه آیه محکم و متشابه)، پژوهش دینی، شماره 20، بهار و تابستان 1389ش.

3. اقبال، ابراهیم، فرهنگ نامه علوم قرآنی، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1389ش.

4. حجتی، سید محمد باقر و ابراهیم اقبال، «پیشگامان نگارش در علوم قرآن»، پژوهش­نامه قرآن و حدیث، شماره 2، تابستان 1386.

5. حسینی، بی بی زینب و محمد علی رضایی کرمانی، «پژوهشی درباره آیات متشابه لفظی قرآن کریم»، علوم قرآن و حدیث، شماره 81، پاییز و زمستان 1387ش.

6. دخت عصمتی، محدثه، کلیات درباره دایرة المعارف، اطلاع یابی و اطلاع رسانی، شماره 4، بهمن 1386.

  1. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، بیروت: دار القلم، بی­تا.
  2. رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران: امیر کبیر، چاپ سوم، 1369ش.

9. رحمان­دوست، مجتبی، تفاسیر قرآن کریم (مقدمه­ای برای مفتاح التفاسیر)، تهران: حوا، چاپ سوم، تابستان 1391ش.

10. ردایی کلارستاقی، حسین، قرآن و مرجعیت علمی اهل بیتD در تأویل، قبسات، شماره 57، پاییز 1389ش.

11. رضایی اصفهانی، محمد علی، بررسی دائرة ­المعارف قرآن لیدن، قرآن‌پژوهی خاورشناسان، شماره 1، پاییز و زمستان 1385ش.

12. زبیدی، محمد بن محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت: دار الفکر، بی­تا.

13. زرقانی، محمدعبدالعظيم‏، مناهل العرفان فی علوم القرآن، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی­نا، بی­تا.

14. زرکشی، محمد بن عبدالله، البرهان فی علوم القرآن، بیروت: دار المعرفه، 1410ق.

15. سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت: دار الکتب العربی، چاپ دوم، 1421ق.

16.  شاکر، محمد کاظم؛ فخاری، سعید، بررسی سیر تاریخی روایات، آثار و دیدگاه­ها در محکم و متشابه، علوم حدیث، شماره 58، زمستان 1389ش.

17. طالقانی، سید عبد الوهاب، علوم قرآن و فهرست منابع، قم: دار القرآن الکریم، بی­نا، 1361ش.

18. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417ق.

19. طباطبایی، سید محمدحسین، قرآن در اسلام، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1353ش.

20. فاکر میبدی، محمد، هستی و چیستی محکم و متشابه، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، شماره 9، 1387ش.

21. فرهی، محمد مهدی، «بازپژوهی مراد از آیات محکم و متشابه»، حسنا، شماره 12، بهار 1391ش.

22. فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، بیروت: دار الکتب العلمیه، بی­تا.

23. گذشته، ناصر، «ساز و کار تفسیر محکم و متشابه از دیدگاه معرفت­شناسی کلامی»، مقالات و بررسی‌ها، شماره 87 (دفتر دوم)، زمستان 1382ش.

24. معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، قم: موسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم، 1415ق.

25. مودب، سید رضا و سید محمد موسوی مقدم، « نقد دائرة­ المعارف قرآن لیدن بر اساس آراء و مبانی شیعه»، شیعه‌شناسی، شماره 23، پاییز 1387ش.

26.  موسوی زاده، سید محمد حسین، تأملی دوباره در راز وجود آیات متشابه و مجمل در قرآن کریم، معرفت، شماره 152، مرداد 1389ش.

27. ناصحیان، علی اصغر، «تأویل و راسخان در علم»، آموزه­های فقهی (الهیات و حقوق)، شماره 11، بهار 1383ش.

28.  Leah, Kinberg, Ambiguous, Encyclopedia of Quran (EQ), volume1, Leiden: Brill, 2001.

29.  Dr. Leah Kinberg, (n.d.)., Retrieved from

<http://college.wfu.edu/religion>.

 


*. تاریخ دریافت: 30/2/93 و تاریخ تأیید: 1/7/93 .

**. عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

***. دانش‌آموخته کارشناسی ارشد علوم قرآنی، دانشگاه علوم و معارف قرآن تهران این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید


[y1]ساختار مقاله اصلاح شد.

[y2]ارزیاب محترم، فرموده بودند که تعریف مقبول از متشابه باید تبیین شود.

توضیح: در بخش معنای اصطلاحی واژه متشابه این کار صورت گرفته است

[y3]نتیجه 1 و 3 ادغام شد و نتایج از حالت شماره گذاری خارج گردید